گروه سياسی: ترويج سنت افطاری و گسترش آن در سطح جامعه، نه فقط در مساجد و مراكز دينی بلكه در گستره شهرها و روستاها و بهطور كلی مراكز جمعيتی، عامل مهم اتصال گروههای اجتماعی به يكديگر است تا در يك زمينه دينی رابطهای از نوع معاشرت برقرار سازند.
به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، به نقل از پايگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيتالله العظمی خامنهای، يكی از سنتهای پسنديده ماه مبارك رمضان برپايی سفرههای افطاری ساده و بیپيرايهای است كه در مساجد و محلهای عمومی شهر و روستا گسترده میشود. اين سنت ممدوح در خطبههای نماز عيد فطر امسال رهبر معظم انقلاب مورد تمجيد ايشان قرار گرفت: «يك سنت خوب هم امسال بيش از سالهاى ديگر ديده شد كه خوب است مورد توجه قرار بگيرد و آن، افطارى دادنهاى ساده و بىپيرايه در مساجد و در خيابانها بود در بيشتر شهرهاى كشور ـ كه بسيار كار شايستهاى است ـ در مقابل افطارىهاى مسرفانهاى كه شنيده شد، دانسته شد كه بعضىها به بهانه افطار، حركات و عمل مسرفانه انجام میدهند و به جاى اينكه در ماه رمضان وسيلهاى بشوند براى نزديكى روحى به فقرا و مستمندان، با اين عمل، با اين حركت، خود را در لذات جسمانى غرق میكنند.» دكتر حسن خجسته، معاون برنامهريزی و نظارت سازمان صداوسيما در گفتاری به بررسی نقش رسانه در گسترش اين سنت حسنه به عنوان يك مناسك دينی ـ اجتماعی پرداخته است.
در ماههای مبارك رمضان همواره دو فرصت پيش روی ما قرار دارد. اين ماه در وهله نخست، فرصتی برای خودسازی و تهذيب نفس و نزديكی به خدا است. فرد به اصلاح رفتار و اعمال و ارتباطش با خدا و خلق او می پردازد. او میكوشد تا از هر آنچه كه رابطهاش را با خدا و خلق او مخدوش میكند پرهيز كند. از جمله اين امور میتوان به اعمالی اشاره كرد كه حق ديگران را تضييع میكند مانند غيبت كردن. اين اعمال به شدت رابطهی فرد با خدا را مكدر میكند.
فرصت دوم كه خود ناشی از فرصت نخست است، آمادگی جامعه برای اصلاح هنجارها و رفتارهای جمعی است. تفاوت اين دو فرصت در اين است كه فرصت نخست كاملاً در اختيار فرد بوده تا او برحسب درك اهميت آن و ميزان توان و آمادگی خود از آن بهرهبرداری كند، اما استفاده از فرصت دوم، معطوف به ميزان درك و شناخت اين فرصت از سوی مسئولان و كارگزاران حكومت و توان برنامهريزی و اجرايی آنها است.
يكی از فرصتهای نادر ماه مبارك رمضان، ترويج سنت «افطاری» است كه آثار فردی و اجتماعی بسياری دارد. اين سنت نيز همانند بسياری از سنن پسنديده به دليل مشكلات گوناگونی مانند مسائل اقتصادی، تغيير باورهای اجتماعی درباره سطح ارتباطات با ديگران، غلبه تجملگرايی در خانوادهها و البته جابجايی جمعيت و مهاجرتهای محلی و منطقهای در برخی موارد گرفتار غبار فراموشی شده است. زيرا سنتها معمولاً در روابط نزديك اجتماعی از نوع معاشرت، پايدار میمانند و اين همان چيزی است كه با مهاجرتها تقريباً از بين میرود، چون بنای زندگی در شهرهای بزرگ در ناشناس بودن است. البته گاهی برخی اقوام پس از مهاجرت ارتباطات جديدی ميان خود بهوجود میآورند كه اگر بهدرستی هدايت شود میتواند كاركردهای مثبت و البته متفاوتی داشته باشد. تفاوت سنت افطاری با ديگر سنتها، اصلاح و تقويت رابطه فرد با خدا و با عموم جامعه خصوصاً جامعه مؤمنان است. از اين جهت به سختی میتوان جايگزينی ديگر برای سنت افطاری در ماه رمضان يافت.
سنت افطاری رايج، امروزه در حد فاميل و آشنايان خانوادگی مانده است و كمتر شاهد افطاری دادن به غير از كسانی كه به خانههای افراد رفت و آمد میكنند هستيم. البته گاه افطاریهايی به عنوان نذری در برخی شبهای خاص ماه رمضان به همسايگان يا حتی چای و شربت دادن در كنار خيابانها ديده میشود. همچنين سنت خوبی نانواها دارند كه در برخی روزهای اين ماه مبارك، نان را به رايگان توزيع میكنند. اما هيچ يك از اينها نمیتواند عنوان «افطاری» داشته باشد. آنچه ما در اين مقاله به دنبال آن هستيم، ترويج افطاری دادن به عنوان پهن كردن سفره در مسجد، يا توزيع يك «بسته» شامل افطاری ساده به مردم رهگذر و ناشناس يا افراد در يك محله است. اين نوع از افطاری دادن هر چند وجود دارد، اما خيلی گسترده نيست.
