گروه ادب: عدم توجه به نكات مهم در تعاملهای بينالمللی، نكته مغفول و حلقه گم شده همكاریهای بينالمللی است كه به ويژه در سالهای اخير بسيار به چشم میخورد. از اين جمله، انعقاد تفاهمنامه همكاری ميان كتابخانه ملی ايران و شانگهای است كه روز گذشته، 5 خرداد به امضاء رسيد.
|
طی دو روز گذشته در اقدامی قابل توجه طی نشستی كه با حضور اسحاق صلاحی، رئيس سازمان اسناد و كتابخانه ملی، علیاكبر صفیپور، معاون رئيس سازمان اسناد و كتابخانه ملی و وایخی، معاون كتابخانه شانگهای برگزار شد، تفاهمنامه همكاری ميان دو كتابخانه شانگهای و مركز اسناد و كتابخانه ملی ايران به امضاء رسيد.
اين تفاهمنامه كه در سه نسخه به زبان فارسی، انگليسی و چينی تنظيم شده بود، توسط علیاكبر صفیپور و وایخی امضاء شد. همچنين در اين مراسم، فهرست آثار موجود از كشور چين در مركز اسناد و كتابخانه ملی، به همراه نشانه كتابخانه ملی و نسخهای از مثنویمعنوی توسط مركز اسناد و كتابخانه ملی به معاون كتابخانه شانگهای هديه داده شد.
در نگاه نخست، اين عمل بسيار پسنديده و مطلوب به نظر میرسد، اما توجه به نكاتی در اين باره خالی از لطف نيست. اول آنكه به يقين برای امضای تفاهمنامه، مقاولهنامه، سند همكاری و ... ميان دو كشور، استفاده از كارشناسان خبره در امر تنظيم سند بسيار ضروری به نظر میرسد.
تجربههای تاريخی به خوبی مؤيد اين موضوع است كه اگر در تنظيم سند توجه كافی نشود، چه نتايج خطرناك و فاجعهآميزی به بار خواهد آمد. اهميت اين موضوع به اندازه اهميت همان مثال قديمی و معروف «بخشش، لازم نيست اعدامش كنيد» و «بخشش لازم نيست، اعدامش كنيد» است كه با جابهجايی تنها يك ويرگول جان انسانی در معرض فنا قرار میگيرد.
همچنين در اين دست اسناد، همكاری تنها بحث يك مدير، يك سازمان يا حتی يك وزارتخانه و يك دولت نيست، بلكه پای يك ملت در ميان است. متوليان امر بايد توجه داشته باشند كه با امضای يك سند، تمام ملت در همه شئون به انجام يا عدم انجام فعلی ملزم میشوند.
در اتفاقی كه اول هفته جاری رخ داد نيز بعضی نكات قابل توجه است، از جمله اينكه به طور قطع و يقين، سازمان اسناد و كتابخانه ملی آنقدر از اين اتفاق خوشحال بود كه به زوايای مهم حاشيههای اين رويداد توجه كافی را نكرد. حال اينكه چرا ما به اين نتيجه رسيدهايم جای بحث و بررسی دارد.
اول آنكه درست يك هفته پيش از امضای اين تفاهمنامه و دقيقاً از آنجا كه طرف چينی برای امضای تفاهمنامه در سطح معاونت به ايران سفر میكرد، رئيس كتابخانه ملی تازه به فكر افتاد كه از سرپرستی معاونت كنار رفته و معاون انتصاب كند.
نكته بعد آنكه در همكاریهای بينالمللی، گام به گام حركت كردن و اجرايی كردن تفاهمنامه، يك شرط اساسی و بنيادی به شمار میرود كه اين نكته، پايه همكاری محسوب میشود و از طرفی نيز همسطح بودن دولتهای طرف همكاری را نشان میدهد. در تاريخ روابط ديپلماتيك مدرن، عدم رعايت همكاریهای گامبهگام تنها در شرايط استعمار، قيموميت و نظير اين موارد رخ داده است.
آنچه توضيح بالا را به تفاهمنامه ديروز مربوط میكند آنكه، رئيس سازمان اسناد و كتابخانه ملی به عنوان هديه!!! و به رسم مهماننوازی!!! فهرست تمام آثار و منابع موجود از كشور دوست را به طرف چينی تقديم كرد و در مقابل طرف چينی نيز يك بسته تبليغاتی از كتابخانه شانگهای را به رئيس كتابخانه تقديم كرد.
