قرآن كريم از تاريخ پيشينيان به عنوان وسيله هدايت استفاده كرده و الگوها و اسوههايی را برای مخاطبان نشان میدهد تا در اعماق عواطف آنها نفوذ كند؛ از اين رو داستان اصحاب كهف در قرآن به عنوان نمونه تقواپيشگی گروهی از افراد جوانمرد معرفی شده است.
گروه ادب: قرآن كريم از تاريخ پيشينيان به عنوان وسيله هدايت استفاده كرده و الگوها و اسوههايی را برای مخاطبان نشان میدهد تا در اعماق عواطف آنها نفوذ كند؛ از اين رو داستان اصحاب كهف در قرآن به عنوان نمونه تقواپيشگی گروهی از افراد جوانمرد معرفی شده است.
|
قرآن كريم عوامل و راههای گوناگون هدايت، از عقايد و معارف و اصول و فروع گرفته تا اخلاق و ارزشهای مختلف زندگی را با بهترين بيان شرح داده است و در اين راستا از هيچ عامل و قالب سازندگی فروگذار نكرده و ارزشها و ضدارزشها را در قالب داستان تعيين كرده است.
يكی از بخشهای مهم قرآن، داستانهای پيامبران، پيشينيان و حوادث عصر نزول قرآن است؛ به طوری كه قسمت مهم قرآن به بيان سرگذشت پيشينيان اختصاص يافته است؛ چرا كه تاريخ حقيقی دور از خرافات و هر گونه دروغ، همچون آئينه صافی است كه زشت و زيبا را نشان میدهد، كاميابیها و ناكامیها و عوامل و نتايج آنها را و به طور خلاصه تمام قامت جوامع انسانی را منعكس میكند.
داستانهای حقيقی، همان فرازهای تاريخ است. تاريخ، مجموعهای از ارزشمندترين تجربيات پيشينيان را برای ما به ارمغان میآورد و به همين دليل میتواند نقش سازنده و بسيار اثربخشی در تربيت انسانها داشته باشد. اهميت تاريخ از اين نظر است كه كمتر حادثهای در زندگی امروز میتوان يافت كه نمونههايی از آن در گذشته نباشد؛ زيرا تاريخ همواره تكرار میشود و سعادت و شقاوت را به روشنی نشان میدهد.
با توجه به اينكه مهمترين نوع يادگيری انسان، سرمشق گرفتن و الگوگيری از مصاديق بارز است، فرد با انتخاب يك الگو به تقليد از رفتار او میپردازد. علاوه بر الگوهای زنده كه محيط تربيتی مساعد را ايجاد میكنند، اسوههای اخلاقی به مردم، زندگی دوباره بخشيده و از لحاظ بار عاطفی، برجستگی و ارزش كاربردی در سرمشق بودن، نقش عظيمی در سازندگی انسانها دارند.
تاريخ سرشار از وجود كسانی است كه راه به خطا رفته و مسيری ناصواب پيش گرفتهاند. تأمل در آثار به جای مانده از گذشتگان (بنا به توصيه قرآن) ما را متقاعد میكند كه برای كناره گرفتن از هر خطايی لازم نيست حتماً خود به تجربه بنشينيم و كيفر ببينيم؛ همانطور كه خداوند در قرآن فرموده است «آيا در زمين نگرديدهاند تا ببينند سرانجام كسانی كه پيش از آنها زيستهاند، چگونه بوده است؟ آنها از ايشان نيرومندتر(بوده) و آثاری در زمين گذاشتند. با اين همه، خدا آنها را به كيفر گناهانشان گرفتار كرد و در برابر خدا حمايتگری نداشتند.»
از اين رو ذكر داستان زندگی گذشتگان میتواند عبرتآموز باشد. در داستانهای قرآنی هر چند عبرتگيرنده، خود در صحنههای واقعی و آثار گذشتگان حضور نمیيابد، ولی تأمل و تفكر در واقعيتها و فرجامهايی كه دامنگير گذشتگان بوده، از نظر عبرتآموزی بسيار راهگشاست. حضرت علی(ع) در اين زمينه میفرمايد «از حال فرزندان اسماعيل، فرزندان اسحاق و فرزندان يعقوب عبرت بگيريد! چقدر حالات ملتها با هم مشابه و صفات و افعالشان شبيه يكديگر است. در تشتت و تفرق آنها دقت كنيد، زمانی كه كسراها و قيصرها مالك آنها بودند ...»
با توجه به اينكه بيشتر داستانهای قرآن از پيامبران و در رابطه با آنهاست، از اين رو در مورد اهداف آنها میتوان گفت كه هدف، پاكسازی و بهسازی است. نام 26 پيامبر در قرآن به صراحت ذكر شده و حوادث و اتفاقاتی كه برای آنها روی داده، در اين كتاب آسمانی بيان شده است.
