در ديدار اعضای مركز اسناد و تحقيقات دفاعمقدس با خانواده دو شهيد راوی، يكی از برادارن شهيد فيض خاطرهای را از نحوه اعلام خبر شهادت برادر به مادرش عنوان كرد كه جابجايی كتانی كه مادر شهيد هر روز به آن آيةالكرسی میخواند، در اين باره شنيدنی است.
گروه جهاد و حماسه: در ديدار اعضای مركز اسناد و تحقيقات دفاعمقدس با خانواده دو شهيد راوی، يكی از برادارن شهيد فيض خاطرهای را از نحوه اعلام خبر شهادت برادر به مادرش عنوان كرد كه جابجايی كتانی كه مادر شهيد هر روز به آن آيةالكرسی میخواند، در اين باره شنيدنی است.
به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، محققان پايگاه اطلاعرسانی مركز اسناد و تحقيقات دفاعمقدس، روز گذشته، 29 مرداد به ديدار خانواده شهيدان محسن فيض و مجيد صادقینژاد از شهدای راوی رفتند. اين ديدارها با هدف زنده نگهداشتن ياد و خاطره شهدا، ايجاد انگيزش در محققان جنگ و تدوين زندگینامه راويان شهيد مركز اسناد صورت میگيرد.
حسين فيض، پدر شهيد محسن فيض در آغاز اين ديدار، ايمان به خدا و مبدأ و معاد را يكی از عوامل مؤثر بر اشتياق شهدا برای حضور در جبههها خواند و اظهار كرد: آنها با تكيه بر آيات قرآن كريم و فرمايشات پيامبر اكرم(ص)، به فداكاری و حماسه دست زدند.
وی با اشاره به آيه «ولا تحسبن الذين قتلوا فی سبيلالله امواتاً بل احياءهم عند ربهم يرزقون» اظهار كرد: ايمان به رهبری و پيروی از اوامر امام خمينی(ره) به عنوان ولیفقيه و همچنين انجام وظيفه در برابر خدا، شور و اشتياق آنها برای حضور در جبههها را بيشتر میكرد.
اين پدر شهيد در ادامه، با بيان خاطرهای از آخرين ديدارش با شهيد محسن فيض يادآوری كرد: پسرم دانشجوی رشته مهندسی عمران در دانشگاه اميركبير بود. آخرين بار كه آماده رفتن به جبهه شده بود، به او گفتم «فكر نمیكنی اگر برای ادامه تحصيل بمانی، در آينده بيشتر برای كشور مفيد خواهی بود؟». محسن گفت «من تحقيق كردم و ديدم كه جبهه، احتياج به نيرو داره. بايد كمبود نيرو در جبهه را تأمين كنيم». هفت يا هشت روز بعد از اين ديدار، خبر شهادت محسن را برای ما آوردند.
در ادامه ديدار محققان مركز اسناد و تحقيقات دفاعمقدس با خانواده شهدای راوی، مهدی فيض، برادر شهيد محسن فيض، خاطرهای از آخرين ديدار خود با برادرش را مطرح كرد و درباره چگونگی باخبر كردن مادر شهيد گفت: كتانی محسن را كه هميشه جلوی در بود، پس از بازگشت از معراج شهدا به طبقه بالا بردم تا داغ مادرم با ديدن آن تازه نشود. اما فردا صبح، مادرم من را با گريه بيدار كرد و گفت «كتانی محسن، پشت در نيست. هر روز آيةالكرسی میخواندم و به آن فوت میكردم. فكر میكنم كه محسن شهيد شده باشد». با اين حرف مادر، گفتن خبر شهادت محسن برای من آسانتر شد.
اعضای مركز اسناد و تحقيقات دفاعمقدس سپس به منزل شهيد مجيد صادقینژاد رفتند و با پدر شهيد ديدار و گفتوگو كردند. گروهی از راويان مركز اسناد و تحقيقات دفاعمقدس، از ميان دانشآموزان دبيرستان مفيد تهران، انتخاب شده بودند. اغلب اين راويان، در دانشگاههای معتبر كشور مشغول تحصيل بودند، اما به دليل آغاز جنگ، تحصيل را رها كرده و با پيوستن به گروه راويان جنگ، به ثبت و ضبط وقايع دفاعمقدس پرداختند.
راويان جنگ مركز اسناد و تحقيقات دفاعمقدس، پا به پای فرماندهان از سطح فرماندهی قرارگاه تا رده تيپ، در صحنه نبرد حضور داشتند و لحظه به لحظه جنگ را ثبت كردهاند.