کد خبر: 1236207
تاریخ انتشار : ۰۹ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۰:۱۴
محمدرضا عارف

می‌توانيم با فرهنگ غنی اسلامی در برابر فرهنگ‌های الحادی قد علم كنيم

كانديدای يازدهمين دوره رياست جمهوری اظهار كرد ادعامان اين است كه انقلاب‌مان فرهنگی‌ترين انقلاب دنياست؛ ما با يك فرهنگ غنی اسلامی روبرو هستيم و هيچ واهمه‌ای از فرهنگ‌های الحادی هم نداريم، می‌توانيم در مقابل‌شان قد علم كنيم و پاسخ‌گو باشيم.


گروه سياسی: كانديدای يازدهمين دوره رياست جمهوری اظهار كرد: ادعامان اين است كه انقلاب‌مان فرهنگی‌ترين انقلاب دنياست؛ ما با يك فرهنگ غنی اسلامی روبرو هستيم و هيچ واهمه‌ای از فرهنگ‌های الحادی هم نداريم، می‌توانيم در مقابل‌شان قد علم كنيم و پاسخ‌گو باشيم.


به گزارش خبرگزاری بين‌المللی قرآن (ايكنا)، نامزدهای يازدهمين دوره انتخابات رياست جمهوری كشورمان با شركت در گفت‌وگوی ويژه خبری شبكه دو سيما نظرات خود را درباره مسائل مختلف بيان می‌كنند.


محمدرضا عارف شب گذشته، 8 خردادماه با حضور در اين برنامه به پرسش های كارشناس برنامه پاسخ داد.


ابتدا مجری گفت‌وگوی ويژه خبری از عارف پرسيد: چرا وارد عرصه انتخابات شديد آيا يك تصميم شخصی بود يا در هر حال يك ضرورتی احساس شد؟


بسم الله الرحمن الرحيم


سلام می‌كنم خدمت همه هم‌وطنان عزيزم سلام می‌كنم خدمت هموطنان زرتشتی، يهودی، مسيحی و همه مسلمانان شيعه و سنی، سلام می‌كنم. خدمت همه اقوام عزيز ايرانی سلام می‌كنم. خدمت هم‌وطنان عزيز خارج از كشور، سفرای فرهنگی كشور. تشكر می‌كنم كه فرصتی به من داده شد كه امشب در خدمت بينندگان عزيز شبكه دو باشم و خوشحالم كه به هر حال بعد از چهار سال به يكی از اعضای كابينه دولت اصلاحات فرصتی داده شد كه در خدمت مردم كشورمان باشيم؛ البته به بركت انتخابات و سال حماسه سياسی، حقيقتاً احساس خطر و نگرانی كردم آمده‌ام، چون نگران آرمان‌هايی هستم كه برايش انقلاب كرديم و امروز من در مقابل دانشجو، در مقابل فرزندم و سؤال‌هايی كه می‌كنند نمی‌توانم جواب‌گو باشم. نگران يكپارچگی كشور هستم، نگران گسست و شكاف بين نسل اول و نسل سوم كشور و نگران پيشرفت كشور هستم.


ما اعتقادمان بر اين است كه انقلاب ما، مردمی‌ترين انقلاب دنيا بود. رهبری انقلاب از يك جايگاه بالای معنوی برخوردار بود، اما نگاهی كه رهبری انقلاب به مردم داشت اين بود كه در اولين نطق‌شان در دهه فجر 57 در بهشت زهرا می‌فرمايند كه من به نمايندگی از سوی مردم، دولت تشكيل می‌دهم. ببينيد جايگاه مردم و مردم‌سالاری را در نظام نشان می‌دهند. انقلاب پيروز می‌شود؛ با مشاركت جدی همه ايرانيان. اطمينان رهبری به مردم طوری است كه در كمتر از دو ماه نوع حكومت به رفراندوم گذاشته می‌شود. شما در هيچ كشوری و در هيچ انقلابی سراغ نداريد اين وضعيت را و اين واقعاً افتخار انحصاری انقلاب اسلامی ماست. مردم به جمهوری اسلامی رأی می‌دهند؛ از يك طرف اسلاميت نظام به عنوان يك اصل مطرح است؛ روشن است رهبری انقلاب يك جايگاه معنوی و روحانی داشت و از يك طرف جمهوريت نظام؛ انقلاب ما به پيروزی می‌رسد، نظام جمهوری اسلامی برقرار می‌شود؛ بلافاصله انتخابات برگزار می‌شود؛ ما به طور متوسط در طول سی‌و‌چند سال گذشته هر سال يك انتخابات داشتيم. عموماً انتخابات‌مان پرشور و با مشاركت حداكثری بود؛ اشكالاتی پيش می‌آمد. طبيعی بود كه البته بايد تلاش می‌كرديم و تلاش بكنيم كه انتخابات با حداقل نقص و حداقل عيب برقرار بشود بايد شبهه‌هايی كه در انتخابات پيش می‌آيد رفع بشود نگرانی از تخلف، نگرانی از تقلب، اينها بحث‌هايی است كه متأسفانه در انتخابات ما گاهی پيش می‌آيد؛ بايد تلاش كنيم همگان چه دست‌اندركاران انتخابات، چه كانديداها، چه مردم كه ان‌شاءالله يك انتخابات پرشور و با اعتماد كامل برقرار بشود.


ما انتخابات را تجلی واقعی مردم‌سالاری دينی می‌دانيم. اين نگاهی است كه من به عنوان يك اصلاح‌طلب هميشه به انتخابات داشتم و نقش و جايگاه مردم در كشورداری و در انقلاب.