به اميد زندگی سراسر درس و عبرت از زندگی پيامبران و پيشينيان، نمونهای از بندگان صالح خداوند در ادامه معرفی میشود تا سرمشق و الگوی سازندهای برای همگان باشد.
جوانان كهف، اسوههای مهاجرت در راه خدا برای رشد و هدايت
محتواى سوره شريفه «كهف» نظير ديگر سورههاى مكى، بيشتر در بيان مبداء، معاد، بشارت و مژده نسبت به نعمتها و ترس از عذابهای قيامت است. اين سوره به يكی از مسائل مهم كه مسلمانان در آن روزهای سخت بدان نيازمند بودند اشاره مىكند و آن اينكه يك گروه در اقليت، هر چند از نظر تعداد كم باشد، نبايد در برابر اكثريت، هر چند به ظاهر قوى و نيرومند تسليم شود، بلكه همچون گروه كوچك اصحاب كهف بايد حساب خودشان را از محيط فاسد و شركآلود جدا كنند و بر ضد آن قيام كنند و اگر توانایى دارند به مبارزه ادامه دهند و در صورت عدم توانایى، هجرت كنند.
قهرمانان اين داستان افرادى بودند كه با بصيرت به خدا ايمان آوردند. خدا هم هدايتشان را زيادتر كرد و بر معرفت و حكمت آنها افزود و ايمان را با دلهاى آنها گره زد؛ در نتيجه جز از خدا از هيچ چيز ديگرى باك نداشتند و از آينده حساب شدهاى كه هر كس ديگر را به وحشت مىانداخت نهراسيدند.
از اين رو آنچه صلاح خود ديدند، بدون هيچ واهمهاى انجام دادند و فكر كردند اگر در ميان اجتماع بمانند غير از اين چارهاى نخواهند داشت كه با سيره اهل شهر سلوك كرده، حتى يك كلمه از حق به زبان نياورند و از اينكه مذهب شرك باطل است چيزى نگويند و به شريعت حق نگروند و تشخيص دادند كه بايد بر دين توحيد بمانند و عليه شرك قيام كرده و از مردم كنارهگيرى كنند؛ زيرا اگر چنين كنند و به غارى پناهنده شوند، بالاخره خدا راه نجاتى پيش پای آنان مىگذارد.
داستان اصحاب كهف مفصل و جالب است كه در اين بخش تنها به قسمت كوتاهى از آن از زبان امام صادق(ع) اشاره مىشود. آنها در زمان پادشاه جبار و گردنكشى بودند كه اهل كشور خود را به بتپرستى دعوت مىكرد و هر كس را كه دعوت او را اجابت نمیكرد، به قتل مىرساند. گروهى از مردم كه خداى يكتا را پرستش مىكردند و ايمان خود را پنهان داشته بودند، تصميم به هجرت از شهر خود گرفتند. در مسير به چوپانى برخورد كردند. او را به پرستش خداى يگانه دعوت كردند، ولى نپذيرفت، اما سگ چوپان به دنبال آنها راه افتاد! و هرگز از آنان جدا نشد. آنها در پايان روز به غارى رسيدند و تصميم گرفتند مقدارى در غار استراحت كنند. خداوند خواب را بر آنها چيره كرد و همان گونه كه در قرآن فرموده است «آنها آنقدر خوابيدند كه شاه جبار مُرد و زمان گذشت. جمعيت ديگرى جاى مردم شهر را گرفتند.»
اصحاب كهف پس از خواب طولانى ۳۰۹ ساله به اراده الهى بيدار شدند تا آيت و نشانهاى بر رستاخيز و حق بودن و زنده شدن مردگان در روز قيامت باشند. قرآن مىفرمايد «وَكَذَلِكَ أَعْثَرْنَا عَلَیْهِمْ لِیَعْلَمُوا أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَأَنَّ السَّاعَةَ لا رَیْبَ فِيهَا؛ و اين چنين مردم را متوجه حال آنها كرديم تا بدانند وعده خدا حق است و در رستاخيز ترديدى نيست».
قرآن از اين افراد به عنوان جوان و جوانمرد ياد كرده است. در روايتى از امام صادق(ع) وارد شده كه فرمودند: «تمام اصحاب كهف پير و مسن بودند و خداوند به علت ايمانشان آنها را «جوان» ناميد. كسى كه به خدا ايمان آورده و تقوا پيشه كند جوان و جوانمرد است».
برخی از نكات مهم اين داستان عبرتآموز عبارت است از: شكستن سد تقليد و جدا شدن از همرنگى با محيط فاسد و داشتن استقلال فكرى در برابر اكثريت گمراه و توجه به اينكه اصولاً انسان بايد سازنده محيط باشد نه ساخته محيط. هجرت از محيط آلوده و تحمل انواع محروميت و كاستىها براى حفظ ايمان، تكيه بر مشيت خدا و استمداد از لطف او و اميدوارى به رحمت و هدايت حق و امداد الهى در دشوارترين شرايط و محيط و توجه هميشگى به آخرت و زندگى پس از مرگ.