کد خبر: 1228534
تاریخ انتشار : ۰۲ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۴:۲۵

فرود متواضعانه از قدرت؛ سربلندی از آزمون عيارسنجی خدمت

كسی كه از روحيه ايمان بالا برخوردار است همان‌طور كه فروتنانه حكومت و مسئوليت را در دست گرفته، متواضعانه و مؤمنانه از آن كنار می رود، اما فردی كه هنگام قدرت، تكبر ورزيده، وقتی به پائين كشيده می‌شود، احساس ذلت كند؛ لذا نحوه خروج از قدرت آزمون عيارسنجی نيت حاكمان است.


گروه سياسی: كسی كه از روحيه ايمان بالا برخوردار است همان‌طور كه فروتنانه حكومت و مسئوليت را در دست گرفته، متواضعانه و مؤمنانه از آن كنار می رود، اما فردی كه هنگام قدرت، تكبر ورزيده، وقتی به پائين كشيده می‌شود، احساس ذلت كند؛ لذا نحوه خروج از قدرت آزمون عيارسنجی نيت حاكمان است.


خداوند متعال در آيه شريفه 83 سوره قصص می‌فرمايد: «تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا یُرِيدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ؛ آن سراى آخرت را براى كسانى قرار مى‏دهيم كه در زمين خواستار برترى و فساد نيستند و فرجام [خوش] از آن پرهيزگاران است.


تواضع و فروتنی آرايه و زينت انسانيت است كه موجب تقرب به خداوند می‌شود و زمينه علاقه‌مندی مردم و كمك به ديگران را در شخص فراهم می‌آورد. از سوی ديگر افرادی كه تكبر می‌ورزند و فروتن نيستند، نمی‌تواند اميد به بهشت داشته باشند و مردم نيز از اطرافشان پراكنده می شوند؛ زيرا اميد به ياری و كمك آنان ندارند. امام صادق (ع) می‌فرمايد: «ان التواضع يزيد صاحبه رفعة‌ فتواضعوا يرفعكم الله؛ فروتنی و تواضع،‌ رفعت و مقام صاحبش را می‌افزايد پس فروتنی پيشه كنيد تا خداوند رفعت و بزرگی به شما دهد.(اصول كافی، ج ۳، ۱۸۵)


پيامبر اكرم(ص) نيز می‌فرمايد: «من تواضع لله رفعه الله فهو فی نفسه ضعيف و فی اعين الناس عظيم و من تكبر وضعه الله فهو فی اعين الناس صغير و فی نفسه كبير حتی لهو اهون عليهم من كلب و خنزير؛ هر كسی برای خدا فروتنی كند ، خداوند او را بالا می برد. پس او نزد خودش ، خود را ضعيف می بيند ولی در چشم مردم بزرگ است؛ و هر كسی تكبر كند خداوند او را پايين می برد. پس او در نزد مردم كوچك است و در نزد خود بزرگ است....»(كنزالعمال؛ حديث ۵۷۳۷)


در عرصه سياست نيز مسئله به همين شكل است؛ افرادی كه به قدرت و مسئوليت‌های حكومتی متكبرانه نگاه می‌كنند، بزرگی موقعيت و اعمال قدرت بر ديگران در وجودشان نوعی تكبر را پرورانده است، فرود از قدرت را عامل ذلت می‌دانند. اميرالمؤمنين می‌فرمايد: «التّكبّر فی الولاية ذلّ فی العزل؛ تكبر در وقت حكومت خوارى و ذلّت در حالت بر كنارى است.(غرر الحكم و درر الكلم، ۱۰۰۰)


اين افراد در انتهای دوره خدمتشان، گاهی حاضر نيستند پائين بيايند و گاهی در انديشه تداوم قدرت و حكومت خود با ابزار و متد ديگر هستند. مكرر ديده می‌شود كه انسان‌هايی كه در آغاز با نيت‌های، خالص و درست و انگيزه‌های الهی وارد عالم سياست می‌شود و به مسئوليت‌هايی می‌رسند با اتمام دوره‌هايشان حاضر نيستند آن گونه كه بر مسند ولايت و حكومت بالا رفتند، از به زير آيند.


در روايات ما به اين قضيه اشاراتی شده است؛ تنها به عنوان مثال می‌توان به روايات زير از كتاب كتاب شريف «غرر الحكم و درر الكلم» از كلمات اميرالمؤمنين اشاره كرد؛ حضرت در روايتی تأكيد می‌فرمايند كه «لكلّ دولة برهة؛ براى هر حكومتى زمانى است»(همان، ۷۲۸۵) يعنی هر دولتی كه مدت معينی را سپرى شود، بايد از كار خود پايين آيد.


حضرت در روايتی ديگر فرمودند: «الذّلّ بعد العزل يوازی عزّ الولاية؛ ذلّت و خوارى بعد از عزل با عزّت حكومت برابرى می‌‏كند».(غرر الحكم و درر الكلم، روايت ۲۱۱۳) بنابراين نبايد براى تحصيل عزت و فخرفروشی حكومتی كوشيد، زيرا چنين خوارى را پشت سر دارد. مگر اينكه در اطاعت امر الهی در طول خدمت، عزت الهی برای انسان باقی بماند.


