گروه جهاد و حماسه: شهيد سيدجلال سادات حسينی كه از شهدای سادات هشت سال دفاع مقدس به شمار میآيد را میتوان جزء شهدای قرآنی نيز به شمار آورد كه دلش با قرآن گره خورد و شش روز پس از اعزام در محور سردشت ـ بانه در پايگاه كاليسور توسط گروهك منافقين به شهادت رسيد.
|
مهماننوازی مهمترين ويژگی مردم كرمان است؛ حتی وقتی قرار است از يك شهيد كرمانی صحبت كنيم، خصوصيت مهماننوازی مردمان اين شهر خواهناخواه در ذهنمان تداعی میشود. نامش سيدجلال است؛ سيدجلال ساداتحسينی، متولد 1319 در جيرفت كرمان.
خانه سيدجلال به روی همه باز بود، به خصوص آنهايی كه از شهرهای ديگر میآمدند و جايی برای ماندن نداشتند.
قرآنخوان مسجد اباعبدالله(ع) محله پيروزی تهران بود. قرآن از كودكی در مكتبخانه با تار و پودش آميخته شده بود. وقتی دلش با آيات نورانی قرآن گره خورد، ره صدساله را يك شبه پيمود. سال 65 بود. بسيجی بود و صاحب هشت بچه قد و نيم قد.
قرار بود سرپرست محموله ارسالی به رزمندهها باشد. محمولهای كه مردم برای كمك به رزمندهها، اعم از خوراك و پوشاك به پايگاه بسيج اهدا كرده بودند. مقصد محموله كردستان بود. همراه محموله، يكی، دو تا اتوبوس از مردم داوطلب هم برای روحيه دادن به رزمندهها عازم شده بودند.
شش روز بعد و پس از توقف در چندين پايگاه بسيج و سپاه، راهی پايگاه بسيج كاليسور میشوند. پايگاهی كه در محور سردشت ـ بانه قرار داشت، اما ساعاتی بعد از حضور در پايگاه كاليسور مورد حمله گروهك منافقين قرار میگيرند.
سيدجلال سعی میكند كسانی را كه همراه محموله عازم شده بودند فراری دهد؛ تا حدودی هم موفق میشود، ولی اندكی بعد دستگير و با وضع بسيار بدی به دار آويخته میشود و به درجه رفيع شهادت نائل میآيد.
شهادت نتيجه گره خوردن دل سيدجلال بالاخره با قرآن كريم است؛ گرهی كه سعادت ابدی را برايش رقم میزند.