کد خبر: 1274059
تاریخ انتشار : ۲۷ مرداد ۱۳۹۲ - ۰۸:۱۶

بررسی مواضع رهبر معظم انقلاب در مورد جنگ 33 روزه

همه‌ می‌دانستند كه دعوا نه بر سر لبنان بود و نه اسرا، كه پای خاورميانه در ميان بود. به قول رهبر معظم انقلاب «دشمن به‌غلط پنداشته بود كه با حمله به لبنان ضعيف‌ترين حلقه كشورهای منطقه را هدف قرار می‌دهد و طرح وهم‌آلود خاورميانه دلخواه خود را كليد می‌زند».


گروه سياسی: همه‌ می‌دانستند كه دعوا نه بر سر لبنان بود و نه اسرا، كه پای خاورميانه در ميان بود. به قول رهبر معظم انقلاب: «دشمن به‌غلط پنداشته بود كه با حمله به لبنان ضعيف‌ترين حلقه كشورهای منطقه را هدف قرار می‌دهد و طرح وهم‌آلود خاورميانه دلخواه خود را كليد می‌زند».


به گزارش خبرگزاری بين‌المللی قرآن (ايكنا)، پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله العظمی خامنه‌ای همزمان با سالروز پيروزی حزب‌الله لبنان در جنگ 33 روزه با رژيم صهيونيستی مواضع رهبر معظم انقلاب اسلامی را در اين مورد منتشر كرده كه متن آن به شرح ذيل است:


«و اما لبنان... و ما ادراك ما لبنان... لبنان به بركت همت و شجاعت مردم خود درخشيد.» اين جمله، بخشی از پيام ولی امر مسلمين در پيام تبريك خود به مقاومت اسلامی لبنان در جنگ 33 روزه است. ايشان در بخش ديگری از اين پيام فرموده بودند: «دشمن به غلط پنداشته بود كه با حمله به لبنان ضعيف‌ترين حلقه كشورهای منطقه را هدف قرار می‌دهد و طرح وهم‌آلود خاورميانه دلخواه خود را كليد می‌زند ... ملت لبنان و جوانان دلاور و سياستمداران هوشمندش با سيلی سخت خود، او را از اين غفلت بيرون آوردند.»


الوعد الصادق


اسرائيل به هشدارهای دبيركل حزب‌الله اعتنا نمی‌كرد. سيد حسن نصرالله گفته بود اسرای لبنانی را آزاد كنند، اما گوششان بدهكار نشد. دست‌آخر حزب‌الله مجبور شد اقدام متقابل كند و اسير بگيرد. حزب‌الله عمليات «الوعد ‌الصادق» را انجام داد كه موفق هم بود و برای مقاومت خير به همراه داشت، ولی انگار خير بزرگ‌تری هم در راه بود.


الوعد الصادق بهانه‌ای شد برای اسرائيل كه به لبنان حمله كند؛ حمله‌ای كه ربطی به ماجراهای اخير هم نداشت و قسمتی از يك برنامه بزرگ بود كه حالا تنها زودتر اجرايش می‌كردند. ولیّ ‌امر مسلمين كمی بعدتر از وقوع اين حمله در پيامی به اين مسئله اشاره كردند: «امروز برای همه روشن شده است كه تهاجم به لبنان نقشه‌ای از پيش طراحی شده و اقدامی امريكايی-صهيونيستی به عنوان گامی اساسی در راه تسلط بر خاورميانه و جهان اسلا‌م بوده است.»


اسرائيل و آمريكا و دولت‌های غربی كه باب جنگ را باز ديده بودند، برای فرار از فشار ملت‌های دنيا، در صحبت‌هاشان حزب‌الله را تهديدی برای مردم منطقه ‌شمردند و مسلح ‌بودن آن را خطری بزرگ خواندند، اما پاسخ ولی‌ امر مسلمين به شانتاژ تبليغاتی خلع سلاح حزب‌الله در روزهای آغازين تجاوز اين‌چنين بود:«اين اتفاق هيچ‌گاه نخواهد افتاد، زيرا مردم لبنان قدرشناس حزب‌الله هستند و می‌دانند كه بازوان توانمند و مقتدر مقاومت اسلامی است كه در مقابل صهيونيست‌ها ايستاده و موجب شده است خواب آشفته‌ی آنان برای تسلط بر لبنان تعبير نشود.» (ديدار با مداحان؛ 1385/4/25)


