ایکنا همزمان با اربعین بدرقه و وداع با «آقای شهید ایران» و ایام ماه ربیعالاول که ماه متبرک به نام رسول اکرم(ص) است؛ در تحلیلی جامع به بررسی و مداقه کتاب «دو امام مجاهد» اثر سترگ و ارجمند حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای(ره) پرداخته است.
تاریخ اسلام، تنها مجموعهای از سالها، نامها و حوادث سپریشده نیست؛ تاریخ، حافظه زنده یک امت است و اگر درست روایت نشود -روایت اول- جای حقیقت را روایتهای ناقص، تحریفشده و گاه وارونه خواهد گرفت. در میان برگهای این تاریخ، فاصله سالهای 40 تا 61 هجری قمری، یکی از حساسترین و سرنوشتسازترین مقاطع تاریخ اسلام است؛ روزگاری که امت اسلامی از یک سو با پرسش بزرگِ استمرار راه پیامبر اکرم(ص) و از سوی دیگر با قدرتیابی جریانهایی روبهرو بود که میکوشیدند حقیقت دین را در غبار سیاست و قدرت پنهان کنند.
در این میان، زندگی و مواضع امام حسن مجتبی(ع) و امام حسین(ع)، نه دو فصل جدا از هم، که دو پرده پیوسته از یک حقیقت بزرگ به شمار میروند؛ حقیقتی که از مدینه پیامبر(ص) آغاز شد و برای ماندگاری اسلام، در دو صورت متفاوت اما همجهت ادامه یافت.
خوانش این مقطع تاریخی، امروز بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد؛ زیرا گاه بخشی از پرسشها و شبههافکنیهای ناروا درباره صلح امام حسن(ع) و قیام امام حسین(ع)، همچنان در ذهن نسل جدید و حتی مخاطبان غیرایرانی و غیرمسلمان حضور دارد. اینکه چرا امام حسن(ع) صلح کرد و چرا امام حسین(ع) قیام کرد؟ آیا میان این دو رفتار تعارضی وجود داشت یا هر دو، متناسب با شرایط زمانه، در امتداد یک راه واحد قرار داشتند؟ چگونه میتوان از دل این دو رخداد، منطق مبارزه با انحراف، حفظ اصل دین و صیانت از «حقیقت نبوی» را دریافت؟ پاسخ به این پرسشها تنها با نقل حوادث تاریخی ممکن نیست؛ بلکه به فهمی نیاز دارد که تاریخ را از سطح «واقعه» به «عمق» اندیشه ببرد.
در این میان، مطالعه آثار «رهبر شهید ایران»، حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای(ره)، اهمیتی دوچندان پیدا میکند؛ آثاری که در آنها تاریخ اسلام و سیره اهلبیت(ع)، نه فقط به مثابه روایت تاریخی از گذشته بررسی نمیشود، بلکه با نگاه یک فقیه، اندیشمند و صاحبنظر معاصر، به مسئلهای زنده برای انسان امروز تبدیل میشود.
ارزش این دست از خوانشها در آن است که مخاطب، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) را نه در قابهای روایتهای پُرتکرار و گاه منفصل از یکدیگر، بلکه به عنوان دو امام مجاهدی میبیند که هر یک در شرایط تاریخی متفاوت، برای تحقق یک هدف الهی و صیانت از میراث حضرت محمد(ص)، «بعثت» و «هجرت» ایشان نقشآفرینی کردند.
ایام ماه «ربیعالاول»، با عطر میلاد و مناسبتهای مبارک خود، فرصتی مغتنم برای بازگشت به سرچشمههای اندیشه نبوی و بازخوانی میراثی است که پیامبر اکرم(ص) برای امت اسلامی به یادگار گذاشت. تقارن این روزها با چهلمین روز بدرقه و تشییع پیکر «آقای شهید ایران»، آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای(ره) نیز، در این روایت، معنایی مضاعف یافته است؛ گویی موسم بهارِ تاریخ، بار دیگر ما را به پرسش از نسبت میان رهبری، حقیقت، جهاد و استمرار راه پیامبر(ص) فرا میخواند.
ایکنا به مناسبت روزهای آغازین ماه «ربیعالاول» و اعیاد متبرک آن و همزمانی آن با چهلمین روز بدرقه و تشییع «رهبر فرزانه، حکیم و شهید ایرانزمین و امت اسلامی»، در گزارشهایی به سراغ آثار درخشان حوزه دین رفته است؛ آثاری که میتوانند پلی میان تاریخ دیروز و پرسشهای انسان امروز باشند.
در این میان، کتاب ارجمند و گرانسنگ «دو امام مجاهد»، اثر حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای(ره)، جایگاهی ویژه دارد؛ اثری که با نگاهی تحلیلی و ژرف، دو مقطع حساس زندگی امام حسن مجتبی(ع) و امام حسین(ع) را در امتداد یکدیگر قرار میدهد و تصویری متفاوت از «صلح» و «قیام» ارائه میکند.
آنچه در ادامه میخوانید، معرفی مبسوط، نقد، بررسی و تحلیل این اثر ارزشمند است؛ تلاشی برای گشودن پنجرهای از تاریخ به سوی امروز و برای آنکه صدای دو «امام مجاهد»، پس از قرنها، همچنان بتواند با زبان فهم و پرسشهای انسان معاصر سخن بگوید.
تاریخ تشیع را اگر تنها در تقویم مناسبتها، در فاصله میان ولادتها و شهادتها و در مرز میان صلح و قیام بخوانیم، بخش مهمی از حقیقت آن را از دست دادهایم. سیره امامان شیعه، مجموعهای از رفتارهای منفصل و بیارتباط نیست؛ رشتهای پیوسته است که هر حلقه آن در شرایطی متفاوت، برای پاسداری از یک حقیقت واحد شکل گرفته است.
