کد خبر: 1241641
تاریخ انتشار : ۲۲ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۰:۲۱

جايگاه راهبرد مقاومت در منظومه‌ سياست خارجی رهبر معظم انقلاب

مطالعه ديدگاه‌ها و بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامی نشان می‌دهد كه ايشان از يك منظومه فكری يا گفتمانی مشخص در حوزه سياست خارجی برخوردار هستند كه می‌توان ساختار و مفاهيم اصلی در اين شبكه به‌هم‌پيوسته‌ی معنايی را ارائه كرد.


گروه سياسی: مطالعه ديدگاه‌ها و بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامی نشان می‌دهد كه ايشان از يك منظومه فكری يا گفتمانی مشخص در حوزه سياست خارجی برخوردار هستند كه می‌توان ساختار و مفاهيم اصلی در اين شبكه به‌هم‌پيوسته‌ی معنايی را ارائه كرد.


به گزارش خبرگزاری بين‌المللی قرآن (ايكنا)، پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله العظمی خامنه‌ای يادداشتی در مورد درباره جايگاه «راهبرد مقاومت» در منظومه سياست خارجی حضرت آيت‌الله خامنه‌ای منتشر كرده كه متن آن به شرح ذيل است:


سياست خارجی هر كشور تداوم سياست داخلی و پويش‌های درون نظام يك كشور است. اصول سياست خارجی جمهوری اسلامی ايران نيز برگرفته از اصول و ارزش‌های نظام اسلامی و برآمده از انقلاب اسلامی ما است. رهبر معظم انقلاب دراين رابطه می‌گويند:


«اصول سياست خارجی ما از اصول انقلاب ما جدا نيست. ما كار كوچكی كه نكرديم؛ ما حادثه و پديده‌ی جديد و عظيم و عميق و ماندگاری را به وجود آورديم كه انقلاب اسلامی و ايجاد نظام جمهوری اسلامی است. ما چه در اول انقلاب اصول سياست خارجی خودمان را تدوين كرده باشيم و چه نكرده باشيم، نفس ايجاد اين حركت و پديده‌ی جديد در بطن خود تكليف ما را در مسائل سياست خارجی روشن كرده است. ما همچنان كه نظام سلطه را در درون كشورمان با انقلاب برهم زديم، نظام ارباب-رعيتی سياسی و اجتماعی را برهم زديم. ديد ما در مسائل جهانی هم همين است. ما با نظام ارباب-رعيتی در سطج جهان مخالفيم؛ ما با نظام سلطه مخالفيم. اساس سياست خارجی ما اين است كه ما اين ايده‌ی مخالفت با سلطه‌گری و سلطه‌پذيری را به عنوان يك ستون مستحكم در فضای سياست بين‌المللی در سطح دولت‌ها و ملت‌ها استقرار دهيم.»(۱۳۸۳/۵/۲۵)


مطالعه ديدگاه‌ها و بيانات رهبر انقلاب اسلامی نشان می‌دهد كه ايشان از يك منظومه‌ی فكری يا گفتمانی مشخص در حوزه‌ی سياست خارجی برخوردار هستند كه می‌توان ساختار و مفاهيم اصلی در اين شبكه به‌هم‌پيوسته‌ی معنايی را ارائه كرد. ويژگی ديگر آن است كه اين مفاهيم از يك ثبات معنايی در طول زمان برخوردار می‌باشند و به مرور زمان رنگ عوض نكرده يا دچار استحاله‌ی مفهومی نشده‌اند بلكه در سيری تكاملی قرار دارند. ويژگی سوم نيز آن است كه مفاهيم بنيادين سياست خارجی در نگاه رهبر معظم انقلاب با يكديگر همسو بوده و نقش مكمل يكديگر را ايفا می‌كنند. به اين جهت می‌توان مجموعه‌ی مفاهيم مورد تأكيد ايشان در حوزه‌ی سياست خارجی را در قالب يك منظومه‌ی فكری نگريست.


