مهرداد عباسی، عضو هيئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقيقات در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) به بحث در باب آثار مستشرقين پرداخت و در اين رابطه گفت: مفهوم «استشراق» يا شرقشناسی كه ترجمة اورينتاليسمِ انگليسی است، مثل هر مفهوم تاريخی ديگر نيازمند بررسی واژهشناسانه و اصطلاحشناسانه است.
وی اظهار كرد: بهعبارتی بايد به زمينهها و عوامل پيدايی اصطلاح استشراق و اسم فاعل آن يعنی مستشرق توجه داشت و نيز سير تطور معنايی و مصداقی آن را بررسی كرد. مسلماً بنا نيست كه در اينجا به مفهومشناسی استشراق بپردازيم، اما بايد توجه كنيم كه اين واژه به دلايل مختلف در جهان اسلام در دورهای تاريخی دارای بار معنايی منفی بوده است.
عباسی در ادامه گفت: اين واژه در ذهن و زبان بسياری از مسلمانان و حتی بزرگان و انديشهورزان مسلمان در دورهای يادآور فعاليتهای تبشيری و استعماری مسيحيان و سلطه غرب بر جهان اسلام بوده است. در ايران، جلال آل احمد تعابير معروفی در باب «شرقشناسی» دارد و شفيعی كدكنی نيز در مقدمه يكی از آثار قديمیاش مطلب جالب توجهی در مذمت «مستشرقان» آورده است.
اين پژوهشگر عرصه علوم قرآن و حديث افزود: يكی از مهمترين علل و عوامل در شكلگيری چنين تصوری در ايران در سالهای اخير، پژوهشهای ادوارد سعيد، محقق فلسطينیالاصل مقيم آمريكا و ديدگاههای محققان پيرو نظريه پسااستعماری او بوده كه كتابی با عنوان «شرقشناسی» به زبان عربی نوشت و بر بسياری از نويسندگان عرب اثر گذاشت.
وی گفت: اگر در نوشتههای عربی و فارسی هم دقت كنيد، آنجا كه نويسنده قصد رد يكسره آثار غربيان درباره اسلام را دارد، معمولاً از تعبير تحقيرآميز مستشرق برای توصيف محقق و نويسنده غربی استفاده میكند كه به سبب وجود اين پيشينه ذهنی در خوانندگان مسلمان، همين كار موجب تقويت موضع او میشود.
عضو هيئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقيقات بيان كرد: اين موضوع بحثی جدی را میطلبد كه خارج از حوصله اين مصاحبه است. اما خوانندگان علاقهمند را به مقالهای خوب ارجاع میدهم كه مروری اجمالی بر سير تاريخی استشراق كرده و به بررسی حوزه معنايی آن در ادوار مختلف تاريخی پرداخته است.
وی افزود: مدخل «المستشرقون» در ويرايش دوم دايرةالمعارف اسلام به قلم ژاك واردنبرگ، از استادان سرشناس حوزه مطالعات اديان و اسلام به اين موضوع پرداخته است كه اين مقاله را در دست ترجمه دارم و اميدوارم بتوانم بهزودی آن را منتشر كنم. اين توضيح مقدماتی از آنجهت لام است كه اگر آثاری را مدنظر بگيريم كه در سالها و دهههای اخير درباره اسلام و قرآن از جانب ناشران اروپايی و آمريكايی منتشر میشود، بايد پيشنهاد كنم كه به جای «آثار مستشرقان درباره قرآن» بهتر است از تعبير «مطالعات اسلامی در غرب» يا «مطالعات قرآنی در غرب» استفاده كنيم.
عباسی در پاسخ به اين پرسش كه منظورتان از تأكيد بر تعبير مطالعات اسلامی يا قرآنی در غرب چيست؟ گفت: ما بايد توجه داشته باشيم كه دستكم از چند دهه پيش به اين سو گفتمان تغيير كرده و ديگر با پديده استشراق مواجه نيستيم، بلكه مجموعه عظيمی از پژوهشها درباره اسلام و قرآن در دانشگاهها و مؤسسات پژوهشی غرب را در دست داريم كه در آنها گفتمان آكادميك در مطالعه اسلام غالب شده و عمده آثاری كه به دست ما میرسد، در قالب رسالههای دانشگاهی و پژوهشهای آكادميك است.
وی افزود: مراد من از «مطالعات قرآنی در غرب» مجموعه پژوهشهای آكادميك درباره قرآن به زبانهای اروپايی است. چنانچه بپذيريم اين پژوهشها چنين ويژگیای دارند، نتيجه ناگزير اين خواهد بود كه ما هم در مواجهه با آنها همان روشها و آدابی را به كار بگيريم كه صاحبان آن آثار در نگارش آنها استفاده كردهاند، يعنی امروزه در نقد و بررسی اين آثار بايد لحن جدلی و رديهنگارانه را كنار گذاشت و همان قواعد بازی را بهكار گرفت.
عباسی گفت: البته من منكر اين نيستم كه همين امروز هم در گوشهای از مغربزمين ممكن است افراد يا گروههايی باشند كه متعصبانه و به روشهای قرون وسطايی به نقد و رد اسلام و قرآن بپردازند، اما بديهی است كه اين رويكردهای جدلی خارج از دايره تعريف ما قرار میگيرند.
عباسی گفت: در مجموع، اين تصور كلی كه مطالعات اسلامی و قرآنی در دهههای اخير يكسره با اغراض و اهداف سياسی و قومی درآميخته و چيزی جز ادامه رسالههای جدلی سدههای ميانه و كارهای «مستشرقانه» نيست، با شواهد و قراين موجود قابل دفاع به نظر نمیرسد.
ادامه دارد...