
به گزارش ایکنا، در بخش دوم نشست هماندیشی استادان علوم قرآن و حدیث سراسر کشور، پس از برگزاری مراسم افتتاحیه، حجتالاسلام والمسلمین محمدعلی مهدویراد، پژوهشگر قرآنی و استاد دانشگاه تهران، به بیان نکاتی درباره مسئله آموزش در علوم قرآن و حدیث پرداخت؛ سخنانی که با روایتی از واپسین لحظات حیات امیرالمؤمنین(ع) آغاز شد و تا ضرورت بازتعریف نگاه پژوهشی در جهان اسلام ادامه داشت.
وی گفت: حضرت علی(ع) در آستانه شهادت، دو وصیت دارند؛ یکی همان وصیت معروف «الله الله» و دیگری وصیتی که ابن ابی الدنیا در مقتل، به شکلی کامل و دلنشین نقل کرده است.

وی افزود: براساس این روایت، «اسبق» که از یاران جلیلالقدر و سالخورده امیرالمؤمنین(ع) بود، به در خانه امام میآید. امام حسن(ع) به او میفرماید که حال حضرت مساعد نیست. او نقل میکند هنگامی که وارد خانه شدم، رنگ چهره امام آنچنان زرد شده بود که نتوانستم میان صورت مبارک ایشان و پارچهای که بر پیکرشان بود تفاوتی تشخیص دهم.
مهدویراد ادامه داد: عرض کردم یا امیرالمؤمنین وصیتی بفرمایید. حضرت درخواست بالش کردند تا اندکی بنشینند. سپس ابتدا چند نکته درباره مرگ فرمودند و بعد از آن، به وصیت پرداختند؛ وصیتی که در آن تعبیر «أقیموا» آمده است و به گمان من، تعبیری بسیار ژرف و تأملبرانگیز به شمار میرود.
استاد تمام دانشگاه تهران اظهار کرد: در یک برنامه بینالمللی عرض کردم که ما «أقیموا القرآن» هم داریم. استدلال من این بود که وقتی خداوند در سوره مائده میفرماید شما بر هیچ نیستید مگر آنکه تورات و انجیل را اقامه کنید، پس بر همین اساس میتوان از تعبیر «اقامه قرآن» نیز سخن گفت.
وی ادامه داد: حضرت صادق(ع) فرمودهاند که همه قرآن به سبک «إیّاک أعنی واسمعی یا جاره» نازل شده است؛ بنابراین میتوان این آیه را در کنار روایت امام صادق(ع) قرار داد و به این برداشت رسید.
مهدویراد گفت: پس از پایان سخنانم، یکی از استادان تونسی نزد من آمد و گفت من زبان فارسی نمیدانم، اما از زبان بدن و شیوه بیان شما مقصودتان را فهمیدم و این فهم شما را در کنار کلام امام صادق(ع) برای اصحاب قرآنی تونس نقل خواهم کرد.
وی در ادامه با تبیین مفهوم «اقیموا» تصریح کرد: معنایی که اکنون میخواهم از «اقیموا» ارائه کنم، برگرفته از اندیشههای پیشوای شهید است؛ هرچند قالب بیان از من است، اما محتوا متعلق به ایشان است.
وی افزود: «اقیموا» یعنی متبلور ساختن مفاهیم در صفحه ذهن و عینیت بخشیدن آنها در صفحه زندگی. اگر بنا باشد ما قرآن را اقامه کنیم، وظیفه ما این است که هر آنچه قرآن و سنت میگوید، بپذیریم و آن را در متن زندگی جاری سازیم.
این پژوهشگر قرآنی در بخش دیگری از سخنان خود به مسئله دانش و نسبت آن با اقتدار جوامع اشاره کرد و گفت: دانش، بماهو دانش، قدرت و سلطه میآفریند. هر جامعهای که دانش داشته باشد، اوج میگیرد و هر جامعهای که از دانش فاصله بگیرد، آسیب خواهد دید.
وی ادامه داد: یکی از مهمترین آسیبها و گرفتاریهای ما، فراموش کردن رقیب است. ما حتی در حوزه پژوهش، رقیب داخلی خود را نیز نادیده میگیریم؛ چه رسد به کشورهای اسلامی و دیگر اقلیمها؛ در حالی که در این کشورها مطالعات ژرف و عمیقی در حال انجام است.
مهدویراد افزود: اکنون در اردن، یکی از مهمترین حوزههای مطالعات قرآنی، مباحث زبانشناسانه قرآن است. برای نمونه، در گذشته درباره تکرار در قرآن پژوهشهایی صورت گرفته بود، اما امروز در اردن مطالعاتی انجام شده که بر اساس آن، قرآن اساساً فاقد تکرار است و آنچه دیده میشود، «تصریف» و تنوع بیانی است.