تقابل با نظام سلطه


«تقابل با نظام سلطه» يكی از شاكله‌های اصلی در منظومه‌ی سياست خارجی حضرت آيت‌الله خامنه‌ای است. ايشان بر اين باورند كه: «امروز در دنيا نظام سلطه حاكم است. اين يك نظام جهانی است. تسلط نظام سلطه بر دنيا و زندگی بشر دو طرف دارد. يك طرف، سلطه‌گرها كه همان ابرقدرت‌هايند و طرف ديگر دولت‌های سلطه‌پذير هستند كه دخالت‌های وقيحانه و گستاخانه ابرقدرت‌ها را قبول می‌كنند.»(۱۳۶۸/۴/۲۵)


«نظام سلطه يعنی اين‌كه كسی در دنيا به اتكای سرنيزه و زور قلدری بكند و شرم نكند و ديگران هم قلدری او را تحمل كنند.»(۱۳۶۸/۱۰/۶)


حضرت آيت‌الله خامنه‌ای ضمن مقصر دانستن دو طرف سلطه‌گر و سلطه‌پذير در نظام سلطه، معتقدند كه «ديو مهيب و نفرت‌انگيز سلطه، همه‌ی ملت‌ها را تهديد می‌كند و اين تهديد فقط متوجه ملت ايران و نظام جمهوری اسلامی نيست بلكه متوجه همه‌ی دنيا و اصل و اساس انسانيت است.»(۱۳۸۴/۹/۳۰)


«دليل تقابل با نظام سلطه هم روشن است. اگر استكبار و دستگاه سلطه توانست بر كشوری تسلط يابد و در آن نفوذ پيدا كند، منافع آن ملت ناديده گرفته خواهد شد.»(۱۳۷۹/۸/۲۴)


در نگاه رهبر انقلاب، ضديت با نظام سلطه علاوه‌بر آن‌كه ريشه در تأمين منافع ملت‌ها و حراست از كيان آن دارد، متكی و مستظهر به باورها و اعتقادات دينی نيز می‌باشد. «هر جا اسلام باشد، رد اركان نظام سلطه‌ی جهان هم در آن‌جا هست. هر جا اسلام تشكيل بشود، ضديت با ظلم، تجاوز، استعمار و استثمار و تحقير مردم و ضديت با بقيه‌ی ملامح و نشانه‌های نظام سلطه‌ی امروز دنيا نيز در آ‌ن‌جا هست. به همين خاطر است كه جمهوری اسلامی با نظام كنونی تسلط و اقتدار در دنيا مخالف است.»(۱۳۶۹/۲/۲۲)


اكنون پرسش اين‌جاست كه تقابل با نظام سلطه چگونه صورت می‌گيرد و كدام مفهوم به عنوان راهكار از سوی ايشان مطرح می‌شود. در نگاه آيت‌الله‌العظمی خامنه‌ای اين مهم از طريق مفهوم ايستادگی و مقاومت محقق می‌شود. در واقع، «مقاومت» مفهوم بنيادين ديگری در منظومه‌ی سياست خارجی ايشان است كه با ضديت با نظام سلطه ارتباط برقرار می‌كند. «نظام جمهوری اسلامی،‌ نظامی است كه می‌خواهد سعادت مجموعه‌های انسانی را با همان پيامی كه پيغمبران در طول تاريخ نبوت‌ها آورده‌اند و به بشر رسانده‌اند، تأمين كند و عملاً دارد پيام پيامبران را در مقابل پيام طواغيت عالم تصديق می‌كند. طواغيت امروز هم هستند و بر اينها گران می‌آيد و مقابله و معارضه می‌كنند. راه پيروزی در اين چالش و رويارويی هم جز «ايستادگی همراه با ايمان و باور به خط و باور به راه خود» نيست. بايد راه را باور داشته باشيم: «آمَنَ الرَّ‌سُولُ بِمَا أُنزِلَ إِلَیْهِ مِن رَّ‌بِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ ۚ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّـهِ»؛ يعنی آحاد مؤمنين به اين راه، دست به دست هم بدهند و ايستادگی كنند؛ ايستادگی نشان بدهند. اين راه پيشرفت و پيروزی است. اگر اين كار را بكنند، پيروزی قطعی است.»(۱۳۸۵/۷/۱۸)


در ادامه به بيان مختصات مفهوم «مقاومت» در منظومه‌ی معنايی رهبر معظم انقلاب می‌پردازيم:


