گروه ادب: چاپ ترجمه قرآن كريم به تنهايی يا به صورتی كه متن قرآن تحت تاثير ترجمه قرار گرفته، همچنين درج عناوينی روی جلد كه تداعی كننده غلبه ترجمه قرآن بر متن اصلی باشد مثل قرآن فارسی، جايز نيست.
|
موضوع چاپ ترجمه قرآنكريم بدون متن آيات، موضوعی است كه اغلب كارشناسان اين حوزه به چاپ آن به دلايل گوناگون معترض هستند كه بررسی اين دلايل موافق و مخالف در نگاهی كلی شايد بتواند به نتيجهگيری در اين حوزه كمك كند.
مرحوم آيتالله العظمی بهجت(ره) در اين باره گفته است كه «ترجمه بدون متن عربی قرآن، كار صحيح و جايزی نيست و اين حربهای است از ناحيه دشمنان اسلام برای از بين بردن قرآن كه در چند صد سال پيش در كتابها و دستوراتشان آن را ذكر كردهاند. بنابراين به هيچ وجه اين كار نبايد اجازه داده شود.»
در همين راستا، مرحوم آيتالله العظمی فاضللنكرانی(ره) نيز گفته است كه «از لحاظ شرعی نمیتوان چاپ ترجمه قرآن را منوط به چاپ متن عربی آن كرد، اما بايد توجه كرد كه عنوان قرآن ندارد و به اين عنوان نبايد چاپ شود. ولی ثواب تلاوت قرآن فقط به قرائت متن عربی است.»
همچنين آيتالله العظمی مكارمشيرازی(دام ظله) در اين باره اظهار كرده كه «همان گونه كه در گذشته نيز گفتهايم، اين كار صحيحی نيست و ممكن است توطئهای برای حذف متن قرآن از زندگی مردم باشد.»
مرحوم آيتالله مشكينی نيز در اين باره معتقد هستند كه «ترجمه، كاری است حساس و بیدقتی در اين زمينه ضررهای جبرانناپذيری دارد.» همچنين در مقدمه ترجمه اين عالم بر قرآن كريم میخوانيم: «ترجمه قرآن ضرورت دارد و برای كسانی كه توانايی دارند واجب كفايی، بلكه واجب عينی است. بعضی علمای سابق قايل به جواز ترجمه نبودند، اما امروزه نه تنها جايز، بلكه واجب است.»
آيتالله مشكينی در رابطه با ترجمه قرآن دو نظر داشت: «اول اينكه قرآن بايد به قيمت ارزان به دست مردم برسد و دوم اينكه متن قرآن بايد به همراه ترجمه آن به دست مردم برسد و ترجمه بايد روان و تفسيرگونه باشد و ترجمه لفظ به لفظ چندان كارساز نيست و صرفاً ترجمه قرآن به تنهايی، نه تنها هدايتگر نيست، بلكه گمراهكننده نيز هست و توجه به متن قرآن ضروری است.»
در ابتدا نگاهی میاندازيم به ظاهر قضيه و در ادامه تلاش میكنيم ابعاد ديگر آن را آشكار كنيم. در اين راستا محمد بابايی، مدير اجرايی مركز طبع و نشر قرآن معتقد است كه چاپ ترجمه قرآن كريم به تنهايی يا به صورتی كه متن قرآن تحت تاثير ترجمه قرار گرفته باشد، مثلاً آنقدر متن ريز باشد كه انگار وجود ندارد و همچنين درج عناوينی روی جلد كه تداعی غلبه ترجمه قرآن بر متن اصلی را بنمايد، مثل قرآن فارسی و ... ناصحيح است و در ادامه تلاش میشود تا دلايل آن را فرای بيانات مراجع عظام تقليد بيان كنيم.
شايد ذكر اين نكته خالی از لطف نباشد كه خواندن قرآن به زبان فارسی به اين معنا كه انسان ترجمه آن را بخواند، نه تنها اشكال ندارد، بلكه چه بسا در مواردی نيز ترجيح دارد. اينكه انسان معنای آيات قرآن را به خوبی درك كند تا بتواند هر چه بهتر و بيشتر از آن برای بهتر زيستن بهره گيرد، بسيار شايسته و ارزشمند است.
