کد خبر: 1255298
تاریخ انتشار : ۲۲ تير ۱۳۹۲ - ۰۹:۲۴
بررسی تاثير احسن القصص بر انديشه و اعتقادات كودكان/19 معارف

قصه‌های قرآنی ابزار مناسب فكری و هدايتی برای انسان‌هاست

عضو هيئت علمی دانشكده الهيات دانشگاه تهران با اشاره به اهميت قصه‌های قرآنی و تبيين آن برای گروه سنی كودك و نوجوان گفت قصه‌های قرآنی ابزاری مناسب برای سوق دادن افكار و هدايت انسان‌ها به شمار می‌آيند.


گروه ادب: عضو هيئت علمی دانشكده الهيات دانشگاه تهران با اشاره به اهميت قصه‌های قرآنی و تبيين آن برای گروه سنی كودك و نوجوان گفت: قصه‌های قرآنی ابزاری مناسب برای سوق دادن افكار و هدايت انسان‌ها به شمار می‌آيند.







مجيد معارف، عضو هيئت علمی دانشكده الهيات دانشگاه تهران

مجيد معارف، عضو هيئت علمی دانشكده الهيات دانشگاه تهران در گفت‌وگو با خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا)، با اشاره به فلسفه قصه‌های قرآنی گفت: همان طور كه از آيات قرآن برمی‌آيد، يك ابزار مناسب فكری و هدايتی برای انسان به طور مطلق وجود دارد و ذكر سرگذشت‌های پيشينيان عبرتی برای خردمندان است و همه انسان‌ها مخاطب قصه‌های قرآنی هستند؛ از اين رو گفته می‌شود كه در بازگويی اين قصه‌ها عبرتی برای خردمندان است.


وی افزود: عبرت به اين معنی است كه قصه‌ای كه برای ما نقل می‌شود بتوانيم در قالب درس‌ها و پندها و آموزه‌هايی برای بهسازی زندگی خودمان از آنها بهره بگيريم. گاهی اوقات قرآن كريم به دنبال داستان و حكايتی از پيشينيان، می‌فرمايد: «ان فی ذلك لايه»، كه آيه هم می‌تواند يكی ديگر از معانی عبرت و دستگيری از يك ماجرا باشد.


معارف ادامه داد: در رابطه با داستان‌های قرآنی يك سری سنت‌های الهی بازگو و قانونمندی‌هايی مرور می‌شود كه انسان بايد برای بهسازی زندگی خود اين قوانين و قانونمندی‌ها را بداند و زندگی خود را بر اساس آن قوانين مديريت كند؛ از اين رو داستان در قرآن يك ابزار هدايتی و اسلوبی برای انتقال برخی از پيام‌ها و مفاهيم است.


الگوگیری از قصه‌های قرآنی به خاطر وجود حس همزادپنداری در انسان


وی با اشاره به علت انتخاب روش بيان داستان در قرآن كريم اظهار كرد: علت اينكه قرآن اين اسلوب را برای انتقال پيام انتخاب كرده است، مسئله همزادپنداری انسان از يك طرف و قهرمان‌طلبی او از طرف ديگر است؛ يعنی در داستان‌ها يك سری شخصيت‌های مثبت و يك سری شخصيت‌های منفی وجود دارند و انسان به خاطر وجود حس همزادپنداری در فطرتش از آنها الگوگيری می‌كند.


اين مدرس دانشگاه در ادامه گفت: معمولاً انسان‌ها سعی دارند در زندگی خود الگوها را رصد كرده و خودشان را در مقام آن الگو قرار دهند يا سعی می‌كنند به آن الگو نزديك شوند و ويژگی آن را در روح و روان خود تقويت كنند و برای همين است كه قرآن كريم اين روش را برای هدايت انسان در مقابل تبليغ‌های خشك و بيان‌های مستقيم انتخاب كرده است.


