کد خبر: 1275682
تاریخ انتشار : ۲۹ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۵:۳۸

اردويی برای ساخته شدن جوان‌ها؛ تدبير رهبر معظم انقلاب برای نسل جديد

بسيج سازندگی در اصل به عنوان جايگزين جهاد سازندگی ابتدای انقلاب تأسيس شد كه علت اصلی آن را می‌توان در يك كلام «تدبير رهبر انقلاب به عنوان تحول ساختاری و ايجاد يك نگاه جديد متناسب با نسل جديد انقلاب» دانست.


گروه سياسی: بسيج سازندگی در اصل به عنوان جايگزين جهاد سازندگی ابتدای انقلاب تأسيس شد كه علت اصلی آن را می‌توان در يك كلام «تدبير رهبر انقلاب به عنوان تحول ساختاری و ايجاد يك نگاه جديد متناسب با نسل جديد انقلاب» دانست.


به گزارش خبرگزاری بين‌المللی قرآن (ايكنا)، سردار پاسدار مجيد خراسانی، رئيس سازمان بسيج سازندگی يكی از اركان مديريت و راهبری اردوهای جهادی در كشور است.


سردار خراسانی در گفت‌وگو با پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله العظمی خامنه‌ای، گفت‌وگويی در مورد زمينه‌های تشكيل بسيج سازندگی و آسيب‌ها و نقدهای حركت جهادی داشته كه متن آن به شرح ذيل است:


- به نظر شما چه شد كه رهبر معظم انقلاب دستور تشكيل بسيج سازندگی را دادند؟


يكی از دستاوردهای انقلاب اسلامی، احيای فرهنگ جهادی بود. توسعه‌ اين فرهنگ انقلابی در همه زوايای زندگی می‌تواند يك روش و يك راهبرد اصلی باشد. تشكيل «جهاد سازندگی» در ابتدای انقلاب فرصتی را از نظر ساختاری و از نظر روش مديريتی ايجاد كرد تا صدها سال عقب‌ماندگی قبل از انقلاب را با روش‌های ميان‌بر و ابتكاری جبران كند. جهاد سازندگی تشكيل شد و از همان ابتدای تأسيس، تجربه‌ بسيار موفقی در بازسازی روستاها و در دفاع مقدس به يادگار گذاشت. اين امر -با نگاه خوشبينانه- به دليل كارشناسی غلط و -با نگاه بدبينانه- به دليل تعمدی كه دشمنان داخلی يا نفوذی‌های دشمن در بدنه انقلاب داشتند، ابتدا از طريق تبديل به وزارت جهاد سازندگی، از قالب جهاد خارج شد. در ادامه هم با ادغام آن بنا داشتند اين دستاورد به دست فراموشی سپرده شود.


رهبر معظم انقلاب در ارديبهشت سال ۷۹ با تدبيری بسيار آينده‌نگرانه، دو ماه قبل از اين‌كه اين جهاد سازندگی منحل شود، با فراخوانی وزير جهاد سازندگی وقت -جناب مهندس سعيدی‌كيا- و فرمانده نيروی مقاومت بسيج وقت -جناب سردار حجازی- دستور راه‌اندازی مجموعه‌ای به نام «بسيج سازندگی» را دادند و الان تقريباً ۱۲ سال از تشكيل بسيج سازندگی گذشته است. بسيج سازندگی در اصل به عنوان جايگزين جهاد سازندگی ابتدای انقلاب تأسيس شد. علت اصلی تأسيس بسيج سازندگی را می‌توان در يك كلام «تدبير رهبر انقلاب به عنوان تحول ساختاری و ايجاد يك نگاه جديد متناسب با نسل جديد انقلاب» دانست. راه‌اندازی و طرح بسيج سازندگی توسط رهبر معظم انقلاب با انحلال آن وزارت و همزمانی اين دو رويداد و فرمايش‌های رهبری در يك دهه اخير، اين ادعا را كاملاً ثابت می‌كند.


- مهم‌ترين دستور رهبر معظم انقلاب برای بسيج سازندگی چه بوده است؟


ايشان در نامه‌ای خطاب به رئيس‌جمهور وقت در سال ۷۹ ابلاغ فرموده بودند كه بناست طرحی به نام «بسيج سازندگی» در كشور شروع شود و انتظار می‌رود كه دولت در پشتيبانی مسائل مالی با آن همكاری كند و مديريت به‌كارگيری جوان‌ها و اداره طرح به عهده بسيج سازندگی باشد.