اين افطارىهایى كه در شهرهاى مختلف انسان میشنود كه افراد خیّر در مساجد، در معابر عمومى جمع میشوند، افطارى فراهم میكنند، مردم افطار میكنند، كارهاى بسيار خوبى است؛ مايه صفا و صميميت و نزديكى و در واقع حق ماه رمضان را ادا كردن است، كه يكى از حقوق ماه رمضان، همين نيكى به برادران، همراهى با نزديكان، با برادران مسلمان و كمك به يكديگر است. (بيانات رهبر انقلاب ۱۳۸۷/۶/۳۰)
«مناسك» نمايش يك فعل به صورت جمعی است كه افراد از آن طريق خويشتن خود را شكل می دهند و هويت جديدی میيابند. سنت افطاری كه غالباً محدود به روابط فاميلی، همسايگی و حداكثر محلی بوده است تا تبديل آن به يك سنت يا مناسك گستردهی اجتماعی، راهی طولانی اما شيرين در پيش دارد كه مبتنی بر مخاطبشناسی خاصی در رسانه است. اينگونه مخاطبشناسی در جامعهی ايران كه بر اساس عمل فرد به فرايض و واجبات دينی انجام میشود میتواند بسيار كارآمد باشد.
مجموعه افراد جامعه را از اين جهت میتوان در منحنی رياضی نرمال (گوس) قرار داد. در اين صورت شش گروه وجود خواهد داشت كه به صورت يك طيف قابل مشاهده است. در يك سر اين طيف «عاشق روزه» و در سوی مقابل «منكر روزه» حضور دارند. گروه اول كسانی هستند كه شايد در هر سال بيش از سه ماه روزهداری میكنند. اينها اغلب بندگان صالح و شايسته خدا هستند كه توجه بسياری به تكاليف دينی و مستحبات برای تقرب هرچه بيشتر الیالله دارند و گروه ديگر كه بسيار نادر و اندك هستند را میتوان بندگان شيطان ناميد. دنيا برای آنها همهچيز است و جز در راه دنيا قدمی برنمیدارند. چهار گروه ديگر كه اكثريت مطلق را دارند عبارتند از: «طالب روزه»، «عامل روزه»، «غافل روزه» و «كاهل روزه». در فرصتی مناسب بايد به تعريف و تفسير دينی و اجتماعی و همچنين الگوی مخاطبشناسی هر گروه پرداخت. البته اين الگو پايه و مبنايی برای جستجو در ميان مخاطبان و تغييرات كمی و كيفی هر يك از گروههای ششگانه میباشد.
طبق اين الگو، ترويج سنت افطاری و گسترش آن در سطح جامعه، نه فقط در مساجد و مراكز دينی بلكه در گسترهی شهرها و روستاها و بهطور كلی مراكز جمعيتی، عامل مهم اتصال حداقل پنج گروه اجتماعی گفته شده در منحنی فوق ـ به جز گروه منكر روزه ـ به يكديگر است تا در يك زمينه دينی رابطهای از نوع معاشرت برقرار سازند. اگر اين سنت از محاق خارج شود كه الحمدالله طليعه خوش آن پيداست، آثار و بركات زيادی در زندگی مادی و معنوی فردی و اجتماعی برجای خواهد گذاشت، همچنانكه در ماه محرم شاهد آثار و نتايج شگرف مادی و معنوی مناسك شدن سنت «عزاداری» در ميان آحاد و اقشار جامعه هستيم.
برای رسانه ملی و ساير رسانهها «افطاری» هسته اصلی و نقطه كانونی بهرهبرداری اجتماعی از ويژگیهای ممتاز ماه مبارك رمضان است، زيرا شياطين دربند هستند و دلها و جانها آمادهتر از هر زمان ديگر برای قرارگرفتن در مسير الیالله هستند. هرچند چيستی و چگونگی مناسكسازی افطاری و گسترش آن در همهی سطوح جامعه و نقش و كاركردهای رسانههای جمعی و رسانههای سنتی، محتاج بحث مستوفا در فرصت مناسبی است، اما برخی از آثار و نتايج آن را در همين مختصر میتوان برشمرد:
يكم: جلب رحمت واسعه خداوند برای مشاركتكنندگان و جامعه آنها كه بهعنوان بزرگترين دستاورد
دوم: تلطيف ارتباطات ميان فردی و اجتماعی و آمادگی برای اصلاح روابط ميان ديگران و جامعه
سوم: تقويت هويت دينمداری فرد و جامعه و ايجاد مقاومت در برابر هرگونه زمينههای تضعيف يا تخريب باورها و رفتارهای دينی
چهارم: تقويت احساس شادمانی فردی و جمعی به دليل رضايت از نتيجه مشاركت در مناسك افطاری
پنجم: تقويت مشاركت اجتماعی در يك زمينهی دينی و مردمی
اينها برخی از نتايج فوری گسترش افطاری از يك سنت محدود به يك مناسك گسترده اجتماعی است. هرچند مهاجرتها و جابجايی مردم و جمعيتها زمينههای اجتماعی اين مناسك را محدود كرده است، اما مخاطبشناسی بر اساس الگوی فوق سهولت اين كار را بيش از پيش روشن میسازد. نهادينهسازی اين رفتار و مناسكسازی گسترده آن در سطح عموم مردم بهطور طبيعی محتاج همگرايی سازمانهای مسئول و همراهی آنها با داوطلبان و گروههای علاقمند و فعال است.
بدون شك زمينههای مثبت و آماده اجتماعی برای فعاليتهای دينی و وجود خيل مشتاقان در جامعه كه در ميان گروههای پنجگانه مخاطبان حضور دارند نويد شكلگيری اين مناسك ارزشمند را میدهد. اگر برنامهريزی هوشمندانهای صورت بگيرد سرعت گسترش و نهادينهشدن اين سنت و تبديل آن به يك مناسك دينی ـ اجتماعی عمومی، همگان را مبهوت خواهد كرد. به اميد آن روز.