پايشان در گِل ماند


همه‌ می‌دانستند كه دعوا نه بر سر لبنان بود و نه اسرا، كه پای خاورميانه در ميان بود. به قول رهبر انقلاب: «دشمن به‌غلط پنداشته بود كه با حمله به لبنان ضعيف‌ترين حلقه‌ی كشورهای منطقه را هدف قرار می‌دهد و طرح وهم‌آلود خاورميانه دلخواه خود را كليد می‌زند.» ولی اين طرح و برنامه يك «اما»ی بزرگ داشت: «دشمن، يعنی آمريكا ـ اسرائيل، از صبر و هوشمندی و دلاوری ملت لبنان غافل بود.‌ از توانايی بازوان ستبر لبنان غافل بود.» (پيام تبريك به مناسبت پيروزی مقاومت لبنان)


زمان زيادی صرف طراحی حمله به لبنان كرده بودند. ريز و درشت را هم به خيال خودشان در محاسبه آورده بودند. از انبارهای مهمات حزب‌الله تا پناهگاه‌های مجاهدان را در برنامه‌شان ديده بودند و حتی تأسيسات زيربنايی و حياتی كشور لبنان را. بمب‌ها و موشك‌های آمريكايی و اسرائيلی هم كه آماده‌ی شليك بودند، اما همان غفلتی كه حضرت آيت‌الله خامنه‌ای حرفش را زده بودند، حسابی كار دستشان داد؛ غفلت از صبر يك ملت و از بازوان ستبر مقاومت.


كار آن‌جوری كه می‌خواستند پيش نرفت. پايشان در گل ماند. بعد هم مثل بيشتر اوقاتی كه عرصه به آنها تنگ می‌شود، با چراغ سبز و حمايت آمريكا دست به وحشی‌گری زدند و مصيبت‌هايی مانند فاجعه قانا را پيش آوردند. صهيونيست‌ها در سايه‌ی حقوق بشر آمريكايی، زن و مرد و كودك را در قانا به خاك و خون كشيدند. با اين حال از ديوار صدا درآمد، ولی از طبع نازك كاخ سفيد نه. انگار دنيا يك بام داشت، ولی هواهايش خيلی بيشتر از دو تا بود.


بيست روز از حمله صهيونيست‌ها به لبنان گذشته بود كه فاجعه قانا را رقم زدند؛ فاجعه‌ای كه عمق آن، پيام ولی‌امر مسلمين را در پی‌داشت: «آن كودكان معصوم، آن تن‌های ضعيف و رنجور، آن دل‌های وحشت‌زده و كوچك به چه گناهی كشته شدند؟ دل آتش‌گرفته مادران و پدران آنان چرا بايد به دست صهيونيست‌های خون‌خوار و حاميان مست و مغرور امريكايی اين‌چنين كباب می‌شد؟ بيست روز بمباران بی‌وقفه‌ لبنان، بيست روز جنايت در حجم انبوه، ويران‌سازی يك كشور و قتل عام غير نظاميان در آن و فاجعه‌ای همچون كشتار قانا از كدام پشتوانه‌ی منطق و استدلا‌ل برخوردار است كه دنيای مدعی تمدن و سازمان ملل و دولت‌ها و سازمان‌های مدعی حقوق بشر اين‌گونه در برابر آن خونسرد و بی‌تفاوتند؟ [...] آنچه در لبنان اتفاق افتاد، حقوق بشر امريكايی را برای همه معنا كرد و خاورميانه‌ای را كه دولت امريكا در پی آن است، نشان داد.»


چهارمين ارتش مجهز دنيا!


در آن پيام رهبر انقلاب اسلامی از «گرگ وحشی صهيونيزم» هم گفتند و اين‌كه تنها راه مقابله با آن، «مقاومت فداكارانه» است؛ كاری كه جوانان لبنانی خوب بلد بودند، جوانانی كه ايشان در تعريف از آنها گفته بود: «مشت پولا‌دين جوانان مؤمن و شجاع و مظلوم لبنانی اكنون بر چهره‌ی زشت متجاوزان فرود آمده و شيشه‌ی غرور مستانه‌ی آنان را شكسته است.»


مقاومت فداكارانه‌ای كه آن روزها تنها حرفش نبود و جوانان حزب‌الله نمايشگاهی از آن به راه اندخته بودند، آن‌قدر مهم شد كه حضرت آيت‌الله خامنه‌ای درباره‌اش بگويند: «اگر لبنان تسليم تجاوز اسرائيل و امريكا می‌شد و اگر جوانان مجاهد حزب‌الله و مردم مظلوم جنوب رنج اين دفاع مقدس را به جان نمی‌خريدند، محنتی بلندمدت و ذلتی روزافزون همه‌ی ملت لبنان را تهديد می‌كرد و ادامه‌ی اين روند تهاجمی، تمام اين منطقه را در بر می‌گرفت. امروز حزب‌الله خط مقدم دفاع از امت اسلا‌می و همه‌ی ملت‌های اين منطقه است.»


