کد خبر: 1237238
تاریخ انتشار : ۱۲ خرداد ۱۳۹۲ - ۰۹:۲۴
سيدمحمد غرضی

«نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» برای آمريكا كشنده است

كانديدای يازدهمين دوره رياست جمهوری با بيان اينكه مذاكره با آمريكا هرگز، تعامل در ميدان عمل، گفت «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» كلمه‌ای است كه برای امريكا بسيار كشنده است؛ برای همين آمدند برای محاصره ايران به عراق و افغانستان رفتند اما هر دو جا اقتدار سياسی و نظامی خودشان را از دست دادند.


گروه سياسی: كانديدای يازدهمين دوره رياست جمهوری با بيان اينكه مذاكره با آمريكا هرگز، تعامل در ميدان عمل، گفت: «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» كلمه‌ای است كه برای امريكا بسيار كشنده است؛ برای همين آمدند برای محاصره ايران به عراق و افغانستان رفتند اما هر دو جا اقتدار سياسی و نظامی خودشان را از دست دادند.


به گزارش خبرگزاری بين‌المللی قرآن (ايكنا)، سيدمحمد قرضی، كانديدای يازدهمين دوره رياست جمهوری شب گذشته، 11 خردادماه در برنامه گفت‌وگوی ويژه خبری كه از شبكه دوم سيما پخش شد، به سؤالات كارشناس برنامه پاسخ داد.


كارشناس اين برنامه‌ در ابتدا پرسيد: چه شد كه بعد از شانزده سال مجدداً بازگشتيد برای رقابت برای به دست گرفتن مسئوليت‌های كلان كشوری؟


غرضی: من 72 سال دارم و بيش از شصت سال همراه ملت ايران و در متن مبارزات ملت ايران بوده‌ام؛ هميشه هم در اين متن حضور داشتم. بعضی وقت‌ها هم يك مسئوليت‌هايی به بنده دادند من هم در آن مأموريت‌ها حضور داشتم. چون در بيت حضرت امام (ره)آشنايی فراوان داشتم و از سال سی و هفت با حضرت امام(ره) مأنوس بودم و در سال چهل و دو در پانزده خرداد و بحث‌های مطول، چندين سالی كه خدمت حضرت امام بودم خب بالاخره سمت هايی كه داده شده بنا به توصيه بود و دعوت می‌كردند از من و من هميشه با دعوت می رفتم به جايی، ديگر بعد از دولت سازندگی، نه من آنها را می‌پسنديدم نه آنها من را می پسنديدند، در اين موقعيت هم ديدم كه خيلی موقعيت مناسبی است برای اينكه يك يأسی در مجموعه اداره كشور به يك عده‌ای غلبه كرده است كه حالا مثلاً چطور می‌شود و چه اتفاقی می‌افتد و تحريم شده است و آمريكا چه می‌كند و اينها، ديدم اين بحث‌ها خيلی زياد است. گفتم كه برويم يك مقداری به اين مسائل بپردازيم ولی من هرگز از متن انقلاب فاصله نداشتم.


مجری: شما از روزی كه وارد گود رقابت‌ها شديد دائما از دولت ضد تورم صحبت می‌كنيد كه آمديد مشكل تورم را حل كنيد برنامه شما برای حل مشكل تورم چه است؟


غرضی: يك كلمه‌ای كه دلم می‌خواهد بگويم اين است كه من رقيب ندارم رقيب هم نيستم با كسی هم رقابت نمی‌كنم و از اين كلمه خيلی استفاده معناداری نمی‌برم. من همكاری دارم می‌كنم با يك عده ديگری، ما هشت نفريم همكاری می‌كنيم ان‌شاءالله، تعاريف بسيار ساده عمل می‌كنند. می‌گوييم دولت ضد تورم دولتی است كه بيش از درآمدش، هزينه نكند و ای‌كاش كه دستگاه‌های آموزشی ما دستگاه‌های وسيع دانشگاهی ما با اين كلمات، مردم را آشنا می‌كردند. در همه جای دنيا دو تا كلمه از دولت بيشتر تعريف نمی‌كنند؛ تورم، اشتغال، تورم كم، اشتغال بالا، دولت محبوبی است، تورم و اشتغال هماهنگ، دولت بدی نيست، ولی تورم بالا و بدون اشتغال يا كم اشتغال، بسيار دولت بدی است، اينكه بفرماييد برنامه بايد چه باشد بايد اول، هدف تعيين بشود اين دولت‌های بزرگ و عزيزی كه آمدند حالا من در آن مذاكره ديشب مفصل راجع به اين مسائل صحبت كردم وقت‌تان را نگيرم اينها هدف را تعريف نكردند هدف تعريف شده دولت تورمی به وجود آورده، يعنی دائم دولت‌ها بيش از درآمدشان هزينه كردند و تورم‌های سنگينی را به ملت تحميل كردند به اصطلاح افسارگسيخته هزينه كردند و برای اينكه اين مسئله حل بشود هدف بايستی كه تنظيم بشود؛ لذاست كه من می‌گويم اگر پنجاه و پنج ميليون نفر بيايند پای صندوق‌های رأی و به يك دولت ضد تورم رأی بدهند مسئله بسيار بسيار راحت حل می‌شود. ولی اگر اين اتفاق نيفتد و اختلافی باشد و بخواهد يك عده‌ای بگويند كه حالا امروز فعلاً از اين قضيه بگذريم، فردا از آن قضيه بگذريم، فعلا اين پول واجب است پرداخت بشود، فعلا آن پول واجب نيست پرداخت بشود، آن وقت همين روند گذشته می‌شود، لذاست كه هدف دولتی كه اگر من تشكيل بدهم اين است كه به ملت گزارش بدهم درآمدم اينقدر است، هزينه‌ام اينقدر است؛ اگر هزينه بيش از درآمد باشد كم كنيم تا هزينه و درآمد يكسان بشود بعد ان‌شاءالله درآمدها بيشتر می‌شود بدهكاری‌های دولت را هم می‌پردازيم و ان‌شاءالله اين صد سال گذشته نسل من نسل شما همه در زير تورم گرفتار شدند به اصطلاح سوختند ولی ان‌شاءالله از اين به بعد ملت به دولت‌هايی رأی بدهد كه با تورم نخواهد كشور را اداره كند.


