کد خبر: 1213186
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار : ۲۷ فروردين ۱۳۹۲ - ۰۸:۴۱
حسينعلی عظيمی

جهاد سازندگی تجربه موفق گذشته ما منطبق بر اسلام است

فرمانده قرارگاه سازندگی كربلا در دوران دفاع مقدس درباره ويژگيهای جهاد سازندگی گفت وقتی می‌گوييم می‌خواهيم در اقتصاد كار جهادی بكنيم، بايد به تجربه‌هايی مانند جهاد سازندگی نگاه كنيم؛ آن سازمان تجربه‌ی موفق گذشته‌ی ماست كه منطبق با اسلام و دين شكل گرفته بود.


گروه سياسی: فرمانده قرارگاه سازندگی كربلا در دوران دفاع مقدس درباره ويژگيهای جهاد سازندگی گفت: وقتی می‌گوييم می‌خواهيم در اقتصاد كار جهادی بكنيم، بايد به تجربه‌هايی مانند جهاد سازندگی نگاه كنيم؛ آن سازمان تجربه‌ی موفق گذشته‌ی ماست كه منطبق با اسلام و دين شكل گرفته بود.


به گزارش خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا) به نقل از پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله العظمی خامنه‌ای، يكی از پرسش‌های رهبر معظم انقلاب در حوزه‌ سبك زندگی كه در سفر سال گذشته‌ ايشان به خراسان شمالی مطرح شد، چرايی ضعف جامعه‌ی ما در مقوله‌ی «كار جمعی» بود. اين در حالی است كه ما در عرصه‌ی عمل، الگوهای مناسبی نظير جهاد سازندگی را در اين زمينه تجربه كرده‌ايم. برای بررسی نمونه‌ای موفق از كار جمعی با معيارهای اصيل انقلاب اسلامی، اين پايگاه اطلاع‌‌رسانی با مهندس حسينعلی عظيمی، فرمانده قرارگاه سازندگی كربلا در دوران دفاع مقدس و از پيشكسوتان جهاد سازندگی گفت‌وگويی كرده است كه در ادامه می‌آيد:


به نظر من در «كار جمعی» از نوع «ياری‌گری سازمان‌يافته»، ما نمونه‌های واقعی و موفقی در كشور داشته‌ايم. مردم ما در جهاد سازندگی كار جمعی كردند، در بسيج كار جمعی كردند، در سپاه و در جنگ كار جمعی كردند. و از مردم شهرها گرفته تا روستاها و عشاير، به شكل سازمان‌يافته در جنگ شركت كردند.


اولاً كلمه‌ی «جهاد» بدون «ولايت» معنا ندارد. اگر كلمه‌ی جهاد به همان معنی كه همه می‌دانيم، در جهاد سازندگی وجود داشت، به ‌اين خاطر بود كه ولی امر مسلمين دستور داد كه تشكيل شود. يا وقتی ولی امر می‌گويند جهاد اقتصادی، نبايد هر كسی كه كار اقتصادی می‌كند، بگويد اين جهادی است و يكی ديگر هم بگويد‌ اين كار من هم جهادی است، آن‌وقت چه‌بسا دو نفر مسلمان عليه هم كار جهادی كنند يا كار هم را خنثی كنند. می‌بينيد كه امروز در برخی كشورهای دنيا می‌گويند ما كار جهادی می‌كنيم، اما می‌روند و هم‌ديگر را می‌كشند! ‌اين به خاطر عدم وجود رهبری است.


جهادی كه در اسلام داريم، مثل جهاد سازندگی يا جهاد حراست از مرزها، بدون ولايت ممكن نيست. ما جهاد را در ادبيات دينی‌مان تعريف می‌كنيم. وقتی امام خمينی رضوان‌الله‌تعالی‌عليه سپاه و بسيج را برای بُعد امنيت انقلاب تشكيل ‌دادند، جهاد سازندگی را هم در بُعد پيشرفت اقتصادی ديدند. يا وقتی رهبر انقلاب در بُعد اقتصادی دستور جهاد می‌دهند، يعنی جهاد در راه خدا برای مقابله‌ی اقتصادی با دشمن و برای رفع محروميت‌های مردم، و چنين چيزی بدون رهبری نه شكل می‌گيرد و نه تداوم می‌يابد.


