تئاتر خيابانی با همه موافقان و مخالفانش و صرفنظر از ماهيت هنری خود يك پديده اجتماعی است كه فارغ از قيد و بندها كه معمولاً فراهم نشدن امكانات و فضای مناسب اجرا توجيهی برای كمكاری در اين حوزه است، میتواند در شرايطی به دور از تكلف، در ارتباط مؤثر با توده مردم به بيان موضوعات متنوعی از جمله موضوعات دينی و ارزشی بپردازد.
گروه هنر: تئاتر خيابانی با همه موافقان و مخالفانش و صرفنظر از ماهيت هنری خود يك پديده اجتماعی است كه فارغ از قيد و بندها كه معمولاً فراهم نشدن امكانات و فضای مناسب اجرا توجيهی برای كمكاری در اين حوزه است، میتواند در شرايطی به دور از تكلف، در ارتباط مؤثر با توده مردم به بيان موضوعات متنوعی از جمله موضوعات دينی و ارزشی بپردازد.
سالهاست كه دو موضوع مهم، يكی نبود پشتوانه مكتوب تئاتری يعنی نمايشنامه خوب و مطلوب و ديگری فقدان فضای مناسب به معنی نبود سالن اجرای مناسب و البته مكفی موجب شده كه تئاتر به عنوان يك پديده مترقی جوامع پيشرفته و متمدن جايگاه مناسبی را در ميان توده مردم به خود اختصاص ندهد و گويا بيشتر از عام مردم، اين هنرمندان و مسئولان تئاتری هستند كه به چنين توجيهی دامن میزنند.
اينكه چرا در اين سالها به فكر تأسيس و تجهيز سالنهای تئاتری متناسب با سرانه افزايش جمعيت و ميزان مطالبات فرهنگی و هنری مردم نبودهايم بحثی است كه بررسی ريشههای آن به درازا خواهد كشيد و از حوصله اين مبحث خارج است؛ قصد هم نداريم كه با پرداختن به تاريخچه تئاتر خيابانی آن را جايگزينی مناسب برای تئاتر صحنه معرفی كنيم و توجيهی بر توجيهات مكرر و كارشناسی نشده مسئولان فرهنگی بيافزاييم.
آنچه كه مشخص است تنها در شهر تهران در اين چند ساله اخير تلاشهايی مبنی بر ساخت و تجهيز سالنهايی تحت عنوان آمفیتئاتر صورت گرفته است چنانكه هر نهاد و ارگانی چه فرهنگی و هنری و چه خدماتی برای خود صاحب حداقل يكی از آنهاست اما هيچگاه به اين مسئله انديشيده نشده است كه آيا تا چه ميزان در طراحی اين سالنها به غير از كارآيی آنها به عنوان فضايی برای برگزاری همايش و سخنرانی به مقوله ديگری نيز فكر شده است در حالیكه اكثر آنها نام آمفیتئاتر را با خود به يدك میكشند اما تقريباً هيچ يك قابليت تأمين امكانات و ابزار مناسب برای حتی موجزترين برنامه نمايشی را نيز ندارند.
از پرداختن به اين موضوعات كه تكرار مكررات است بگذريم، باز موضوع مورد نظر رخ مینمايد و بحث تئاتر خيابانی مطرح میشود كه با وجود دارا بودن ماهيت هنری اما يك پديده اجتماعی محصول احساس نياز جمعی است كه در برههای از زمان چون فريادهايشان در اعتراض به كمبود سرانه فضای نمايشی به جايی نرسيد خود را از قيد و بند مقولات رسمی تئاتر خارج كرده و از آنجا كه هدفشان عرضه و ارائه يك اثر نمايشی است گوشهای از فضاهای عمومی شهر را برای اجرای خود برگزيدند.
بيشتر كه به اين پديده اجتماعی كه خاصيت اعتراضی نسبت به وضعيت موجود را نيز دارد و مراد از به وجود آمدن خود را رساندن پيام خارج از چارچوبهای قراردادی صحنه تئاتر عنوان كرده است مینگريم، اين ذهنيت هويدا میشود كه اين شيوه تئاتری توانسته است تا اندازه زيادی وابستگی خود را به متن نمايشی به عنوان دومين مانع بر سر راه تئاتر كه البته نوعی فرافكنی و پاك كردن صورت مسئله است از بين ببرد و با يك طرح نمايشی چند خطی و با اتكا به خلاقيت كارگردان و بداهه بازيگر خود پيامآور نابترين موضوعات دينی و ارزشی به طيف گستردهتری از مخاطبان تئاتر باشد كه بنا به دلايلی علاوه بر كمبود سالن نمايش همچون گرانی بهای بليط، قادر به تماشای تئاتر نباشند.
امروزه تئاتر خيابانی جايگاه و منزلت خود را در ميان اصحاب تئاتری پيدا كرده است و مسئولان نيز به نافذ بودن زبان آن برای تأثيرپذيری بيشتر روی مخاطب پی بردهاند و نتيجه آنكه با پذيرش چنين ساختار اجرايی سعی در پرداختن به موضوعاتی نوعاً دينی و ارزشی برای مردم دارند كه در شرايط كنونی كمی رنگ باخته و در حال فراموشی است.
جای خوشحالی است كه در كنار اجراهای فاخر تئاتری با دكورهای حجيم و استفاده از به روزترين ابزار و امكانات فنی تئاتر، تئاتر خيابانی نضج پيدا كرده و به سير تكاملی خود ادامه میدهد تا علاوه بر درگير كردن بيشتر فعالان تئاتر كه اغلب آنها فرصت اجرای صحنه ندارند، مجموعهای از پيامها و موضوعات دينی و ارزشی و اخلاقی بيش از پيش در ميان مردم نشر پيدا كند.
سجاد دبيريان