۱. مقاومت، راه الهی


رهبر انقلاب استقامت در راه درست را راه خدا می‌دانند و بيان می‌دارند: «خدای متعال وعده قطعی كرده است كه: «إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَ‌بُّنَا اللَّـهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا»؛ استقامت در راه درست نتيجه‌اش اين است كه خدای متعال اندوه و ترس را از يك انسان و يك جامعه سلب می‌كند و موفقيت را نصيب آنها می‌كند. ما راهی كه انتخاب كرديم، راه خداست. راه خدا فقط به معنای عبادت كردن و در كنج نشستن نيست. راه خدا يعنی به سعادت رساندن جامعه انسانی. ملت ما اين راه را انتخاب كرد. يعنی راه عدالت را، انصاف، راه عبوديت. الهی راه برای انسان‌ها، راه برداری انسان‌ها با يكديگر و راه اخلاق نيكو و پسنديده و فضيلت‌های انسانی و در اين راه پافشاری هم كرده است. با سختی‌هايی كه در اين راه هست، مقابله كرده و از آنها نهراسيده است. انشاءالله ميوه‌های شيرين و دلنشين اين ايستادگی را خدای متعال به او خواهد چشاند.»(۱۳۸۵/۸/۲۱)


از آن‌جا كه استقامت بر مسير درست، راهی الهی است، سنت الهی نيز بر آن حاكم خواهد شد كه «فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ‌ یُسْرً‌ا إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ‌ یُسْرً‌ا» آيت‌الله خامنه‌ای در اين خصوص می‌فرمايند: «اگر سختی‌ها را تحمل كرديد، خدای متعال درهای فرج را خواهد گشود. اگر مجاهدت در راه خدا را بر جسم و نفس خودتان هموار كرديد، خدای متعال روشنايی فرج را به شما نشان خواهد داد و درهای فرج را به روی شما باز خواهد كرد: «وَمَن یَتَّقِ اللَّـهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَ‌جًا وَیَرْ‌زُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ». خدای متعال به بركت مجاهدت و به شرط ايستادگی بيرون از دايره محاسبه معمولی عقول بشری، درها را باز و راه‌ها را هموار می‌كند.»(۱۳۷۶/۵/۲۹)


۲. استقامت، برگرفته از قرآن و سيره معصومين عليهم‌السلام


استقامت در مسير بارها در قرآن كريم ذكر شده و در سيره نبی مكرم اسلام صلی‌الله‌عليه‌وآله‌ نيز به‌طور عملی قابل مشاهده است. رهبر انقلاب دراين‌باره می‌گويند: «خدای متعال در دو جای قرآن به پيغمبرش می‌فرمايد: «فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْ‌تَ» و «وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْ‌تَ» استقامت كن، استقامت يعنی ايستادگی كردن، ادامه دادن، راه را دنبال كردن، متوقف نشدن، اين رمز كار است،‌ بايد پيش برويم.»(۱۳۹۰/۱۱/۱۰) و در جای ديگری بيان می‌كنند: «خود اين ايستادگی كار دشواری است. اين «صراط» است. پل صراطی كه مظهر آن را در روز قيامت برای ما تصوير كرده‌اند... پيغمبر فقط مأمور نيست كه خودش ايستادگی كند، بايد خيل عظيم مؤمنان را هم در همين راه به ايستادگی وادار كند.»(۱۳۸۵/۱/۶) عنوان «فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْ‌تَ وَمَن تَابَ مَعَكَ وَلَا تَطْغَوْا» خطاب سختی است كه به خود پيغمبر است. اين خطاب دل پيغمبر را می‌لرزاند. اين به خاطر همين است كه تغيير جهتگيری‌ها و منحرف شدن از راه اصلی -كه هويت اصلی هر انقلابی به آن جهتگيری‌هاست و در واقع سيرت انقلاب‌ها همين جهتگيری‌های اصلی است- به كلی راه را عوض می‌كند و اين انقلاب به هدف‌های خود نمی‌رسد.»(۱۳۸۹/۳/۱۴)


