حجتالاسلام والمسلمین محمدرضا عابدینی با تأکید بر ضرورت بازطراحی شاخصهای ارزیابی فعالیتهای تدبری، گفت: اگر غایت فعالیتهای قرآنی، تحقق قرآن در زندگی است، باید میزان موفقیت دورههای آموزشی، تربیت مربی، پژوهشها و گفتمانسازیها را با میزان تأثیر آنها بر رفتار و عمل انسانها سنجید.
به گزارش ایکنا، ششمین جلسه ستاد ملی راهبری تدبر در قرآن کریم، امروز ۳۱ مردادماه با حضور اعضای حقیقی و حقوقی این ستاد و جمعی از صاحبنظران و فعالان حوزه تدبر در قرآن در سازمان دارالقرآن برگزار شد.
حجتالاسلام والمسلمین محمدرضا عابدینی، پژوهشگر حوزه و مدرس حوزه علمیه در این جلسه با تأکید بر ضرورت عبور فعالیتهای قرآنی از مرحله آموزش و گفتمانسازی و رسیدن به عرصه عمل، اظهار کرد: اگر نگاه ما در فعالیتهای تدبری این باشد که همه این اقدامات مقدمهای برای رسیدن قرآن به متن زندگی و عملیاتی شدن معارف آن است، باید شیوه ارزیابی برنامههایمان را نیز بر همین اساس بازطراحی کنیم.
وی افزود: امروز بخش قابل توجهی از برنامههایی که در حوزه آموزش، پژوهش و فعالیتهای قرآنی انجام میشود، در نهایت به گفتمانسازی منتهی میشود؛ در حالی که گفتمانسازی نیز در مرحله نخست، امری ذهنی است. اگر هدف نهایی ما این باشد که قرآن نه فقط در ذهن و ادبیات افراد، بلکه در نظام مصداقی و متن زندگی آنان دیده شود، باید همه این برنامهها را مقدمه بدانیم نه غایت.
عابدینی ادامه داد: البته اینکه یک مفهوم قرآنی وارد ذهن انسان شود و در نظام فکری او جای بگیرد، اتفاق ارزشمندی است، اما مسئله اصلی این است که این فهم چگونه در رفتار و زندگی ظهور پیدا کند؛ بنابراین باید ببینیم هر برنامه، دوره آموزشی، فعالیت پژوهشی، گفتمانسازی و تربیت مربی، تا چه اندازه توانسته است قرآن را به مرتبه عمل نزدیک کند.
این پژوهشگر حوزه با استفاده از یک مثال برای تبیین این موضوع، گفت: اگر درون خانهای نورافکنی روشن شود، میزان روشنایی آن را میتوان از پنجرههای خانه مشاهده کرد. اعمال و رفتار انسان نیز همان پنجرههایی هستند که نشان میدهند آنچه در ذهن و جان او شکل گرفته، تا چه اندازه به عرصه عمل راه پیدا کرده است.
وی با اشاره به آیه «قُلْ کُلٌّ یَعْمَلُ عَلَىٰ شَاکِلَتِهِ»، اظهار کرد: ما باید در کنار شاکلهسازی، به ظهور این شاکله در عمل نیز توجه کنیم. اگر کار ما صرفاً در مرحله شکلدهی ذهن و شاکله متوقف شود، هنوز قرآن به مصداق و عمل نرسیده است. هدف باید این باشد که آنچه در ذهن و شخصیت فرد شکل میگیرد، خود را در رفتار و انتخابهای او نشان دهد.
عابدینی با تأکید بر ضرورت بازنگری در شیوه ارزیابی فعالیتهای قرآنی گفت: امروز برای آموزش معلم، تربیت مربی، برگزاری کلاس و اجرای دورههای مختلف، شاخصهای متعددی داریم؛ اما باید یک شاخص اساسی دیگر را نیز در ارزیابیها وارد کنیم و آن این است که این کلاسها، مربیسازیها و برنامهها تا چه اندازه به مرتبه عمل منجر شدهاند.
وی ادامه داد: اگر هدف نهایی ما ظهور قرآن در زندگی است، باید میزان موفقیت برنامهها را با همین شاخص بسنجیم. ممکن است تعداد زیادی دوره برگزار کرده، معلمان و مربیان بسیاری تربیت کرده و گفتمان قرآنی را توسعه داده باشیم، اما سؤال اساسی این است که چه میزان از این فعالیتها در رفتار و سبک زندگی افراد ظهور پیدا کرده است.
مدرس حوزه علمیه با اشاره به سیره مسلمانان صدر اسلام در مواجهه با آیات قرآن، گفت: به نظرم باید در این زمینه به نمونههای صدر اسلام با دقت بیشتری مراجعه کنیم و ببینیم مسلمانان نخستین چگونه آیات قرآن را پس از نزول به عرصه عمل میآوردند. در آن دوره، آیهای که نازل میشد صرفاً موضوع گفتوگو و گفتمانسازی قرار نمیگرفت، بلکه تلاش میشد مضمون آن در رفتار و عمل جامعه ظهور پیدا کند.
وی افزود: این مسئله میتواند برای طراحی فعالیتهای امروز ما یک الگو باشد. یعنی آموزش و گفتمانسازی انجام شود، اما این مراحل را نقطه پایان ندانیم؛ بلکه از ابتدا برنامه را به گونهای طراحی کنیم که مسیر آن از فهم و ادراک به سمت عمل و عینیتیافتن پیش برود.
عابدینی با بیان اینکه «از ذهن تا عمل» نیازمند طراحی متفاوتی است، تصریح کرد: نوع مواجههای که صرفاً با هدف ورود یک مفهوم به ذهن طراحی میشود، با برنامهای که از ابتدا میخواهد یک مفهوم را از ذهن به عمل منتقل کند، متفاوت است. اگر از ابتدا غایت را متعدی شدن فهم از ذهن به رفتار قرار دهیم، باید طراحی آموزشی، تربیتی، پژوهشی و حتی شاخصهای ارزیابی خود را متناسب با این هدف تغییر دهیم.
وی در پایان تأکید کرد: بسیاری از طراحیهای موجود حداکثر به دنبال آن هستند که یک مفهوم قرآنی را وارد ذهن مخاطب کنند، در حالی که باید از ابتدا به این بیندیشیم که چگونه این مفهوم در رفتار او جاری شود. اگر این تغییر رویکرد اتفاق بیفتد، فعالیتهای تدبری از گفتمانسازی صرف عبور کرده و به سمت تحقق قرآن در متن زندگی حرکت خواهد کرد.
انتهای پیام