کد خبر: 1242025
تاریخ انتشار : ۲۴ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۰:۲۹

مشورت‌پذيری ويژگی ضروری دولتمردان اسلامی است

عضو هيئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد بيان كرد مشاوره‌خواهی و مشورت‌پذيری از ويژگي‌های اساسی و ضروری دولتمردان است كه جامعه امروز بسيار به اين مسئله نيازمند است.


گروه انديشه: عضو هيئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد بيان كرد: مشاوره‌خواهی و مشورت‌پذيری از ويژگي‌های اساسی و ضروری دولتمردان است كه جامعه امروز بسيار به اين مسئله نيازمند است.


حجت‌الاسلام عليرضا عابدی سرآسيا، عضو هيئت علمی دانشكده الهيات دانشگاه فردوسی مشهد و استاد دانشگاه در گفت‌وگو با خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا) شعبه خراسان رضوی، با اشاره به نمونه‌های عينی پايبندی نامزدها به مشورت، اظهار كرد: يكی از ويژگي‌های اساسی و ضروری دولتمردان، مشاوره‌خواهی و مشورت‌پذيری است و جامعه امروز بسيار نيازمند اين مسئله است لذا اداره جامعه بايد با اتكا به خرد جمعی صورت گيرد و از تصميمات سليقه‌ای و انفرادی پرهيز شود.


وی ادامه داد: تشاور، مشاوره و مشورت در لغت از «شارالعسل‏» گرفته شده و به معناى بيرون آوردن عسل از كندو و به دست آوردن عسل ناب است كه در اصطلاح به معناى به دست‏ آوردن رای و انديشه با مراجعه به ديگران و نظرخواهى از آنان است.


عضو هيئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد با اشاره به آيه 159 سوره آل عمران «فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِی الأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ، پس به [بركت] رحمت الهى با آنان نرمخو [و پرمهر] شدى و اگر تندخو و سختدل بودى قطعا از پيرامون تو پراكنده مى‌‏شدند پس از آنان درگذر و برايشان آمرزش بخواه و در كار[ها] با آنان مشورت كن و چون تصميم گرفتى بر خدا توكل كن زيرا خداوند توكل‌‏كنندگان را دوست مى‌‏دارد»، اضافه كرد: خداوند در اين آيه به پيامبرش دستور می‌دهد، با مردم مشورت كند و در آموزه‌های دينی ما مشاوره با افراد صلاحيت‌دار اينگونه توصيف شده كه در واقع شريك شدن در خرد جمعی، نورگيری از عقول، بهره‌مندی از چشمه هدايت، مطمئن‌ترين پيشتيبان، موجب هدايت و رشد، عامل ايمنی از هلاكت و سقوط و سبب دوری از پشيمانی است.


وی افزود: قرآن كريم اين مشورت را محدود به حد خاصی نمی‌كند جز اينكه در امور مردمی باشد نه الهی، برای نمونه تعيين مسئله امام به عهده مردم و انتخابات نيست چرا كه امامت عهدی الهی است و انتخاب‌گری و مشورت‌پذيری در آن راه ندارد، اما در ساير امور مردمی اعم از نظامی، اقتصادی، سياسی و رفاهی مشورت بايد صورت گيرد.


اين استاد دانشگاه با اشاره به لزوم استفاده دائمی از مشاوران و معاونان متعدد و دخيل كردن نخبگان و صاحبان فكر و انديشه در تئوری پردازي‌ها و تصميم‌گيری‌های كشور، ابراز كرد: اگر در جامعه‌ای صاحبان فكر و تجربه احساس كنند كه تجربه و انديشه آن‌ها مورد توجه دولتمردان قرار می‌گيرد، احساس مسئوليت بيشتر و مشاركت فعال‌تری خواهند داشت، لذا اگر اين امر محقق نشود روح ياس و بی تفاوتی در انديشمندان از يك سو، و روح استبداد و مديريت سليقه‌ای در دولتمردان از سوی ديگر حاكم خواهد شد.


وی با بيان اينكه مسئله انتخابات از مسايل مهم و سرنوشت‌ساز در نظام سياسی عصر ماست، ادامه داد: انسان اگرچه حق انتخاب دارد اما انتخاب او مسئولانه است، يعنی مورد بازخواست قرار می‌گيرد كه به چه كسی رای دادی و چرا؟ لذا در قرآن دو مسئله به طور جدی از انسان خواسته شده كه می‌تواند مرتبط با انتخابات باشد، اول انتخاب كسی كه دارای اهليت باشد و دوم قضاوت عادلانه در مورد ديگران.