چند وقت پيش يكی از بچه‌های قديمی جهاد در اثر بُرش سوخت موشك شهيد شد. ‌ايشان ۱۴۰۰ بار ‌اين سوخت را بريده بود. يعنی داوطلب شده بود كه ‌اين خطر را بپذيرد و بالاخره هم شهيد شد. اگر فكر می‌كرد كه اين كارش جهاد برای خدا نيست،‌ آيا اين كار را انجام می‌داد؟ لابد مثلاً ۱۰ بار خودش می‌بريد و می‌گفت نوبت من تمام شد و يكی ديگر برود.‌ اين‌ها آن چيزی است كه به ما جهش می‌دهد.‌ اين‌هاست كه تحولی با سرعت بالاتر از تصور بشر غير معتقد به خدا را ايجاد می‌كند.


وقتی می‌گوييم می‌خواهيم در اقتصاد كار جهادی بكنيم، بايد به تجربه‌هايی مانند جهاد سازندگی نگاه كنيم. آن سازمان تجربه‌ی موفق گذشته‌ی ماست كه منطبق با اسلام و دين شكل گرفته بود. ما در علوم انسانی نمی‌توانيم از غرب تقليد كنيم. در مديريت انسانی هم همچنين. جهادسازندگی در بُعد اقتصادی تشكيل شد با هدف محروميت‌زدايی و آبادكردن خرابی‌ها و عقب‌افتادگی‌های ايران؛ يعنی يك جهاد اقتصادی. كندشدن روند اين فعاليت‌ جهادی به خاطر‌ غلبه‌ی فرمول‌های غربی مديريت بود. شهيد بهشتی رحمة‌الله‌عليه می‌گفت و تذكر می‌داد كه: جهاد بايد خودش پيش برود و نبايد مقررات دولتی را بر آن حاكم كنيم تا ‌اين الگو شود برای سازمان‌های بومی خودمان.


دو تفاوت در نوع كار جمعی جهادی با ديگر كارهای جمعی و گروهی وجود داشت. اول اين‌كه دستور رهبر دين بود. وقتی رهبر انقلاب كه ولی امر است، دستور داد برای رفع عقب‌افتادگی‌ها و خرابی‌ها قيام لِلّه كنيد، اين دستور را به چه كسی داد؟ او رهبر كل مردم بود و بنابراين دستورش به همه‌ی مردم بود و تفاوتی برای كارمند دولت، نظامی، روستايی، شهری، پير، جوان و زن و مرد نداشت.


دومين فرق اساسی اين بود كه اگر كسی به جهاد سازندگی می‌پيوست، داوطلبانه و برای رضای خدا بود. وقتی حضرت امام دستور جهاد دادند، يك چنين جمعی تشكيل شد. ما نمی‌گوييم همه‌ی مردم آمدند، اما همه‌ی مردم همكاری بسيار زيادی كردند؛ هر كسی در وُسع خودش. به اسم كاروان شهيد بهشتی در اصفهان كاميون راه می‌افتاد و كمك‌های مردم را جمع می‌كرد. بعد از چند ساعت صف‌های طويل كاميون‌هايی پر از امكانات راه افتاده بود، امكاناتی كه پشتيبانی جنگ جهاد اعلام كرده بود بچه‌های جبهه نياز دارند.


ببينيد‌ اين اتفاق چقدر سازمان‌يافته بود؟ اگر ‌اين كار سازمان‌يافته نبود، چه كسی ‌اين كمك را از آن پيرزن در آن گوشه‌ی كشور می‌خواست بگيرد، حفاظت كند، حمل كند و به خط مقدم و به سنگرها برساند و به دست رزمنده‌ها بدهد تا امانتی را ادا كرده باشد؟‌ آيا بدون سازمان و تفكر سازمانی می‌شد چنين كاری كرد؟


الگوی پشتيبانی جهادی جنگ هم قابل تسرّی است. مثلاً برای عمليات والفجر هشت گفتند كه ما ۳۰‌هزار سنگر پنج‌ضلعی نياز داريم!‌ آن زمان فقط تيرآهنش در ‌ايران ساخته می‌شد و صفحه‌هايی كه روی ستون‌های آن سنگرها می‌افتاد، خارجی بود. پلاستيكش خارجی بود. آن مسئول می‌گفت ما اين‌قدر سنگر می‌خواهيم و ديگر نمی‌گفت اين هم پولش. جهاد چه كار می‌كرد؟ ما مسئولين شورای جهاد استان‌ها را صدا می‌كرديم. می‌گفتيم استان فارس! استان خراسان! استان اصفهان! استان آذربايجان شرقی! استان آذربايجان غربی و ...! ما ۳۰هزار سنگر پنج‌ضلعی نياز داريم. بر حسب سابقه‌ی عمليات‌های قبلی، توان استان‌ها (توان جهادی‌ و اقتصادی‌) ساخت سنگرها را بين اين استان‌ها تقسيم می‌كرديم. وقتی مسئولين استانی جهاد به استان خود برمی‌گشتند، سهم خود را بين شهرستان‌ها تقسيم می‌كردند. بعد مسئولين جهادها می‌رفتند شهرستان‌شان و توضيح می‌دادند و توجيه می‌كردند. آن مسئول می‌آمد آهن‌فروش محل را صدا می‌كرد و می‌گفت: حاج‌آقا‌ اين بچه‌ها دارند برای اسلام زحمت می‌كشند و حالا نياز به آهن دارند. شما دو تا تريلی آهن ببر دم مغازه‌ی فلانی بريز، ‌اين هم سهم تو. همين عنصر جهادی می‌رفت درِ مغازه‌ی جوشكار و آهن‌ها را به او تحويل می‌داد.


