کد خبر: 1228015
تاریخ انتشار : ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۲ - ۱۱:۲۴

مروری بر زندگی آيت‌الله‌العظمی سيدمحمد‌عزالدين حسينی زنجانی‌

آيت‌الله‌العظمی سيدمحمد ‌عزالدين حسينی زنجانی‌ در سال 1300 هجری شمسی مطابق با 1340 هجری قمری در شهر زنجان و در بيت علم و فقاهت ديده به جهان گشود و تحت تربيت والد بزرگوارش آيت‎الله‌العظمی حاج ميرزا‌محمود حسينی (امام زنجانی) مدارج علمی را طی كرد.


گروه اجتماعی: آيت‌الله‌العظمی سيدمحمد ‌عزالدين حسينی زنجانی‌ در سال 1300 هجری شمسی مطابق با 1340 هجری قمری در شهر زنجان و در بيت علم و فقاهت ديده به جهان گشود و تحت تربيت والد بزرگوارش آيت‎الله‌العظمی حاج ميرزا‌محمود حسينی (امام زنجانی) مدارج علمی را طی كرد.







آيت‌الله‌العظمی سيدمحمد‌عزالدين حسينی زنجانی(ره)

به گزارش خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا) شعبه زنجان، آيت‌الله‌العظمی سيدمحمد‌عزالدين حسينی‌زنجانی(ره) در سال 1300 هجری شمسی مطابق با 1340 هجری قمری در شهر زنجان و در بيت علم و فقاهت ديده به جهان گشود و تحت تربيت والد بزرگوارش آيت‎الله‌العظمی حاج ميرزا‌محمود حسينی (امام زنجانی) مدارج علمی را طی كرد. همزمان به تحصيلات كلاسيك و فراگيری زبان فرانسه نزد ميرزامهدی‌خان وزيری پرداخت.


قبل از تشكيل حوزه علميه قم به وسيله مرحوم آيت‎الله‌العظمی حائری‌يزدی، حوزه‎های بلاد ايران فعال بود، به ويژه حوزه علميه زنجان در منطقه از موقعيت ويژه‌ای برخوردار بوده است و بزرگانی در آن حوزه تربيت يافته‎اند. از شمار ايشان می‎توان از آيت‌الله سيديونس اردبيلی و آيت‎الله فاضل‌لنكرانی – پدر مرجع فقيد- و آيت‎الله العظمی سيدابولحسن رفيعی‌قزوينی نام برد كه هر كدام از اين بزرگان در فقه و اصول و فلسفه از حوزه علميه زنجان استفاده كرده‎اند. آيت‌الله زنجانی(ره) از قول مرحوم والدش نقل می‌كند:« هنگامی‌كه من برای ادامه تحصيل روانه نجف اشرف شدم، چون عالمان بزرگی را در زنجان درك كرده بودم، مثل مرحوم آخوند ملاقربان علی زنجانی و آقا شيخ زين‌العابدين عابدی كه از شاگردان ميرزا آخوند خراسانی بودند و مرحوم حاج‌شيخ غلام حسين فقيه‌زاده كه هر كدام استوانه علم و تقوی بودند، محيط نجف اشراف چندان مرا نگرفت تا اين‌كه سؤال كردم آيا اساتيد نجف غير از معروفين كس ديگری هست؟ گفتند مدرسی است كه در منزل تدريس می‎كند. رفتم به درس ايشان ديدم اين درس است كه (تشد اليه الرحال) و آن علامه محقق نائينی بود.»


پس از ورود به قم به درس خارج مرحوم آيت‎الله‌العظمی حجت در فقه و اصول حاضر می‌شود. از اول اصول تا اواخر استصحاب و در فقه از اول خيار مجلس تا آخر خيارات و يك دوره صلاة كه حدود سيزده سال طول می‌كشد. پس از گذشت چند سال از ورود آيت‎الله زنجانی، آيت‌الله‎العظمی بروجردی در قم اقامت و درس خويش را شروع می‎كند. آيت‎الله زنجانی در دروس وی شركت می‎كند، در اصول از ابتدا تا اواسط ظن و در فقه كتاب اجاره و بخش اعظم صلاة را استفاده می‌كند و نيز در درس اصول آيت‎الله العظمی صدر يك دوره حاضر می‌شود.