عابدی با اشاره به آيه 58 سوره نساء «إِنَّ اللّهَ یَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى أَهْلِها وَ إِذا حَكَمْتُمْ بَیْنَ النّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ»، تصريح كرد: تعبير «يامركم» نشان می‌دهد مسئله مهمی است و خداوند از فعل امر استفاده می‌كند، بنابراين از جهت وجود اهميت اين امر افراد مورد بازخواست جدی قرار خواهند گرفت.


اين استاد دانشگاه با بيان اينكه خداوند در اين آيه شريفه انسان را به دو چيز امر می‌كند، اضافه كرد: دستور اول باز گرداندن امانت‌ها به اهلش است و شامل تمامی امانت‌های مادی، معنوی و... می‌شود، لذا در روايات بر منصب امامت نيز تطبيق شده است به اين معنا كه امام موظف است عهد امامت را به كسی كه اهليت دارد، يعنی امام پس از خود بسپارد، بنابراين با اين توضيح، روشن می‌شود مناصب اجتماعی و سياسی نيز امانتی هستند كه مردم موظف‌اند با انتخاب درست، اين امانت‌ها را به دست اهلشان بسپارند و از رسيدن اين مناصب به دست نااهلان جلوگيری كنند.


وی در ادامه با اشاره به دستور دوم اين آيه كه می‌خواهد بين مردم به عدل، حكم و قضاوت كنيد، گفت: دستور دوم نيز می‌تواند مرتبط با موضوع انتخاب و انتخابات باشد، چرا كه اين حكم و قضاوت نيز اطلاق دارد و هر نوعی را شامل می‌شود، از جمله حكم كردن در مورد انتخابات را.


عضو هيئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد افزود: همچنين در اين مسئله دو نوع حكم كردن وجود دارد، يكی خود رای دادن كه يك نوع قضاوت است و ديگری اظهار نظر كردن در مورد كانديداها است يعنی وقتی در ميان افراد جامعه به بحث و گفت‌وگو در مورد يك كانديدای خاص می‌نشينيم در حقيت در مورد او قضاوت می‌كنيم زيرا قرآن از ما خواسته كه با عدل و انصاف حكم كنيم.


وی با بيان اينكه مفهوم قضاوت به عدل آن است و لذا بايد خوبی‌ها و بدي‌ها و نقاط ضعف و قوت را با هم ببينيم، ابراز كرد: اين درست نيست وقتی كسی را می‌پسنديم، ضعف‌ها و بدي‌های وی را ناديده بگيريم اين قضاوت كردن به عدل و انصاف نيست.


اين استاد دانشگاه با اشاره به آثار اينگونه برخوردها، ادامه داد: تخريب نيروهای خوب و افراد شايسته، باز شدن راه برای قضاوت‌‌های عجولانه و متعصبانه و كشيده شدن افراد به مجادله به جای مباحثه و مناظره از جمله اين آثار است.


عابدی با اشاره به مفهوم و حكم جدل، افزود: دو اصطلاح مجادله و جدال از جدل گرفته شده و معمولا در موردی به كار می‌روند كه شخص در مقام خصومت و غلبه بر طرف مقابل، به تحكيم كلام خود و ادامه آن بپردازد به گونه‌ای كه اين برخورد مانع از ظهور حقيقت شود، در واقع در مجادله، شخص درصدد است تا با اطاله كلام و مستدل جلوه دادن آن، كلام خودش را اثبات كند و به كرسی بنشاند، بدون اينكه توجهی به حق يا باطل بودن كلامش بكند.


عضو هيئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد با اشاره به اينكه هدف از مجادله حقيقت‏‌يابی نيست، بلكه ريشه در خودخواهی و اثبات خود دارد از اين رو مورد نهی قرار گرفته است، اظهار كرد: خصوصا در قرآن كريم آيه 35 سوره غافر «الَّذِينَ یُجَادِلُونَ فِی آیَاتِ اللَّهِ بِغَیْرِ سُلْطَانٍ أَتَاهُمْ كَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ وَعِندَ الَّذِينَ آمَنُوا كَذَلِكَ یَطْبَعُ اللَّهُ عَلَى كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ، كسانى كه درباره آيات خدا بدون حجتى كه براى آنان آمده باشد مجادله مى‌‏كنند [اين ستيزه] در نزد خدا و نزد كسانى كه ايمان آورده‌‏اند [مايه] عداوت بزرگى است اينگونه خدا بر دل هر متكبر و زورگویى مهر مى‌‏نهد» مورد مذمت و سرزنش واقع شده است و اين شيوه از مجادله، جدال يا مراء نيز ناميده می‌شود.