مجری: الان يك بودجه‌ای طراحی شده مثلاً در سال 1392 كه اين بودجه يك‌سری بودجه جاری است، يك‌سری بودجه عمرانی است و يك مقداری هم درآمد، چگونه می‌خواهيد بالانس و تعادل بين اين دو برقرار بكنيد؟


غرضی: بسيار بسيار ساده است؛ هميشه دولت‌ها با يك بودجه‌های مختلفی روبرو بودند. به جای اينكه بودجه را با درآمد، يعنی درآمد را با هزينه متعادل كنند، فشار آوردند هزينه كردند. شما كفايت بكنيد كه جلوی اين هزينه‌های زيادی را بگيريد. من در اين كار تجربه دارم؛ 20 سال وزير و وكيل و استاندار و اينها بودم. هميشه در اين كار تا درآمد نداشتم هزينه نمی‌كردم و سوابق بسيار خوبی است؛ كفايت می‌كند مغز رئيس دولت مثل كامپيوتر كار كند و هزينه‌ها و درآمدها را متعادل كند. به دست آوردن وزرايی كه با اين كار موافق باشند و به اصطلاح همراه كردن مجلس با اين كار، بسيار بسيار ساده است؛ چون همه امروز كارد به استخوان‌شان رسيده و می‌بينند كه دولت متورم اساس جامعه را متزلزل می‌كند، بنابراين همين‌طور كه ملاحظه فرموديد تورم به سرعت رفته بالا، بايد به سرعت بيايد پايين. ما نبايد هزينه‌ای بكنيم كه معادلش خدمت به مردم ندهيم. اگر شما هزينه‌هايی كرده‌ايد كه معادلش خدمت به مردم نداديد اين كار گريبان دولت شما را می‌گيرد.


مجری: الان در اين معادله آيا شما اولويت‌تان روی كاهش هزينه‌هاست يا افزايش درآمدها؟


غرضی: بايد رفت به سمت اينكه ببينيم هزينه‌ها كجا كارآمد است، درآمدها كجا می‌تواند افزايش پيدا كند بدون فشار به مردم. اين تجربه در همه دولت‌هايی كه مأمور بودند شده است، حالا دولت‌های ايران بالاخص اين مأموريت را نپذيرفتند. شما بخش‌های بسيار خوبی در جامعه داريد كه با يك كمك‌های جزيی درآمدهای بسيار بالايی می‌دهند. بخش‌های بسيار پرهزينه‌ای داريد كه گرفتاری دارند و بالاخره بازپخش نمی‌شوند؛ می‌گوييم همه را اداره می‌كنيم به شرط اينكه بتوانيم ارزش پولی ملی را حفظ كنيم و تورم را آرام آرام به سمت پايين نزول بدهيم و اين كار در اقتصاد ايران ميسر است و اگر شما فرصت داشته باشيد من دلايلش را می‌گويم.


‌ما هفتاد ميليون هستيم و روزی هفت‌ميليون بشكه نفت مصرف می‌كنيم؛ روزی هفتصد ميليون متر مكعب گاز مصرف می‌كنيم؛ می‌شود حدود سه و نيم ميليون بشكه نفت كه يك‌و‌نيم ميليون آن را تصفيه می‌كنيم و يكی دو بشكه هم می‌فروشيم. جمعش می‌شود هفت ميليون. ما هفتاد ميليون هستيم؛ يعنی هر ده نفر يك بشكه نفت در روز مصرف می‌كند. آمريكا پانزده شانزده ميليون بشكه نفت وارد می‌كنند. چهار پنج ميليون هم در داخل دارند. بيست‌و‌يك ميليون بيست و دو ميليون بشكه رو سيصد و بيست ميليون ، بيست را كه روی سيصد بگذاريم می شود يك پانزدهم، هفتاد را كه هفت را روی هفتاد بگذاريم می‌شود يك دهم يعنی در امريكا هر پانزده نفر يك بشكه نفت مصرف می‌كند در ايران هر ده نفری چرا اقتصاد امريكا به آن پرقدرتی است و اقتصاد شما به اين ضعيفی است برای اينكه آنها توانستند به مصرف جهت بدهند؛ لازم نيست به مردم فشار بياوريم. خيلی عظيم است؛ برای اينكه مقايسه بكنيم اين تركيه كه حالا خيلی‌ها حسرتش را می‌خورند كه ای‌كاش ما در تركيه بوديم. روزی يك ميليون بشكه نفت می‌خرد، روزی صد ميليون دلار از داخل جامعه تركيه می‌كشد بيرون می‌برد به طلبكارانش می‌دهد، ولی شما روزی هفت ميليون بشكه نفت از خدا می‌گيريد هيچ چی هم پس نمی‌دهيد؛ يعنی شما هيچ دلاری بابت اين كار نمی‌دهيد. اگر قرار بود روزی هفت ميليون بشكه نفت مصرف كنيد، صد دلاری بخريد، می‌شد روزی هفتصد ميليون دلار بايد از اقتصاد جامعه در بياوريد. شما كه اين هزينه را نداريد بسيار بد مديريت می‌شود، بگذاريد خيلی مردم از زبان من آسيب نبينند. مديريت سه وجه دارد؛ مديريت انسانی، مديريت پولی‌مالی، مديريت تكنولوژی و در اين سه وجه غفلت صورت گرفته است.