اما امروز چه وضعيتی داريم؟ وضعيتی كه با آن روبرو هستيم ناشی از حاكميت يكپارچه و كامل جريان اصولگرا در هشت سال گذشته است. اين يك واقعيتی است كه بايد بپذيريم و هم ما قبول داريم. هم فكر می‌كنم خود جناح اصولگرا، اين را قبول دارد، چه اتفاقاتی در سال‌های اخير افتاد؟ بنا براين بود كه سياست ما، اخلاقی بشود، اما اخلاق را سياست‌زده كرديم؛ بنا براين بود كه عقلانيت بر همه امور حاكم بشود، اقدامات سليقه‌ای و غيركارشناسی حاكم شد؛ انتخاباتی كه بايد به يك جشن ملی تبديل بشود، متأسفانه به يك بازی باخت‌باخت تبديل شد؛ جناح پيروز به جای اينكه از حضور حماسی مردم قدردانی كند و حتی به جناح رقيب برای حضورش تبريك بگويد، برخی از مردم را خس و خاشاك تلقی كرد؛ فضای امنيتی متأسفانه بر بخش‌های مختلف كشور حاكم شد. من بيشتر دانشگاه را اجازه بدهيد مثال بزنم؛ به عنوان يك ناظر و به عنوان يك منصف اعلام می‌كنم كه فضای حاكم بر دانشگاه‌ها در سال‌های گذشته يك فضای امنيتی بود كه به هيچ‌وجه نه با روح حاكم بر قانون، نه با روح حاكم بر انقلاب، نه با منويات امام و رهبری سازگاری نداشت. نگاه ما اين است كه دانشجو بايد سياسی باشد؛ نگاه امام اين است كه دانشگاه كارخانه آدم‌سازی است، اما چه اتفاقی در دانشگاه‌ها افتاد؟ دانشجو را به خاطر فعاليت، به خاطر حضور در انتخابات، به خاطر پرسش‌گری ستاره‌دار كرديم. استاد را بازنشسته كرديم، استاد را بازخريد كرديم؛ انجمن‌های اسلامی و تشكل‌های صنفی دانشجويی عموماً منحل شدند. حالا من همين را اگر تسری بدهم به بخش‌های ديگر جامعه متأسفانه همين را می‌بينيد؛ مثلا در بخش فرهنگ، يك نگاه امنيتی حاكم شد. ما ادعامان اين است كه انقلاب‌مان فرهنگی‌ترين انقلاب دنياست و فقط بايد فرهنگ بر بخش‌های فرهنگی حاكم باشد؛ ما با يك فرهنگ غنی اسلامی روبرو هستيم؛ هيچ واهمه‌ای از فرهنگ‌های الحادی هم نداريم، می‌توانيم در مقابل‌شان قد علم كنيم و پاسخ‌گو باشيم، اما با فرهنگ چه كار می‌كنيم؟ متأسفانه اتفاقاتی در سال‌های اخير افتاد كه زمينه‌ساز مشكلات و بداخلاقی‌ها شد؛ فضای دانشگاه‌ها در سال گذشته يك فضای بی‌روح و كسل‌كننده و بی‌نشاط بود.


من از اوايل سال 91 برای اينكه تكليف شرعی و اخلاقی‌ام را نسبت به جوان و مردم و كشورم انجام بدهم، تصميم گرفتم كه در دانشگاه حضور پيدا بكنم كه يخ موجود در فضای دانشجويی را بشكنم. به دانشگاه‌های مختلفی رفتم؛ دانشجويان عزيز ما مطالبات جدی داشتند؛ پرسش‌های جدی در مورد ياران امام داشتند، نمی‌توانستم به طور جدی جواب بدهم چه اتفاقی افتاد؟ ما بنا بود در انقلاب‌مان الگوسازی كنيم، الگوهايی را معرفی كنيم، نظام اسلامی ما همين بود. ما بر اساس الگوها حركت‌مان را ساماندهی می‌كنيم؛ شما ببينيد امام حسين(ع) الگوی مسلمانان دنيا می‌شود، امام علی(ع) الگوی مردانگی و شجاعت می‌شود، اما متأسفانه ما الگوسوزی كرديم. در سال‌های گذشته و اين فضا به هيچ‌وجه نه با شئونات انقلاب، نه با جهت‌گيری‌های انقلاب و نه با سند چشم‌انداز ما سازگاری دارد؛ البته من بر اين باورم كه در حوادث سال‌های گذشته همه ما مقصريم؛ من اينجا نمی‌خواهم برخورد جناحی بكنم؛ همه ماها مقصريم و نمی‌توانيم پاسخگوی نسل سوم انقلاب باشيم. سازندگان آينده كشورمان، ما نسل اولی‌ها كه آخرين روزها و ماه‌ها و سال‌های مديريت‌مان را سپری می‌كنيم، مديون نسل سوم هستيم. من نمی‌توانم به فرزندم پاسخ‌گو باشم، متأسفانه در هر خانه‌ای كه بحث سياسی و انقلابی مطرح بشود، بين نسل اول و نسل سوم بلافاصله دعوا می‌شود و اين مقصر ما هستيم، نسل اولی‌ها هستيم؛ بايد تلاش بيشتری در اين مقطع بكنيم و ان‌شاءالله نسل اول را با جديت در ميدان قرار بدهيم كه بتواند نسل سوم را برگرداند به مسير واقعی و صحيح انقلاب.