ماشين جنگی صهيونيست‌ها برای خودش پز زيادی داشت و با حمايت‌های مادی و معنوی آمريكايی، كلی سر و صدا به راه انداخته بود. تا آن روز هم در بيشتر موارد مايه‌ی قوت قلب اشغالگران بود. چرخ روزگار اما رساندشان به سرزمين مقاومت و مجاهدان حزب‌الله و به قول رهبر انقلاب اين ارتش مفتضح شد: «قوام اين دولت هم به ارتش آن است. ارتش بايد مورد اعتماد مردمش باشد. آن‌چه در اين حادثه مفتضح شد، ارتش اسرائيل بود كه دولت و تشكيلات و همه‌ى روحيات ملى آنها وابسته‌ى به آن است. اين ارتش پا در گل ماند و از يك گروه غير نظامىِ با امكانات بسيار محدود و كم شكست خورد. لذا تكان شديد است.» (خطبه‌های نماز جمعه؛ 1385/7/21)


چهارمين ارتش مجهز دنيا با چندين هزار نفر نيروی سر تا پا مسلح، پشتيبانی آمريكا و باقی دار و دسته‌اش، با جيب‌های پر از دلار و با تجهيزات فوق پيشرفته، 33 روز تمام از هيچ جنايتی مضايقه نكردند. آمده بودند به جنگ كمتر از هزار جوان مجاهد كه سلاح‌شان ايمان بود. دست آخر اما هيچ‌كدام از اهداف از پيش تعيين شده‌شان كه محقق نشد هيچ، ابهت و طمطراق ارتش‌شان هم دود شد و رفت هوا. از لحاظ نظامی و سياسی اين يعنی يك شكست و بی‌آبرويی كامل.


برتری نظامی به هواپيما و ناو و تانك نيست


اما دلايل اين پيروزی از نظر حضرت آيت‌الله خامنه‌ای چه بود؟ «جهاد دلاورانه و مظلومانه‌ی شما كه نصرت الهی را به شما ارزانی داشت،‌ بار ديگر ثابت كرد كه سلاح‌های مدرن و مرگبار در برابر ايمان و صبر و اخلاص‌‌،‌ ناكارآمد است و ملتی كه ايمان و جهاد دارد، مغلوب سيطره‌ی قدرت‌های ستمگر نمی‌شود. پيروزی شما پيروزی اسلام بود.‌ شما توانستيد به حول و قوه‌ی الهی ثابت كنيد كه برتری نظامی، به ابزار و سلاح و هواپيما و ناو و تانك نيست؛ به قدرت ايمان و جهاد و فداكاری همراه با عقل و تدبير است [...] جهاد مظلومانه‌ی شما دشمن را افشا كرد و چهره‌ی حقيقی او را به نمايش گذاشت. كشتار بيرحمانه‌ی مردم غير نظامی، به خاك و خون كشيدن كودكان بی‌گناه و زنان بی‌دفاع،‌ حادثه‌ی قانا و نظائر متعدد آن،‌ ويران‌سازی هزاران خانه و كاشانه و آواره كردن هزاران خانواده،‌ نابود كردن زيرساخت‌های بخش مهمی از لبنان‌ و فجايعی از اين قبيل،‌ چهره‌ی‌ حقيقی زمامداران امريكا و برخی دولت‌های اروپايی را در كنار چهره‌ی كريه و منفور رژيم صهيونيستی به همه نشان داد.»


جنگ به پايان رسيده بود و حتماً دشمن پس از اين شكست تلخ و سخت، بی‌كار نمی‌نشست. از طرفی حزب‌الله نبايد در سرمستی پيروزی، از دشمنان هميشگی مقاومت غافل می‌شد. حتماً توطئه‌ها در راه بود و «ولیّ ‌امر» اين‌گونه انذار و بشارت داد: «دشمن اكنون در صدد بريدن اين بازوی توانا و كارآمد است.‌ در صدد ايجاد اختلاف ميان سياستمداران است. در صدد پاشيدن ويروس بی‌صبری و ترديد در مردم است. همه بايد در برابر اين سمپاشی‌ها بيدار باشند. به حول و قوه‌ی الهی شما در خنثی كردن توطئه‌های آنان موفق خواهيد شد و پيروزی دومی به دست خواهيد آورد انشاءالله. جهادی كه اكنون در اين ميدان جديد،‌ پيش روی شما است، مانند جهاد فداكارانه‌ی شما در ميدان نظامی حائز اهميت و در آن، صبر و توكل و اخلاص و تدبير‌ تعيين‌كننده است.»