اصولاً هدف اساسی نزول آيات به همين منظور است و اگر به قرائت قرآن نيز تاكيد شده، برای رسيدن به فهم آيات قرآن و به كارگيری آن در زندگی است. قرآن برای آن نازل نشده كه در كنج خانهها گذاشته يا صرفاً از رو خوانده شود. بلكه قرآن كتاب هدايت و برنامه زندگی سالم است و اين هدف زمانی محقق میشود كه انسان معنا و حتی تفسير آيات را درك كند.
بنابراين خواندن آن به همان لفظ عربی كه نازل شده، مانع از خواندن ترجمه آن و فهم و تدبر در آيات آن نيست. حتی برخی گفتهاند كه برای فهم بهتر آيات بهتر است كه انسان زبان عربی يا قواعد آن را ياد بگيرد. در هر حال اين آيات به زبان عربی نازل شده و خداوند فرموده است برای تدبر در آيات آن را به زبان عربی نازل كرديم.
تا به اينجا اين نكته از بديهيات است كه از منظری خشك و ظاهری، به بررسی قرآن نپرداخته و در تلاش هستيم تا علل اين موضوع اختلافی را بيان كرده و برای صواب يا ناصواب بودن آن بينه ارائه كنيم.
اما اينكه توصيه به قرائت الفاظ قرآن در قالب كلمات عربی میتواند دلائل مختلفی داشته باشد. در وهله نخست به اين خاطر كه قرآن بر مردمی نازل شد كه عربزبان بودند و قرآن را به همان لفظ خود میفهميدند و به همين جهت در روايات توصيه به قرائت آن شده است. همچنين به جهت ايجاد زبانی مشترك ميان همه پيروان اسلام و در واقع فراهمسازی وحدت و پيوند بينالمللی دينی، نزول قرآن به اين صورت انجام شده است.
دليل ديگر آنكه روح و محتوای هر پيام و سخنی در قالب زبان خاصی كه در آن ريخته شده، عميقتر درك میشود تا زمانی كه به زبانهای ديگر برگردانده شود. قرآن كه دارای مضامين بسيار بلند و عالی است، هرگز قابل ترجمه دقيق و كامل به زبان ديگر نيست.
حتی در تائيد اين مسئله میتوان به جايزه نوبل ادبيات اشاره كرد كه در اين جايزه، تنها كتابهايی فرصت كسب موفقيت را دارند كه قابليت برگردان به زبان انگليسی يا ... را داشته باشند و كتابهای ديگری كه غالب آثار در اين دسته قرار میگيرند، توانايی رقابت ندارند؛ البته به اعتراف مؤلفان، نويسندگان و مترجمان، آثاری كه به زبان ديگر برگردان میشوند، حائز همه ظرائف اثر اصلی نيستند؛ حال بايد ديد چرا بايد تاكيد كنيم كه كلام الهی را میتوان به هر زبانی و در هر قالبی جای داد.
شايد بتوان گفت كه اكثر ترجمههای قرآن نارسا و در موارد متعددی دارای غلط است. به عنوان مثال از سوره حمد نام میبريم كه هيچ ترجمهای كه بتواند تمام مفاهيم آن را به زبان ديگر بيان كند، نيست و در عصر حاضر نيز حضرت امام خمينی(ره) شروع به تفسير آن كردند كه به دلايلی تنها پنج جلسه برگزار شد و باقی جلسات ابتر ماند و اين خود شاهد همين مسئله است كه تنها برای سوره حمد كه هفت آيه دارد، پنج جلسه كفايت نمیكند؛ حال چگونه ترجمهای بنويسيم كه در متنی معادل متن قرآن( به جهت حجمی) بتواند منظور خداوند را برساند.
نكته ديگر آنكه كلمات و الفاظ قرآن، كلمات خدا و وحی است. يعنی همان كلماتی است كه به وسيله فرشته وحی بر پيامبر نازل شده و از اين جهت اين الفاظ و كلمات برای مسلمانان از تقدس ويژهای برخوردار است. به همين خاطر سعی مسلمانان بر حفظ و خواندن اين كتاب، به همان زبان اصلی است كه نازل شده. در برخی روايات آمده كه قرآن را به گونهای بخوان كه گويا خدا با تو سخن میگويد.
همچنين شايد يكی از علتهای تاكيد به قرائت قرآن به زبان عربی، حفظ آن از تحريف و دستبرد انسانها است؛ يعنی همان كاری كه در اديان ديگر انجام شد، اما يكی از علتهای محفوظ ماندن قرآن، تاكيداتی است كه به خواندن و حفظ قرآن به همان زبان اصلی شده است.