در دهه چهارم انقلاب هستيم؛ دهه عدالت و پيشرفت. چرا بسياری از مديران شايسته و توانای كشور بايد كنار گذاشته بشوند و از توانايی‌شان استفاده نشود؟ اصولگرايان به صورت يك‌پارچه هشت سال كشور را اداره كردند؛ فكر می كنم به اين نتيجه رسيدند كه بدون حضور اصلاح‌طلبان نمی‌توانند كشور را اداره كنند. اين يك واقعيتی است كه بايد بپذيريم، اما چرا من آمده‌ام؟ آمده‌ام تا اخلاق و تدبير را در كشورداری پياده كنم؛ آمده‌ام تا اخلاق را بر همه شئون كشور حاكم كنم؛ آمده‌ام تا عقلانيت را دركشورداری برگردانم، آمده‌ام تا كشور را در ريل صحيح پيشرفت و توسعه قرار بدهم، آمده‌ام تا با نفت بشكه‌ای صد دلار ديگر پدری شرمنده فرزندش نباشد و پدربزرگی شرمنده نوه‌اش نباشد، آمده‌ام تا ديگر دانشجو، ستاره‌دار نشود، يا استادی به خاطر اختلاف سليقه از دانشگاه اخراج نشود؛ آمده‌ام تا با توكل به خداوند و در چارچوب سند ارزشمند چشم‌انداز و با كمك شما هموطنان عزيز، كشور را در ريل پيشرفت و تعالی قرار بدهم، آمده‌ام و تا آخر خواهم ماند، آمده‌ام تا به مطالبات به حق شما هم‌وطنان عزيزم، زنان، جوانان، كارگران، كشاورزان، معلمان، هنرمندان، پرستاران، همه و همه پيگيری كنم و پاسخ‌گو باشم؛ آمده‌ام تا سی سال تجربه مديريت كلان در بخش‌های مختلف و هشت سال تجربه عضويت در كابينه اصلاحات كابينه آقای خاتمی را در توسعه و پيشرفت كشور قرار دهم.


مجری: آقای عارف من رويدادها را دنبال می‌كردم، بعضی خبرها حكايت از اين داشت كه روی شما فشارهايی است كه كناره‌گيری كنيد يا ائتلاف كنيد؛ چه مقدار اين خبرها می‌تواند درست باشد؟


عارف: البته بيشتر اين خبرها از اردوگاه مخالفين من هست و فكر می‌كنم كه همين كه شما ظاهراً از تنها كانديدايی كه اين سؤال را كرديد من بودم، حتی در بين كانديدای اصولگرا ائتلاف دو به اضافه يك بنا بود كه حداكثر يكی‌شان بماند، ولی اين سؤال را ظاهراً از آنها نكرديد و اين بيانگر آن ترفندی است كه جريان مخالف من راه انداخته؛ در سايت‌های مختلف و من آمدم و انشاءالله با توكل به خداوند خواهم ماند، تا آخر می‌ايستم تا بتوانم خواسته‌های مردم به حق كشورم را بيان كنم و ان‌شاءالله كه می‌مانم.


مجری: شما شعارتان را معيشت، منزلت و در واقع عقلانيت قرار داديد؛ چطوری می‌خواهيد با اينها بر مشكلات اقتصادی كه وجود دارد فائق بياييد؟