وی با بيان اينكه داستان و مَثل از ابزارهای غيرمستقيم به شمار می‌آيد، تصريح كرد: هر چه ما بتوانيم پيام‌هايمان را در قالب‌های هنری بريزيم مخاطب بيشتر به آن جذب شده و واكنش نشان می‌دهد. اين موضوع در مورد كودك و نوجوان از شدت بيشتری برخوردار است؛ چرا كه كودكان و نوجوانان در اوج قهرمان‌طلبی قرار دارند و اولين الگوی پيش روی آنها پدر و مادر هستند و بعد كه وارد جامعه می‌شود معلم او می‌تواند يك الگو باشد و اين حس ناشی از قهرمان‌طلبی در نزد كودك قوی‌تر از بزرگسالان است.


تبیین قصه‌های قرآنی متناسب با کششش فکری کودکان


معارف ادامه داد: هر چند ممكن است بزرگسالان هم در مقام قهرمان‌طلبی باشند، اما اين حس در مقايسه با كودكان و نوجوانان قابل مقايسه نيست؛ از اين رو بايد از اين فضا استفاده كرده و داستان‌ها را به زبان كودكان بيان و مرور كرد البته بايد متناسب با كشش فكری آنها باشد.







 معارف:
از نظر قرآن حضرت موسی(ع) يك جوان قرآنی است كه در پرتو عنايت خدا رشد می‌كند و حضرت ابراهيم(ع) جوانی است كه در عنفوان جوانی بت‌ها را خرد كرده و بر خداپرستی خود پای می‌فشارد كه اين گونه الگوها كه از نظر سن و سال به كودكان، نوجوانان و جوانان نزديك است می‌توانند رفتار و انديشه آن‌ها را در مسير درستی قرار داده و هدايت كند

اين مدرس دانشگاه با اشاره به تأثيرات متفاوت داستان‌های قرآنی بر روی ذهن و انديشه كودكان تصريح كرد: برخی از داستان‌های قرآنی كه بر عذاب، انذار و صلابت‌های قرآنی در از بين رفتن اقوام منفی و بدكار وارد شده، ممكن است تأثيرات ترسناكی بر ذهن كودك بگذارد كه نبايد از اين داستان‌ها بازگو شود.


وی ادامه داد: از سوی ديگر داستان‌های ديگری در قرآن وجود دارد كه الگوهای مناسبی را در اختيار آنها می‌گذارد؛ به عنوان مثال حضرت يوسف(ع) كه سنبلی از عفاف و تقوای يك جوان است يا دوران كودكی حضرت موسی(ع) می‌تواند بهترين اثر را بگذارد.


معارف گفت: از نظر قرآن حضرت موسی(ع) يك جوان قرآنی است كه در پرتو عنايت خدا رشد می‌كند و حضرت ابراهيم(ع) جوانی است كه در عنفوان جوانی بت‌ها را خرد كرده و بر خداپرستی خود پای می‌فشارد كه اين گونه الگوها كه از نظر سن و سال به كودكان، نوجوانان و جوانان نزديك هستند می‌توانند رفتار و انديشه آنها را در مسير درستی قرار داده و هدايت كنند. به عنوان مثال حضرت مريم(س) كه عفت و پاكدامنی خود را حفظ كرده و از اين بستر بر افتراها و موج‌های افترايی غلبه می‌كند، می‌تواند نمونه خوبی برای الگوی عفاف باشد.


معارف بيان كرد: داستان‌های قرآنی سرگذشت عناصر مثبتی هستند كه خداوند از آنها تعريف و تمجيد می‌كند؛ از اين رو بهترين تأثير را بر استعدادهای كودك و نوجوان می‌گذارد. بايد با زبان آنها نقل و از نظر موضوعی و محتوايی تفكيك شده و آن بخش از داستان‌های قرآنی حاوی اخطارها، نزول عذاب آسمانی و هلاكت‌ها برای اين گروه سنی كمتر گفته شود و قصه‌هايی كه حاوی رحمت‌ها و الطاف الهی است، می‌تواند تأثير خوبی برای روحيه، رفتار و انديشه آنها بگذارد.

captcha