قاسم حبیبزاده، کارشناس مسائل سیاسی، در گفتوگو با ایکنا، با اشاره به تحولات اخیر منطقه و قدرتنمایی ایران در جنگ با آمریکا اظهار کرد: نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در ماههای اخیر توانستهاند بخشی از معادلات امنیتی و نظامی منطقه را دستخوش تغییر کنند. اقداماتی که علیه برخی مراکز راداری و زیرساختهای نظامی دشمن در منطقه انجام شده، موجب شده است بخشی از توان عملیاتی آمریکا با چالش مواجه شود و همین مسئله بر نحوه آرایش نظامی این کشور در منطقه تأثیر گذاشته است.
وی افزود: شواهد میدانی نشان میدهد که آمریکا در حال جابهجایی و تغییر استقرار بخشی از نیروها و تجهیزات خود در منطقه است. این تغییرات بیدلیل نیست و بیانگر آن است که شرایط نسبت به گذشته تفاوت پیدا کرده است. همچنین انجام برخی عملیاتهای دورایستا علیه اهدافی در داخل ایران نیز میتواند نشانهای از تغییر الگوی عملیاتی آمریکا باشد؛ تغییری که ناشی از محدودیتهای ایجاد شده در استفاده از ظرفیت پایگاههای منطقهای برای آمریکاست.
این کارشناس مسائل سیاسی ادامه داد: امروز اگر تحولات منطقه را بهصورت یک مجموعه واحد تحلیل کنیم، میتوان دریافت که بخشی از معادلات قدرت در حال تغییر است. در گذشته آمریکا با اتکا به شبکه گسترده پایگاههای نظامی خود در منطقه تلاش میکرد حضور خود را بهعنوان یک عامل بازدارنده تثبیت کند، اما اکنون این وضعیت با چالشهایی مواجه شده و همین موضوع بر محاسبات نظامی و امنیتی این کشور اثر گذاشته است.
حبیبزاده با بیان اینکه آمریکا همواره از دو مؤلفه قدرت سخت و قدرت نرم بهره گرفته است، تصریح کرد: قدرت سخت این کشور در توان نظامی، تجهیزات، ناوگان، پایگاهها و حضور میدانی آن خلاصه میشود و قدرت نرم نیز به هیبت، بازدارندگی روانی و تصویری که از اقتدار خود در افکار عمومی ایجاد کرده است، بازمیگردد اما تحولات یک سال اخیر هر دو مؤلفه را تحت تأثیر قرار داده است.
وی افزود: زمانی که مراکز نظامی و پایگاههای آمریکا با تهدید مواجه میشوند و این کشور ناچار است آرایش نظامی خود را تغییر دهد، طبیعی است که درباره میزان کارآمدی قدرت سخت آن پرسشهایی مطرح شود. از سوی دیگر، استمرار مقاومت جمهوری اسلامی ایران و تداوم پاسخ به اقدامات خصمانه نیز موجب شده است که آن تصویر شکستناپذیر و هیبت روانی آمریکا، دستکم در مواجهه با ایران، کارکرد گذشته را نداشته باشد.
این کارشناس مسائل سیاسی اظهار کرد: جمهوری اسلامی ایران اکنون در مرحلهای قرار گرفته است که تقابل با آمریکا وارد ابعاد پیچیدهتری شده و در کنار مواجهه نظامی، ابعاد رسانهای، روانی و شناختی آن نیز اهمیت بیشتری پیدا کرده است. به همین دلیل، دشمن تلاش میکند در کنار اقدامات نظامی، از ابزارهای تبلیغاتی و رسانهای نیز برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی استفاده کند.
وی ادامه داد: جنگ شناختی امروز به یکی از مهمترین ابزارهای دشمن تبدیل شده است. هرگاه در عرصه نظامی با محدودیت یا ناکامی روبهرو میشود، تلاش میکند با استفاده از عملیات روانی، روایتسازی، انتشار اخبار هدفمند و ایجاد فضای تردید، افکار عمومی را تحت تأثیر قرار دهد. هدف اصلی این جنگ آن است که روحیه مردم تضعیف شود، اعتماد عمومی کاهش پیدا کند و جامعه نسبت به آینده دچار ناامیدی شود.