عارف: البته اين شعار من نيست؛ ايده من و گفتمان من هست برای كشورداری. اگر شعار بود در حد يك صفحه مطرح می‌كردم. من برنامه‌ام را مبتنی بر اين گفتمان در صد و پنجاه صفحه تدوين كردم و الان درسايت شخصی من در اختيار علاقمندان هست؛ در ارتباط با معيشت، من پنج حوزه را با اولويت مطرح كردم؛ مهمترين مسئله امروز ما گرانی است كه اميدوار هستيم با سازوكارهايی كه در برنامه‌ام ديده شده، بتوانيم كنترل و مهار كنيم كه اولين كارمان كنترل دولت هست. كنار گذاشتن بی‌انضباطی مالی دولت، جلوگيری از استقراض از بانك مركزی. شما می‌دانيد نقدينگی شصت و پنج هزار ميليارد تومان سال هشتاد و سه به چهارصد و پنجاه هزار ميليارد تومان رسيده؛ ما بنا داريم بر اساس تجربه موفقی كه در دولت اصلاحات داشتيم ان‌شاءالله تورم را يك رقمی كنيم، زير ده درصد بياوريم. اشتغال دغدغه دوم من بود. در اين برنامه الان نرخ بيكاری وضعيت غير قابل قبولی را دارد؛ به خصوص بيكاری فارغ‌التحصيلان دانشگاهی. برنامه‌ريزی كرديم كه ان‌شاءالله در سال حداقل يك ميليون فرصت شغلی را ايجاد كنم كه ظاهراً در سوال‌های ديگر هست، من بيشتر به آن می‌پردازم. بحث مسكن؛ ما طرح مسكن ماندگار را دنبال می‌كنيم؛ مسكن مهر الان دارد اجرا می‌شود با اشكالات و نارسايی‌هايی رو به روست. ان‌شاءالله مسكن ماندگار با اولويتی كه برای جوانان در زمينه‌های داخل شهرها كه در اختيار دولت هست و می‌توانيم استفاده كنيم، به طور جدی پيگيری می‌كنيم پنج شش هدف برای مسكن ماندگار ديديم. سلامت يكی ديگر از اولويت‌های ماست. رشد اقتصادی هشت درصد را برنامه‌ريزی كرديم. اين جهت‌گيری معيشتی ما يا در حقيقت برنامه اقتصادی ماست؛ تك نرخی كردن ارز را به طور جدی دنبال می‌كنيم يكبار تجربه موفق داشتيم و برای چندين سال نرخ ارز در كشور ما تقريبا ثابت ماند مستحضر هستيد از سال های هشتاد و يك هشتاد و دو تا هشتاد و شش هشتاد و هفت ثابت ماند ما سياست های كلی اصل چهل و چهار را نجات اقتصاد كشور می دانيم خصوصی سازی به مفهوم واقعی به طور جدی اجرايی كردن سياست های اصل چهل و چهار را دنبال خواهيم كرد منزلت آرزوی ديرينه و هميشگی تفكر اصلاح طلبی است اصلاح طلبی يعنی منزلت منزلت يعنی آبرو و كرامت و شرافت همه ايرانيان ما برنامه هايی را داريم كه من چند مورد از اين برنامه ها را مطرح می كنم رعايت كامل حقوق همه ايرانيان به ويژه حقوق اقوام و اقليت ها با توجه به قانون اساسی پيشنهادی به من شد و استقبال كردم كه ان شاءالله معاونت اقوام را در رياست جمهوری تشكيل بدهم برای اينكه بتوانم مطالبات به حق اقوام عزيز ايرانی را پيگيری كنم جلوگيری از توهين به شهروندان، متاسفانه اشاره كردم اخلاق يك وضعيت نامناسبی را پيدا كرده به راحتی به مسئولين توهين می شود من جلوی توهين به همه به خصوص مسئولين ارشد را خواهم گرفت جلوی توهين به روسای جمهوری نخست وزيران سابق آقای موسوی آقای هاشمی آقای خاتمی آقای احمدی نژاد را خواهم گرفت البته اگر به من توهين بشود هيچ حرفی نخواهم زد اما به ديگران اجازه توهين را نخواهم داد عقلانيت، يعنی مملكت داری با استفاده از عقل و شعور به جای شعار حاكميت عقل بر مملكت داری را ما عقلانيت می دانيم عقلانيت يعنی ثبات مديريت عقلانيت يعنی ثبات در تصميم گيری و سياست ها نبايد برخورد سليقه ای بكنيم ثبات مديريت من مثالی بزنم در يكی از استان ها كه رفته بودم می گفتند در چهار سال گذشته شش بار استاندار عوض شده خوب چه جوری اين استاندار می تواند برنامه های توسعه كشور و استان را دنبال كند عقلانيت در اين است كه با توهين به ديگران هزينه كشور را بالا نبريم نگاهی كه من به عقلانيت در طول سی سال گذشته داشتم اين بود كه اگر نمی توانم درامد ملی رااضافه كنم هزينه ملی را افزايش ندهم جهت گيری اصلی من كاهش هزينه ملی است و متاسفانه گاهی با موضع گيری ها هزينه هايی می كنيم از جيب نسل های آينده ما جلوی اين را بايد بگيريم عقلانيت يعنی استفاده از همه نخبگان و كارشناسان برجسته كشور مستقل از وابستگی های جناحی شان عقلانيت يعنی استفاده از مديران با تجربه اين جهت گيری های برنامه های ماست كه عزيزان اگر مايل باشند می توانند از سايت شخصی من دانلود كنند.


مجری: يكی از موضوعاتی كه امروز مطرح است و عموم نامزدها روی آن صحبت می كنند بحث اشتغال هست شما هم ساماندهی اشتغال را مطرح كرديد و وعده داديد كه يك ميليون فرصت شغلی در سال ايجاد بشود چگونه اين امر محقق خواهد شد؟


عارف: ببينيد ما يك تجربه بسيار موفقی را در دولت اصلاحات داشتيم می دانيد بالاترين رشد جمعيت را ما در دهه پنجاه و پنج ، شصت و پنج داشتيم كه متولدين اين دهه در زمان دولت آقای خاتمی به سن بالای پانزده سال رسيده بودند و نياز به كار داشتند با برنامه ريزی خوبی كه شد علی رغم مشكلات درآمدی شما می دانيد سال هفتاد و هفت ما نفت را با بشكه ای ده دلار فروختيم زير ده دلار به طور متوسط در دولت اصلاحات سالانه هفتصد هزار فرصت شغلی را ايجاد كرديم يك تجربه موفق جلوی روی ما بود من با استفاده از اين تجربه و به كمك كارشناسان زبده داخل كشور و حتی بعضی از ايرانيان عزيز متخصص خارج از كشور كه من تو تدوين برنامه ام خيلی از اين عزيزان كمك گرفتم كه در اينجا جا دارد از اينها تشكر كنم آمدم و هدف گذاری كردم يك ميليون فرصت شغلی و اين دست يافتنی است يعنی جهت گيری مان اين هست كه ان شاءالله نرخ بيكاری را به يك عدد يك رقمی برسانيم زير ده درصد مستحضر هستيد كه در حال حاضر نرخ بيكاری بين فارغ التحصيلان دانشگاهی بالاست حدودا دو برابر بقيه است بنابراين جهت گيری ايجاد اشتغال مان برای فارغ التحصيلان دانشگاهی است جهت گيری اصلی مان ثبات اقتصادی است احيای سازمان مديريت و برنامه ريزی كشور اولين كار من خواهد بود به عنوان مغز متفكر برنامه ريزی و نظارت كننده و اجرای برنامه ،بهبود فضای كسب و كار را دنبال می كنيم متاسفانه شاخص های مربوطه اش وضعيت نامطلوبی را در ايران نشان می دهد ما در سال هزار و سيصد و هشتاد و چهار رتبه صد و سيزده را داشتيم كه البته رتبه خوبی نبود ولی الان رسيديم به رتبه صد و چهل و پنج ما قطعا بايد روی فضای كسب و كار جدی بكنيم خوشبختانه مجلس شورای اسلامی قانون بسيار خوبی را در اين زمينه تدوين كرده بايد اجرايی بشود فعال كردن بخش صنعت، صنعت الان به حالت نيمه تعطيل درآمده بخش مهمی از اشتغال ما آنجاست بر اساس برخی از آمارها می دانيد ما در سال نود اشتغال ما منفی بود در كشور به خاطر تعطيلی كارخانجات و بخش های مختلف صنعت جذب سرمايه را به طور جدی دنبال خواهيم كرد اولا بايد اطمينان به سرمايه گذار بدهيم ضمانت كنيم سرمايه اش را سرمايه های خرد و جزئی كه متاسفانه الان در كشور وارد بازارهای واسطه ای و خريد و فروش ارز و طلا شده بايد برگردد در توليد، اينها را ما دنبال خواهيم كرد بايد سرمايه های خارجی را جذب كنيم.