وی با بيان اينكه قرآن كريم در آيه 125 سوره نحل«ادْعُ إِلِى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ، با حكمت و اندرز نيكو به راه پروردگارت دعوت كن و با آنان به شيوه‌ه‏ايي كه نيكوتر است مجادله نماى در حقيقت پروردگار تو به [حال] كسى كه از راه او منحرف شده داناتر و او به [حال] راه‏يافتگان [نيز] داناتر است» نوع صحيح مجادله را «جدال احسن» و به تعبير دقيقتر «جدال به احسن» ناميده است، گفت: جدال به احسن اثبات حق به روشی كه مورد قبول مخاطب واقع شود، است كه اين نوع مجادله چون با هدف اثبات حق انجام می‏‌شود و از روش درستی بهره می‌‏برد، مورد سفارش بوده و مذموم نيست.


اين استاد دانشگاه ادامه داد: در روايات شيعی به برخی از مصاديق دو نوع جدال اشاره شده است، برای نمونه استدلال به كتاب و سنت از مصاديق جدال باحسن است، همچنين استدلال‌هايی كه خدای متعال در قرآن عليه منكران بعثت آورده و موجب قطع عذر آنان و ازاله شبهات آن‌ها شده از همين دسته شمرده می‌شود.


عابدی گفت: از مصاديق جدال به غير احسن آن است كه شخصی سخنی را به زبان آورد و انسان بدون حجت و دليل آن را انكار كند، يا سخن باطلی را به زبان آورد و برای آن سخن باطل مطلب حقی را به عنوان شاهد و دليل بياورد و انسان به جهت اينكه راه فرار از آن استدلال را نمی‌داند و مغالطه وی را نمی‌تواند آشكار كند به منظور شكست دادن وی آن سخن حق را انكار كند، چنين مجادله‌ای حرام است، زيرا هم برای موافقان و هم مخالفان فتنه است لذا بحث كردن با مخالفان در مواردی كه انسان اطلاعات كافی و توانايی بحث و استدلال لازم را ندارد، حرام است حتی اگر حق با انسان باشد.


عابدی گفت: به طور كلی موارد جدال مذموم و حرام شامل بحث كردن در مواردی كه انسان تخصص لازم را ندارد، بحث كردن با هدف اظهار فضل، كمال، خودنمایى، به عجز آوردن و خوار كردن ديگران و آنجا كه به قصد ابطال سخن ديگران، حقيقتی انكار شود، است.


وی با اشاره به آفات متعدد جدال از نگاه علمای اخلاق، عنوان كرد: عدم پذيرش حق، تظاهر و رياكاری، خشم و غضب، حقد و كينه‌توزی، رشك و حسد، كناره‌جويی از مردم، گفتارهای حرام، تكبر و برتری‌جويی، كنجكاوی از عيوب مردم، كنش‌ها و واكنش‌های نابجا در شادی و اندوه ديگران، خودستايی، نفاق و دورويی، تضعيف پيروان حق و تقويت پيروان باطل از جمله اين موارد است.


عابدی با اشاره به اعتدال سياسی بر اساس آيات و روايات، اضافه كرد: اعتدال يعنی روی خط عدل راه رفتن و عدل در لغت به معانی قصد و ميانه‌روی در امور آمده است لذا عدل را می توان به ميانه‌بودن و ميانه‌روی كردن تعبير كرد.


وی ادامه داد: شخص معتدل، هيچ تبعيضی روا نمی‌دارد، هيچ حقی را پايمال نمی‌كند، هيچ استحقاقی را ناديده نمی‌گيرد و هيچ استعدادی را ضايع نمی‌كند، مرتكب هيچ قبيحی نمی‌شود، اخلال به هيچ وظيفه‌ای نمی‌كند و خلاصه هر چيزی را در جای شايسته خودش قرار می‌دهد.


عابدی عنوان كرد: اين مفهوم با اين وسعت در هر عرصه‌ای كه وارد شود بركات ارزشمندی از خود به جای می‌گذارد، بر اين اساس عادل و معتدل كسی است كه در ويژگي‌های اخلاقی، پندار، گفتار و كردار خويش ميانه رو بوده و خالی از افراط و تفريط باشد.


عضو هيئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد اشاره كرد: مفهوم ميانه‌رو بودن نيز ميان حق و باطل حركت كردن نيست، بلكه در مسير حق و در خط عدالت بودن است، زيرا كوچك‌ترين انحراف از عدالت، خروج از ميانه‌روی و سقوط به پرتگاه افراط و تفريط است.