ببينيد، اين افراد احساس می‌كردند به خاطر اين‌كه‌ اين آهن‌ها را داده‌اند يا اين جوشكاری را كرده‌اند، در واقع در جبهه هستند و در خدمت جنگ و دفاع از كشورند. ‌اين يعنی «همه با هم»۱. آن سازمان جهادی كه ولیّ امر در رأس آن بود، مردم را توجيه‌ می‌كرد كه اين كار در واقع سهم جهاد آن‌هاست. جهاد سازندگی ‌اين‌طور مردم را مديريت می‌كرد و ديديم كه ۳۰هزار سنگر پنج‌ضلعی كه ميلياردها تومان قيمت توليد و انتقالش بود، درست در زمان و مكان معين به دست رزمندگان ‌رسيد.


جهاد سازندگی را گذاشتيم كنار و به‌سمت ايجاد تعاونی‌ رفتيم. به نظر من تعاونی يك سلول سوسياليستی است. گفتيم چند نفر كه می‌خواهند كار اقتصادی كنند، شركت سهامی خاص درست كنند. سهامی خاص، سلول اول نظام سرمايه‌داری است. حرف جهاد‌ اين بود كه تجربه‌ی همه را به كار بگيريم. يعنی جهادی با دانش حركت می‌كند اما دانش خود را بلافاصله ياد می‌دهد و منتقل می‌كند. بنابراين يك سلول جهادی كه هم ياد می‌دهد و هم سعی می‌كند از هر كسی شده ياد بگيرد، خست در علم و دانش ندارد. فرق اين سلول جهادی را با سلول سهامی خاص ملاحظه كنيد. شما با چند تن از دوستان خود يك شركت سهامی خاص داير می‌كنيد.‌ اين شركت يك هنر كامپيوتری دارد، يك نوآوری مكانيكی دارد و يا يك فناوری دارد و می‌خواهد كار كند. اما چون يك شركت سهامی خاص برای سود و نه لزوماً برای رضای خدا تشكيل شده و نيز سرمايه‌ای كه دارد، دانش است، آن را به كسی ياد نمی‌دهد. می‌خواهد محصولی توليد كند و بفروشد و سود كند و سودش را بيشتر كند. باب توزيع دانش، همين‌جا بسته می‌شود. ما می‌خواهيم فناوری‌های نو را در كشور همگانی كنيم، می‌آييم برای نيروهای نخبه شركت سهامی خاص درست می‌كنيم.


شركت فرمولش جهادی نيست بلكه سهامی خاص است. اين شركت‌ها اولين كاری كه می‌كنند ‌اين است كه ورودی اطلاعات‌شان را به روی همه می‌بندند تا سرمايه‌شان حفظ شود. نخبه‌ای كه هر روز بايد چيزی به جامعه بدهند و مثلاً در سال ۱۰ اختراع داشته باش، به او می‌گوييم تو اختراع نكن! همين را كه داری توليد كن و نانت را بخور! او اهتمامش مصروف اين می‌شود كه از كجا در بياورد؟ با كجا قرارداد ببندد؟ كجا وام بگيرد؟


جهاد اما چه بود؟ جهاد مركز تحقيقاتی داشت كه برای خدا فكر می‌كرد. هرچه را كه به‌دست می‌آورد، بين كارگاه‌های مردم توزيع می‌كرد كه آنها بيايند توليد كنند.‌ اين كجا و آن كجا؟ هر دو يك آدم هست با يك فناوری با همان تحقيقات.‌ اين فقط مدل سازمانش با شركت سهامی خاص فرق دارد. چرا مركز تحقيقات «الشريف» وابسته به جهاد، ظرف چند سال آن طور جهش در كشور‌ ايجاد كرد؟ اين بمبی است كه دنيا نمی‌تواند جلويش را بگيرد.‌ اين فرمول سازمان جهادی است كه بايد به دنبالش برويم.‌ اين فرمول را می‌توانند همه‌جا به كار گيرند.