از همین منظر، شاید یکی از دشوارترین پرسشهای تاریخ اسلام، نه اصل قیام امام حسین(ع)، بلکه فهم نسبت آن با صلح امام حسن مجتبی(ع) باشد؛ چرا دو امام، در برابر یک جریان سیاسی، دو شیوه متفاوت برگزیدند؟ آیا صلح امام حسن(ع) عقبنشینی بود و قیام امام حسین(ع) نقطه مقابل آن؟ یا آنچه در ظاهر دو رفتار متفاوت به نظر میرسد، در باطن دو صورت از یک مبارزه تاریخی است؟
کتاب «دو امام مجاهد»، اثر آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای(ره)، رهبر شهید کشورمان، از همین پرسش آغاز میکند و در پی آن است که دو قطعه به ظاهر متفاوت از تاریخ را در یک منظومه واحد قرار دهد.
کتاب «دو امام مجاهد»، اثر قائد شهید، رهبر فرزانه و حکیم ایرانزمین، حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای(ره)، در اصل مجموعهای از شش گفتار است که نویسنده در سالهای 1351 و 1352 ایراد فرموده و بعدها با تنظیم و تدوین مؤسسه پژوهشی و فرهنگی انقلاب اسلامی و به کوشش «انتشارات انقلاب اسلامی» منتشر شده است.
دو گفتار نخست در فروردین 1351 در «حسینیه ارشاد تهران» و گفتارهای سوم تا پنجم در محرم 1394 هجری قمری، برابر با بهمن 1352، در «مسجد کرامت مشهد» ارائه شدهاند و گفتار پایانی نیز به سخنرانی «شب عاشورای محرم» 1393 هجری قمری، برابر با 24 بهمن 1352، در «هیئت انصارالحسین تهران» بازمیگردد.
اهمیت کتاب اما صرفاً متمرکز بر موضوع آن نیست. کتاب «دو امام مجاهد» متنی درباره دو شخصیت بزرگ تاریخ اسلام است که به قلم یک روحانی، فقیه و پژوهشگر شیعه در دوره جوانی او شکل گرفته و از همان ابتدا، تاریخ را نه بهعنوان مجموعهای از رخدادهای گذشته، بلکه بهعنوان عرصهای برای فهم منطق کُنشِ دینی و سیاسی مطالعه میکند.
از این رو، کتاب «دو امام مجاهد» را میتوان هم اثری در حوزه «تاریخ تحلیلی تشیع»، هم متنی درباره روش فهم «سیره معصومان» و هم سندی از چگونگی خوانش «تاریخ ائمه(ع)» در فضای فکری ایران پیش از انقلاب دانست.

نقطه عزیمت کتاب «دو امام مجاهد» به قلم حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای(ره)، رهبر مجاهد و شهید ایران؛ ارجاع به یک پرسش تأمل برانگیز از تناقضی ظاهری است؛ آنکه «امام حسن(ع)» با «معاویه» پیمان صلح میبندد و «امام حسین(ع)» در برابر «یزید» (فرزند معاویه) قیام میکند. اگر هر دو «حاکم اُمَوَی» بودند و اگر هر دو در برابر امتداد «حکومت علوی» قرار داشتند، چرا رفتار دو امام چنین متفاوت شد؟
پاسخ ساده این است! و آن اینکه شرایط دو دوره متفاوت بود؛ اما کتاب «دو امام مجاهد» به قلم رهبر شهید کشورمان به همین پاسخ بسنده نمیکند. ارزش اصلی اثر در آن است که میکوشد مفهوم «شرایط» را از یک توضیح کلی به یک چارچوب تحلیلی تبدیل کند. در این نگاه، تصمیم امام معصوم را نمیتوان از وضعیت جامعه، توان نیروهای وفادار، ساختار قدرت، میزان آمادگی مردم، کیفیت دشمن، وضعیت فرهنگی جامعه اسلامی و امکان تحقق هدف اصلی جدا کرد.
به بیان دیگر، در منطق کتاب «دو امام مجاهد»، «صلح و قیام» هنگامی قابل فهم میشوند که هدف نهایی را پیش از ابزار مبارزه ببینیم. اگر هدف، حفظ حقیقت دین و بازگرداندن جامعه اسلامی به مسیر اصیل خود باشد، شیوه رسیدن به این هدف میتواند بر حسب موقعیت تغییر کند. بنابراین، تفاوت میان امام حسن(ع) و امام حسین(ع) در هدف نیست؛ بلکه اصل آن در صورت و مقتضیات عمل نهفته است. همین نقطه، کتاب «دو امام مجاهد» به قلم «رهبر شهید» را از روایتهایی که صلح امام حسن(ع) را تنها نتیجه ضعف یا خیانت یاران و قیام امام حسین(ع) را فقط واکنشی عاطفی به رفتار «یزید بن معاویه» میدانند، جدا میکند.
حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای(ره) در قامت پژوهشگر و راقم و راوی کتاب «دو امام مجاهد»، میکوشد نشان دهد که هر دو رفتار را باید در متن یک مبارزه طولانیتر دریافت؛ مبارزهای که از زمان پیامبر اکرم(ص) آغاز میشود و در دورههای مختلف امامت، با اشکال گوناگون ادامه پیدا میکند.
درست در همین بزنگاه است که یکی از مهمترین مفاهیم فکری «قائد شهید کشورمان»، آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای(ره) در حوزه سیره سیاسی ائمه، یعنی تعبیر «انسان 250 ساله»، اهمیت پیدا میکند. این تعبیر، بعدها در آثار و مجموعههای دیگری بسط یافت، اما ریشههای تحلیلی آن را در همین دست از مباحث دوران جوانی ایشان میتوان مشاهده کرد.