بايد سرمايه خارجی را جذب كنيم متاسفانه الان می دانيد كه رشد سرمايه گذاری خارجی در ايران كمتر از متوسط بين المللی است وضعيت نامناسبی را داريم در عين حال چهار تا طرح ويژه داريم برای ساماندهی بازار اشتغال، اولين طرح مان ، توسعه صنعتی صنعت گردشگری است يكی از مزيت های كشور ما، گردشگری است و ما اولا يك نگاه فرهنگی داريم به اين بحث كه در سوال های آينده احتمالا به اين مسئله، من برمی گردم و بعد اشتغال، اشتغال زايی بالا، ما پيش بينی كرديم كه سالانه دويست هزار فرصت شغلی را از محل صنعت گردشگری ان شاءالله ايجاد كنيم توسعه بخش فن آوری اطلاعات و ارتباطات، امروزه بخش مهمی از اشتغال در كشورهای پيشرفته از توسعه اين بخش است فن آوری اطلاعات و ارتباطات و اتفاقا اين بخش در توسعه اشتغال در ساير بخش ها موثر است ما توسعه بخش فن آوری اطلاعات و ارتباطات را به طور جدی دنبال خواهيم كرد توسعه بخش انرژی، ما برنامه ريزی مان اين است كه ان شاءالله حتی الامكان ارزش افزوده انرژی در داخل كشور باشد بايد سعی كنيم نفت خام نفروشيم گاز نفروشيم، هم اشتغال ايجاد كنيم هم ارزش افزوده را در داخل كشور باشيم و برنامه ويژه بعدی مان استفاده از موقعيت جغرافيايی كشورمان است می دانيد در يك موقعيت جغرافيايی بسيار ويژه و ارزنده قرار گرفتيم پرواز هواپيماهايی كه از فراز ايران می رفتند حداقل پانصد ميليون دلار در سال برای ما درآمد داشت و می تواند بيشتر از اين باشد ما اين درآمد را عملا داريم از دست می دهيم نگاه ما اين است كه ايران به عنوان هاب منطقه به عنوان منطقه در بخش های مختلف، تجارت، ارتباطات ، ترانزيت كالا استفاده كنيم و اين طرح علاوه بر اشتغال زايی، امنيت ملی ما را بالا می برد كشورهای منطقه را به ما وابسته می كند من بيشتر فعلا اينجا بحث تجاری اش را می خواهم مطرح كنم بنابراين ان شاءالله با اين طرح ويژه و برنامه هايی كه مطرح كرديم اميدوار هستيم كه به اشتغال حداقل يك ميليون برسيم من يك نكته ای را اينجا اشاره كنم بد نيست به هر حال من سی سال خدمتگزار اين مردم بودم فكر می كنم همه آنهايی كه با من كار كردند می دانند كه من وعده نمی دهم اما اگر وعده دادم عمل می كنم در دانشگاه هم دانشجويان همين است وقتی می خواهند پيشنهاد رساله شان را تدوين كنند می گويم توقعات را پايين بگيريد حرف های گنده گنده نزنيد، به همين دليل در موقعی كه از تزشان دفاع می كنم پيشرفت شان نسبت به پيشنهاد اصلاحاتی شان به مراتب بالاتر است، در مورد اشتغال، من مطمئنم كه تا يك ميليون و دويست هزار فرصت شغلی را ايجاد خواهيم كرد اما من تعهدی كه به مردم خوب كشورم می دهم يك ميليون فرصت شغلی است.


مجری: جناب دكتر عارف من حالا به خاطر اينكه اين گفتگوها را اداره می كنم مجبور هستم كه تمام گفته های نامزدهای محترم را رصد كنم يكی از موضوعاتی را كه من ديدم در گفته های شما آمده كه ما نمی توانيم با آزمون و خطا پيش برويم چگونه می خواهيد اين موضوع را محقق كنيد؟


