کد خبر: 1246945
تاریخ انتشار : ۰۲ تير ۱۳۹۲ - ۱۱:۵۷
يادداشت روز/

جايگاه برتر قرض‌الحسنه نسبت به صدقه در اسلام

دين اسلام مخالف هرگونه گداپروری است و مرور رواياتی كه درباره قرض و صدقه آمده است، برتری قرض بر صدقه را به وضوح نشان می‌دهد و قرض‌الحسنه را تا زمانی كه فرد توان باز پرداخت و امكان فعاليت دارد در برابر صدقه ارجح تلقی می‌كند.


گروه اقتصاد: دين اسلام مخالف هرگونه گداپروری است و مرور رواياتی كه درباره قرض و صدقه آمده است، برتری قرض بر صدقه را به وضوح نشان می‌دهد و قرض‌الحسنه را تا زمانی كه فرد توان باز پرداخت و امكان فعاليت دارد در برابر صدقه ارجح تلقی می‌كند.


سنت قرض‌الحسنه به عنوان يكی از كارآمد‌ترين ابزارهای اقتصاد اسلامی در جهت توزيع ثروت و كاهش فاصله طبقاتی در آيات و روايات متععد مورد تاكيد قرار گرفته؛ تا جايی كه قرض الحسنه را « وام نيكو به خدا » تعبير كرده‌اند. از آنجا كه قرض الحسنه يكی از ابزارهای اقتصاد اسلامى جهت رسيدن به عدالت اقتصادى و رفع فقر مى‏باشد، طبعا با شرايط خاصی همراه است. قرآن برای قرض‌الحسنه شروطی را در نظر گرفته كه از جمله آن، قرض الحسنه بايد در دست افرادی قرار گيرد كه سخت محتاجند، قرض‌الحسنه با منّت و اذيت همراه نباشد و همچنين با اخلاص همراه باشد.


قرض در لغت به معناى قطع كردن با دندان مى‏باشد، بنابراين قرض نوعى از قطع كردن و جدا كردن است. زمانى گفته مى‏شود فردى به فرد ديگر قرض داده است يعنى مالى را كه او مى‏طلبد از خود جدا نموده و به او عطا كند. در اصطلاح فقهى، قرض آن است كه كسى مال خود را به ديگرى تمليك كند، البته بدين صورت كه قرض گيرنده نسبت به اداى خود آن مال يا مثل آن و يا قيمت آن ضامن شود و تعهد نمايد.


جايگاه يك رفتار در ميان رفتارهاى ديگر زمانى مشخص مى‏شود كه داراى خاستگاه معين باشد. غريزه سود طلبى و افزون طلبى از خصلت‌هاى فطرى بشرى است و اسلام نيز با سود مشروع مخالفت نكرده بلكه آن را تأييد و تشويق و هدايت نموده است. عقود مشاركت يكى از راه‌هاى پيشنهادى اسلام براى پاسخ‌گویى به اين غريزه مى‏باشد. ولى بايد توجه داشت كه به دليل وجود نيازهاى ضرورى كه منشأ آن مى‏تواند امور طبيعى يا اجتماعى باشد، مواردى وجود دارد كه وام گيرنده توانایى پرداخت سود را ندارد. در اين موارد اسلام قرض‌الحسنه را پيشنهاد می‌كند.


حس هميارى و تعاون كه ناشى از اجتماعى بودن بشر است، افراد توانگر را بر انگيخته تا در صدد رفع اين نيازها بر آيند.قرض‏الحسنه در چنين مواردى كارآترين ابزار مى‏باشد. طرد كلى قرض‏الحسنه در جامعه زمينه‏هاى بى عدالتى را به وجود مى‏آورد و البته عموميت دادن به آن در همه زمينه‏ها نيز مى‏تواند باعث ركود گردد.


نهاد قرض مى‏تواند تحت دو سيستم مختلف به اجرا در آيد.دسته اول صندوق تعاون قرض است، در اين سيستم قرض دهندگان كه از يك طبقه درآمدى هستند، وجهى را به عنوان سپرده در اختيار صندوق قرار مى‏دهند تا پس از جمع آورى، در صورت تحقق شرايط معين به اعضا وام داده شود. دسته دوم صندوق معاونت قرض است، كه در اين سيستم قرض دهندگان از طبقات درآمدى بالاترى هستند و جهت يارى رساندن به طبقات پايينتر درآمدى، با مسدود كردن موقت يا دائم نقدينگى خود، آنها را در اختيار صندوق قرار مى‏دهند تا به افراد خاص و يا افرادى كه صندوق تشخيص مى‏دهد، قرض بدهند.