براساس این نگاه (تعبیر انسان 250 ساله)، زندگی ائمه(ع) را نباید همچون 14 زندگی به کل منفک از یکدیگر مطالعه کرد؛ بلکه میتوان آن را حرکت واحدی دید که در طول حدود دو قرن و نیم (250 سال)، با تغییر شرایط، راهبردهای متفاوتی را برای تحقق آرمانهای دینی دنبال کرده است. منابع معرفی کتاب نیز بر همین پیوند میان «دو امام مجاهد» و «نگاه انسان 250 ساله» تأکید کردهاند.
این نظریه، -درست حسب فرمایش و منویات رهبر شهید- به معنای نادیده گرفتن تفاوت شخصیتها، شرایط یا تصمیمهای تاریخی نیست. برعکس، درست به دلیل همین تفاوتهاست که مفهوم «راهبرد» اهمیت پیدا میکند. یک مبارزه اگر هدف واحدی داشته باشد، لزومی ندارد در همه مراحل خود تاکتیک واحدی داشته باشد.

یکی از مهمترین دستاوردهای کتاب «دو امام مجاهد» به قلم، پژوهش و روایت حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای(ره)، رهبر فرزانه، حکیم و شهید ایرانزمین، آن است که امام حسن(ع) را از سایه تاریخی برآمده از «عاشورا» بیرون میآورد. در حافظه عمومی، «عاشورا» چنان جایگاه عظیمی دارد که گاه شخصیت و دوره امامت امام حسن مجتبی(ع) در کنار آن قرار میگیرد. نتیجه چنین نگاهی، شکلگیری تصویری است که در آن امام حسین(ع) قهرمان قیام و امام حسن(ع) چهره صلح معرفی میشود؛ گویی میان این دو، فاصلهای در روش و حتی در میزان ایستادگی وجود دارد.
«اما کتاب «دو امام مجاهد» حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای(ره)، با این تلقی مقابله میکند. صلح امام حسن(ع) در این روایت، نه ترک مبارزه، بلکه تصمیمی برخاسته از شناخت وضعیت مبارزه است. امام حسن(ع)، با «معاویه» بر سر آرمانهای خود سازش نمیفرمایند؛ بلکه در شرایطی که ادامه جنگ میتواند به نابودی جبهه حق و تثبیت بیشتر قدرت اُمَوَی منجر شود، شکل دیگری از مواجهه را برمیگزینند.» (بخشی از یادداشت دکتر حسن رحیمپور ازغدی بر کتاب «دو اما مجاهد»)
این تحلیل به یک نکته اساسی در فهم «تاریخ سیاسی امام حسن(ع)» توجه میدهد: «جنگ زمانی میتواند به پیروزی برسد که مجموعهای از شرایط اجتماعی و نظامی برای آن وجود داشته باشد. اگر جامعهای گرفتار تردید، دنیاطلبی، پراکندگی و نفوذ تبلیغاتی دشمن باشد، صرف برخورد نظامی به شکل انحصاری به حفظ حقیقت نمیانجامد.» (بخشی دیگر از یادداشت دکتر رحیمپور ازغدی بر کتاب «دو امام مجاهد»)
از این منظر، صلح امام حسن(ع) در کتاب «دو امام مجاهد» به قلم رهبر مجاهد و شهید کشورمان، واجد معنایی فعال است. «صلح»، به معنای پذیرش مشروعیت «معاویه» یا تأیید نظام اُمَوَی نیست؛ بلکه اقدامی برای جلوگیری از فرسایش کامل «جبهه حق» و حفظ امکان استمرار مبارزه است.
معرفیهای منتشرشده -از جمله در تارنمای انتشارات انقلاب اسلامی- از کتاب «دو امام مجاهد» به قلم «آقای شهید ایران» نیز بر همین نکته تأکید دارند که نویسنده (حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای(ره))، صلح امام حسن(ع) را در نسبت با شرایط سیاسی و اجتماعی زمانه تحلیل میکند، نه بهعنوان تصمیمی منفعلانه.
در چنین نقطه و بزنگاهی است که کتاب «دو امام مجاهد» به پرسشی عمیقتر میرسد: «آیا جهاد همیشه با شمشیر معنا میشود؟»(بخشی از مقدمه کتاب «دو امام مجاهد») پاسخ ضمنی اثر منفی است. «جهاد»، پیش از آنکه نام یک ابزار باشد، نام یک جهتگیری است. گاه جنگ است، گاه صلح؛ گاه حضور مستقیم در میدان، گاه حفظ نیرو و حقیقت برای مرحلهای دیگر.
این برداشت، امام حسن(ع) را نه امامی در سایه امام حسین(ع) و واقعه عظیم «عاشورای حسینی)، بلکه صاحب تصمیمی تاریخیِ مستقل معرفی میکند؛ تصمیمی که فهم آن برای فهم «عاشورا» نیز ضروری است.

اگر بخش نخست کتاب «دو امام مجاهد» به قلم، پژوهش و روایت حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای(ره)، رهبر شهید ایرانزمین کتاب میکوشد سوءتفاهم درباره صلح امام حسن(ع) را برطرف کند، بخش مربوط به امام حسین(ع) به پرسش دیگری میپردازد: هدف قیام عاشورا چه بود؟
«حضرت آقای شهید» در گفتارهای مربوط به «قیام حسینی»، از چند برداشت درباره انگیزه حرکت امام حسین(ع) عبور میکند و میکوشد نظریهای جامعتر ارائه دهد. در این چارچوب، «عاشورا» حادثهای منفرد و بریده از تاریخ اسلام نیست؛ بلکه واکنشی به انحرافی است که در ساختار جامعه اسلامی پدید آمده و در دوره اُمَوَی به نقطهای رسیده است که سکوت در برابر آن، اصل «هویت دینی» جامعه را تهدید میکند.
از همین رو، حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای(ره) در کتاب «دو امام مجاهد» برای توضیح «عاشورا» به «بعثت پیامبر اکرم(ص)» بازمیگردد. این بازگشت تنها روایت مقدمهای تاریخی نیست. در منطق کتاب «دو امام مجاهد»، برای فهم قیام امام حسین(ع) باید فهمید پیامبر(ص) چه جامعهای را بنا کرد و چه ارزشهایی را در برابر نظام جاهلی قرار داد.