مجری: در جريان رقابت‌های انتخاباتی بحث مربوط به كاهش ارزش پولی ملی را بحث كرديد كه يكی از دغدغه‌های شماست.


غرضی: دغدغه‌های مردم هست.


مجری: بله دغدغه های مردم هست.


غرضی: و يك مخالف هم نداريم.


مجری: دولت شما اگر تشكيل شد برای تقويت ارزش پولی ملی چه راهكاری راپيشنهاد می‌كند؟


غرضی: بيش از درآمد دولت كه هزينه بكنيد پول ملی ضعيف می‌شود؛ معادل درآمد دولت كه هزينه كنيد پول ملی تثبيت می‌شود.


مجری: شما فرموديد كه برای تقويت جمهوريت نظام هم می‌خواهيد انتخاب استانداران را به مردم واگذار كنيد. در استان‌ها چگونه اين امر محقق می‌شود؟


غرضی: اين به اين صورت است كه طبق قانون وزير كشور يك استانداری را می‌آورد به دولت معرفی می‌كند، دولت مصوب می‌كند و رئيس‌جمهور امضا می‌كند و اين در اين كار وزير كشور آزاد است؛ يعنی هر كسی را كه بخواهد می‌تواند بياورد به دولت. من اگر دولت تشكيل دادم به وزير كشور قبل از اينكه رأی بگيرد از مجلس به او می‌گويم كه من می‌خواهم استانداران را به اين ترتيب تعيين كنم؛ حالا شما از من دليلش را هم بپرسيد كه چرا به اين نتيجه رسيدم. ظرف سی و سه سال، سيصد و سی تا استاندار در كشور استاندار شده؛ يعنی هر سالی ده تا استاندار عوض شده است. سی‌و‌سه تا استان داريم، سی و يكی استان داريم و هر دولتی آمده وقتی كه نمی‌پسنديد استاندار را اولين قربانی يعنی اولين كسی كه در دولت‌های چهارگانه‌ای كه گذشته است قربانی شده استانداران بودند. می‌دانستند كه دولت هم عوض بشود اينها رفتند. عمر متوسط بعضی از اين استاندارها يك سال، يك و نيم سال است؛ عمر متوسط كلی دو و نيم سال است؛ حالا آن يك‌و‌نيم سال است. بعضی‌ها سه و نيم سال. يك نفری را انتخاب می‌كنيد حالا مثلاً از تهران می‌آيد می‌رود ايلام، می‌رود هرمزگان، می‌رود قم. ظرف دو سال هيچ از منابع استان آگاه نمی‌شود؛ چه منابع انسانی، چه منابع ارزی، چه منابع سمايی و چه استعداد مردم؛ بنابراين يك كار روتين انجام می‌دهد، می‌رود. بعد از يك مدتی هم می‌رود و بعد هيچ اثری از او در جامعه نمی‌ماند. من بسيار مطالعه كردم راجع به اين كشورها؛ يكی راجع به آلمان، يكی راجع به امريكا و كشورهای ديگری هم هستند كه اين‌طوری‌اند. اگر به اين كشورها نگاه كنيد اين كشورها دارای تعداد زيادی شهر آباد هستند، مثلاً آلمان صد تا شهر آباد دارد، آمريكا نزديك به هزار تا شهر آباد دارد، در مطالعات سياسی به اين نتيجه رسيدم كه چون اينجا مردم خودشان استاندارشان را انتخاب می‌كنند و مردم در مقابل استاندار قرار می‌گيرند و استاندار بايد به خواسته‌های مردم جواب بدهد و آنها معمولاً عمرشان چهار پنج سال هست و می‌توانند هم مجدد انتخاب بشوند. بنابراين تمام ابزار هدايت استان می‌افتد دست استاندار. من هم حتماً آن اختياری كه قانون اساسی به من داده تا آنجايی كه می‌شود به استاندار واگذار می‌كنم و بعد استاندار می‌شود مرجع مردم. اين كار در گذشته به اين صورت بوده كه دائم می‌گفتند اختيارات به استاندارها می‌دهيم، ولی اختيار اصلی اين هست كه بتواند ماندگار بشود. وقتی كه ببينند اگر حرف رئيس‌جمهور، حرف وزير، حرف وزير كشور را نشنيد، فردا اخراج می‌شود. اين تثبيت ندارد و چون تثبيت ندارد اين گزارش را خدمتتان می‌دهم. من سی سال پيش استاندار خوزستان بودم. شوشتر را ديدم؛ دو سال پيش هم رفتم؛ هيچ فرقی به لحاظ شبكه آب و برق و گاز و اينها هيچ فرقی نكرده بود؛ اين‌كه شهر به آن عظمتی توانسته باشد استقرار جمعيتی، استقرار توليد، استقرار سازماندهی، نيروی انسانی داشته باشد، دائم فرماندارهايش عوض شدند؛ دائم بخشدارهايش عوض شدند، دائم چيز شده و به اين ترتيب شما ملاحظه می‌فرماييد تهران شده يك شهر بسيار بزرگ و بی‌قواره. چهار تا پنج تا شهر بزرگ ديگر هم داريم كه همين‌طور است، ولی بقيه نيست. شما بايد ظرف صد سال آينده سی تا شهر مثل تهران داشته باشيد تا توزيع جمعيت، توزيع ثروت منابع ملی صورت گيرد. من بيش از ده تا طرح دارم برای اينكه هر استانی بتواند خودش تصميم بگيرد و مردم خودشان اقدام بكنند. من معتقدم اگر پنجاه سال پيش هم اين كار را كرده بوديم حالا مثلاً منابع نفتی هرمزگان، منابع نفتی بوشهر، منابع نفتی مازندران، همش استخراج شده بود، ولی نيست كه دولت متمركز يك شركت ملی نفت است و آن هم بايد اين همه منابع را سركشی كند و برسد. اصلاً ميسر نيست؛ خود مردم استان بسيار بسيار مقتدرند كه بتوانند از مرزهايشان از آب‌هايشان از منابع زمينی‌شان اگر خلاصه بخواهد مورد تعدی قرار بگيرد مردمی كه استاندار انتخاب كردند استاندار را مجبور می‌كنند كه برود به سمت امنيت ملی به سمت كار عمرانی شما در استان وقتی كه يك برنامه فيزيكی داشته باشيد و ده سال تداوم پيدا بكند همه چيز رو به راه می‌شود، اما اگر بخواهيم مثلاً آموزش و پرورش را از تهران هدايت كنيد. مثلاً در ايرانشهر يك مدرسه‌ای ساخته بشود غير ممكن است و نشده و هر چی هم كه هزينه شده در يك مراكزی كه قابل نظارت بوده شده و بعد بقيه كشور از اين آبادانی‌ها بی‌نصيب مانده. ملاحظه بفرماييد كه اين همه مراكز مثلاً بخش داريم كه اصلاً هيچ خبری نيست، در حالی كه به شدت اينها منابع دارند نيروی انسانی دارند به حمدالله الان آموزش و پرورش و آموزش عالی توسعه پيدا كرده تمامی نيروهايی كه شما در تهران داريد در استان ها موجود هست فقط كفايت می كند كه يك قدرت سياسی غير متمركز بتواند آنها را به كارهای خودشان وادار بكند كه ديگر دست ستاد تهران روی سرشان نباشد و هر روز اينها نگران اين نباشند كه فردا مثلاً با وزير درگير می شوند اين كار توضيحات بسيار زيادی دارد من اگر كه توفيق پيدا كنم وزرا را منع می كنم از اين كه كار فيزيكی بكنند فقط مقررات نويسی و ابلاغ به استان ها و بقيه كارها بايستی كه طبق يك روالی فيزيكی انجام بشود آن روز مدرسه سوخته شده بود در كردستان يك نماينده عزيزی وسط مجلس فرياد می زد كه آی وزير آموزش و پرورش خوابی بيا ببين اصلاً آن مدرسه كی ساخته شده چه كسی مسئولش بوده پيمانكارش كی بوده اينها همه در مسئوليت اداره استان است اينها را نمی شود از تهران نظارت كرد بررسی كرد پيگيری كرد كشور ماشاءالله بزرگ است بايستی كه تقسيم قدرت كرد و رييس جمهوری بايستی كه قانون مجلس را اجرا كند دولت بايد مقررات مربوط به قانون را تصويب كند از كار فيزيكی كناره گيری بكند و فقط نظارت بكند دولت و مجلس نظارت بر امور اجرايی بكنند وكار توزيع بشود تا اينكه از اين اشكالات چند هزار ميليارد تومانی و اينها به وجود نيايد.


مجری: شما اين مطلب را مطرح كرده‌ايد كه تهران را به شش استان تقسيم می‌كنيد؛ آيا با قوانينی كه الان وجود دارد امكان اين موضوع وجود دارد؟


غرضی: بله؛ ببينيد ما در اين دولت های گذشته بسياری از استان ها را تقسيم كرديم پيشنهاد دولت است مصوبه مجلس است چرا من به اين نتيجه رسيدم كه بايد اين كار بشود برای اينكه من در اين دولت هايی كه بودم فقط به نظرم البرز كه تشكيل شد در اين دولت های اخير ، من در جلسه در دولت حضور نداشتم بقيه را ظرف آن شانزده سالی كه من وزير بودم همه تقسيم شد من اين استنباط بسيار بسيار بالايی را دارم كه وقتی كه استان ها توزيع می شوند بين نيروهای ستادی به سرعت آباد می شوند و به سرعت گرفتاری شان برطرف می شود اما يك دليل سياسی دارد كه من خيلی دلم می خواهد اين كار انجام بشود و آن عبارت از اين است كه استان تهران نزديك ده ميليون جمعيت دارد و بيشتر حالا احتمالا و يك انتخابات در آن برگزار می شود مردم تهران بايد سی تا نماينده را انتخاب كنند.