رهبر انقلاب براساس چنين اعتقادی بيان می‌دارند كه استقامت و ايستادگی جمهوری اسلامی، مظهر عدالتخواهی اميرالمؤمنين(ع) نيز است و وظيفه ملت ايران و به‌خصوص مسئولان آن است كه اين الگو را هر چه بيشتر به نمونه اصلی خود نزديك و شبيه سازند.»(۱۳۸۶/۵/۶)


۳. مقاومت، تجربه موفق تاريخی


نگاه آيت‌الله خامنه‌ای به مفهوم ايستادگی و مقاومت در كنار باورهای اعتقادی و دينی برگرفته از تجربه‌ای تاريخی نيز می‌باشد. ايشان در اين خصوص اظهار می‌دارند: در مقابل بدخواهی و بددلی دشمن، تنها راهی كه وجود دارد، ايستادگی ملت‌هاست. همچنان كه ملت ايران اين را تجربه كرد و ايستاد. شما با ايستادگی خودتان پيروز شديد و اگر اين ايستادگی نبود، تا امروز بارها دشمن اغراض پليد خود را در ايران عزيز و ميهن اسلامی ما اعمال و اجرا می‌كرد. ملت‌های ديگر هم راهی جز ايستادگی ندارند. اگر ملت‌ها ايستادگی كنند، خدا به آنها كمك می‌كنند. «وَلَیَنصُرَ‌نَّ اللَّـهُ مَن یَنصُرُ‌هُ» وعده الهی اين است كه اگر شما خدا را نصرت كرديد، خدا هم شما را نصرت می‌كند. نمونه‌اش انقلاب اسلامی بود كه شما خدا را نصرت كرديد. خدا هم شما را نصرت كرد. نمونه ديگرش جنگ تحميلی بود كه شما خدا را نصرت كرديد، خدا هم شما را ياری نمود و پيروز كرد. اگر كمك خدا نبود، امروز آمريكا روزگار سختی را برای كشور و ملت ايران پيش آورده بود و انتقام كشيده بود. تنها راه، ايستادگی است.»(۱۳۷۱/۳/۱۴) و در جای ديگری می‌فرمايند:


ملت‌هايی كه برای هدف‌های خودی ايستادگی می‌كنند، موفقند. ممكن است اين موفقيت در كوتاه‌مدت به چشم آدم‌های كوتاه‌بين نيايد اما بدون ترديد اين موفقيت تثبيت شده است و برو برگرد ندارد... موازنه قدرت در دنيا همه‌اش به يال و كوپال ظاهری و به چهره ابرقدرتی نيست؛ ايستادگی لازم است. ملت ما هم ايستادگی كرد و پيروز شد -هم در انقلاب، هم در جنگ،‌هم در دوران بعد از جنگ- امروز هم ايستادگی می‌كند و پيروز می‌شود. اين فشارهايی كه شما مشاهده می‌كنيد -فشار تبليغاتی، سياسی، اقتصادی، يارگيری‌های خائنانه و رذالت‌آميز از درون كشور به وسيله دشمن- به خاطر اين است كه ملت ايران طبق آيه شريفه «قَالُوا رَ‌بُّنَا اللَّـهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا». سخن حق و خواسته مشروع و منطقی خود را -كه در دست گرفتن امور خود و قطع دخالت بيگانگان و تكيه به حكم و دين الهی است- با صدای رسا اعلام كرده و پای آن محكم ايستاده است. اما چه كسی در اين خصوص پيروز خواهد شد؟ ملت و ايستادگی اوست كه پيروز خواهد شد.»(۱۳۸۰/۵/۳)


بر همين مبنا است كه رهبر انقلاب به وجود آمدن بيداری اسلامی را نتيجه ايستادگی ملت ايران می‌دانند و اظهار می‌كنند:


اگر اين شكسته شدن هيبت پوشالی ابرقدرت‌ها -كه با هيبت خودشان بيش از واقعيت وجود خودشان در دنيای انسان‌ها تصرف می‌كنند- مسلمان‌ها را در كشورهای مختلف به فكر انداخت و بيدار كرد، ايستادگی مردم ايران،‌مظلوميت ملت ايران در حوادث مختلف، در جنگ تحميلی، در دوران سخت توأمان دفاع مقدس و تحريم -اينكه ملت ايران اينجور محكم ايستادند، باثبات پيش رفتند- ملت‌ها را تكان داد. اگر اين ثبات نبود، اگر اين ايستادگی نبود، اگر اين به چالش كشيدن هيبت دروغين ابرقدرت‌ها نبود، ملت‌ها وارد ميدان نمی‌شدند؛ بيداری اسلامی به وجود نمی‌آمد؛ اين حوادثی كه امروز منطقه را دارد دگرگون می‌كند و نقش جديدی می‌زند، به وجود نمی‌آمد. حوادث از يك نقطه شروع می‌شود و زنجيره‌وار پيش می‌رود. اگر استقامت بود، صبر بود، تداوم در راه بود، استمرار عمل بود، آن وقت همه خيرات و همه بركات بر آن مترتب می‌شود. ايستادگی شرط اول است. ملت‌ها در راهی كه شروع می‌كنند،‌بايد استقامت كنند؛ «فَلِذَٰلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْ‌تَ». در قرآن كريم، دستور استقامت به نبی مكرم اسلامی در جاهای متعددی داده شده است؛ سرّش همين است. بايد ايستاد. بايت ثبات به خرج داد. بايد راه را گم نكرد، هدف را همواره در مقابل چشم داشت و به طور مستمر بايد پيش رفت. اگر اين شد، پيروزی‌ها پی‌درپی پيش خواهد آمد؛ همچنان‌كه برای ملت ايران پيش آمده است.»(۱۳۹۰/۱۰/۱۹)


۴. دفاع از شرف، هويت و استقلال از طريق مقاومت


تجربه نظام جمهوری اسلامی در طول سال‌های پس از انقلاب در مقاطع مهم نشان می‌دهد كه استقامت و ايستادگی می‌تواند رمز پيروزی و موفقيت ديگر مسلمانان و ملل ديگر در دفاع از استقلال، ‌هويت، شرف و عزت خود باشد. بر همين اساس، آيت‌الله خامنه‌ای معتقدند كه پيروزی ملت فلسطين در بازگرداندن حق خود، دشوارتر از پيروزی‌ای كه ملت ايران در ايجاد جمهوری اسلامی در ايران داشت، نيست و اين هم تنها از طريق ايستادگی و مقاومت حاصل خواهد شد.»(۱۳۸۸/۱۲/۸) ايشان در اين خصوص خطاب به برادران و خواهران فلسطينی می‌گويند: جهادتان را ادامه دهيد. ايستادگی‌تان را ادامه دهيد. بدانيد هيچ ملتی جز به وسيله ايستادگی و مبارزه نمی‌تواند شرف خود و هويت خود و استقلال خود را به دست آورد. به هيچ ملتی، دشمن با التماس چيزی نخواهد داد. هيچ ملتی به خاطر ضعيف بودن و گردن كج كردن در مقابل دشمن، به چيزی نمی‌رسد. هر ملتی كه در دنيا به جايی رسيده است، به خاطر عزم و اراده و ايستادگی و سينه سپر كردن و سر را بالا نگه داشتن رسيده است. بعضی از ملت‌ها اين توان را ندارند؛ اما آن ملتی كه به اسلام معتقد است، آن ملتی كه به قرآن معتقد است، آن ملتی كه به وعده خدا معتقد است، آن ملتی كه معتقد است: «وَلَیَنصُرَ‌نَّ اللَّـهُ مَن یَنصُرُ‌هُ». هر كه خدا و دين خدا را ياری كند، خدا با تأكيد او را ياری خواهد كرد – اين توانايی را دارد.»(۱۳۷۹/۷/۲۹)


۵. استقامت در اهداف و نه روش‌ها و ابزار


مفهوم مقاومت در منظفومه فكری آيت‌الله خامنه‌ای به اهداف و مبانی اختصاص يافته است كه دارای ارزشی الهی می‌باشند و دربرگيرنده ابزارها و روش‌ها كه امكان بروز خطا و آسيب در آن وجود دارد، نمی‌باشد. چراكه روش‌ها از قابليت اصلاح و تكامل برخوردار هستند و از طريق آزمون و خطا می‌توان به مدل بهينه‌تری دست پيدا كرد. ايشان در اين خصوص می‌فرمايند:


ما در نظام جمهوری اسلامی اهداف و مبانی و ارزش‌هايمان الهی است. ليكن ابزارها و روش‌ها و انسان‌هايمان، مادی و بشری‌اند و آن اهداف الهی را هم صديقين، انبيا، معصومين و ملائكه نمی‌خواهند در جامعه ما عمل كنند بلكه همين انسان‌ها و آدم‌های معمولی -كه ملاحظه می‌كنيد- می‌خواهند عمل كنند و آن اهداف والا و عالی را تحقق ببخشند. بنابراين احتمال خطا و آسيب‌پذيری در همه جا وجود دارد. البته به خاطر همين خطاها هم است كه آسيب‌پذيری‌ها به وجود می‌آيد... در اهداف و مبانی، ملاك ما بايد «فاستقم كما امرت» باشد. به‌هيچ‌وجه عدول از مبانی و عدول از ارزش‌ها جايز نيست؛ اهداف، اهداف الهی است و هيچ ترديد، شك يا ارتدادی از اين اهداف جايز نيست اما در روش‌ها بايستی تكامل،‌ اصلاح، تغيير و رفع خطا جزو كارهای دائمی و برنامه‌های هميشگی ما باشد؛ ببينيم كدام روش ما، ولو به آن عادت كرده باشيم، غلط است، آن را عوض و اصلاح كنيم، بايد مراقب باشيم كه جای اين تغييرات عوض نشود؛ يعنی ما در زمينه اهداف، می‌گوييم استقامت؛ بايد جای «هدف» را با «روش» اشتباه نكنيم. استقامت در روش‌ها لازم نيست، استقامت در اهداف لازم است. در كار روش‌ها آزمون و خطا جاری است. البته بايد از تجربه‌ها استفاده كنيم كه آزمون ما آزمون موفقی باشد و نخواهيم كه دائم تجربه كنيم و پشت سر هم اشتباه؛ اما در زمينه اهداف، بايستی قرص و محكم بايستيم و يك قدم پايين نياييم.»(۱۳۸۳/۶/۳۱)


۶. استمرار و تدبير در مقاومت


در نگاه آيت‌الله خامنه‌ای يكی از شروط دستيابی به موفقيت استمرار بر طريق و استمرار در مقاومت است(۱۳۷۳/۳/۱۱) و می‌بايست با تدبير همراه گردد. در اين منظومه، مقاومت به معنای بی‌تدبيری نيست و مقاومت باتدبير جزو شعارهای نظام اسلامی برشمرده می‌شود.(۱۳۸۳/۷/۲۲)


همان‌طور كه ذكر شد آيت‌الله خامنه‌ای در حوزه‌ی سياست خارجی از يك منظومه فكری منسجم و به هم پيوسته‌ی معنايی برخوردارند كه نوشتار حاضر كوشيد تا ارتباط معنايی مفهوم «مقاومت» با مفهوم «تقابل با نظام سلطه» را به عنوان يكی از شاكله‌های اصلی منظومه‌ی فكری رهبر انقلاب در حوزه سياست خارجی را نشان دهد. بدين منظور ضمن تبيين اهميت «ضديت و تقابل با نظام سلطه»، مختصات «مقاومت» به عنوان مفهومی مكمل در مقابل آن در ديدگاه آيت‌الله خامنه‌ای بيان گرديد.


در اين منظومه فكری «مقاومت» راهی الهی و برگرفته از قرآن كريم، سنت و سيره معصومين عليهم‌السلام است كه دارای تجارب موفق تاريخی می‌باشد و دفاع از استقلال، هويت و شرف و عزت هر ملت آزاديخواهی از طريق آن صورت می‌پذيرد. البته استقامت در اهداف و مبانی است و نه در روش‌ها و ابزار. اقتضاء پيروزی و پيشرفت از طريق مقاومت، مداومت و استمرار در مسير در كنار تدبير است. «كسانی هم كه مقاومت می‌كنند بايد از خطرات مقاومت نترسند چراكه ترس در مقاومت مانع پيروزی خواهد شد و اين آفت اغلب ملت‌ها و جماعات است.»(۱۳۸۵/۷/۲۱)


بر اين اساس از «مقاومت» به عنوان مفهومی راهبردی در منظومه‌ی سياست خارجی آيت‌الله خامنه‌ای می‌توان ياد نمود.

captcha