نكته بعدی سخنان ايشان در نشستی بود كه با آقای سعيدی‌كيا و سردار حجازی داشتند. ايشان در اين ديدار سه انتظار خود از بسيج سازندگی را بيان فرمودند. اين سه انتظار عبارت بودند از: ۱. برنامه‌ريزی و ساماندهی حضور جوانان برای مشاركت در سازندگی كشور. ۲. حضور و فعاليت جوانان جهادی متناسب با توانايی و استعدادشان در عرصه‌هايی كه می‌توانند برای انقلاب و كشور مثمرِ ثمر باشند. مثلاً در حوزه‌های سلامت، اشتغال، ورزش يا در حوزه‌های علمی و فنی و عمرانی. بنابراين از فرمايش رهبر معظم انقلاب متوجه شديم كه سازندگی را محدود به كار عمرانی نمی‌دانند، بلكه آن را يك بسته‌ی كاملی می‌دانند كه جوان بتواند در اين بستر، كشور خودش را بسازد. البته ايشان حضور در اين بخش را محدود نكردند به اين‌كه فرد جهادی حتماً جوان باشد. ۳. كمك به ايجاد شغل و اشتغال در كشور. اين سه دستورالعملی بود كه حضرت آقا فرمودند و امروز در راهبردهای‌ بسيج سازندگی، اين سه محور اصلی وجود دارد.


- آيا برای شركت در اين اردوها حتماً بايد عضو بسيج بود؟


دو نكته مهم وجود دارد: اول اين‌كه رهبری در پيام تشكيل بسيج سازندگی نفرمودند كه بسيجی‌ها بيايند كشور را بسازند! آقا فرمودند آحاد جوانان عزيز ما در كشور! حتی نفرمودند كه فقط پسران. بنابراين ما امروز مخاطب‌مان فقط بسيجيان نيستند. امروز مخاطب بسيج سازندگی، همه‌ی جوانانی‌اند كه علاقه‌مند به آبادانی كشور هستند. دوم اين‌كه ما سازندگی را محدود به يك نوع فعاليت عمرانی نكرديم. بسياری از افراد كه امروزه دارای تحصيلات دانشگاهی بالاتر از سطح كارشناسی هستند، علاقه دارند كه در دورترين نقاط محروم كشور خدمت كنند. اين‌طور نيست كه احساس كنند چون رشته‌ی عمران نخوانده‌اند، پس نمی‌توانند در حوزه‌ی سازندگی وارد شوند. آن‌ها می‌توانند در رشته‌های الكترونيك، بهداشت، سلامت، كشاورزی و برای كمك به تقويت تحصيلات دانش‌آموزان در روستاها مشغول به خدمت‌رسانی شوند. در حال حاضر تعريف سازندگی به حدود بيش از ۲۰۰ نوع فعاليت در ۹ عرصه‌ی ملی رسيده است.


- به نظر شما چه آسيب‌ها و تهديدهايی يك عنصر جهادی را تهديد می‌كند؟


اگر شاخص‌های يك حركت جهادی و البته يك عنصر جهادی را داشته باشيم، وقتی از اين شاخص‌ها عدول كنيم، می‌توان گفت مواجه با تهديدهايی می‌شويم. مثلاً اخلاص در عمل، ساده‌زيستی، قناعت، ترجيح‌دادن ديگری بر خود، جلب رضايت خدا، رعايت تقوا، رعايت شاخص‌های بی‌رنگی در عمل و بی‌ريا بودن از جمله شاخص‌های يك عنصر جهادی است كه عدول از اين‌ها تهديدكننده‌ی عناصر جهادی است.


اما به‌صورت مصداقی آسيب‌هايی كه امروز می‌توان برای يك عنصر جهادی متصور شد، يكی «گروه‌گرايی» است كه از آسيب‌های جدی است؛ اين‌كه من بگويم گروه‌ من! اين درست است كه ما بايد گروهی كار كنيم و خدا دوست دارد كه ما با جماعت باشيم، اما «گروه‌گرايی» يا «نتيجه‌گرايی» يكی از آسيب‌هايی است كه ممكن است حركت جهادی را مورد تهديد قرار دهد. من به استناد فرمايش‌های رهبری عرض می‌كنم. در ملاقاتی كه خانواده‌ی مرحوم والی -به عنوان يك جهادگر واقعاً برجسته- با ايشان داشتند، آقا فرمودند: «مرحوم والی امتيازش اين بود كه بدون تابلو كار كرد.» يكی از تهديدها اين است كه ما علاقه داشته باشيم تابلوی خودمان را علم كنيم! در حركت‌های جهادی اين می‌تواند آسيب باشد. امروز ارتباطات به‌قدری پيشرفته است كه همه می‌توانند خود را معرفی كنند. بنابراين اگر خدای ناكرده اين كار از حد عرف خود خارج شود، می‌تواند مصداق خودنمايی باشد.