وی اظهار کرد: در بسیاری از کشورهای پیرامون ما، مطالعات گستردهای آغاز شده است. حتی در عربستان نیز طرحهای بزرگی درباره سیر تاریخگذاری قرآن در حال اجراست.
استاد دانشگاه تهران در پایان سخنان خود گفت: اکنون یکی از مؤسسات فعال در حوزه پژوهش نصوص کهن، مؤسسه متعلق به شیخ زکی احمد زکی است. پس از او نیز فرزندش و دیگر پژوهشگران این مسیر را ادامه دادهاند. آنان گروهی از دانشپژوهان ممتاز را گرد هم میآورند، برایشان عناوین پژوهشی متعدد تعریف میکنند و به صورت سازمانیافته، پروژههای مطالعات قرآنی را پیش میبرند.
در ادامه این نشست، فتحیه فتاحیزاده، عضو هیئت علمی دانشگاه الزهرا(س)، نیز به بیان دیدگاههایی درباره ضرورت توسعه مطالعات میانرشتهای در حوزه علوم قرآن و حدیث پرداخت.

وی گفت: آنچه امروز استادان و پژوهشگران علوم قرآن را به بازگشت دوباره به آموزههای دینی سوق میدهد، توجه به روزآمدسازی مطالعات قرآنی و حرکت به سوی آموزشهای میانرشتهای است.
وی افزود: حدود یک دهه تلاش شد تا برنامهای جامع برای تأسیس رشته «مطالعات میانرشتهای قرآن و حدیث» تدوین شود و این برنامه نیز به وزارت علوم ابلاغ شد، اما در پیچوخمهای اداری به سرانجام نرسید.
فتاحیزاده ادامه داد: اگر بخواهیم مطالعات قرآنی را در عرصه روزآمدی و پاسخگویی به نیازهای جدید پیش ببریم، یکی از مهمترین اقدامات، تأسیس رشتهها و گرایشهای تخصصی میانرشتهای است. بر همین اساس، پیشنهاد شد این موضوع در قالب گرایش دنبال شود و پس از بازنگری، برای تصویب ارسال شد که امیدواریم به نتیجه برسد.
وی تصریح کرد: به دلیل آنکه در مطالعات میانرشتهای، همچنان متنمحور هستیم، لازم است این حوزه بهصورت جدی مورد توجه قرار گیرد؛ به ویژه با توجه به تفاوتهای نسلی و تحولات فضای علمی امروز.
عضو هیئت علمی دانشگاه الزهرا(س) اظهار کرد: راهی جز به رسمیت شناختن و حمایت از این مدل فعالیتها وجود ندارد. در کنار گروههای آموزشی، شکلگیری گروههای پژوهشی مطالعات میانرشتهای میتواند به تقویت استادان و دانشجویان کمک کند.
وی افزود: شایسته است مراکز فعال در حوزه فعالیتهای قرآنی نیز از این جریان حمایت کنند تا دغدغههای علمی و درونی پژوهشگران به برنامههای مؤثر و ماندگار تبدیل شود.
فتاحیزاده با اشاره به ضرورت هدفمند شدن پژوهشهای دانشگاهی گفت: باید مشخص شود رسالههای دکتری و طرحهای پسادکتری با چه اهدافی پیش میروند تا ضمن پرهیز از تکرار، بتوانند مسئلهای واقعی از جامعه را حل کنند.
وی در پایان تأکید کرد: تحقق این اهداف بدون پشتیبانی و حمایت ممکن نیست و اگر آییننامهها اصلاح شده و حمایت از رشتههای علوم قرآن و حدیث در آنها دیده شود، این مجموعهها میتوانند پویا، ماندگار و رو به رشد حرکت کنند.
در ادامه این نشست، مجید معارف، استاد دانشگاه تهران، به بیان نکاتی درباره جایگاه و اهمیت کتابهای درسی در فرایند آموزش علوم قرآن و حدیث پرداخت و نقش منابع آموزشی را در شکلدهی به نسلهای علمی این حوزه مورد تأکید قرار داد.

وی گفت: در فرایند آموزش، سه عامل نقش اساسی دارند؛ نخست استاد یا معلم بهعنوان انتقالدهنده دانش، دوم شاگرد و سوم پیام یا محتوای آموزشی.
وی افزود: سازوکار آموزش به این صورت است که ابتدا برنامهها، سرفصلها و چارچوبهای درسی تدوین میشود و سپس استادان براساس آن سرفصلها و منابع موجود، محتوای آموزشی را تهیه میکنند. تا این مرحله، بخش عمده کار در اختیار استاد است و طبیعتاً میتواند تا اندازهای متأثر از سلیقه و نگاه شخصی باشد.