ترجمه قرآن كريم براى مسلمانان از اهميت خاصى برخوردار است و مباحث مربوط به اين كتاب شريف همچنان مطرح است كه اين امر خود داراى دلايل چندى است. نخست اينكه ترجمه همهجانبه قرآن كارى است ناممكن؛ چرا كه سبك قرآن غيرقابل تقليد است.
نكته دوم اينكه در قرآن واژههایى يافت میشود كه در زبانهاى ديگر براى آنها معادل وجود ندارد و به همين دليل مترجم ناچار است برای معادل آن واژهها از كلماتى استفاده كند كه معناى اصل لغت عربى را با اندكى تغيير انتقال دهد. در اين صورت، اگر چنين ترجمهاى بار ديگر به زبانى ديگر ترجمه شود باز هم تغييرات ديگرى در واژههاى ترجمه راه میيابد و اين فرآيند به همين ترتيب ادامه خواهد يافت.
طبعاً در اين گونه موارد خطر قلب و تحريف كلام الهى وجود خواهد داشت. نكته سوم اين است كه در پارهاى موارد میتوان از طريق ژرفانديشى و اجتهاد از برخى واژههاى قرآن كريم، احكام و نكتههاى خاصى را استنباط كرد كه در صورت جايگزينى اين واژهها با ترجمههاى غيرعربى، اين امر با مانع روبرو میشود.
واقعيت اين است كه نياز مسلمانان به ترجمههاى غيرعربى را میتوان از طريق ترجمههاى تفسيرى قرآن به آن زبانها برطرف كرد كه اين امر بايد با در نظر گرفتن ايجاز زبانى صورت گيرد و از هر گونه دستكارى در متن اصلى قرآن، كه نسل اندر نسل به ما رسيده و از تحريف و تباهى محفوظ مانده، خوددارى شود.
ترجمه تحتاللفظى قرآن مجيد، به آن صورت كه ترجمه با اصل عربى قرآن يكى باشد غيرممكن است. ترجمه قرآن چيزى جز برداشت شخصى مترجم از قرآن يا برداشت او از تفاسير نيست. بنابراين، چنين ترجمهاى با نص قرآن برابر نخواهد بود، بلكه ترجمه برداشت فردى است كه شايد در برداشت خود محقّ باشد و شايد به خطا رفته باشد.
به هر حال در اين گونه موارد، هدف ترجمه به آن نحو كه ما با آن مخالف هستيم، يعنى ترجمه جايگزين، عملاً محقق نخواهد شد. قرآن كريم اساس دين اسلام و حتى كل دين به مفهوم عام آن است؛ چرا كه سنت به مفهوم اسلامى كلمه فقط شرح و بيان اسلام است.
در نتيجه، دين افرادى كه به ترجمه قرآن تكيه میكنند، مرادف با برداشت كسى است كه قرآن را براى آنان ترجمه كرده، نه مرادف با قرآنى كه از سوى خداوند متعال بر پيامبر اكرم(ص) نازل شده است. نتيجه آنكه در صورت اتخاذ چنين موضعى از سوى افرادى كه ترجمه قرآن را همشأن متن اصلى قرآن میدانند، اصول اسلام از آسيب در امان نخواهد ماند.
اگر يك ترك، يك ايرانى، يك هندى، يا يك چينى و امثال آنان قرآن را ترجمه كنند، ميان ترجمههاى آنان اختلافهایى مانند اختلاف كتابهاى دينى مسيحيان، يعنى عهد عتيق و عهد جديد بروز خواهد كرد.
در پايان آنچه ضروری به نظر میرسد آنكه برگردان متن اصلی قرآن به زبانهای ديگر در روزگار ما ضروری و لازم است اما بايد توجه داشت كه اگر اين اتفاق در روزگاران گذشته اتفاق نمیافتاد، امروز نيز همه مسلمانان خود را ملزم به يادگيری زبان عربی میكردند كه فرای از موضوع درك و فهم قرآن، به اتحاد مسلمانان در سراسر جهان نيز كمك شايانی میكرد.
اما آنچه امروز توجه فعالان و كارشناسان اين حوزه را میطلبد آنكه نبايد تلقی شود كه ترجمهای از قرآن كريم، هر چند عالی میتواند جای كلامالله را بگيرد كه در متن قرآن اعجازهای فراوانی وجود دارد. نتيجه آنكه نبايد ترجمه قرآن را به تنهايی در كانون توجه قرار داد و همراهی قرآن با ترجمه، ضرورتی انكارناپذير است.
محمد جواد منعمی