وی همچنين از محضر آيت‎الله‌العظمی حاج سيد‌احمد خوانساری خارج مباحث الفاظ را استفاده كرده است. آيت‌الله زنجانی(ره) جريان شروع درس نزد اين استاد را چنين بيان می‎كند: «مرحوم والد به جهت زيارت به قم مشرف شدند و تمام مراجع و بزرگان به ديدن ايشان آمدند و از جمله مرحوم آيت‌‎الله حاج سيد‌احمد خوانساری. پس از رفتن ايشان به من فرمودند: آيا از محضر ايشان استفاده می‌كنی، در پاسخ گفتم: ايشان منزوی هستند و ارتباط چندانی با حوزه ندارند. در جواب گفتند در مواقع بازديد از ايشان تقاضا می‌كنم و حتماً بايد از وجود ايشان استفاده شود. به هنگام بازديد والد مسئله درس را طرح فرمودند، معظم‌له با تواضع فرمودند: آقای حجت هستند و نياز به من نيست. ولی حضرت والد فرمودند: بايد از محضرتان استفاده كند. با اصرار ايشان پذيرفتند و از اول مباحث الفاظ درس را شروع فرمودند. در ابتدای درس، من بودم و برادرزاده خودشان مرحوم سيدفضل‌الله و من تا پايان مباحث الفاظ بودم. بعد شنيدم كه در ادامه بحث آيت‌الله حاج شيخ‌مرتضی حائری در درس ايشان شركت می‌فرموده است.» آيت‎الله زنجانی‌ كتاب «اسفار اربعه» را يك دوره به‌جز مباحث جواهر و اعراض در محضر حضرت امام خمينی(ره) خواند. در يكی از سفرها مرحوم والدش از امام خمينی(ره) درباره وی سؤال می‌كند، امام(ره) می‌فرمايند: « ايشان بسيار خوش فهم و خوش قريحه هستند.» آيت‌الله زنجانی‌ می‎گويد: «در ايامی كه در محضر امام(ره) مشغول بوديم يكی از منحرفان كتابی منتشر كرد به نام اسرار هزار ساله كه در اين كتاب به زيارت و احكام اسلامی حمله كرده بود. ما طلبه‎های جوان با شور و حرارتی به محضر مراجع رفتيم تا برای پاسخ به اين كتاب اقدام كنند، مخصوصاً به محضر آقای حجت شرفياب شديم، ايشان فرمودند: نبايد به اين‌گونه كتاب‎ها اعتنا كرد؛ «الباطل يهجر بترك ذكره». بالاخره خود امام خمينی(ره) از وجود اين كتاب مطلع شدند، درس اسفار را تعطيل فرمودند و پانزده روز جواب شبهات آن كتاب را نوشتند به نام «كشف‎الاسرار» كه مكرر چاپ شده است. وقتی كه بنده به درس امام خمينی(ره) می‎رفتم ابتدا معظم له از منظومه تدريس و سپس از اسفار فرمودند و از ابتدای اسفار جمعی هم در درس معظم له شركت می‎كردند. از جمله آيت‎الله سيدرضا صدر و آيت‌الله مهدی حائری و آيت‌الله فكور و مرحوم شيخ عبدالجواد اصفهانی. در سال 1325 علامه طباطبايی از تبريز كه وارد قم می‌شوند، مرحوم والد هم در قم مشرف بوده‌اند، به من فرمودند كه: آقای قاضی تشريف آوردند‌(در آن زمان علامه به شهرت خانواده‎ای «قاضی» معروف بودند) حتماً از محضر ايشان استفاده كنيد، بسيار مغتنم است. بلافاصله به محضر ايشان رفته و تفاضای درس كردم. در جواب فرمودند: هنوز كتاب‌های من از تبريز نيامده، بنده كتاب خود را در اختيار استاد گذارده و اولين درس اسفار استاد در قم با شركت مرحوم حاج شيخ‌‌جواد خندق‌آبادی و عالم بزرگوار حاج شيخ‌علی‌اصغر كرباسچيان و بنده شروع شد.»