دين اسلام مخالف هرگونه گداپروری است، پيامبر اسلام در رد گداپروری فرموده‌اند: من بر دست كارگری كه با كدّ يمين و عرق جبين به تأمين معيشت خويش می پردازد، بوسه می زنم. مرور رواياتی كه درباره قرض و صدقه آمده است، برتری قرض بر صدقه را به وضوح نشان می‌دهد و قرض‌الحسنه را تا زمانی كه فرد توان باز پرداخت و امكان فعاليت دارد در برابر صدقه ارجح تلقی می‌كند. در باب تفاوت‌های قرض‌الحسنه با صدقه در روايات می‌توان به چند نكته اشاره كرد. رسول گرامى اسلام (ص) فرمودند: شبى كه به معراج برده شدم، اين نوشته را بر در بهشت ديدم: « اَلصَّدَقَةُ بِعَشْرِ اَمْثالِها وَالْقَرْضُ‏بِثَمانِیَةَ عَشَر؛ صدقه ده برابر پاداش دارد و قرض الحسنه هيجده برابر.» همچنين در راويت ديگری، امام صادق (ع) فرمودند: « اگر مالی را قرض دهم پيش من محبوب تر است تا همانند آن را صله دهم»


بنابر اين طبق اين احاديث، قرض الحسنه، نسبت به صدقه‌، از جايگاه بالاتری برخوردار است‌. برخی دلايل ديگر در رابطه با رجحان قرض الحسنه بر صدقه را می‌توان در موضوعات زير مدنظر قرار داد:


۱- در قرض الحسنه‌، مال به دست كسی می‌رسد كه به آن نياز دارد؛ چراكه انسان بی نياز قرض نمی‌گيرد، برخلاف صدقه كه ممكن است به دست انسان بی نياز بيفتد. امام صادق‌ (ع) در اين باره می‌فرمايد: «پاداش قرض از اين رو از پاداش صدقه بيش‌تر است كه قرض گيرنده جز از روی نياز قرض نمی‌گيرد، ولی صدقه گيرنده گاهی با اين كه نياز ندارد، صدقه می‌گيرد.»


۲- در قرض الحسنه‌، عزّت نفس قرض گيرنده از بين نمی‌رود، ولی صدقه گيرنده‌، با گرفتن صدقه‌، به گونه‌ای رفته رفته‌، عزت نفس خود را از دست می‌دهد و نفس او به پستی می‌گرايد.


۳- قرض الحسنه‌، سبب می‌شود كه شخص قرض گيرنده به تلاش و فعاليت وادار شود تا بتواند قرض خود را ادا كند كه اين خود باعث رونق اقتصادی و شكوفايی خلاقيت‌ها و استعدادها می‌شود، ولی در صدقه گيرنده ـ از آن جا كه انگيزه‌ای برای رد مال ندارد ـ چنين تلاشی مشاهده نمی‌شود.


۴- در قرض الحسنه‌، انسان مالی را كه به ديگری می‌دهد، دوباره‌، پس از مدتی پس می‌گيرد و بر قرض گيرنده نيز واجب است در وقت معين مال قرض گرفته شده را به صاحبش برگرداند، ولی در صدقه چنين نيست‌، يعنی چيزی كه صدقه داده شد، چنين نيست كه دوباره به دست صاحبش برگردد، بلكه چون اين مال بخشش بدون عوض است‌، بر صدقه گيرنده نيز لازم نيست صدقه را برگرداند و يا در عوض آن كاری انجام دهد.


البته اين موارد، تنها امتياز قرض الحسنه را در شرايط مساوی اثبات می‌كند و گرنه گاهی اوقات‌، رفع معضلات اجتماعی‌، در انفاق و صدقات منحصر بوده و نمی توان تنها با قرض گره از كار درماندگان گشود كه در اين صورت صدقه اولويت خواهد داشت‌. اما طبق آموزه های دينی، اعم از آيات قرآن و روايات، در بيشتر موارد قرض الحسنه در مقايسه با برخى ديگر از انفاق هاى مالى؛ نظير صدقه فضيلت و برترى دارد.


رضا عدالتی

captcha