«توحید»، نفی بندگی انسان در برابر قدرتهای غیرالهی، مبارزه با تبعیض، برپا داشتن عدالت، کرامت انسان و شکلگیری جامعهای مبتنی بر ارزشهای الهی، در این خوانش بخشی از میراث بعثت به شمار میروند. بنابراین، هنگامی که ساختار قدرت حاکمان اُمَوی از این اهداف فاصله میگیرد، مسئله دیگر تنها و تنها اختلاف میان دو خاندان یا دو مدعی قدرت نیست؛ مسئله، سرنوشت مسیر تاریخی اسلام است.
از همین زاویه است که قیام امام حسین(ع) در کتاب «دو امام مجاهد» معنایی فراتر از اعتراضی سیاسی پیدا میکند. ««عاشورا» در این روایت، تلاشی برای بازگرداندن جامعه به مسیر اصیل بعثت است.» (برگرفته از فرازی از سخنرانی حضرت آیتالله خامنهای(ره) در متن کتاب «دو امام مجاهد»)
این نکته، یکی از وجوه مهم کتاب «دو امام مجاهد» به پژوهش و روایت حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای(ره)، آقای شهید ایران است؛ زیرا معظمله میان پیامبر(ص)، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) دیواری تاریخی نمیکشد. امام حسین(ع) در امتداد پیامبر(ص) تعریف میشود؛ قیام او، در این نگاه، ادامه همان فرایند و اقدامهایی است که «بعثت» آغاز کرد و «امامت»، وظیفه پاسداری از آن را برعهده گرفت.

عنوان «دو امام مجاهد» بر این کتاب سترگ و عمیق «آقای شهید ایران»، خود واجد انتخابی مفهومی است. حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای(ره) نمیفرمایند «امام حسن(ع) و امام حسین(ع)» یا «صلح امام حسن(ع) و قیام امام حسین(ع)»؛ بلکه هر دوی این امامان همام را با یک صفت مشترک معرفی میفرمایند: «مجاهد.»؛ نباید از خاطر دور داشتو به جِد و جَهد باید بر این مفهوم پای فشرد که در حقیقت همین صفت (مجاهد)، کلید خوانش کتاب ارجمند و سترگ «دو امام مجاهد» است.
«اگر امام حسن(ع) و امام حسین(ع) هر دو مجاهد هستند، پس «صلح» و «قیام» نمیتوانند معیار تعیینکننده برای مجاهد بودن یا نبودن باشند. معیار، نسبت رفتار آن بزرگواران با هدف امامت است.» (بخشی از یادداشت استاد محمدرضا سنگری بر کتاب «دو امام مجاهد»)
این نگاه، فهمی راهبردی از سیره اهلبیت(ع) ارائه میدهد. در این چارچوب، امامان شیعه نه گروهی از شخصیتهای منزوی و تنها متکی بر اخلاق هستند که در گوشه تاریخ زندگی کرده باشند، بلکه در برابر تحولات اجتماعی و سیاسی زمان خود مسئولیتهای متعددی داشتهاند. مبارزه آنها نیز همواره و همیشه در قالب «قیام» آشکار دیده نمیشود؛ گاه در قالب «تربیت نیرو»، «حفظ شبکه پیروان»، «مبارزه فکری»، «روشنگری»، «اعتراض»، «سکوت معنادار» یا «مدیریت یک بحران اجتماعی» ظاهر میشود.
این همان جایی است که کتاب «دو امام مجاهد» به قلم، پژوهش و روایت حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای(ره)، رهبر فرزانه، حکیم و شهید ایرانزمین از روایت صرفِ تاریخ فاصله میگیرد و وارد حوزه «فلسفه سیره» میشود.
«در تاریخ صرف، میپرسیم چه اتفاقی افتاد. در تاریخ تحلیلی میپرسیم چرا اتفاق افتاد. اما در فلسفه سیره، پرسش یک گام جلوتر میرود: منطق تصمیم چه بود؟؛ از همین منظر میتوان بیان داشت که کتاب «دو امام مجاهد» اغلب با همین پرسش سوم پیش میرود.» (بخشی دیگر از یادداشت استاد محمدرضا سنگری بر کتاب «دو امام مجاهد»)

از نظر قالب، کتاب «دو امام مجاهد» به پژوهش و کوشش «آقای شهید ایران»، مجموعهای از سخنرانیهاست؛ اما این سخنرانیها از ابتدا نیز جنس گفتارهای معمول مناسبتی را ندارند. منابع معرفی اثر تأکید کردهاند که در این شش گفتار، از منابع تاریخی و روایی متعددی استفاده شده و ساختار بحث، به جلسات تحلیلی و علمی نزدیک است.
این ویژگی عمیق، دقیق و برآمده از دانش بالای «فلسفه فقه» نزد «رهبر شهید ایرانزمین» را باید در متن کتاب نیز جدی گرفت. سخنان و منویات ثبت و مکتوب شده حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای(ره) در کتاب «دو امام مجاهد»، به جای آنکه تنها فضیلتهای امام حسن(ع) و امام حسین(ع) را برشمارد، مخاطب را وارد مسئله میکند. حادثه تاریخی ابتدا طرح میشود، سپس ابهام آن آشکار میشود و بعد کوشش میشود با قرار دادن حادثه در زمینه تاریخی، پاسخ به دست آید.
این روش برای یک سخنرانی دینی در دهه 1350 اهمیت ویژهای داشت. مخاطب آن روز فقط شنونده روضه، نوحه یا گزارش تاریخی نبود؛ نسلی از جوانان با پرسشهای سیاسی، اجتماعی و فکری تازه روبهرو بود و برای فهم «نسبت دین و جامعه» به ادبیاتی جدید نیاز داشت.