دو ماه از پيروزی حزب‌الله در جنگ 33 روزه گذشته بود كه مردم دوباره در نماز جمعه از رهبرشان درباره‌ی اهميت اين پيروزی شنيدند. رهبر گفتند با اين پيروزی اوضاع منطقه ورق خواهد خورد: «برادران و خواهران عزيز بدانيد كه بعد از قضيه‌ى لبنان، صفحه‌ى حوادث در اين منطقه ورق خورده است و ممكن است آثارش به‌زودى معلوم نشود، اما به‌تدريج و در بلندمدت براى همه روشن خواهد شد. ملت‌ها يك بار ديگر پس از انقلاب اسلامى -كه پيروزى انقلاب اسلامى در آن‌جا تجربه شده بود- به چشم خودشان ديدند و تجربه كردند كه راه پيروز شدن و راه نجات، جز مقاومت در مقابل زورگويان، متجاوزان و ستمگران نيست.» (خطبه‌های نماز جمعه؛ 1385/7/21)


حرف از راه نجات شده بود. رهبر انقلاب گفته بودند كه مقاومت و ايستادگی تنها راه پيروزی است و اين يك سنت الهی است. بعد هم از گام‌های بعدی دشمن زخم‌خورده گفتند و اين‌كه حتماً تلاش خواهد كرد حزب‌الله را تضعيف كند و در فلسطين هم مسأله‌ی مردم در برابر اشغالگر را به مسئله مردم در برابر مردم تبديل كند.


اين‌طور كه از حرف‌های ايشان در خطبه‌ی دوم آن نماز جمعه معلوم شد، جبهه‌ی تلاش دشمن گسترده‌تر از اين حرف‌ها بود و عراق هم بی‌نصيب نبود و برايش برنامه داشتند؛ برنامه‌ای كه در سطحی وسيع‌تر اختلاف‌افكنی و مسأله‌ی شيعه در برابر سنی را در سطح دنيای اسلام نيز دنبال می‌كرد.


با همه‌ی اين حرف‌ها حضرت آيت‌الله خامنه‌ای پيش‌بينی كرده‌ بودند كه آينده به حول و قوه‌ی الهی برای مسلمانان عزت و پيروزی بيشتری به همراه خواهد داشت. آبان همان سال يك هيئت لبنانی آمدند تا با ولی ‌امر مسلمين ديدار كنند و از ايشان شنيدند كه: «به ياری خداوند لبنان نقطه‌ی شكست امريكا و رژيم صهيونيستی خواهد بود.» (ديدار رئيس مجلس لبنان و هيئتی از حزب‌الله لبنان و جنبش امل با رهبر معظم انقلاب اسلامی؛ 1385/8/23)


حرف‌های شيرين پيروزی


اين اولين بار نبود كه رهبر انقلاب اسلامی بشارت‌های اين‌چنين می‌دادند. قبل‌تر هم حرف‌های شيرين پيروزی را از ايشان شنيده بودند؛ حتی در روزهای سخت. سيد حسن نصرالله در سخنرانی‌اش در «همايش نوآوری و اجتهاد از ديدگاه آيت‌الله خامنه‌ای» از بشارت‌های ايشان گفت. مثلاً پس از كنفرانس مادريد كه سياسيون همه آماده‌ی شرايط پس از صلح بودند، تنها رهبر ايران قرص و محكم گفتند: سازشی واقع نخواهد شد. از حرف‌های سيد نصرالله اين‌طور برمی‌آمد كه وعده‌ی عقب‌نشينی صهيونيست‌ها از جنوب لبنان را هم از رهبر شنيده بوده.


دبير كل حزب‌الله از روزهای سخت آغاز جنگ 33 روزه و پيغام ولی ‌امر مسلمين به مجاهدان هم ياد كرد: «برادرانم! اين جنگ هم‌چون جنگ خندق است، جنگ احزاب، كه قريش، يهود مدينه، عشاير و قبايل با تمام نيرو گرد آمدند و رسول‌الله صلّی‌ الله عليه و آله و اصحابش را محاصره كردند و تصميم گرفتند اين جمعيت مؤمن را ريشه‌كن كنند. اين جنگ اين طور است. پس جان‌ها به گلو خواهد رسيد «وَ بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَنَاجِرَ وَ تَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا و جان‌ها به گلو رسيد و به خدا آن گمان‌ها را می‌برديد.»1 ولی به خدا توكل كنيد. بنده به شما می‌گويم كه شما پيروز هستيد، حتماً [...] شما پيروز هستيد، حتماً. حتی بيش‌تر از اين. بنده به شما می‌گويم وقتی اين جنگ با پيروزی شما به پايان برسد، به قدرتی تبديل خواهيد شد كه قدرت ديگری جلودارش نيست.» (متن كامل اين سخنان)


به قول سيد حسن: چه كسی می‌توانست چنين برداشتی داشته باشد؟ آن هم در روزهای اول جنگ؟


پی‌نوشت


1. سوره احزاب، آيه ۱۰

captcha