معارف در ادامه با اشاره به سیر تحول منابع علوم قرآن و حدیث در کشور اظهار کرد: قرآن کریم گاهی انسان را به یادآوری گذشته دعوت میکند تا قدر نعمتهای امروز را بداند. در آیه ۲۶ سوره انفال نیز به این مسئله اشاره شده است.
وی افزود: سال ۱۳۶۱ که وارد مقطع کارشناسی علوم قرآن و حدیث در دانشگاه تربیت مدرس شدم، منابع ما تنها دو کتاب بود که هر دو، اشکالات جدی و نگاههای جانبدارانه داشتند. آن زمان نزد مرحوم استاد عمید زنجانی رفتیم و ایشان جزوه کوچکی در اختیار ما قرار دادند که بعدها به کتاب تبدیل شد.
استاد دانشگاه تهران ادامه داد: تمام تجربه و سرمایه ما در حوزه علوم حدیث، در کتابهایی همچون «علمالحدیث» و «درایهالحدیث» خلاصه میشد. همچنین ما با کتاب «تاریخ قرآن» مرحوم حجتی زندگی میکردیم و از خواندن آن به شوق میآمدیم. من آن کتاب را با نوعی اعجاب و شیفتگی مطالعه میکردم.
وی تصریح کرد: علوم قرآن از آن نقطه آغاز شد و امروز به مرحلهای رسیدهایم که نهادهای مختلف در کشور به تولید کتابهای درسی مشغول هستند و منابع فراوانی در اختیار قرار گرفته است؛ تا جایی که گاهی حتی برخی استادان نیز از همه این منابع آگاهی ندارند و این، جای شکرگزاری دارد.
معارف با تأکید بر ضرورت توجه به آینده آموزشی این رشته گفت: اگر نگاه ما به آینده است، باید بیش از هر چیز به مسئله کتاب درسی توجه کنیم؛ زیرا برنامهها دائماً در حال تغییر است، منابع جدید هر روز منتشر میشود و این تحولات باید در کتابهای درسی بازتاب پیدا کند.
وی در ادامه از علاقهمندان به تألیف کتابهای آموزشی دعوت کرد با رعایت چند اصل مهم وارد این عرصه شوند و افزود: نخستین نکته آن است که کتاب درسی اگرچه متنی آموزشی است، اما باید از پشتوانه و بنیه پژوهشی برخوردار باشد.
وی ادامه داد: نکته دوم، اقناعکنندگی کتاب است. کتاب باید محکم، مستدل و قابل دفاع نوشته شود؛ بهویژه در مقطع کارشناسی ضرورتی ندارد همه اختلافنظرها و مباحث چالشبرانگیز مطرح شود.
معارف سومین ویژگی کتاب درسی مطلوب را برخورداری از ساختار آموزشی دانست و گفت: هر درس باید قابلیت تقسیمبندی در ۱۴ یا ۱۵ جلسه آموزشی را داشته باشد، برای هر فصل مدخلی تعریف شود، در پایان نیز محورهای مهم جمعبندی و منابع تکمیلی معرفی شود.
وی افزود: چهارمین نکته، پرهیز از ذکر منابع ادعایی و توجه به طرح نظریههای مختلف در هر موضوع است؛ بهگونهای که کتاب بتواند با استدلال و استناد، پاسخگوی پرسشها و دیدگاههای متفاوت باشد. این موارد، به بخش محتوایی کتاب مربوط میشود.
استاد دانشگاه تهران در ادامه به سه ویژگی مرتبط با سبک نگارش اشاره کرد و گفت: نخست آنکه کتاب باید دارای نثری روان، شیوا و فاخر باشد و در آن از علائم نگارشی و ویرایشی بهدرستی استفاده شود؛ چراکه ما باید بتوانیم ادبیات فاخر فارسی را نیز منتقل کنیم.
وی ادامه داد: نکته دیگر، ضرورت ایجاز و پرهیز از اطاله کلام است. کتاب درسی جای تفصیلهای فرساینده نیست و باید بهگونهای نوشته شود که استاد بتواند مطالب آن را در کلاس توسعه دهد.
معارف هفتمین ویژگی را نیز زیبایی ظاهری کتاب دانست و اظهار کرد: چاپ زیبا، صفحهآرایی مناسب، حروفچینی چشمنواز و طراحی مطلوب، در جذب مخاطب و اثرگذاری کتاب نقش مهمی دارد.
وی در پایان تأکید کرد: اگر این هفت اصل در تألیف کتابهای درسی مورد توجه قرار گیرد، میتوان امیدوار بود که نسل تازهای از نویسندگان توانمند، بهویژه در میان استادان جوان، در حوزه علوم قرآن و حدیث ظهور کنند.
انتهای پیام