از این منظر، کتاب «دو امام مجاهد» رهبر شهید ایران، سندی مهم از تحول ادبیات دینی معاصر ایران نیز به شمار میرود؛ ادبیاتی که در آن منبر، مسجد و جلسه مذهبی میتوانست محل طرح مسائل تاریخ، سیاست، جامعه و مسئولیت اجتماعی باشد. همان نقطه اشتراکی که «امام کبیر» و «امام شهید» ایران را در تحقق انقلاب بشکوه اسلامی در طاغوت جور پهلوی و همراهی قاطبه مردم با خود به توفیق رساند.
یکی از ویژگیهای قابل توجه کتاب «دو امام مجاهد» به قلم، پژوهش و روایتِ رهبر و آقای مجاهد و شهید کشورمان، زمان ایراد سخنرانیهاست. حضرت آیتالله العظمی خامنهای(ره) در زمان ارائه این مباحث، حدود 32 یا 33سال داشتند. این نکته متمرکز بر یک داده و اطلاعاتِ زندگینامهای نیست؛ چرا که نشان میدهد آن تحلیلهای عمیق، دقیق و ژرف در لابهلای فرازهای متعدد سخنرانیهای «حضرت آقای شهید» از «سیره سیاسی ائمه(ع)» محصول مطالعات و دغدغههایی است که از سالهای جوانی شکل گرفته است.
در واقع، بخش از اهمیت و اثرگذاری کتاب «دو امام مجاهد» به همین تقدم زمانی بازمیگردد. این اثر نشان میدهد که مسئله «سیره سیاسی اهلبیت(ع)» برای «آقای شهید ایرانِ امروز و روحانی فقیه جوان دهه 1350 خورشیدی، موضوعی متأخر و حاصل قرار گرفتن در جایگاه رهبری سیاسی نبوده است؛ بلکه دههها پیش، در فضای مسجد، حسینیه و منبر، به یکی از محورهای اصلی اندیشه ایشان تبدیل شده بود.
این فاصله زمانی همچنین به خواننده امروز اجازه میدهد میان «متن تاریخی» و «شرایط تولید متن» تفکیک قائل شود. کتاب «دو امام مجاهد» درباره امام حسن(ع) و امام حسین(ع) سخن میگوید، اما همزمان از جامعهای سخن میگوید که در فرازی از تاریخ خود در «دوران طاغوتِ پهلوی» درگیر پرسشهایی درباره استبداد، آزادی، عدالت، مسئولیت دینی و نسبت ایمان با سیاست بود.
به همین دلیل، مطالعه کتاب «دو امام مجاهد» به قلم و پژوهش حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای(ره)، بدون توجه به فضای اجتماعی و فکری دهه 1350، بخشی از دریافت عمق معنای آن را برای مخاطب سخت و ناممکن میکند.

یکی از نقاطی که در خوانش کتاب «دو امام مجاهد» به قلم «آقای شهید ایران» باید با دقت مورد توجه قرار گیرد، نسبت تاریخ و زمانه نویسنده است.
با قطعیت میتوان گفت که روایتهای تاریخی درباره امام حسن(ع) و امام حسین(ع) در کتاب «دو امام مجاهد»، تنها برای افزایش اطلاعات مخاطب ارائه نشدهاند. حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای(ره) از آنها برای استخراج الگوهای فهم «مبارزه»، «تصمیمگیری» و «مسئولیت» استفاده میکند. این ویژگی باعث شده است که کتاب «دو امام مجاهد» متنی است که گذشته را برای فهم مسائل زمان حال بازخوانی میکند.
این همان نقطه قوت بالای کتاب برای هر مخاطبی (نه فقط روحانیون یا پژوهشگران حوزه تاریخ دین اسلام) است که با اندکی تامل و مداقه درمییابد منظومه و سپهر اندیشهگی «آقای شهید ایران» در کتاب «دو امام مجاهد» هدفی است اعلا که «آقای شهید یاران» در بطن و متن این سخنرانیها و کتاب تلاش فرمودهاند میکند تا مخاطبانش یش از رسیدن به نتیجه معاصر، زمینه تاریخی رفتار امامان را در کلام ایشان دریابند.
این تمایز، جایگاه واقعی و اعتبار اصلی کتاب «دو امام مجاهد» را روشنتر میکند. با قدرت میتوان گفت و مدعی شد که کتاب «دو امام مجاهد» به قلم و پژوهش «آقای شهید اسران» تنها یک تکنگاری تحقیقی دانشگاهی درباره تاریخ اُمَویان نیست. اثری است در قلمرو «تاریخ تحلیلی ـ دینی» که از دادههای تاریخی برای فهم «سیره سیاسی معصومان» بهره میگیرد.

یکی از بخشهای قابل توجه کتاب، نقد برداشتهای تکبعدی برخی پژوهشگران و اندیشمندان حوزه تاریخ دین اسلام از قیام امام حسین(ع) است. چرا که با جرئت میتوان بیان داشت که «عاشورا» حادثهای چنان پیچیده است که تقلیل آن به یک علت، ناگزیر بخشی از حقیقت را حذف میکند.
در تاریخنگاری و «ادبیات عاشورایی»، گاه بر دعوت کوفیان تأکید شده، گاه بر بیعتنکردن با «یزید»، گاه بر امر به معروف و نهی از منکر و گاه بر شهادت بهعنوان غایت حرکت. اما کتاب «دو امام مجاهد» به قلم حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای(ره) تلاش میکند این عناصر را در یک چارچوب وسیعتر قرار دهد و از این طریق، قیام را نه حادثهای تکعلتی، بلکه حرکتی با ریشههای عمیقِ سیاسی، اجتماعی و دینی معرفی کند.