آيت‎الله زنجانی‌ از محضر آيت‎الله شيخ‌مهدی مازندرانی كه از علمای بزرگ قم ولی گمنام بود، مقدار زيادی از اسفار را خواند. پس بدين‌سان آيت‌الله زنجانی يك دوره از امام خمينی(ره) و يك دوره از علامه طباطبايی و نصف دوره از حاج شيخ‌مهدی مازندرانی كتاب اسفار را خوانده است و می‌گويد: بنای اوليه كتاب اصول فلسفخ و روش رئاليسم در منزل ما نهاده شده و بعدها هم ادامه داشت. ايشان پس از فراگيری از خرمن پرفيض اين استوانه‎های علم و تقوی، برای استفاده بيشتر عزم نجف می‌كند و با استاد بزرگوار علامه طباطبايی مشورت می‌كند. علامه می‌فرمايد: «‌در شرايط كنونی سفر شما به نجف تحصيل حاصل است.»


علامه طباطبايی به آيت‌الله زنجان(ره) بسيار علاقه‌مند و در مواقع مختلف مقام علمی ايشان را بيان می‎كرد. در مصاحبه تلويزيونی علامه طباطبايی كه در اواخر عمر شريفشان انجام شد، هنگامی‌كه خبرنگار سؤال كرد از شاگردان برجسته خود به چه كسانی می‎توانيد اشاره كنيد، در پاسخ پس از شهيد مطهری از ايشان به‌عنوان حاج سيدعزالدين امام ياد فرمود.


حجت‎الاسلام حاج شيخ عبدالحميد قائمی كه از فضلا و علمای به نام زنجان بود، نقل می‎كرد كه: پس از انقلاب من در محضر علامه طباطبايی بودم به مناسبتی مسائل زنجان مطرح شد، علامه چنين فرمود: «مقام علمی حاج سيد‌عزالدين برای مردم مجهول است، ايشان بسيار زحمت كشيده و دارای مراتب عالی علمی هستند.»


علامه طباطبايی دو مرتبه به زنجان سفر كرد و در هر كدام بيشتر از يك ماه توقف داشت. دفعه اول برای تسليت به خانواده آيت‌الله زنجانی پس از فوت مرحوم والدشان در سال 1335 و دفعه بعدی در سال 1346 كه از ايشان دعوت شد برای استراحت به زنجان بيايد. آيت‎الله زنجانی‌ در اين‌باره می‎گويد: «در مدت اقامت قم با دو نفر هم بحث بوديم. اولی شهيد آيت‎الله مطهری و ديگر آيت‌الله حاج‌آقا عبدالحسين حائری كه از نوادگان دختری آيت‎‌الله العظمی حاج شيخ‌عبدالكريم حائری و سرشار از ذوق و استعداد فوق‌العاده بود، به‌گونه‌ای كه ايشان قبل از بلوغ مجتهد بودند و مدت بسياری درس مرحوم آيت‎الله بروجری و آيت‎الله حجت و معقول را با ايشان مباحثه می‎كردم.»


از خاطرات دوران قم، گرفتاری آيت‎الله زنجانی به مرض حصبه است كه در اين‌باره می‎گويد: «آن زمان مبتلا به حصبه شدم و داروهای جديد امروزی آن زمان كشف نشده بود و كسی مبتلا می‌شد با سختی و مدتی طول می‌كشيده تا بهبودی حاصل شود. در اين گرفتاری مرض دو نفر از بزرگان، بسيار مرا مورد تفقد قرار دادند، اول مرحوم امام خمينی(ره) بود كه هر روز به منزل تشريف می‌آوردند تا اين‌كه حال من بدتر می‌شود با تأكيد ايشان مرا به بيمارستان سهاميه كه آن زمان در كنار بيمارستان فاطمی بود منتقل می‎كنند و در منزل هم وضع رختخواب من چندان مرتب نبود، دستور دادند از منزل خودشان رختخواب مناسب آوردند. دوم مرحوم آيت‌الله حاج سيد‌احمد زنجانی بودند كه د ر آن ايام بسيار لطف و محبت می‎فرمودند. پس از بهبودی به من فرمودند: «‌در روزهايی كه حال شما خوب نبود و شما در حال اغما بوديد مرتباً می‌گفتيد عبدالرحيم قصير، آن بزرگوار فرمودند: من فكر كردم تكرار اين نام رازی دارد، شبانه كتاب عروة‌الوثقی را نگاه كردم، ديدم نمازی برای قضای حوائج از عبدالرحيم قصير نقل فرموده. همان شب غسل كردم و آن نماز را خواندم و فردای آن روز حال شما رو به بهبودی می‌گذارد.»