نتيجه اين بذل و بخشش چه خواهد شد؟ از فردای امضای قرارداد همكاری، مسئولان كتابخانه شانگهای با مراجعه به سازمان اسناد و كتابخانه ملی، هر كدام از اسناد و منابعی را كه نياز دارند با استناد به تفاهمنامه مذكور، درخواست میكنند و طرف ايرانی هم ناگزير به قبول و در اختيار گذاشتن آنها است، اما طرف چينی تا اينجا چه كاری برای همكاری و برطرف كردن نيازهای پژوهشگران، دانشجويان، محققان و حتی برخی نيازها و مسائل كشور ايران در سطح بينالمللی انجام داده است؟
خیوای، نماينده و معاون كتابخانه شانگهای در حاشيه امضای تفاهمنامه با كتابخانه ملی در جمع خبرنگاران حاضر شد و به سؤالات آنان پاسخ داد. وی در پاسخ به اينكه در مقابل خدمات مركز اسناد و كتابخانه ملی ايران قرار است كدام دسته از اطلاعات و اسناد به ايران منتقل شود، اظهار كرد: كتابخانه شانگهای در سال 1952 تاسيس شده است. 1958 مركز اطلاعات و تحقيقات در شانگهای تاسيس شده است. در سال 1995 مثل همين جا، كتابخانه ملی شانگهای با مركز اسناد آن، با يكديگر ادغام شدند. در حال حاضر شانگهای يكی از بزرگترين كتابخانههای دنياست.
معاون اين كتابخانه همچنين با زيركی از اظهارنظر درباره آثار و منابعی كه از ايران در كتابخانه شانگهای وجود دارد گريخت و عنوان كرد: در مورد اينكه چه مقدار كتاب درباره ايران در كتابخانه شانگهای موجود است، فعلاً اطلاعی ندارم و بايد تحقيق كنم، سپس جواب دهم. تعداد كتابهايی كه در دسترس داريم زياد است و در حدود 250 ميليون كتاب میشود كه داشتن عناوين آنان در ذهن، امكانپذير نيست. حتی كتابهای قيمتی هم كه داريم، 30 هزار جلد است.
اين مقام مسئول كتابخانه شانگهای در پاسخ به سؤال خبرنگار ايكنا در مورد «خليج فارس» و اينكه آيا تاكنون هيچ اثری در اين باره در كتابخانه شانگهای ثبت شده است يا خير، با فرافكنی و بیميلی تمام بدون دادن هيچ پاسخ روشنی در اين باره اظهار كرد: در حال تبديل كتابهای قديمی كتابخانه به نسخه ديجيتال هستيم. هنگامی كه تمام منابع و مآخذ را درآورديم، آن وقت شما به سايت مراجعه و پاسخ خودتان را دريافت كنيد.
آخرين سؤال در اين جمع را يكی از خبرنگاران خبرگزاری تسنيم درباره چرايی حضور نماينده كتابخانه شانگهای در ايران و قصدش از امضای تفاهمنامه پرسيد كه مترجم چينی با گستاخی، بدون طرح سؤال با معاون كتابخانه شانگهای و به صورت خودسر گفت: «به تو چه ربطی دارد؟». البته واكنش غيرتمندانه همكاران سازمان اسناد و كتابخانه ملی نيز در اين ميان جالب بود كه در مقابل تكرارهای مترجم چينی، لبخند «ژكُند» تحويل میدادند و زير لب شعر «همه چی آرومه» را زمزمه میكردند.
حال تصور كنيد به هر واسطهای طرف ايرانی از وجود يك سند باارزش تاريخی در كتابخانه شانگهای مطلع شد و ضمن درخواستی از طرف چينی، به داشتن نسخهای از آن سند ابراز تمايل كرد. فكر میكنيد پاسخ طرف چينی چه خواهد بود؟
تا به اينجا تفاوت در نحوه عملكرد دو طرف به خوبی مشخص و بارز شده است. امضای تفاهمنامه و گسترش همكاریهای بينالمللی به هيچ وجه ناپسند و مذموم نيست، بلكه به عكس بسيار پسنديده و مقبول است، به آن شرط كه با حفظ شرايط برابری و بدون وادادگی و هيجانزدگی باشد. به يقين بهرهجويی از مشاوره يك تحصيلكرده حوزه ديپلماسی برای انجام امور مهمی از اين دست خالی از لطف نيست و هزينه چندانی هم نخواهد داشت.