«در این چارچوب، دعوت مردم کوفه مهم است، اما تمام قیام نیست؛ بیعت با یزید یک مسئله اساسی است، اما تمام مسئله نیست؛ امر به معروف و نهی از منکر نیز جایگاه خود را دارد، اما به تنهایی تمام فلسفه حرکت را توضیح نمیدهد.» (برداشت از بخشی از مقاله «علت قیام امام حسین و خورشید عاشورا» به قلم استاد محمدرضا سنگری)
این شیوه تحلیل، در حقیقت از یک اصل روششناختی دفاع میکند: «حادثه بزرگ تاریخی را نمیتوان با یک جمله توضیح داد.» (بخشی دیگر از مقاله استاد سنگری)
به اعتقاد بسیاری از محققان و عاشوراپژوهان؛ «عاشورا» محصول نقطهای از تاریخ است که در آن چندین بحران همزمان به یکدیگر رسیدهاند؛ بحران مشروعیت، بحران اخلاق سیاسی، بحران انحراف جامعه از آرمانهای نبوی و بحران تبدیل خلافت به سلطنت. امام حسین(ع) در چنین نقطهای تصمیم میگیرد که هزینه ایستادگی را بپردازد.

یکی از مهمترین لایههای کتاب «دو امام مجاهد» به پژوهش و قلم حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای(ره)، پیوندی است که میان بعثت پیامبر اکرم(ص) و قیام امام حسین(ع) برقرار میکند.
در این نگاه، «عاشورا» را نمیتوان جدا از پیامبر(ص) فهمید. امام حسین(ع) فرزند حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه(س) و نوه رسول خدا(ص) است، اما نسبت او با پیامبر(ص) فقط نسبت خانوادگی نیست. مسئله اصلی، میراثی است که او از پیامبر(ص) دریافت کرده است؛ میراثی که در آن دین، از «عدالت»، «کرامت» و «توحید» جدا نیست.
«همین مسئله عدم تفکیک دین از سه گانه «عدالت، کرامت و توحید»؛ اهمیت قیام امام حسین(ع) را دوچندان میکند. اگر حضرت ثارالله، اباعبدالله الحسین(ع) تنها برای دستیابی به حکومت قیام کرده بود، میشد حادثه کربلا را در چارچوب رقابتهای سیاسی خاندانها تحلیل کرد. اما در منطق کتاب «دو امام مجاهد»، هدف بزرگتر است: جلوگیری از آنکه ساختار قدرت اُمَوی، حقیقت دین را در قالب سلطنت و استبداد بازتعریف کند.
در اینجا شخصیت پیامبر اکرم(ص) در کتاب جایگاهی بنیادی دارد. پیامبر(ص)، نقطه آغاز آن تحول اجتماعی است که امام حسین(ع) برای جلوگیری از نابودی آن هزینه میدهد. بنابراین، «عاشورا» در این دستگاه فکری نه یک حادثه جدا از «نبوت»، بلکه یکی از نقاط تعیینکننده در حفاظت از میراث نبوی است.» (بخشی از سخنرانی دکتر محمدحسن رجبیدوانی، محقق، پژوهشگر حوزه تاریخ ادیان در سرای اهل قلم خانه کتاب وادبیات ایران درباره ادبیات پژوهشی عاشورایی)

شاید مهمترین نتیجه کتاب «دو امام مجاهد» به قلم «رهبر و آقای شهید ایران» را بتوان در یک گزاره خلاصه کرد: «صلح» و «قیام»، به خودی خود ارزش یا ضد ارزش نیستند؛ ارزش آنها به هدف، شرایط و نتیجه تاریخیشان وابسته است.
از یک سو؛ این حقیقتی غیرقابل انکار است که اگر «صلح» برای حفظ جبهه حق و جلوگیری از به حاشیه راندن مومنان باشد، نمیتوان آن را شکست نامید. نیز، در سویی دیگر؛ اگر «قیام» برای حفظ حقیقت دین و جلوگیری از مشروعیتبخشی به انحراف باشد، نمیتوان آن را تنها به اندازه مفهوم مبارزه سیاسی مسلحانه تقلیل داد.
این برداشت، یکی از نقاط قوت نظری کتاب «دو امام مجاهد» به قلم حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای(ره) است؛ زیرا معیار قضاوت را از شکل ظاهری رفتار به منطق درونی آن منتقل میکند.
در نتیجه همین نگرش، بینش، روش، منش و گویش حکیمانه و داهیانه «آقای شهید ایران» در کتاب «دو امام مجاهد»، میتوان به سادگی چنین برداشت کرد که امام حسن(ع) و امام حسین(ع) در برابر یکدیگر قرار نمیگیرند؛ بلکه در امتداد یکدیگر قرار میگیرند. یکی در شرایطی «صلح» میکند تا امکان «استمرار حقیقت» باقی بماند و دیگری در شرایطی «قیام» میکند که سکوت میتواند به معنای تأیید «انحراف» باشد.
از همین رو، عنوان «دو امام مجاهد» انتخابی دقیق است؛ دو امام، اما یک جبهه؛ دو شیوه، اما یک مقصد؛ دو مقطع تاریخی، اما یک مسئولیت.

کتاب «دو امام مجاهد» به قلم حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای(ره) را باید در روندی بزرگتر از «ادبیات دینی» معاصر ایران نیز دید. در دهههای پیش از انقلاب، شماری از متفکران مسلمان تلاش کردند زبان سخن گفتن از دین را از قالبهای سنتی فراتر ببرند و مفاهیم اسلامی را در نسبت با پرسشهای انسان معاصر بازتعریف کنند.
ویژگی کتاب «دو امام مجاهد» در این زمینه آن است که از تاریخ ائمهاطهار(ع) برای ساختن روایتی انتزاعی و یا صرف نگرشی اخلاقی استفاده نمیکند. امام حسن(ع) و امام حسین(ع) در این اثر، شخصیتهایی در متن جامعهاند؛ با مسئله قدرت، مردم، دشمن، تبلیغات، سازمان اجتماعی و مسئولیت دینی مواجهاند.