مجری: يعنی حضرت عالی شهر تهران را می خواهيد شش قسمت كنيد؟


غرضی: نخير، ببينيد محدوده استان تهران خيلی بزرگ است مثلا جنوبش می خورد به شهر ری می خورد به ورامين، شمالش می خورد به دماوند، می خورد به لوسانات، می خورد به آنجا، اينجا اين مجموعه به اصطلاح تبديل می شود به شش واحدی كه خودش مستقلا می تواند تصميم بگيرد هر استانی می شود پنج تا نماينده و مردم نمايندگان شان را می شناسند، الان شما برای كل استان تهران داريد شوراها را تشكيل می دهيد من شوراها را ديدم من شكايت كردم در شوراها، مثلا در شهر تهران كه آن وقت هفت هشت ميليون جمعيت داشته مثلا آخرين نفری كه رای آورده در شورای شهر مثلا شصت هزار تا رای آورده در حالی كه پنج شش ميليون رای بوده، اصلا با يك شورای شهر سی نفری نمی شود تهران را اداره كرد و ملاحظه می فرماييد كه اين مجموعه به قدری گسترده شده كه نمی شود به آن مديريت كرد تهران خيلی گرفتاری دارد تهران مسائل اشتغالش خيلی سنگين است تهران كارتن خواب دارد هيچ شهری از ايران كارتن خواب ندارد ام القراء اسلامی ، تهران است تهران تا وقتی كه توانمند به اين نباشد خوب توجه بفرماييد تا وقتی به اين توانمندی نرسد كه صادراتش بيشتر از وارداتش بشود شهر پايدار نمی ماند، شهر هزينه اش بسيار بسيار بالاست وارداتش به مراتب از صادراتش بيشتر است من يك مثالی برای شما بزنم كه اين موضوع مبرهن بشود استانبول يك شهری است نظير تهران، آن هم پنج شش ميليون جمعيت دارد و بسيار بزرگ است در بررسی مراكز شهری كه می توانند پايدار بمانند توی شرق مديترانه فقط استانبول است سالی صد و شصت ميليارد دلار صادره دارد صد ميليارد دلار وارده دارد آن پايدار است شما الان پايداری تان بسيار بسيار ضعيف است و نمی توانيد چون در تهران اشتغال مخصوصا اشتغال پيشرفته، اشتغالی كه اين جوان ها را بتواند به كار بگيرد شما فراموش نكنيد اين تكنولوژی دولت الكترونيك و اينكه بخش های ديگر مثل نسل سوم و چهارم موبايل و يا اينكه اينترنت و اين همه مسائلی كه برای جوان های ما بسيار بسيار كارآمد است فقط در شهرهای بزرگ می تواند اشتغال وسيعی درست بكند و در تمام دنيا الان جوان ها به اين اشتغالات مشغولند تجارت می كنند صنعت می كنند سازماندهی می كنند سيستم اداری را عوض می كنند مردم را از گرفتاری های بسيار زيادی نجات می دهند با اين برنامه ريزی های الكترونيكی كه هست دولت را آزاد می كنند شما الان وقتی كه می رويد مثلا در شهرداری تهران يا می رويد در استانداری تهران بايد برويد از يك كارمندی از يك كسی بپرسيد كه آقا مثلا من اگر كه بخواهم در يك جايی صنعت درست كنم قوانين و مقرراتش چطوری است آنجا بگرديد ببينيد قانون چطوری است از كی بپرسيد آيا، اينها در دنيا همه اش تبديل شده است به برنامه های موجود در سايت وزارت مربوطه، شما از هر جای كشور و از تو خانه تان، تمام مقررات را نگاه می كنيد مثلا پنجاه تا دستورالعمل است برای اينكه شما بتوانيد يك مغازه داشته باشيد يا يك كارخانه داشته باشيد يا يك سرويس توليدی داشته باشيد همه اينها می آيد شما در خانه نشستيد تصميم گيری می كنيد بعد برای انجام امور ضرور به خارج از خانه می رويد اينها بسيار ثروت است اينها بسيار اشتغال زاست اينها بسيار كارآمد است وقتی شهرتان شهر است امروز، ديروز اگر كه يك رودخانه ای از وسط شهر رد می شد شهر می شد ديروز اگر كه مثلا چهار تا صنعت در داخل شهر بود شهر می شد و يا مثلا يك روستاهای وسيعی در اطراف شهر بود شهر می شد برای اينكه روستا می توانست به شما سرويس بدهد تجارت كند خريد و فروش كند امروز شما اين طوری ديگر نمی توانيد زندگی كنيد به اصطلاح می گويند گپ ديجيتالی آمده يعنی شما تهران تان اگر در گپ ديجيتالی از واشنگتن عقب تر باشد عقب هستيد همين توفيق است بين تهران و مثلا رامهرمز، بين تهران و تبريز، بين تهران و سنندج، يعنی گپ ديجيتالی.


