يك مترجم قرآن در رابطه با ترجمهپذيری و ناپذيری قرآن گفت ترجمه، اكثر شئون وحيانی بودن كلام خدا را از بين میبرد و معارف را ترقيق میكند، از اين رو بايد به دنبال عمومیسازی زبان قرآن باشيم كه برای فهم دقيق معانی آيات اين كتاب آسمانی ضرورت دارد.
گروه ادب: يك مترجم قرآن در رابطه با ترجمهپذيری و ناپذيری قرآن گفت: ترجمه، اكثر شئون وحيانی بودن كلام خدا را از بين میبرد و معارف را ترقيق میكند، از اين رو بايد به دنبال عمومیسازی زبان قرآن باشيم كه برای فهم دقيق معانی آيات اين كتاب آسمانی ضرورت دارد.
رسول محمدزاده، مترجم قرآن در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، درباره فعاليتهای قرآنی خود گفت: دانشجوی دكتری قرآن حديث هستم و در دانشگاه اصولالدين و در چند جای ديگر به طور خاص هم تدريس میكنم. بررسی راهكارهای عمومیسازی مهارت فهم و ترجمه قرآن موضوع پاياننامه ارشدم بود كه رتبه سوم را در مسابقات بيستمين نمايشگاه قرآن نيز به دست آورد.
وی با اشاره به بررسی ترجمه قرآن افزود: ابعاد مختلف اين موضوع را بررسی كردم و خروجی آن اين بود كه دير يا زود بايد از ترجمه قرآن فاصله بگيريم، دليلش واضح است؛ ترجمه قرآن به هيچ وجه خود قرآن نيست و تفاوتهای شگرفی با متن آيات قرآن دارد و بالطبع نتيجهاش آن است كه آنچه به دست مردم میرسد، وحی خدا نيست.
محمدزاده ادامه داد: شايد بتوان گفت اكثريت شئون وحيانی بودن كلام خدا را ترجمه از بين میبرد، معارف را ترقيق میكند و گاهی وقتها يك لغت بار معنايی دارد كه هر چيزی را از آن لغت برداريد و هر چيزی را جای آن بگذاريد، كلام را فاسد میكند و اين ويژگی كلام وحی و يك روی سكه است؛ يعنی اكثر دانشمندان علوم اسلامی معتقد هستند كه قرآن ترجمهپذير نيست، چون از جنس سخن معجزه است.
ترجمه قرآن به هيچ وجه خود قرآن نيست
وی در ادامه اظهار كرد: ترجمه اين معجزه الهی مثل اين است كه بگوييم به عنوان مثال صحنه عصا به دريا زدن موسی را دوباره بازسازی بكنيد. خوب معلوم است كه جنس كار همانند آن صحنه نيست و اين كار میتواند نمايش باشد. ترجمه قرآن هر چند يك ضرورت است، اما معتقدم كه اتفاقاً از اين ضرورت بايد فاصله بگيريم.
اين كارشناس قرآنی ادامه داد: ممكن است سؤال پيش بيايد كه مگر میشود اين اتفاق بيفتد. در پاياننامه هدف اين بود كه در عرض سه سال، فهم قرآن به عنوان يك درس دو واحدی دانشگاه يا چهار سال دبيرستان يا سه سال راهنمايی كاملاً ميسر است و اصلاً كار سختی نيست.
محمدزاده با اشاره به عملكرد ضعيف در مورد آموزش زبان در كشور بيان كرد: از اول پيروزی انقلاب راه را كج رفتيم كه به تدريج افراد قرآنی ما متقاعد شدند كه فهم زبان قرآن برای مردم غيرممكن است.
فهم زبان قرآن برای مردم غيرممكن نیست
وی با بيان اينكه زبان عربی زبان قرآن نيست، گفت: اين موضوع اشتباه فاحشی است كه متاسفانه در سيستم نظام آموزش و پرورش ما نيز رخنه كرده؛ چه در دبيرستان و چه در دانشگاهها. زبان عربی چند ميليون مشتق دارد، حال آنكه قرآن شايد 90 هزار مشتق داشته باشد كه از اين 90 هزار مشتق، اكثر كلمات تكراری هستند.
اين قرآنپژوه افزود: اگر توجه داشته باشيم، قرآن تنها 1000 مشتق دارد و از اين تعداد فقط 500 ريشه اصلی وجود دارد. وقتی گفته میشود زبان قرآن همان زبان عربی است، يادگيری آن دشوار به نظر میآيد؛ زيرا عربی زبان بسيار گستردهای است.
فهم قرآن بدون واسطه و توسط مردم
وی ادامه داد: هر زبان میخواهد مفاهيم آن زبان را القاء كند و به يقين يك زبان به طور كامل نمیتواند منظور يك زبان ديگر را برساند و ترجمه قرآن به زبان فارسی نيز اين گونه است. قرآن كريم به دنبال مطرح كردن مفاهيمی است كه تا به حال مطرح نشدهاند و بسيار جديد بوده و به زبان خود قرآن قابل فهم هستند.
محمدزاده در ادامه درباره لفظ جلاله «الله» گفت: در زبان فارسی اين لفظ به معنی خدا بيان میشود؛ در حالی كه «خدا» در فارسی به معنای هر وجودی كه وجودش از خودش باشد معنی میشود، حال همين مضمون در كلام قرآن معنای واجبالوجود كه يكی از صفات خداوند است را میرساند. در حالی كه لفظ جلاله «الله» تمام ذات و صفات خداوند را در بر میگيرد.
وی گفت: برای جلوگيری از اين مشكل، ناچار به عمومیسازی زبان قرآن هستيم. اگر به اين سمت و سو حركت كنيم كه خود مردم بدون واسطه ترجمه قرآن را بفهمند، شرايط تغيير خواهد كرد. برای فهم زبان قرآن بايد مردم را به 1400 سال قبل ببريم، يعنی آنان را با فرهنگ آن دوره آشنا كنيم. وقتی زبان قرآن فهم شود، به طور طبيعی فرهنگ آن نيز قابل فهم خواهد بود.