از این منظر، کتاب «دو امام مجاهد» به روایت سخنرانیها و منویات «آقای شهید یاران» سهمی در شکلگیری ادبیاتی دارد که در آن سیره اهلبیت(ع) بهمثابه دانش اجتماعی و سیاسی مطالعه میشود.
این رویکرد بعدها در آثار مختلف درباره «سیره سیاسی ائمهاطهار(ع)» گسترش یافت و مفهوم «انسان 250 ساله» نیز به یکی از شناختهشدهترین چارچوبهای تحلیلی برای توضیح این پیوستگی تبدیل شد. منابع معرفی آثار مرتبط با این نظریه نیز آن را ناظر به حرکت هماهنگ ائمه در طول تاریخ امامت میدانند.
از منظر ادبی و رسانهای، یکی از نقاط قوت کتاب «دو امام مجاهد» اثر گرانسنگ حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای آن است که با وجود خاستگاه شفاهی، متن در تمامی بخشها مسیر استدلال خود را حفظ میکند. سخنرانیها حول پرسشهایی مشخص حرکت میکنند و برخلاف سنت آشنای آن زمان (دهه 1350) در سخنرانیهای مذهبی، منویان و فرمایشهای حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای(ره) در مجموعه سخنرانیهای تدوین شده این کتاب به جای آنکه به مجموعهای از فضائل و وقایع پراکنده تبدیل شوند، تلاش میکنند یک مسئله را تا رسیدن به نتیجه دنبال کنند.
نقطه قوت دیگر کتاب «دو امام مجاهد»، مسئلهمحوری اثر است. خواننده در مواجهه با این اثر شگرف و عمیق با کتابی روبهرو نیست که تنها وتنها بگوید امام حسن(ع) چنین کرد و امام حسین(ع) چنان؛ بلکه به شکل دائم، مستمر و پیوسته با «چرا» مواجه است.
چرا امام حسن(ع) صلح کرد؟ چرا امام حسین(ع) قیام کرد؟ چرا شرایط تغییر کرد؟ جامعه چه نقشی داشت؟ «معاویه» چگونه عمل کرد؟ «یزید» چه تفاوتی با «معاویه» داشت؟ چرا یک روش در یک دوره ممکن و در دوره دیگر ناممکن بود؟ این پرسشها، موتور حرکت کتاباند.
همین ویژگی باعث شده است کتاب «دو امام مجاهد» به روایت و قلم «آقای شهید ایران» برای مخاطبی که پیشتر با تاریخ اسلام آشناست نیز قابلیت خوانش داشته باشد. اثر تنها اطلاعات جدید ارائه نمیکند؛ بلکه اطلاعات شناختهشده را در یک آرایش جدید قرار میدهد.

یکی از مهمترین ارزشهای تاریخی کتاب «دو امام مجاهد» اثر حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای، بیرون از موضوع اصلی آن قرار دارد. این اثر گرانسنگ، خود به تنهایی سندی تاریخی است.
این سخنرانیها در سالهایی ایراد شدهاند که ایران در فضای سیاسی خاصی (دوران خفقان پهلوی دوم) قرار داشت و امکان طرح برخی مباحث در عرصه عمومی محدود بود. بنابراین، سخن گفتن از سیره امام حسن(ع) و امام حسین(ع) در مسجد و حسینیه، تنها فعالیتی آموزشی درباره گذشته نبود. انتخاب موضوع، نحوه تحلیل و تأکید بر مفاهیمی چون مبارزه، عدالت، طاغوت، انحراف جامعه و مسئولیت اجتماعی، همگی در فضای فکری آن دوره معنای خاص خود را پیدا میکردند.
از این حیث، کتاب را میتوان در دو سطح خواند:
در سطح نخست؛ کتاب «دو امام مجاهد» درباره امامان شیعه است
در سطح دوم؛ این اثر درباره چگونگی بازخوانی امامان شیعه در ایران معاصر است.
نکته ظریف امام حائز اهمیت در این میان آن است که این دو سطح نباید با یکدیگر خَلط شوند، اما جدا کردن کامل آنها نیز ممکن نیست.
کتابهایی که تنها و تنها اطلاعات تاریخی ارائه میکنند، ممکن است با گذشت زمان کارکرد خود را تا حدی از دست بدهند؛ اما آثاری که مسئلهای بنیادی را مطرح میکنند، ماندگارترند.
مسئله کتاب «دو امام مجاهد» اثر رهبر فرزانه، حکیم و شهید ایران همچنان زنده است، زیرا پرسش آن فقط مربوط به سال 40 -زمانه زیست امام حسن(ع)- یا 61 -زمانه زیست امام حسین(ع)- هجری قمری نیست. مسئله این است که در شرایط پیچیده، چگونه باید میان «آرمان و واقعیت»، «هدف و وسیله»، «مقاومت و مصلحت»، «صلح و مبارزه» نسبت برقرار کرد؟
این همان مولفه طلایی است که میتوان به واسطه آن از تاریخ برای فهمِ منطقِ تصمیم، نهایت بهره را برد.
در روزگاری که گاه «مقاومت» به معنای نفی هرگونه مذاکره و صلح فهمیده میشود و گاه «صلح» به معنای کنار گذاشتن اصول؛ بازخوانی سیره امام حسن(ع) میتواند این دوگانه را به چالش بکشد.
همچنین در دورهای که «قیام امام حسین(ع)» گاه فقط در سطح عاطفه و سوگ محدود میشود، تحلیل تاریخی آن یادآوری میکند که «عاشورا» علاوه بر عظمت عاطفی، یک حادثه پیچیده سیاسی و اجتماعی نیز بوده است.
از این منظر، کتاب میان نقدی عمیق، فصیح، حاذقانه و برآمده از دانش و بینش فقه و فلسفه سیاسی و اسلامی در مواجهه با دو قطب افراطی حرکت میکند: نه امام حسن(ع) را به «امام صلح» تقلیل میدهد و نه امام حسین(ع) را فقط «امام قیام». هر دو این امامان هُمام، «امامِ جهادند»؛ جهادی که در دو موقعیت متفاوت، دو صورت متفاوت پیدا کرده است.