ببينيد شكاف ديجيتالی به عنوان شكاف نيست به عنوان عقب افتادگی نسبت به آن سطح بالاتر است يعنی شما در يك جايی، مردم به راحتی صنعت تجارت ، همه چيزشان آماده می شود و بدون صرف انرژی بدون ترافيك به اين وسيعی ، همه كارهايشان را انجام می دهند يك جايی گپ ديجيتالی اين پايين است شما به هر اطلاعی كه می خواهيد برسيد بايستی كه يك هفته ده روز يك ماه بدويد اين طرف آن طرف ، باعث تورم می شود زندگی مجهول می شود شما توی امور مديريتی تان متوقف می شويد رقيب شما در تركيه رقيب شما در كره جنوبی رقيب شما در پكن ، اينها را همه را به صورت دسته بندی اين نسل جوان است كه می تواند اين كار را انجام بدهد اين شهر بايستی كه از يك شهر مصرفی به يك شهر توليدی تبديل بشود برای اينكه به شهر توليدی تبديل بشود بايد ستادش كوچك بشود بايستی كه استان كوچك بشود ده ميليون نفر را نمی شود اداره كرد دو ميليون نفر را می شود اداره كرد البته ما استان هايی داريم كه الحمدلله زير يك ميليون نفرند ولی گپ ديجيتالی به شدت آسيب رسانده و ملاحظه می فرماييد كه اين همه ناراحتی از دولت ، اين همه اتفاقاتی كه می افتد، مردم ناراحتند می گويند تبعيض شد مالم را خوردند چطور شد اتفاق چه شد كلاهبرداری شد فلان سيستم اداری چه شد اينها ناشی از اين است كه ديگر نمی شود هفتاد ميليون را با روش های نوشتن و خواندن و دستور و اينها اداره كرد لذاست كه من پشت اين كار، يك ذهنيت بسيار فعالی دارم در مورد اينكه چگونه بشود اشتغال را در شكل ستادی اش سامان داد تا در بستر اجتماعی فعال بشود.


مجری: فرموديد كه طی اين يك صد سال گذشته ، دولتهايی كه بودند عموما تورم زا بودند.


غرضی: بله دلايلش هم گفتم.


مجری: حضرت عالی دستكم فكر می كنم در چهار يا پنج تا دولت بوديد.


غرضی: من شانزده سال وزير بودم چند سال استاندار بودم.


مجری: چرا اين موضوع را در اين دولت ها پيگيری نكرديد؟


غرضی: به شدت پيگير بودم يعنی من بر اساس اعتقادات شخصی خودم دست به كار تورم زا هرگز در عمرم نزدم من مهندس برق بودم وقتی برق می كشيدم در روستاها، تصور ذهنی ام اين بود كه از جيب ديگری، هزينه ديگری نكنم، شما وقتی پول از دولت می گيريد از فقرا می گيريد هزينه می كنيد ولی وقتی كه از مصرف كننده خودش می گيريد، من در شبكه برق فعال بودم در دوره سال های چهل و شش به بعد به قدری اين كار را توسعه دادم كه تمام كشور رفت زير اينكه بتواند شبكه برق قوی درست كند تا انقلاب هفت هزار مگاوات يعنی حدود چهار ميليون مشترك داشتيم امروز هفتاد هزار مگاوات داريم و بيش از بيست ميليون مشترك داريم و تمام سيستم توسعه يافته شكل گرفته بدون تكيه به دولت، به دولت چيز هم می دهد ماليات هم می دهد بعد آمدم رفتم شركت ملی گاز يعنی وزير نفت شدم آنجا به همين روش، قبل از انقلاب يعنی بيست و دو بهمن ، شما صد هزار مشترك گاز داريد من روشی را آنجا پايه گذاری كردم كه در ظرف همان چهار سالی كه من آنجا بودم دويست و هفتاد و چهار تا شهر را طراحی كرديم توليد صنايع مربوطه اش را كرديم و كشور راه افتاد كشوری كه صد هزار مشترك گاز داشته امروز بيست و دو ميليون مشترك گاز دارد و تمام اين ثروت ملی متعلق به مشتركين است برق متعلق به مشتركين است و در مخابرات هم باز همين روش را رفتم يعنی دائم به دولت می گفتم دولتی كه تورم ايجاد بكند دستش در جيب فقراست ولی خب دولتها توان انجام كار را نداشتند.


مجری:‌جايگاه عدالت و پيشرفت در دولتی كه احتمالا ممكن است شما تشكيل بدهيد چی هست كجاست.