حبیبزاده با اشاره به اینکه ملت ایران در طول سالهای گذشته تجربههای متعددی در مواجهه با فشارهای خارجی داشتهاند، گفت: مردم ایران بارها نشان دادهاند که در شرایط حساس، با حفظ وحدت و انسجام ملی از منافع کشور دفاع میکنند. امروز نیز مهمترین مسئله، حفظ همین سرمایه اجتماعی و جلوگیری از شکلگیری اختلافات داخلی است.
وی با استناد به آیه نخست سوره فتح، اظهار کرد: وعده الهی درباره پیروزی حق بر باطل همواره امیدبخش ملتهای مقاوم بوده است و ملت ایران نیز با اتکا به همین باورها توانسته است از مقاطع دشوار عبور کند. استمرار این روحیه میتواند در عبور از شرایط فعلی نیز نقش تعیینکنندهای داشته باشد.
این کارشناس مسائل سیاسی در بخش دیگری از سخنان خود به فعالیت برخی چهرههای رسانهای و سلبریتیها اشاره کرد و گفت: به نظر من، برخی افرادی که در مقاطع حساس نسبت به اقدامات آمریکا و رژیم صهیونیستی سکوت اختیار کرده بودند، اکنون با طرح برخی موضوعات در فضای رسانهای در تلاش هستند تا فضای تردید و ابهام را در جامعه افزایش دهند. البته این مسئله به هیچ وجه شامل همه فعالان رسانهای، فرهنگی و هنری نمیشود، اما باید نسبت به جریانهایی که در مسیر ایجاد ناامیدی و اختلاف حرکت میکنند، هوشیار بود.
وی افزود: مردم باید میان نقد دلسوزانه و رفتارهایی که به اختلاف و چنددستگی منجر میشود، تفاوت قائل شوند. نقد سازنده همواره میتواند به اصلاح امور کمک کند، اما اگر برخی مواضع در شرایط حساس کشور موجب تضعیف انسجام ملی یا همراستا با اهداف رسانهای دشمن شود، لازم است با دقت بیشتری مورد ارزیابی قرار گیرد.
حبیبزاده ادامه داد: امروز برخی افراد بدون آنکه به اطلاعات تخصصی و راهبردی دسترسی داشته باشند، درباره مسائل حساس نظامی و امنیتی اظهار نظر میکنند و حتی برای مسئولان عالیرتبه نظامی و سیاسی کشور نسخهپیچی میکنند. طبیعی است که نقد و اظهار نظر حق همه افراد است، اما تصمیمگیری در حوزههای امنیتی و دفاعی بر پایه اطلاعاتی صورت میگیرد که در اختیار عموم قرار ندارد و به همین دلیل نباید با تحلیلهای سطحی درباره این مسائل قضاوت کرد.
وی تصریح کرد: کشور امروز از ظرفیتهای مختلفی برخوردار است؛ قدرت میدان، توان مردمی و دیپلماسی، سه مؤلفه مهم در تأمین منافع ملی هستند و موفقیت زمانی حاصل میشود که این ظرفیتها در کنار یکدیگر و در هماهنگی کامل عمل کنند. لذا هرگونه تلاش برای ایجاد شکاف میان این اضلاع، در نهایت به سود دشمن تمام خواهد شد.
این کارشناس مسائل سیاسی اظهار کرد: دشمن در جنگ شناختی تلاش میکند میان مردم و مسئولان، میان دیپلماسی و میدان و همچنین میان جریانهای مختلف سیاسی فاصله ایجاد کند، زیرا میداند وحدت داخلی یکی از مهمترین مؤلفههای قدرت جمهوری اسلامی ایران است. از همین رو، هر اقدامی که به تقویت همبستگی ملی منجر شود، میتواند این راهبرد را با شکست مواجه کند.
حبیبزاده در پایان تأکید کرد: امروز بیش از هر زمان دیگری حفظ وحدت ملی، تقویت اعتماد عمومی، افزایش انسجام اجتماعی و پرهیز از هرگونه تفرقهافکنی ضرورت دارد. اگر جامعه در برابر عملیات روانی و جنگ شناختی هوشیار باشد و همه ظرفیتهای کشور اعم از میدان، دیپلماسی و مشارکت مردمی در کنار یکدیگر قرار گیرند، دشمن در دستیابی به اهداف خود با موانع جدیتری مواجه خواهد شد و امکان سوءاستفاده از اختلافات داخلی را نخواهد یافت.
انتهای پیام