‌‌آيت‎الله‌العظمی حسينی‌زنجانی(ره) پس از سال‎ها تحصيل و تدريس در حوزه علميه قم به نجف اشرف عزيمت كرد و ماه‎ها در دروس آيات عظام سيد‌عبدالهادی شيرازی و سيدابولقاسم خوئی و خصوصاً سيدمحسن حكيم شركت می‎كرد، در حالی‌كه خود از مجتهدان مطرح حوزه علميه بود. آيت‎الله العظمی حكيم به ايشان توجه و احترام داشت تا اين كه در پی بيماری والدش، حسب‎الامر آن مرحوم به ايران‌(زنجان) مراجعت می‎كند.


پس از رحلت آيت‎الله‌العظمی سيدمحمود حسينی‌زنجانی، والد آيت‎الله سيد‌عزالدين‌ در سال 1335، وی به جهت اداره مسجد جامع كه به مسجد و مدرسه «سيد» معروف است، در زنجان مستقر شد و در آن مسجد، نماز جماعت و جمعه را اقامه می‎كرد.


گفتنی است؛ در زنجان نماز جمعه به‌وسيله اجداد آيت‎الله زنجانی اقامه می‌شده است و اين منصب در اولاد و احفاد ايشان بوده تا زمان رضاخان كه آيت‎العظمی ميرزا محمود حسينی‌زنجانی قطع نظر از اراده حكومت نماز جمعه را می‎خواند كما اين كه ايشان در مجلس مؤسسان راجع به تغيير سلطنت از قاجار به پهلوی جلسه را ترك كرده و رأی نداده بود و نيز خلف ايشان هم بر اساس نسبت خانوادگی علاوه بر اقامه جماعت، نماز جمعه را تا وقتی كه در زنجان بود، اقامه می‎كرد.


در 17 خرداد سال 1342، در پی نهضت امام(ره)، آيت‌الله حسينی‌زنجانی‌ عليه رژيم پهلوی سخنرانی كرده و دستگير می‌شود و به همراه علمای مبارز از جمله استاد شهيد مطهری و شهيد هاشمی‎نژاد و آيت‎الله مكارم‌شيرازی و مرحوم محمدتقی فلسفی به‌مدت 45 روز در زندان بود. پس از آزادی از زندان در مسائل سياسی و اجتماعی فعاليت داشت. در سال 1350 كه شاه مخلوع از «اپك» مراجعت می‎كند، وی در پی ايراد سخنرانی شديدالحنی عليه شاه به واسطه «منوچهر آزمون» رئيس اوقاف وقت مجبور به ترك زنجان می‌شود و از آن تاريخ در جوار مضجع منوّر حضرت ثامن‎الحجج(ع) اقامت كرده و در حوزه علميه مشهد مقدس به تدريس خارج فقه و اصول و تفسير، حكمت و عرفان اشتغال می‌ورزد.


در ايام نزديك به پيروزی انقلاب، از اوايل سال 1357 در طول مدت اقامت در مشهد نيز به مبارزات خود ادامه داده به همراه و با همكاری نزديك و صميمانه با علمای مشهد در حوادث و وقايع مختلف عليه رژيم نامشروع ستم‌شاهی اعلام مواضع می‎كرد.