غرضی: جايگاه عدالت اين هست كه اول دست دولت را از جيب فقرا قطع كنيم يك كسی در اين كشور يك كارمندی يك كارگری يك كشاورزی يك زحمت كشی در روز مثلاً پنج هزار تومان گيرش می آيد ده هزار تومان گيرش می آيد اين را می گويند ماليات دولتی من خدمت يك بزرگی بودم گفتم آقا اين دو هزار تومانی اين يك ساعتی كه خدمت شما نشستم يك تومانش كم شد ظرف يك ساعت برای اينكه صبح مرغ كيلويی اينقدر بوده بعدازظهر اينقدر شده اين را می گويند ماليات دولتی و به اصطلاح من می گويم كه دست دولت در جيب فقرا اين خطرش بسيار زياد هست برای اينكه از جيب فقرا در می آيد به جيب اغنياء ريخته می شود اولين عدالت اين هست كه دولت سكه اش تقلبی نباشد در گذشته تاريخ ما اين بوده كه اگر يك دولتی سكه اش تقلبی نبوده علماء می گفتند اين دولت عادل است برای اينكه سكه اش تقلبی نيست وقتی مردم می پرسيدند اين آدم می كشد مثلاً مال مردم را می خورد می گفتند آن كار شخصی اش هست ولی كار اجتماعی اش اين هست كه سكه بايستی كه يك عمری وفا كند اين را هم ديروز گفتم حالا هم يك مقدار مفصل تر بگويم اوزون حسن از پادشاهان ايلخانيان هست اين از چچن تا زنجان و از كناره مازندران تا وان حكومت داشته و با عثمانی هم همسايه بوده خوب اينها بالاخره آدم های فرهيخته بسيار سنگين ، می گويند كه نامه می نويسد به پادشاه اسپانيا كه ما می خواهيم تجارت كنيم اولين دستوری كه پادشاه اسپانيا می گويد به اين آقا می گويد تو بايد سكه ات معادل سكه من باشد يعنی اگر اين چهار و نيم گرم طلاست تو هم چهار و نيم گرم طلا داشته باشی تا اينكه بتوانيم با هم تجارت كنيم آن اسمش رويال هست می آيد ايران می شود ريال و در تمام دوره صفويه تا اواسط ناصرالدين شاه اين ثابت می ماند وقتی ايران از روسيه شكست می خورد و روس ها از بالا و انگليس ها از جنوب كم كم سكه تقلبی رايج می شود به طوری كه عرض شد در ابتدای مشروطه يك ريال يك دلار بوده ابتدای حكومت رضاخانی می شود سه ريال انتهای حكومت رضاخانی می شود پانزده ريال متفقين حمله می كنند به ايران و هزينه شان را از جيب ملت می گيرند می شود بيست ريال يعنی دولت زهيری در سال هزار و سيصد و بيست و يك ارزش پولی ملی را كم كرد اسكناس چاپ كرد داد به متفقين خوردند و كشور را بردند دوره مرحوم مصدق او می رود قرض ملی چاپ می كند ولی ارزش پولی ملی را پايين نمی آورد چون مصدق نسبت به اين قضيه توانمند بود از قاجار بود می فهميد كه ارزش پولی ملی فقر عمومی است ولی به محض اينكه زاهدی آمد روی كار دو تومان شد سی و پنج ريال و وقتی كه منصور آمد روی كار در سال هزار و سيصد و چهل و يك اين سی و پنج ريال شد شصت و هشت ريال می آيد به انقلاب اسلامی می رسد شصت و هشت ريال هفتاد ريال هست تا آقای بنی صدر اينجا هم وزير دارايی هست هم رييس جمهور است می رسد به سيصد ريال دولت آقای مهندس موسوی تشكيل می شود تا بنده وزير نفت بودم چهل چهل و پنج تومان هست من از نفت می روم می شود صد و پنجاه تومان دولت سازندگی می شود چهارصد و پنجاه تومان دولت اصلاحات می شود نهصد تومان هزار تومان اين دولت می شود سه هزار و پانصد تومان پانصد بار ارزش ملی پولش می آيد پايين اين آسيب به عدالت هست آسيب به فقراست من اينها را نمی گويم كه خدای نكرده دل كسی خالی بشود بگويم اين صد ساله اين ملت با تورم زندگی كرده آی ملت آی كسانی كه می خواهيد الان رأی بدهيد حواستان جمع باشد اگر هر كسی می خواهد دولت را من بعد اداره كند بايد بگويد كه الان دلار سه هزار تومان هست سه هزار و پانصد تومان هست چهار سال ديگه كه من می خواهم بروم چند هست تا جلوی دولت را از هزينه های اضافی بگيريد اولين قدم عدالت عدم دست كردن در جيب فقراست بعد كه اين كار انجام شد آن وقت مسائل بعد مطرح می شود.


مجری: شما طی اين صحبت هايی كه طی چند روز گذشته كرديد در جريان رقابت های انتخاباتی كمتر به موضوع سياست خارجی پرداختيد به صورت مشخص ما يكسری موضوعات اساسی پيش روی دولت آينده هست مثل بحث هسته ای مثل بحث نحوه تعامل با ايالات متحده وارتباط با كشورهای همسايه در اين زمينه شما ديدگاهتان چی هست؟


