کد خبر: 1249180
تاریخ انتشار : ۰۸ تير ۱۳۹۲ - ۰۹:۲۳

سياسی‌كاری؛ معضل امروز سينمای ايران/ درد سينما با تغيير عناوين درمان نمی‌شود

بازيگر فيلم‌های دفاع مقدسی گفت جناح‌بندی‌های سياسی و سياسی‌كاری، بلايی بر سر سينمای ايران آورده كه سبب شده تعداد كارهای خوب در آن به تعداد انگشتان دست هم نباشد.


گروه هنر: بازيگر فيلم‌های دفاع مقدسی گفت: جناح‌بندی‌های سياسی و سياسی‌كاری، بلايی بر سر سينمای ايران آورده كه سبب شده تعداد كارهای خوب در آن به تعداد انگشتان دست هم نباشد.







«رضا ايرانمنش»

رضا ايرانمنش، بازيگر سينما و تلويزيون در گفت‌و‌گو با خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا) درباره عملكرد معاونت سينمايی در دولت دهم اظهار كرد: در ابتدای سخنانم بگويم كه خود را فردی سياسی نمی‌دانم، پس معتقدم كه هنر نبايد خود را درگير سياسی‌كاری كاری كند، البته هنر به ويژه سينما می‌تواند منتقد سياست باشد، ولی نبايد به بهانه طرفداری از جناحی خاص، عده‌ای ديگر را بدون رعايت انصاف بكوبد. با توجه به اين توضيح بايد بگويم سينمای ما از ابتدای دهه 80 مبتلا به يك بيماری شد كه عوارض منفی آن تا به امروز هم سينما را آزرده است.


وی افزود: عمده دليل به وجود آمدن چنين وضعيتی نيز اين است آدم‌هايی متولی سينما می‌شوند كه معمولا درگير جناح‌بندی‌های سياسی هستند. در كنار متوليان هنر، سينماگران ما نيز به نوعی درگير بازی‌های سياسی شده‌اند، بنابراين عكس‌العمل‌هايی كه نشان می‌دهند معمولا رويكردی كارشناسی ندارد و تنها منافع بخش يا گروهی خاص را تأمين می‌كند. در چنين فضايی مسلم بدانيد كليت سينما نمی‌تواند به سمت پيشرفت حركت كند.


بازيگر فيلم دفاع مقدسی «سجاده آتش» اضافه كرد: البته در اين دوره نيز همانند دوره‌های قبل اين شعارها را كم نشينده‌ايم كه سينمای ما در جهان امروز برای خود جايگاهی مناسب پيدا كرده است، اما اين گفته‌ها در عمل بی‌اساس بوده و تنها برای عده‌ای منفعت داشته كه منافعی خاص كسب كرده بودند و دائما فيلم توليد می‌كردند. هرچند باز هم می‌گويم كه اين مسئله از ابتدای دهه 80 آغاز شده و تنها مربوط به معاونت اين دوره نمی‌شود. شرايط موجود نيز تنها به سينما مربوط نمی‌شود، بلكه تمام بخش‌های كشور فلج شده چنين آسيبی بود.


اين بازيگر متذكر شد: توضيحات من بدين معنا نيست كه در طی اين مدت كارهای خوبی در سينما توليد نشده است، ولی با اين تعداد معدود كارهای خوب نمی‌توان نتيجه گرفت سينما در وضعيت مطلوبی به سر می‌برد. مسئله ديگر اينكه در سينمای ما به ويژه ژانر دفاع مقدس بسياری از حقايق گفته نمی‌شود، به نحوی كه اين گونه عادت كرده كه تنها تصاويری تكراری را برای مخاطبانش روايت كند، به همين دليل هم می‌بينيم كه اين ژانر كم فروغ شده است. نمونه بارز اين گفته را خودم به خوبی تجربه كرده‌ام، چون فيلمنامه نو و جذابی در حوزه دفاع مقدس داشتم كه وزير محترم ارشاد هم با لطف خود تاكيد بر ساخت آن داشت، اما در مراحل پايين مديريتی اين كار به مشكلاتی بر خورد كه عملا توليد كار منتفی شد، چون هر مديری خود را محق می‌دانست كه نگاهی نظارتی نسبت به آن داشته باشد.


حمایت‌های جهت‌دار از برخی فیلمسازان


وی با بيان اينكه برخی تبعيض‌ها سبب شده بخش خصوص هم به سمت توليدات تجاری روی آورد، گفت: در كنار ضعف فوق می‌بينيم كه در سينمای ما معمولا از افرادی حمايت می‌شود كه تنها همراهان سياسی مسئولان سينمايی هستند، به همين دليل هم پر كار هستند، اما فيلمسازان مستقل مثل من بايد سال‌ها به دنبال ساخت يك فيلم دفاع مقدسی باشند. در اين ميان بخش خصوصی را هم نمی‌توان مقصر دانست، چون وقتی بخش دولتی چنين رفتاری را در پيش می‌گيرد مسلم است كه بخش خصوصی نيز بايد به فكر سود و ضرر خويش باشد، به همين دليل در موضوعات ارزشی ورود پيدا نمی‌كند و راه حيات را در ساخت توليدات گيشه می‌يابد.