الان و در معركه‌ی جنگ اقتصادی كه به ما تحميل شده، نبايد تجربه‌ی «پ.م.ج.ج»۲ را كنار بگذاريم و مردم را به كار نگيريم. الان بايد به مردم ۹ دی و ۲۲ بهمن مأموريت و سهم كار بدهيم.‌ اين مردم دل‌شان می‌خواهد جهاد كنند. ‌اين جنگ و رويارويی اقتصادی، مديريتی به سبك جهادی می‌خواهد.


شايد خيلی‌ها ندانند كه بزرگ‌ترين ابداع جهاد سازندگی، سازمان «پ.م.ج.ج» بود. اين تجربه‌ای بود كه نسبت به شكل اوليه‌ی جهاد كامل‌تر شده بود، برای اين‌كه مأموريت سخت‌تری داشت و كار سخت‌تری بر عهده‌اش بود. شهدای زيادی در ميان اين‌ها بودند كه خداوند پرده‌های حجاب را از جلوی آنها كنار زده بود؛ «وَ الَّذينَ جَاهَدُوا فينَا لَنَهْدِیَنَّهُم سُبُلَنا»۳. راه را خداوند به آنها نشان می‌داد. آن تجربه هم چون عينی بود و ديده و تجربه ‌شد، پس قابل استفاده و تكرار است.


ما نمی‌گوييم عين آن سازمان را بايد ‌ايجاد كنيم. جهاد سازندگی اوليه پديده‌ی متكاملی نبود، اما بايد ببينيم تجربه‌اش چه بود، جوهرش چه بود، اصولش چه بود و به كجا رسيده بود. مثلاً الگوی جهادی توسعه‌ی كردستان چه بود؟ از جهادهای استان‌های ديگر به كردستان رفتند. كردستان جايی بود كه هم عزيزان اهل سنت ما آن‌جا بودند و هم شيعيان، اما جهاد در آن‌جا چنان مديريت كرد كه منشأ تحول شد. دل مردم را به دست آورد و با خودش همراه كرد، چون خالصانه خدمت می‌كرد. همان روزها سران گروهك‌های ضد انقلاب در كردستان مصاحبه كردند و گفتند نيروهای نظامی ايران ما را از كردستان بيرون نكردند! بلكه جهادسازندگی كردستان را از دست ما بيرون آورد.


پی‌نوشت‌ها:


۱. بخشی از شعار جهاد سازندگی كه برگرفته از پيام امام خمينی رحمه‌الله برای دستور تأسيس آن بود.


۲. پشتيبانی مهندسی جنگ جهاد سازندگی


۳. سوره‌ی مباركه‌ی عنكبوت، بخشی از آيه‌ی ۶۹؛ و كسانى كه در راه ما كوشيده‌اند، به‌يقين راه‌هاى خود را بر آنان مى‌نماييم...

باران
|
Germany
|
۰۱:۰۷ - ۱۳۹۷/۰۶/۱۳
0
1
اصل مهم تکثر و اقتصاد سرمایه داری شامل: انحصارگرایی تخصص ،علوم و فنون ، انحصارگرایی سرمایه ، انحصارگرایی ارائه کالا ، انحصارگرایی ارائه خدمات است و انگیره هر تحرکی نفع طلبی وخودخواهی است. ریشه تمام بدبختی های میلیاردها انسان محروم روی کره زمین ازهمین اصل انحصارگرایی اقتصاد سرمایه داری بی در وپیکر است که نه برای خدا ارزشی قائل است نه برای مردم .

ولی در رویه جهاد سازندگی کار فقط برای رضایت خدا انجام می گرفت وثمره زحماتشان با این اصل پربرکت وماندنی شد.
فرمول کارنهاد جهاد سازندگی شامل :
۱. ایمان ومعنویت ، خدمت داوطلبانه بخدا : بخشش همه توانمندی هایشان درجهت برداشتن موانع وحل مشکلات مردم محروم
۲. استفاده از همه تخصص و توانمندی ها
۳. استفاده از چندین نوع مدیریت ترکیبی همزمان باهم
۴. استفاده ازابتکار وخلاقیت وبدست آوردن نواوری وتکنیک های نوین در انجام تکالیف خود.
۵. تقسیم کار جمعی وهمدلی در کار جمعی همراه با ایمان وجهاد نفس
۶.نظم و سازمند دهی برنامه کار
۷. استفاده از به روزترین علوم وفنون برای انجام تکالیف
۸. پشتکار ، همت ، پیگیری وکوشش دربه پایان رساندن موفق کار
captcha