عارف: ببينيد اين را من به طور جد مطرح كردم در دهه چهارم انقلاب هستيم ما سند چشم انداز در پيش رو داريم بايد جايگاه اول را در منطقه برسيم و بايد يك كشور پيشرفته شويم يعنی به استناد سند چشم انداز ، ايران بايد كشوری پيشرفته يا توسعه يافته با جايگاه اول باشد به همين دليل نمی توانيم ديگر روش آزمون و خطا را دنبال كنيم بايد عنان كشور دست فردی سپرده بشود كه سابقه اجرايی اش ،عملكردش ،توانايی اداره كشور را نشان بدهد و نه در حرف و شعار، در عمل، من ببينيد در سی سال گذشته سی و چند سال گذشته در بخش های مختلف مسئوليت اجرايی عالی داشتم مدتها در وزارت علوم بودم قبلش در شركت مخابرات بودم بعد رئيس دانشگاه تهران شدم بعد در كابينه اصلاحات هشت سال يا وزير بودم يا رئيس سازمان مديريت بودم يا معاون اول، برای من نوعی خيلی نظام هزينه كرده كشور هزينه كرده تا تجربه اندوختيم ما روزهای اول كه يك جوان بيست و شش هفت ساله بوديم شديم معاون وزير، هيچ تجربه ای نداشتيم قطعا خطا كرديم قطعا اشتباهاتی را داشتيم آيا می توانيم همان اشتباهات و همان مسيری كه در دهه اول انقلاب رفتيم در دهه چهارم انقلاب برويم آن وقت شعار پيشرفت و عدالت كجا می رود؟ پس كشور نمی تواند وارد آزمون و خطا بشود و من بر اساس عملكردم و به استناد تجربه ام فكر می كنم اين توانايی را دارم باز مصداق را وارد كنم برنامه سوم توسعه، عملا من مجری برنامه سوم توسعه بودم موفق ترين برنامه توسعه در كشور ما برنامه سوم توسعه بود شاخص ها را برويد نگاه كنيد عموما موفقيت شاخص ها بالای هشتاد و پنج، نود درصد است من يك مثال بزنم يك اتفاقی كه شايد بيشتر علاقه شخصی بود جناب آقای خاتمی وقتی من سازمان مديريت بودم دو سه بار نگرانی خودشان را از وضعيت نرخ ارز برای من مطرح كردند چون می دانيد چند نرخی بودن ارز يعنی فساد يعنی رانت ، اين يك واقعيتی بود در كشور ما، به من ايشان گفتند آرزوی من اين است كه اگر بتوانيم ارز را تك نرخی كنيم من هم با مرحوم دكتر نوربخش خدا رحمتش كند از آمريكا با هم بوديم هر دو عضو انجمن اسلامی بوديم رفيق بوديم از سال پنجاه و چهار من با ايشان رفيق بودم به او اين آرزو را مطرح كردم من سازمان مديريت بودم و ايشان بانك مركزی، گفتم آقا محسن می توانيم اين خواسته به حق آقای خاتمی را به آن برسيم؟ جهت گيری برنامه هم همين بود ايشان گفت من مطالعه می كنم خب يك بار هم تجربه ای را كرده بوديم می دانيد موفق نشده بود كشور در يك دهه ای در سال های هفتاد تا هفتاد و سه اين تصميم گيری شد متاسفانه نتوانستيم ادامه اش بدهيم، ايشان بعد از چند روزی كه بررسی كرد گفت بيا بنشين با هم صحبت بكنيم به من گفت می شود با يك كارهای مسكن و تسكينی و شعاری ، نرخ ارز را تك نرخی كرد ، اما می خواهيم ماندگار باشد؟ گفتم آره، نمی خواستيم آن اتفاق گذشته دوباره تكرار بشود ايشان بررسی كرد گفت اگر می خواهيم ماندگار بشود دولت بايد شش ميليارد دلار هزينه كند، خوشبختانه وضع ارزی مان داشت خوب می شد قيمت نفت بالا رفته بود گفت ايشان اگر بخواهيم اين اتفاق بيفتد بايد ما به تفاوت تمام ال سی ها چه دولتی چه غير دولتی را دولت بدهد، من اين جمع بندی را خدمت آقای خاتمی مطرح كردم و ايشان استقبال كرد و من در دولت تصويب كرديم در دو سال در بودجه آورديم، شش ميليارد دلار هزينه كرديم اما ارز تك رقمی شد و بيش از چهار سال پنج سال حالا دقيق نمی دانم فكر می كنم تا هشتاد و شش، هشتاد و هفت تك نرخی باقی ماند ببينيد اين يك مورد فكر می كنم بيانگر توانايی و ظرفيتی است كه ما می توانيم در كشور داشته باشيم برای اينكه وعده هايی كه می دهيم را عمل كنيم.


مجری: وارد حوزه سياست خارجی می شويم يكی از موضوعات مهمی كه در فرا روی دولت آينده و دولت كنونی هم هست موضوع فعاليت های صلح آميز هسته ای جمهوری اسلامی است شما فرموديد كه ما از ابزار قوی ديپلماسی و ارتباط با كشورها، اين موضوع را حل خواهيم كرد چگونه اين موضوع از ديد شما امكان ظهور و بروز پيدا می كند؟