يكی ديگر از آسيب‌ها «نداشتن برنامه‌های كوتاه‌مدت، ميان‌مدت و بلندمدت» است. همچنين «سطحی‌نگری» يكی ديگر از آسيب‌های متوجه عناصر جهادی است؛ يعنی ترجيح‌دادن كارهای سطحی به كارهای عمقی و كيفی. يكی ديگر از تهديدها «سستی در اراده» است؛ يعنی كار را در يك مقطعی رهاكردن! بايد كار را تا آخر ادامه داد. روايتی است كه حضرت رسول صلّی‌الله‌عليه‌و‌آله مرده‌ای را دفن می‌‌كردند، در چيدن سنگ لحد دقت بسياری به خرج دادند كه كاملاً درست ‌انجام شود. همراهان اعتراض كردند كه آقا قبر است ديگر، اين‌قدر وسواس برای چيست؟ اما ايشان فرمودند هر كاری در زندگی بايد درست انجام شود ولو دفن ميت باشد.


چه رابطه‌ای بين سازمان بسيج سازندگی و گروه‌های مردمی خودجوش جهادی وجود دارد؟


ما در سند چشم‌انداز و در تعيين نقشه‌ی راه سياست‌هايی كه در ذيل اين چشم‌انداز و نقشه‌ی حركت‌های جهادی به تصويب مراجع مختلف رسانديم، سعی كرديم اين حركت را يك حركت «ولايی» تعريف كنيم. حركت‌های جهادی جريانی است «ولايی»، «منسجم» و «مردمی». بنابراين عمده‌ی مخاطبين ما آحاد جوانانی هستند كه معتقد به انقلاب اسلامی، دستاوردهای آن و آبادانی كشورشان هستند. پس ما هيچ‌گونه محدوديتی در حمايت از حركت‌های جهادیِ گروه‌های جهادی به طور مطلق نداريم. هر گروهی كه در هر نقطه‌ای از كشور، توانايی فعاليت در اين حوزه را در خود می‌بيند، می‌تواند اعلام حضور و فعاليت كند. در دستورالعمل‌ها، ثبت‌نام‌ها و در نحوه‌ی واگذاری مسئوليت‌ها كه از طريق سايت بسيج سازندگی، سايت جهاد و ديگر روش‌های حضوری و غير حضوری به جوانان اطلاع‌رسانی كرديم، اعلام داشتيم كه همه‌ی جوانان می‌توانند حضور پيدا كنند و اين اتفاق هم افتاده است.


- درباره مأموريت خودتان از رهبر انقلاب خاطره‌ای داريد؟


من در اين چند سال اخير كه مديريت مجموعه‌ی حركت‌های جهادی بسيج سازندگی را به عهده داشتم، سه مقطع را مشاهده كرده‌ام. مقطع اول مربوط به دوره‌ی راه‌اندازی بسيج سازندگی در دوران اصلاحات است. در اين دوره ما در نحوه‌ی حمايت‌ها از بسيج سازندگی نتوانستيم خيلی موفق باشيم. خاطره‌ی تلخ اين بود كه در فرمايش‌های رهبری متوجه شديم واقعاً از عملكرد صورت گرفته رضايت ندارند. مقطع دوم مربوط به دوران پس از راه‌اندازی بسيج سازندگی بود. در شهريور ۸۴ كه خدمت مقام رهبری بوديم، سردار حجازی حدود نيم‌ساعت گزارشی از اقدامات مختلف مجموعه‌ی بسيج مطرح كردند و شايد بيش از صد عنوان از فعاليت‌های بسيج را اشاره فرمودند. برای من جالب بود كه رهبری بعد از ارائه‌ی گزارش، ضمن تشكر و تقدير از ايشان فرمودند: «بسيج سازندگی، شما در رديف كارها ذكر كرديد. اما انصافاً بسيج سازندگی، خودش يك شعبه كار عظيم است.» و شروع كردند به گلايه از اين بابت كه چه كارهايی را انجام نداده‌ايد. يعنی انتظارات را كاملاً شفاف فرمودند. نكته‌ی قابل توجه اين بود كه حضرت آقا در بين صدها عنوان ذكر شده در گزارش اقدامات بسيج، «بسيج سازندگی» را مورد توجه قرار دادند.


مقطع سوم مربوط به چند سال بعد می‌شود كه دوباره خدمت رهبر معظم انقلاب رسيده بوديم، اين بار گزارش‌ها را پيش‌تر كتباً ارسال كرده بوديم و بنده مسئوليت داشتم خلاصه‌ی گزارش‌ها را حضوراً تقديم كنم. خدمت‌شان عرض كردم اگر ابهام يا سؤالی در اقدامات ما داريد، بفرماييد تا بنده توضيح دهم. ايشان فرمودند: «نه، من گزارش‌های شما را در اين چند سال به‌دقت خوانده‌ام.» حتی ايشان برای اين‌كه ما اطمينان بيشتری پيدا كنيم، فرمودند: «اين آماری كه در فلان جزوه فرستاده بوديد، همين مثلاً چند ميليون است؟» در مجموع برای من خيلی جالب بود كه سال ۸۴ رهبری ناراضی بودند، ولی خوشبختانه در سال ۸۹ فرمودند: «بسيج سازندگی علاوه بر اين‌كه ميليون‌ها نفر را منتفع می‌كند، باعث ساخته‌ شدن جوان‌ها می‌شود.»

captcha