در اين ميان ذكر بعضی از اهم فعاليت‎های اين عالم مبارز در مبارزه با رژيم سفاك پهلوی لازم به‌نظر می‌رسد: 1- در تاريخ 26 تيرماه سال 1357 كه مقارن بود با اواسط شعبان 1398، آيت‎الله زنجانی‌ طی اعلاميه‎ای به همراه اركان وقت حوزه علميه مشهد، آيات عظام ميرزا‌جواد آقاتهرانی، ميرزا حسن‌علی مرواريد، ميرزا‌علی فلسفی، سيدكاظم مرعشی، موسوی شاهرودی، ابوالحسن شيرازی، علم‎الهدی سبزواری، محمدمهدی نوغانی و محمدرضا مدرسی با توجه به كشتار بی‎رحمانه مردم مظلوم و بی‌دفاع شهرهای مختلف، خصوصاً قم توسط رژيم پهلوی جشن و سرور ايام نيمه شعبان را تحريم می‎كنند.


2- در ششم مهرماه 1357 به جهت محاصره بيت امام خمينی(ره) از سوی دولت عراق، ايشان و علمای سابق‌الذكر با مرتبط دانستن اين اقدامات دولت عراق با منويات رژيم پهلوی دولتين ايران و عراق را به اقدامات شديد انقلابی تهديد كردند.


3- در پی هجرت امام(ره) از نجف به پاريس آيت‎‌الله زنجانی‌ طی اعلاميه‌ای همراه با علمای اعلام مشهد، مراتب اعتراض خود را مطرح كردند.


4- در دو حادثه مهم، شهادت آيت‎الله مصطفی خمينی و نيز دهم دی‌ماه مشهد (شهادت جمع كثيری از مردم حق‌طلب و شريف مشهد). ايشان و آيات فوق، عزای عمومی اعلام كردند.


در كتاب «انقلاب اسلامی مردم مشهد» آمده است: «امروز، 10 بهمن ماه سال 1357 گروهی از علمای طراز اول مشهد به منظور اعتراض به ايجاد موانع برای مراجعت امام خمينی(ره) به ايران از طرف دولت بختيار، در صحن موزه (صحن امام خمينی(ره)) متحصن شدند كه در رأس ايشان آيت‎الله زنجانی‌ بود و نيز پس از مراجعت حضرت امام(ره)، آيت‎الله زنجانی‌ در معيت آيت‎الله مرواريد و آيت‎الله فلسفی و جمعی ديگر به نمايندگی از سوی مبارزان مشهد به ملاقات امام(ره) در تهران شتافتند.


آيت‎الله زنجانی(ره) پس از بازگشت امام(ره) به ميهن و قبل از پيروزی انقلاب در بهمن 57، با توجه به نياز انقلابی مردم زنجان، به دستور امام خمينی(ره) به زنجان مراجعت كرد و طی دو سال مسائل انقلاب و مردم را در منطقه رهبری می‎كرد. در سال 1359 از ترور مرموزی نجات يافته، بدين جهت به طور دائم، به مشهد مراجعت كرد.


‌رساله علميه، راه رستگاری، تفسير سوره حمد، شرح زيارت عاشورا، مناسبك حج و ترجمه فارسی آن، شرح خطبه حضرت زهرا(س)، زندگی نامه علامه فرزانه شيخ محمد جواد بلاغی، كتاب مطارحات حوال معيارالشرك فی القرآن(به زبان عربی و ترجمه فارسی) يكصد و ده سؤال (كه مشتمل بر 110 عدد از استفتائاتی است كه از معظم له پرسيده شد)، مقالات فراوان در مجلات مختلف از جمله آثار منتشر شده آيت‎الله حسينی زنجانی‌ است. آثار منتشر شده زيادی دارند كه عبارتند از: تقريرات و اصول فقه آيت‌الله‌العظمی حجت كوه‌كمره‎ای، تقريرات اصول و فقه آيت‌الله‌العظمی بروجردی، فيض العليم فی شرح تحفة‌الحكيم، شرح زيارت آل‌ياسين، تعليقه بر وسيلة‌النجاة آيت‌الله‌العظمی اصفهانی و رسالة فی حقيقة‌الايمان.

captcha