اين استاد دانشگاه تصريح كرد: بر اساس آيه 51 سوره آل عمران «إِنَّ اللّهَ رَبِّی وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ، در حقيقت‏ خداوند پروردگار من و پروردگار شماست پس او را بپرستيد [كه ] راه راست اين است» ميانه‌روی يعنی بر صراط مستقيم حركت كردن كه همان مسير عبادت و بندگی پروردگار و راه روشن پيامبر(ص) است، بنابراين ميانه‌روی در وسط بودن است و در وسط بودن يعنی در مسير ولايت و امامت گام برداشتن، پس كوچك‌ترين خطا از مسير ميانه و اعتدال يعنی سقوط به مسيرهای انحرافی راست و چپ، هلاكت و ضلالت.


وی با بيان اينكه فرهنگ شيعه با ولايت گره خورده است و اساسا تشيع بدون ولايت معنا ندارد، ابراز كرد: شيعه يعنی پيرو ولايت و تشيع يعنی پيروی از ولايت، البته اين ولايت در عصر حضور، ولايت خود امام يا نايب خاص ايشان است و در عصر غيبت ولايت نايبان و جانشينان عام ايشان، كه از آن به ولی فقيه تعبير می شود.


عابدی اضافه كرد: ولی فقيه اگرچه معصوم نيست ولی نظريات وی در حيطه احكام حكومتی و امور مربوط به اداره جامعه از كمترين ضريب خطا برخوردار است و كلام وی فصل‌الخطاب است، و اين امر به جهت ويژگی‌های خاص و جامعی است كه در او وجود دارد.


وی با اشاره به اينكه برای شناخت رابطه ولايت‌پذيری با قانون‌پذيری و تاثير اين دو بر مديريت، ابتدا بايد رابطه قانون و ولی امر و سپس رابطه اين دو با دولت‌مردان را شناخت، عنوان كرد: قانون، يك برنامه مدون برای تنظيم و اصلاح روابط افراد است، دولت نيز، مسئول اجرای مو به موی اين قانون است، اگر در موردی اجرای يك قانون، مشكلات و مفاسدی به وجود آمد، بايد شخص صلاحيت داری از پديد آمدن اين مفاسد جلوگيری كند و اطاعت امر او تضمين كننده امنيت و سلامت جامعه است، لذا اين شخص كه حاكم و ناظر بر قانون است همان ولی فقيه است.


اين استاد دانشگاه بيان كرد: بنابراين يك دولت مرد وقتی مدير خوبی است كه يك ولايت‌پذير و قانون‌پذير خوبی نيز باشد و اين دو امر، يعنی قانون‌مداری و ولايت‌پذيری نه تنها منافی هم نيستند بلكه مكمل يكديگر بوده و دو روی يك سكه‌اند.


وی با بيان اينكه يك مدير و فعال سياسی مطلوب، شاخص‌هايی دارد، افزود: در انتخاب يك مدير، بايد تمامی شاخص‌ها را در نظر گرفت و نبايد گزينشی عمل كرد و به تعبير قرآن آيه 150 سوره نساء «إِنَّ الَّذِينَ یَكْفُرُونَ بِاللّهِ وَرُسُلِهِ وَیُرِيدُونَ أَن یُفَرِّقُواْ بَیْنَ اللّهِ وَرُسُلِهِ وَيقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَیُرِيدُونَ أَن یَتَّخِذُواْ بَیْنَ ذَلِكَ سَبِيلً، كسانى كه به خدا و پيامبرانش كفر مى‌‏ورزند و مى‌‏خواهند ميان خدا و پيامبران او جدایى اندازند و مى‌‏گويند ما به بعضى ايمان داريم و بعضى را انكار مى‌‏كنيم و مى‏‌خواهند ميان اين [دو] راهى براى خود اختيار كنند»، رفتارمان منافق‌گونه نباشد كه تمامی آسيب‌ها ريشه در افراط و تفريط دارد.


عابدی با اشاره به اينكه رسيدن به جمع بندی جامع، در مورد پايبندی نامزدها به شاخص‌های اسلامی را نمی‌توان در رفتارهای انتخاباتی به دست آورد، ابراز كرد: واقعيت آن است كه برخی نامزدها، در رفتارهای انتخاباتی، آنگونه سخن می‌گويند، رفتار می‌كنند و نشان می‌دهند كه باور ندارند و نيستند.


وی خاطرنشان كرد: بنابراين برای ارزيابی جامع بايد مجموعه ويژگي‌های اخلاقی، رفتارها و گفتارهای كانديداها را در قبل و حين كانديداتوری مورد ارزيابی قرار داد و جامعيت اين ارزيابی نسبی است، زيرا رفتار بعد از كانديداتوری نيز دخيل در اين قضاوت است و دسترسی به آن فعلاً ممكن نيست، پس ارزيابی مطلقا جامع ممكن نيست و بايد منتظر گذشت زمان بود.

captcha