صحبت کردن و از آن مهمتر وقت گذاشتن و خوانش کتاب «دو امام مجاهد» به قلم «آقای شهید ایران» که این روزها تمام «جانِ ایران» و تمامیت «ایرانِ جان»، داغ فراق ایشان را در اربعین وداع و بدرقه باشکوه پیکر مطهرشان به سوگ نشستهایم؛ سخن گفتن و معرفی چنین اثری در ایام «ربیعالاول» میتواند معنای ویژهای پیدا کند.
ماه «ربیعالاول» در تقویم اسلامی، ماه یادآوری میلاد پیامبر اکرم(ص) و آغاز دورهای از تاریخ است که با «بعثت»، جامعه انسانی وارد مرحلهای تازه شد. این مهم برای «مردم مبعوث ایران» فرصتی تکرارنشدنی است تا در منظومهای که کتاب «دو امام مجاهد» ترسیم میکند، بیش از پیش به دانش، بینش، منش، روش، گویش و در یک کلام سپهر منظومه فرزانگی «آقای شهید ایران» ایمان بیاوریم و این شکوه و عظمت را به نظاره، حیرت و تشویق نشست.
پیامبر(ص)؛ آغازگر یک تحول بود و اهلبیت(ع)؛ حافظان و مفسران مسیر آن تحول. بنابراین، اگر «ربیعالاول» فرصتی برای بازگشت به «سیره نبوی» است، کتاب «دو امام مجاهد» به قلم و پژوهش حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای(ره) نیز میتواند یکی از راههای فهم این پرسش باشد که این سیره پس از رحلت پیامبر چگونه ادامه یافت و در برابر انحرافهای تاریخی چه واکنشهایی نشان داد.
در این نگاه، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) دو چهره جدا از تاریخ نبوی نیستند. صلح یکی و قیام دیگری، هر دو در نسبت با همان میراثی معنا پیدا میکنند که پیامبر اکرم(ص) بنیان گذاشت.

اگر بخواهیم جایگاه کتاب «دو امام مجاهد» اثر «آقای شهید ایران» را در یک جمله تعریف کنیم، شاید بتوان گفت این کتاب تلاشی برای تبدیل تاریخ از «روایت حادثه» به «فهم منطق حادثه» است.
اهمیت کتاب گرانسنگ «دو امام مجاهد» در این نیست که مخاطب برای نخستین بار نام «معاویه»، «یزید»، «صلح امام حسن(ع)» یا «کربلا» را میشنود. اهمیت در آن است که نویسنده آن (رهبر فرزانه، حکیم وشهید ایران)، این عناصر شناختهشده را دوباره کنار هم میگذارد تا پرسشی بنیادی را پاسخ دهد: چگونه ممکن است دو امام معصوم، در برابر دو صورت از قدرت اُمَوی، دو روش متفاوت انتخاب کنند و هر دو در یک مسیر واحد قرار داشته باشند؟
پاسخ کتاب، در مفهوم «جهاد» و «پیوستگی امامت» خلاصه میشود. «جهاد» در اینجا ابزار نیست؛ جهت است. «صلح و قیام»، شکلاند و هدف، حقیقتی فراتر از هر دو.
به همین دلیل، کتاب ارجمندِ «دو امام مجاهد» اثر آقای شهید ایران بیش از آنکه کتابی درباره تفاوت امام حسن(ع) و امام حسین(ع) باشد، کتابی درباره وحدت مسیر آنها است. شاید مهمترین پیام آن نیز همین باشد: تاریخ اهلبیت(ع) را نباید از روی شکل ظاهری تصمیمها قضاوت کرد. برای فهم آنها باید به عمق شرایط رفت، منطق امامت را شناخت و میان حادثه و هدف پیوند برقرار کرد.
در این خوانش، مسیر امام حسن(ع)، تفاوتی با امام حسین(ع) ندارد؛ امام حسن(ع) پیش از امام حسین(ع) همان حقیقت را در میدان دیگری پاسداری میکند و امام حسین(ع) پس از امام حسن(ع)، در موقعیتی دیگر، همان مسئولیت را با زبان دیگری ادامه میدهد. یکی با «صلح»، امکان بقا و بازشناسی حقیقت را حفظ میکند و دیگری با «خون»، اجازه نمیدهد انحراف به نام دین به رسمیت تاریخی برسد.
از همینروست که کتاب «دو امام مجاهد» اثر حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای را میتوان اثری درباره دو شخصیت دانست، اما نه درباره دو راه! دو امامِ هُمام در عنوان کتاب، در حقیقت دو مقطع از یک راه هستند؛ راهی که از «بعثت» پیامبر اکرم(ص) آغاز میشود، در «امامت» استمرار مییابد و در «حافظه تاریخی شیعه»، با «صلح» امام حسن(ع) و «قیام» امام حسین(ع)، دو صورت ماندگار از مسئولیت دینی و اجتماعی را به نمایش میگذارد.
در نهایت باید چنین گفت و بر این گفته سخت پای فشرد که کتاب «دو امام مجاهد» اثر «آقای شهید ایران» کتابی برای پاسخ به یک پرسش تاریخی نیست؛ کتابی برای اصلاح شیوه پرسیدن از تاریخ است. آنچه در این اثر در ذهن خواننده دلآگاه و بیداردل اهمیت پیدا میکند، نسبت هر تصمیم با حقیقت، زمانه و مسئولیتی است که امام برعهده دارد. این همان نقطهای است که کتاب، تاریخ امام حسن(ع) و امام حسین(ع) را از گذشتهای دور به مسئلهای زنده برای فهم سیره اهلبیت(ع) تبدیل میکند.
انتهای پیام