عارف: ببينيد پروژه هسته ای و پرونده هسته ای ما، من بر اين باورم كه پرونده سياسی است همه دنيا می دانند كه ما بنامان بر اين است كه با توجه به سند چشم انداز از همه فن آوری های پيشرفته حداكثر استفاده را بكنيم مبنای توسعه و پيشرفت را روی فن آوری و فن آوری پيشرفته گذاشته ايم و يكی از فن آوری های پيشرفته، فن آوری هسته ای است البته از اول موضع ما استفاده صلح آميز از فن آوری هسته ای بوده و از اين حق خودمان به هيچ وجه كوتاه نخواهيم آمد يك برنامه راهبردی و نگاه راهبردی كشور ما است اما پرونده شده يك پرونده سياسی به نظر من و راه حل سياسی می طلبد، برای اينكه ما به راه حل برسيم بايد روابط خارجی مان را ارتقاء بدهيم بايد يك اجماع خوبی را در دنيا برای خودمان ايجاد كنيم كارهايی كه ما خواهيم كرد تقويت دستگاه ديپلماسی كشور است يعنی وزارت امور خارجه بايد تقويت بشود بايد فقط وزارت امور خارجه پل ارتباطی كه ايران با كشورهای ديگر باشد البته بايد از ديپلمات های برجسته و كاركشته در اين وزارتخانه استفاده كنيم بايد از سفرای برجسته در كشورهای مختلف استفاده كنيم نگاه ما اين است كه در كنار ديپلماسی سياسی از ساير اهرم ها و مزيت هايی كه ما داريم استفاده كنيم ديپلماسی علمی يكی از مزيت های ماست استادهای برجسته ای داريم رشد علمی خوبی داشتيم دانشگاه و مراكز پژوهشی وضعيت خوبی را دارند مبادله استاد، مبادله دانشمند بين كشورهای مختلف، مبادله فرهنگی، ما از اين پتانسيل بايد بيشتر استفاده كنيم مبادله رسانه ای، چقدر الان سفرای ما در خارج از كشور در رساندن پيام انقلاب و ديدگاه های ما به مردم كشورهای ديگر موفقند؟ ديپلماسی ورزشی و مهمتر از همه اينها، ما حدودا چهار ميليون سفير فرهنگی در خارج از كشور داريم ايرانيان عزيز مقيم خارج از كشور، عموما از نخبگان هستند متاسفانه الان در يك اتوبان يك طرفه، نخبگان ما از كشور می روند ما اين اتوبان را بايد دو طرفه كنيم تعامل نخبگان ايرانی با داخل كشور بايد حداكثر بشود، به راحتی رفت و آمد كنند تا بتوانيم اولا در داخل كشور از وجود اين نخبگان عزيز استفاده كنيم و همين كه توجيه بشوند نسبت به سياست ها و برنامه های ما من يك مثال بزنم ببينيد اگر هر نخبه ايرانی صد نفر را در خارج از كشور توجيه كند چهارصد ميليون نفر نسبت به برنامه های ما توجيه می شوند چون نخبه هم هستند ايرانی ها آنها با نخبگان ارتباط دارند اين چهارصد ميليون نفر می توانند به دولت های متبوع شان فشار وارد كنند ديدگاه ما را بگويند ما بايد رفت و آمد خارجيان را به داخل كشور تسريع كنيم برای اين يارانه بدهيم نبايد نگاه امنيتی داشته باشيم نبايد يك استاد خارجی كه به ايران می آيد خدای نكرده احساس كنيم می خواهد جاسوسی كند ما نظارت كنيم اجازه بدهيم به راحتی استاد محقق دانشمند بيايد و برود از اين توانايی استفاده كنيم ما در داخل كشور ظرفيت های بسيار برجسته ای داشتيم و داريم چقدر از اين ظرفيت برای ارتقا سطح روابط استفاده كرديم جناب آقای هاشمی رفسنجانی يكی از استوانه های انقلاب است روابط بسيار حسنه و ديرينه ای را با كشورهای اسلامی دارد چقدر از اين وجود ارزنده برای ارتقا روابط مان با كشورهای اسلامی استفاده كرديم جناب آقای خاتمی مبتكر گفتگوی تمدن ها كه جزو افتخارات ماست كه در سازمان ملل به اتفا‌ق آرا به تصويب رسيد روابط خوبی را با كشورها دارد چرا از اين عزيزان به عنوان سفرای عالی رتبه و به عنوان نماينده ويژه برای تقويت روابط مان استفاده نكنيم ما توانايی خوبی داريم پتانسيل خوبی داريم برای اينكه روابط مان را ان شاءالله با دنيا به خصوص با كشورهای اسلامی كشورهای منطقه و در حال حاضر كه رييس جنبش عدم تعهد هستيم با همه صد و ده كشور عدم تعهد گسترش بدهيم و بعد از آن ان شاءالله به سراغ ساير كشورهای دنيا برويم برای اينكه روابط خوبی را داشته باشيم اگر روابط خوبی برقرار بشود اين كشور را فشار می آورند تا اين مسئله سياسی و پرونده اين پروژه سياسی ان شاءالله بسته بشود.


مجری: يكی از دغدغه هايی كه در صحبت هايتان مطرح كرديد طی روزهای گذشته عدم سعه صدر در واقع در برخی از مسئولين كشور و اينها، شما اگر رييس جمهور بشويد و دولت تشكيل بدهيد ميزان انتقادپذيری خود اين دولت چقدر خواهد بود.


عارف: بگذاريد من دو تا مثال بزنم كه خيلی وقت شما و بينندگان عزيز را نگيريم من رئيس دانشگاه تهران بودم رييس دانشكده حقوق را عوض كردم در جلسه ای كه معرفی رئيس جديد بود يكدفعه ديدم حدود ده تا دانشجو لگد زدند به در اتاق شورا وارد جلسه شدند و شروع كردند به فحاشی و پرخاش خدا رحمت كند آقای دكتر گرجی كه از اساتيد برجسته دانشگاه بود بغل من نشسته بود واقعا می لرزيد من دستش را گرفتم ده دقيقه فحاشی كردند وقتی تمام شد خسته شدند ديگه من گفتم تمام شد دوستان عزيز دانشجويان عزيز گفتم بله گفتم حالا بفرماييد بيرون اين يك مورد ، می خواهيد يك مورد ديگر هم بگويم بعد بگويم چه كار كردم با اينها ، يك فردی می خواست دانشگاه استخدام بشود من هم مجوز استخدام داده بودم به دليلی كه جزو افراد ويژه بود می خواست استخدام بشود بعد احساس كردم كه ايشان خطايی كرده آن مجوز را لغو كردم حدود سی نفر دانشجو برای مدت ها در اتاق من اعتصاب كردند و فحش می دادند شعار می دادند به خاطر اينكه چرا آن فرد را من استخدام نكردم من وقتی آمدم بيرون از اتاقم نوازش می كردم بچه ها را ،می گفتم بچه ها خواهش می كنم كلاستون بريد ساعات بيكاری اتان بياييد اينجا اعتراض كنيد بعد از مدت ها ترك كردند و آمدند عذرخواهی هم كردند من با اينها چه كار كردم شما فكر می كنيد يك نفر از اينها را به كميته انضباطی معرفی نكردم چون رياست دانشگاه شدن سعه صدر می خواهد من با اين سعه صدر رفتار كردم چون حقيقتا احساس می كنم اصلاح طلبی يعنی سعه صدر يعنی انتقادپذيری من سعه صدرم بالاست انتقادپذيرم عموما در مقابل تندترين انتقادها سكوت می كنم و بلدم سكوت كنم سكوت آگاهانه می كنم گاهی تو مسائل سياسی كشور تصميم می گيرم دو سال حرف نزنم اگر احساس كنم منافع ملی من امنيت ملی من ايجاب می كند مدت ها سكوت می كنم اين توانايی را در خودم می بينم انتقادپذيرم من طرحی دارم كه ان شاءالله چون واقعا از انتقاهای سازنده خيلی استفاده كردم در كنار داشتن يك شورای مشاورين عالی ،شورای منتقدين تشكيل خواهم داد به صورت رسمی هم اعلام می كنم آنهايی كه انتقاد به برنامه من دارند نظر دارند بيايند در يك جمعی امكانات به آنها می دهيم حتی حقوق می دهيم به آنها عين مشاورين كه بيايند انتقاد كنند مطمئنا به نفع كشور است من اين مسير را انشاءالله دنبال خواهم كرد.