فردی كه بر مسند قدرت می‌رسد بايد عدالت ورزد و هر آنگاه كه از آن فرود آمد بايد از خداوند در آنچه فرو گذاشته طلب بخشش كند؛ «اعدل فيما ولّيت، اشكر للّه فيما أوليت؛ در آنچه والى شدى عدالت نما، و در آنچه بخشيده شده‏‌اى شكر خدا كن».(همان؛ ۲۲۶۵؛ در بعض نسخه‏‌ها چنين است: «أشكر على ما أوليت»)


دلبستگی به مقام و قدرت‌‌دوستی از اوصاف حاكمان مؤمن نبايد باشد. آنچان كه اميرالمؤمنين(ع) تنها به دليل قيام حجت و دعوت مردم و عهده الهی درباره حكومت بر مؤمنين و اصلاح جامعه حكومت را قبول می‌كند و می‌فرمايد: «و الّذی فلق الحبّة و برء النّسمة، لولا حضور الحاضر، و قيام الحجّة بوجود النّاصر، و ما أخذ اللّه سبحانه على العلماء أن لا يقارّوا على كظّة ظالم، و لا سغب مظلوم، لألقيت حبل‌ها على غارب‌ها، و لسقيت آخر‌ها بكأس أوّل‌ها، و لألفيتم دنياكم هذه عندی أزهد من عفطة عنز.(نهج‌البلاغه، خطبه سوم، شقشقيه)


اين فراز از خطبه ۳ شقشقيه كه در جواب ابن عباس بود، حضرت فرمود: سوگند به خدائى كه دانه حبه را شكافت و انسان را آفريد، اگر نبود حاضر شدن (جمعیّت) حاضر (براى بيعت با من) و قيام حجت به وجود ناصر (كه مرا يارى كردند و بر من پذيرش آن واجب گرديد) و آنچه خداوند سبحان بر علماء گرفته (از عهد و پيمان) كه بر سيرى ظالم و گرسنه ماندن مظلوم قرار نگيرند (و نسبت به آنان بی‌تفاوت نباشند) هر آينه ريسمان آن را بر دوش آن می‌‏انداختم. (همچون شترى كه مهار آن را به پشت آن اندازند و آن را‌‌ رها كنند) و آخر آن را به جام اول آن سيراب مى‏نمودم (يعنى همچون زمان سابق دخالت در امر حكومت نمى‏كردم و شما را در گمراهى مى‏گذاشتم) و هر آينه دنياى خود را نزد من (در بی‌‏ارزشى) كمتر از عطسه بزى و يا... می‌افتند.


دليل اينكه برخی افراد در هنگام حكومت به راحتی و متواضعانه قدرت را واگذار نمی كنند به دو دليل است؛ اول اينكه اين افراد در مسئوليت‌های حكومتی تكبر می‌ورزند و هنگامی كه فرود می آيند آن را باعث ذلت خود می‌دانند. حضرت اميرالمؤمنين(ع) می‌فرمايند: «من تكبّر فی ولايته كثر عند عزله ذلّته؛ هر كه در امارت و حكومت خود تكبر نمايد در معزول شدنش خوارى او بسيار گردد».(غرر الحكم و درر الكلم، ۸۷۱۷)


اين در حالی است كه كسی كه از روحيه ايمان بالا برخوردار است بايد همان‌طور كه فروتنانه حكومت و مسئوليت را در دست گرفته، متواضعانه و مؤمنانه از منصب‌ها و نهادهای حكومتی كنار برود، نه اينكه هنگامی كه در قدرت است تكبر ورزد و نتيجتا هنگامی كه به پايين كشيده می‌شود، احساس ذلت كند.


مورد دومی كه در كلام اميرالمؤمنين(ع) مطرح شده است، اين است كه «استكانة الرّجل فى العزل، بقدر شرّه فی الولاية؛ خوارى مرد در بر كنارى و عزل به اندازه بدى آن وی در زمان حكومتش است».(همان، ۱۸۹۸)


سياست‌مدارانانی كه در نزديك زمان اتمام دوره‌شان، احساس خطر و ذلت می‌كنند، از اين‌رو است كه می‌دانند جايی ممكن است كار اشتباهی مرتكب شده باشند؛ اينكه برخی حاضر نيستند قدرت را به‌‌راحتی واگذار كنند و هنگامی كه از مسئوليت برداشته احساس ذلت می كنند برای اين است كه در فرصتی كه مسئوليت‌های حكومتی در اختيارشان بوده به مردم شر رسانده و يا در برخی زمينه‌ها شرارت‌هايی داشتند.


اميرالمؤمنين(ع) فرمودند: «الْوِلَایَاتُ مَضَامِيرُ الرِّجَالِ؛ حكومت‌ها، ميدان مسابقه مردان‌ است».(نهج البلاغه شيخ محمد عبده ، حكمت 435)؛ اگر می‌خواهيد شخصيت‌های سياسی و اجتماعی را درست بشناسيد، بعد از اينكه از مسئوليت برداشته می‌شوند بشناسيد آنها تغيير می‌كنند و اين ميدان امتحان و آزمون آنهاست.


اينكه فردی به قدرت برسد و يا زمان دوره خدمتش پايان يابد و يا بخواهد دوره حكومتش پايان يابد و... بايد همگی در چارچوب ضوابط اسلامی باشد. بايد به سايرين فرصت خدمت داده شود تا انديشه ها و سلايق مختلف سياسی فرهنگی بتوانند مجال ظهور را بيابند و انتخاب حقيقی به مردم سپرده شود.


بنابراين، اگر مسئولين خود را تابع پيامبران الهی می‌دانند، بايد راه رسيدن به اخلاق را از زندگی پيامبر گرامی اسلام(ص) ياد بگيرند تا هيچ‌گاه پای خود را بيرون از دايره اخلاق نگذارند؛ زيرا سياست هم جزئی از ملزومات رفتاری جامعه است كه بايد بر مبنای سيره پيامبر گرامی اسلام(ص) و ائمه اطهار(ع) راه برده شود.


محمد پارسائيان

captcha