غرضی:‌ ما يك ملت صلح طلب قائم به خودمان هستيم حتی آمريكايی ها می گويند دويست و پنجاه سال هست كه اين ملت با هيچ كس نجنگيده بنابراين ما هيچ مسئله ای نه با اطرافمان نه با دنيا داريم آمريكايی ها در اين كشور صاحب قدرت بودند اتفاقی كه افتاده بين آمريكا و ايران اين اتفاقی است كه عرض می كنم يك دولتی بوده اسمش دولت دكتر مصدق بوده صنعت نفت را ملی كرده ملت ملی كردند شده ملی كردن صنعت نفت دو تا بزرگ هم در كشور بودند يكی آقای مصدق يكی آقای كاشانی تا اينها با هم هستند آمريكايی ها هيچ غلطی نمی توانند بكنند وقتی كه بين اينها به هم می خورد مرحوم مصدق می رود با آمريكايی ها مذاكره می كند آمريكايی ها می بينند كه دست مرحوم مصدق خالی است نقشه می كشند يكی چند ماه بعد هم كودتا كردند ملت ايران ايستاده جواب كودتا را بيست و پنج سال بعد داده اين يك عقربه بسيار مهمی است از مشخصات ملت ايران آمريكا جواب كودتايش را گرفته اينها ديدند كه دستشان كوتاه شد آمدند رفتند جنگ راه انداختند هشت سال عليه ما تدبير جنگ كردند باز هم چيزی گريشان نيامد اين تعامل دوم ماست با آمريكايی ها آمريكايی ها بعد به اين نتيجه رسيدند كه بيايند افغانستان و عراق را بگيرند از آنجا ما را محاصره بكنند چون بالاخره نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی يك كلمه ای است كه برای امريكا بسيار كشنده است اينها آمدند رفتند آنجا هر دو جا اقتدار سياسی نظامی خودشان را دراين دو تا منطقه از دست دادند من می گويم مذاكره هرگز تعامل در ميدان عمل، الان آمريكايی ها آمدند رفتند داخل سوريه ما از سوريه حمايت می كنيم محكم هم می ايستيم آمريكايی ها هم به شدت مخالفت می كنند ما می ايستيم تو ميدان عمل می گوييم حالا يكی شما يكی هم ما اين است كه تصور بكنيم با گرفتاری هسته ای درست بكنيد ما هيچ خطايی نكرديم ما هيچ خلاف قانونی انجام نداديم ما يك ملتی هستيم آمديم رفتيم مثلاً چهار تا سانتريفيوژ جمع كرديم می خواهيم اين كار را بكنيم می گويند شما در آينده می خواهيد بمب اتمی بسازيد می گوييم اين بازی ها مال دوره استعماری است ما نه بمب اتمی می سازيم من به ملت ايران عرض می كنم وقتی كه عراقی ها با پنجاه و پنج خمسه خمسه اين دزفول را می زد من جنازه ده تا ده تا جمع می كردم آن موقع رفتم خدمت حضرت امام گفتم آقا اين می زند اجازه بدهيد ما بصره را بزنيم فرمودند نه ما آنها برادران مسلمان ما هستند ما می گوييم بمب اتمی موافق عقيده مذهبی مان نيست رهبرمان هم اعلام كرده آنها می گويند نه تو در آينده می خواهی بسازی بنابراين بايد اينجا باج بدهی به هيچ وجه مذاكره نمی كنيم می ايستيم تعامل می كنيم هر وقت آمريكايی ها خسته شدند از اين گرفتاری هايی كه درست می كنند آن وقت تو ميدان تعامل شما مطمئن باشيد هر دولتی كه تو ايران روی كار بيايد و يك نشانه ای بدهد به آمريكايی ها كه می خواهد با آنها مذاكره كند يا می خواهد مثلاً مطلب را خارج از ذهن ملت عمل كند عمرش تو ايران خيلی كوتاه هست ملت زير بار اين كه باج به بيگانه بدهد نمی رود شما ملت را خيلی خوب می شناسيد من تو اين زمينه اطلاعات تاريخی بسيار خوبی دارم الان وقتتان را نمی گيرم.


مجری: يكی از مشكلاتی كه فراروی برخی از دولتها وجود دارد و ممكن است دغدغه باشد بحث مبارزه با فساد اقتصادی است و مبارزه با كانون های قدرت و ثروت، دولت شما اگر تشكيل شد با اين موضوع چگونه برخورد خواهد كرد؟


غرضی: تمامی فساد ، ناشی از مقرراتی است كه در دولت تصويب می شود فساد سيستمی از دولت است وقتی كه شما يك روز به يك كسی زمين می دهيد به يكی نمی دهيد، به يكی ارز هفت تومان می دهيد به يك كسی نمی دهيد، به يكی می آييد وام با بهره كم می دهيد به يك كسی نمی دهيد، به اصطلاح ما ، بخشی، كشور را اداره می كنيد آن وقت تعداد زيادی خواهان پيدا می كنيد كه اينها بيايند و از امتيازاتی كه دولت طبق قانون و مقررات وضع كرده آن وقت راهی می شود اين كار، اين دولت ها همه شان گرفتار اين مسائل شدند فكر كردند اگر بخشی عمل كنند مثلا من حالا هم حزبی هايم را بياورم در دولت، بخشی نگری است، مثلا من حالا كسانی را كه قبول شان دارم بياورم در دولت، مثلا من حالا اصلاح طلب بياورم در دولت، حالا اصولگرا بياورم، اينها را جابجا كنم اين دولت هايی كه تشكيل شده هر كدامش كه تشكيل شده تعداد زيادی از متخصصين را ريخته بيرون و تعداد بسيار زيادی از آدم های كم تجربه را آورده، كار با آدم كم تجربه ، هزينه اش بالاست به همين دليل، تورم ها زياد شده به همين دليل اين همه به اصطلاح پرده پوشی می شود از اينكه معلوم بشود كی چه كار كرده، شما وقتی می توانيد دولت را فاقد كنيد از كسانی كه به دولت طمع دارند كه قوانين و مقررات تان تعريف شده در چشم مردم باشد نه اينكه به يك كسی بگويند اين قانون نيست اين مقررات نيست به يك كسی بدهند به يك كسی ندهند، اينها ناشی از سطحی نگری بخشی نگری دوستی نگری حزبی نگری و اين چيزهاست و الا وقتی كه نظام اسلامی با نود و هشت و دو دهم درصد آراء تشكيل شده است بزرگترين قدرت سياسی روی زمين را تشكيل داده اين قدرت سياسی توسط دولتها به تدريج تضعيف شده بايد برگردانيم به آن حالت و ملت برمی گردد، كسانی كه فكر می كنند اين ملت از سر انقلابش گذشته نهضت مشروطه را فراموش كرده نهضت ملی شدن صنعت نفت را فراموش كرده نهضت بيست و دو بهمن را فراموش كرده انقلاب را فراموش كرده اشتباه می كنند هركسی به فكر اين باشد كه بخواهد از اين مسير تاريخی سوا بشود، خودش ساقط می شود.

captcha