مجری: يكی از موضوعاتی كه در كشور وجود دارد بحث مبارزه با فساد به ويژه فساد اقتصادی هست اگر شما رئيس دولت شديد چگونه می خواهيد با كانون های ثروت و قدرت مبارزه كنيد؟


عارف: ببينيد يكی از مهمترين برنامه های من مقابله با فساد است شعار هم نمی دهم اراده جدی من هست اما در فساد جهت گيری اصلی ام پيشگيری است نه مچ گيری ، ببيند بر اين باورم كه بايد نهادهای نظارتی فعال بشوند در همان گام اول يك مديركه در اين مسير خطا می افتد اين را


برگردانم تذكر بدهم با تذكر حل می شود متاسفانه گاهی نهادهای نظارتی خوشحال می شوند يك سوژه پيدا كردند پيگيری نمی كنند تا آن سوژه شان به نهايت برسد آن وقت مچش را بگيرند من مخالفم با اين، همان گام اول برخورد می كنيم اما به شدت برخورد خواهيم كرد با فساد و از دانه درشت ها و نزديكان هم شروع می كنيم به اصطلاح يقه سفيد ها يا حالا اصطلاحی كه تو جامعه ما شروع شده آقازاده ها من به هيچ وجه كوتاه نم آيم با اينها برنامه ای دارم و در چهار محور برنامه مقابله با فساد را تنظيم كردم تو برنامه ام هست مهمترين محورهای اين برنامه ها گردش آزاد اطلاعات هست بخشی از فساد حاكم الان در بخش اقتصادی به خاطر رانت های اطلاعاتی است كه عده ای در اختيارشان قرار بگيرد ما بايد اطلاعات كامل مناقصه ها و مزايده ها را در اختيار همه مردم قرار بدهيم آزادی و حمايت از مطبوعات در اين بخش ما بايد تشويق كنيم مردم را من مطبوعات را به عنوان يك ركن در مقابله با فساد می دانم و اولويت می دهيم به فسادهای كلان و اگر لازم باشد من تصميم گيريم اين است كه يك مركزی را يك تشكيلاتی را يك شورايی را برای مقابله با فساد ان شاءالله در كشور تشكيل بدهم.


مجری: و آخرين پرسش چون وقت نداريم جناب دكتر عارف چه مقدار قانون گرا هست و اگر بنا باشد كه بين قانون و يكی از نزديكان و همفكران خودش يكی را انتخاب كند كدام را انتخاب می كند؟


عارف: باز اين هم به جای اينكه به سوال جواب بدهم دو تا مثال بزنم من تو بيوگرافی ام اشاره شد بورسيه دانشگاه صنعتی اصفهان بودم قبل از انقلاب بورسيه شده بودم چون يزدی بودم دلم می خواست بروم يك جايی كه نزديك يزد هست زندگی بكنم شاگرد اول دانشگاه تهران بودم بورسيه دانشگاه تهران نشدم خوب بعد از انقلاب من در تهران شاغل شدم معاون و قائم مقام وزير علوم بودم چون متعهد دانشگاه صنعتی اصفهان بودم از پست اجرايی ام كه قائم مقام وزير بود برای اينكه منتقل كنم خودم را از اصفهان به تهران استفاده نكردم من زنم و بچه دو ساله ام را در تهران گذاشتم خانمم دانشجوی پزشكی بود و با يك پسرم كه كلاس اول دبستان بود رفتم برای اينكه تعهدم را در اصفهان انجام بدهم اين يك مورد، مورد دوم هم بگويم فكر می كنم، ما آيين نامه انتقال دانشجو را تصويب كرديم چون اوايل انقلاب خيلی تقاضای دانشجويی زياد بود برای انتقال تصميم گيری كرديم كه دانشجو يك بار بيشتر نتواند منتقل بشود خانم من دانشجوی پزشكی شيراز بود بعد از ازدواج با من منتقل شد به تهران وقتی من رفتم اصفهان می خواست منتقل بشود به اصفهان من از رانت پستم يا كميته موارد خاص استفاده نكردم ايشان را منتقل بكنم حالا قانونگرا هستم يا نيستم به عهده مردم می گذارم كه مصر هستم به اجرای قانون و به هيچ وجه به خصوص در مورد نزديكانم كوتاه نمی آيم اما در مورد خودم در مقابل منافع ملی از حق قانونی خودم بايد بگذرم و می گذرم.

captcha