بنيانگذار جمهوری اسلامی ايران نگرشی متعالی نسبت به هنرهای نمايشی و تئاتر داشتند و اين هنر را به شرط اصلاح در محتوای ارائه شده كه بايد به ارزشها و مقولات والای انسانی و دينی بپردازد، ابزاری در تحقق اسلام ناب محمدی میدانستند.
گروه هنر: بنيانگذار جمهوری اسلامی ايران نگرشی متعالی نسبت به هنرهای نمايشی و تئاتر داشتند و اين هنر را به شرط اصلاح در محتوای ارائه شده كه بايد به ارزشها و مقولات والای انسانی و دينی بپردازد، ابزاری در تحقق اسلام ناب محمدی میدانستند.
انديشه امام خمينی(ره) پيادهشدن اسلام نابمحمدی در كشور بود و لذا هر ابزاری كه در اين راستا به ياری آمده و تأثير سازنده خود را بگذارد و نقش خود را به خوبی ايفا كند، ايشان با ماهيت كلی آن موافق بودند؛ به طور حتم يكی از ابزار مؤثر در اين عرصه و در جهت تحقق اين هدف مهم و متعالی عرصه هنری و فرهنگی است.
تئاتر و سينما از جمله مقولات هنری نافذی بوده و هست كه تأثير بیچون و چرايی در جهتدهی به افكار و ذهنيت توده مردم به عنوان ميراثداران واقعی انقلاب اسلامی به عنوان يكی از مصاديق بارز تحقق اسلام نابمحمدی داشته و دارد و لذا در كليت و از منظر امام راحل نفس پرداختن به اين دو هنر تأثيرگذار نه تنها نفی نشده است بلكه بدان تأكيد شده است و شايد اين كلام مشهور ايشان را بارها و بارها شنيده باشيد كه فرمودند: «ما با سينما مخالف نيستيم بلكه با فحشا و اشاعه آن مخالفيم»
از نظرگاه بنيانگذار جمهوری اسلامی ايران، هنر در سطح كلان خود و به ويژه هنرهای نمايشی بايد خود را از ورطه ابتذال و خودباختگی نجات دهد و به موازات اخلاق و معنويت و پاكی به پيش رفته تا بتواند تأثير شگرف خود را در تقويت بنيانهای دينی و معنوی مردم به خوبی بگذارد و اين درست همان چيزی است كه به واسطه ارتكاب و پرداختن به آن روشنگری در سطح جامعه همانند آنچه كه در سالهای منتهی به انقلاب اسلامی در مردم شاهدش بوديم، قوت و قوام بيشتری خواهد گرفت.
تئاتر براساس رهنمودهای جامع و كلان حضرتامام(ره) در حوزه فرهنگ و هنر، پس از انقلاب اسلامی هويتی برخلاف آنچه كه پيشتر در دوران طاغوت با آن مواجه بوديم يافت و اين تفاوت و اختلاف را هم میتوان در حوزه ساختار و شيوه اجرايی تئاتر و هم در محتوای آن مورد بررسی قرار داد.
البته بيش از ساختار و سبك اجرايی تئاتر كه معمولاً تبعيت از اسلوب اروپايی به عنوان مهد هنرهای نمايشی است بيشترين تأكيد امام (ره) در مورد پرداختن به هنرهای نمايشی و فعاليت در اين عرصه به مقوله محتوا مربوط میشود و روی صحبت ايشان به نويسندگان و پديدآورندگان اصلی محتوای تئاتری است چنانكه در جايی میفرمايند: «شما نويسندگان الان تكليف بسيار بزرگی بر عهدهتان هست، پيشتر قلم شما را شكستند، الان قلم شما باز است لكن استفاده از قلم در راه آزادی ملت، در راه تعاليم اسلامی بكنيد... الان از قلمتان استفاده كنيد و برای خير اين ملت و برای خير اين جامعه قلمفرسايی كنيد.»
به جرأت میتوان گفت اساس تفاوت ميان توليدات نمايشی پيش و پس از انقلاب اسلامی نيز بيشتر به محتوای آن معطوف میشود؛ محتوايی كه پيش از انقلاب اسلامی به ابتذال، رذايل نفسانی و ارضای اميال شهوانی توجه داشت اما پس از انقلاب اسلامی به ارزشهای والای انسانی پرداخت.
اشراف كامل امام راحل به فلسفه هنر به عنوان مقولهای نافذ در ارتباط با مردم كه میتواند خط و ربطی روشن را پيش پای آنها در نيل به سعادت و رستگاری بگذارد، تا بدانجاست كه گفتار ايشان در مورد هنر و ضرورت پرداختن به آن به عنوان وجه لطيف و تأثيرگذار در زندگی اجتماعی مردم در طول قرنهای متمادی به عنوان يك اصلی غيرقابل انكار تبيين میشود و از آنجا كه به تأثيير بیبديل آن معترف بودند لذا هيچگاه به حذف صورت مسئله نپرداخته بلكه با ارائه راهكارهای جامع خود به شرط پالايش و نجات بشری، اساس هنر و به ويژه هنرهای نمايشی را مهم و ارزنده برشمرده كه جان كلام ايشان در مورد تئاتر در اين جمله خلاصه میشود كه «تئاتر؛ روايت نجات انسان در بند است» كلامی كه ترجمان صحيح و حقيقی واژه كاتارسيس به معنای تزكيه نفس از انعقاد و اجرای يك اثر نمايشی است.
به هر حال تئاتر و در كليت هنرهای نمايشی هنری ديرپا و ماندگار در ميان ابنای بشر از گذشتههای خيلی دور بوده است و به عنوان ظرفی كه مظروف آن بيشتر اهميت دارد بايد به عنوان يك شاخصه مهم فرهنگی و هنری مطابق با انديشه امام(ره) تلقی شود و با فرض توليد محتوايی ارزشی و مطابق با باورهای اعتقادی و البته احترام به انديشه توليدكنندگان آن، برای اعتلای آن بيش از پيش كوشش و تلاش كنيم.