اين بازيگر درباره عواقب نپرداختن به سينمای دفاع مقدس گفت: اينكه ما نتوانسته‌ايم به درستی معرف فرهنگ دفاع مقدس در جامعه باشيم و نشان دهيم كه چه ايثارهايی سبب شده كه كشور ما هم اكنون در آرامش و امنيت ادامه راه دهد، تنها به سينما يا بخش به خصوصی آسيب نرسانده، بلكه سبب شده كليت جامعه صدمه ببيند. در چنين فضايی طبيعی است هنوز برخی اقشار جامعه فكر كنند كه خانواده شهدا به نا‌حق از عنوان شهدا برای كسب مزايای ويژه بهره می‌برند، درصورتی كه كه اگر معرفی صحيحی از جانفشانی، شهدا، جانبازان، آزادگان و رزمندگان می‌شد مردم نيز در می‌يافتند كه چيزی كه اين افراد هم اكنون دريافت می‌كنند در مقابل چيزی كه از دست داده‌اند، نا‌چيز است.


وی به جمله فوق اضافه كرد: تنها مردم نيستند كه نسبت به رزمندگان يا آدم‌های جنگ دچار فراموشی شده‌اند، بلكه مسئولان فرهنگی هم فراموش كرده‌اند كه اگر ايثار آن روز رزمندگان نبود، آنها هم اكنون پستی نداشتند. اين معضلات و فراموشی‌ها نسبت به آدم‌های جنگ در سينما نيز به وضوح به چشم می‌خورد، به همين دليل هم می‌بينيم فيلمسازی چون حاتمی‌كيا به جای ساختن «مهاجر»، فيلم «دعوت» را می‌سازد، در صورتی كه حاتمی‌كيا شناسنامه جنگ است و امثال وی هستند كه بايد در اين زمينه فعاليت كنند.







 ايرانمنش:
سينمای امروز ما تنها خلاصه شده در چند بازيگر چشم آبی كه تنها مزيت‌شان چهره‌شان است. در ضمن موضوعاتی كه در اكثر فيلم‌های سينمايی به چشم می‌خورد به شدت نخ‌نما شده هستند. در برخی مواقع نيز می‌بينيم كه فيلم‌های با كپی‌برداری از فيلم‌های خارجی تنها گيشه را هدف قرار داده‌اند

ايرانمنش در بخش ديگری از سخنان خود وضعيت فعلی سينمای ايران را چنين توصيف كرد: سينمای امروز ما تنها خلاصه شده در چند بازيگر چشم آبی كه تنها مزيت‌شان چهره‌شان است. در ضمن موضوعاتی كه در اكثر فيلم‌های سينمايی به چشم می‌خورد به شدت نخ‌نما شده‌ هستند. در برخی مواقع نيز می‌بينيم كه فيلم‌هايی با كپی‌برداری از فيلم‌های خارجی تنها گيشه را هدف قرار داده‌اند، البته من با به روز كردن و به نوعی ايرانی كردن برخی كارها مخالف نيستم، ولی توقع دارم كه اگر در اين زمينه كاری توليد می شود آن اثر‌ آبرومند و خوش ساخت باشد.


وی در پايان اين مصاحبه درباره راه‌اندازی سازمان سينمايی و شورا‌ی عالی سينما هم چنين نظر داد: من به خاطر به‌وجود آمدن چنين نام‌هايی، تغييری در سينما احساس نكردم، برای همين هم از آنها به عنوان تنها يك نام، اسم می‌برم، البته ممكن است در سطوح بالا، نيت‌های خوبی وجود داشته باشد، اما در مراحل پايين‌تر است كه مشكلات به وجود می‌آيد. مثال بارز برای اين گفته هم خودم هستم، چون همانگونه كه گفتم وزير ارشاد نسبت به طرح من لطف داشت و دستور به حمايت از آن داد، اما آن كار در مركز گسترش سينمای مستند و تجربی با موانع مختلف مواجه شد. در كلامی ديگر من خود به وضوح شاهد تلاش‌های وزير ارشاد بوده‌ام، اما وقتی در سطح مديران پايينی همكاری لازم صورت نمی‌گيرد مسلم است كه سينما نتيجه مطلوب نمی‌گيرد. به همين دليل است كه می‌گويم آمدن عنوان‌هايی چون سازمان سينمايی و يا شورای عالی سينما هم قادر نيست دوای درد مريضی سينمای ما باشد.

captcha