حشمتالله فلاحتپيشه، عضو هيئت علمی دانشگاه علامه طباطبايی در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآنی(ايكنا)، در مورد تهديد به حمله به سوريه از سوی غرب با يادآوری اعلام جنگ بیپايان ايالات متحده آمريكا با تروريسم از سوی جرج بوش، رئيسجمهور وقت آمريكا گفت: در آن زمان، بوش اعلام كرد كه منافع واشنگتن در بيش از 60 كشور دنيا در حال تهديد شدن است و اتفاق جالب تاريخ اين است كه همان تروريستهايی كه جنگ سال 2001 به بهانه مبارزه با آنها صورت گرفت، الان جمع شدهاند و با دولت سوريه میجنگند و آمريكا در حمايت از آنها در حال راهانداختن جنگ، عليه سوريه است.
وی عنوان كرد: از سال 1373 و شكلگيری طالبان ريشه شكلگيری گروههای تروريستی و تكفيری به خود آمريكا باز میگردد، دو افسر ارشد اطلاعاتی سازمان سيا به همراه چهار افسر ارتش پاكستان با حمايت برخی كشورهای منطقه گروههای تكفيری را برای سلسله اقدامات تازه در منطقه خاورميانه و شمال افريقا آماده كردند و مأموريت جديد گروههای تروريستی در ابتدای دهه 1370 از طرف سازمانهای اطلاعاتی غرب و برخی كشورهای عرب منطقه و سازمان اطلاعات محرمانه ارتش پاكستان و همكاری اطلاعاتی موساد شكل گرفت.
عضو هيئت علمی دانشگاه علامه طباطبايی افزود: از آن زمان انحرافیترين تحولات در منطقه توسط اين گروهها صورت گرفت و هشداری كه مقام معظم رهبری نسبت به گروههای تكفيری دادند، همين است. گروههايی كه در دهه 1980 ميلادی در افغانستان با هدف مبارزه با كمونيسم و شوروی شكل گرفتند، بعد از آن به صورت يك سری گروههای تروريستی خارج از مديريت غرب در دنيا آشفتگی را به وجود آوردند كه مورد حمايت غرب و كشورهای عربی هستند و روز به روز خون آشامتر میشوند و سلاحهايی كه در سوريه در دست تروريستهاست در مالی عليه سربازان فرانسوی به كار گرفته میشود.
وی با اشاره به هشدار رهبر معظم انقلاب در مورد گروههای تكفيری گفت: هشدار ايشان بر اين اساس است كه تكفيریها به هيچ وجه به دنبال سياستهای اثباتی نيستند، حوزه تكفير آنها حوزهای است كه به يك محدوده جمعيتی و زمانی و موضوعی محدود نمیشود، بلكه در واقع روز به روز محدودههای تازهای را پيدا میكند و در آينده حتی ممكن است منافع حاميان امروزشان را تهديد كند.
فلاحتپيشه عنوان كرد: به ويژه در منطقه خاورميانه كه مملو از گسلهای سياسی و مدهبی است و منجر به تزاحم و آشفتگی اين منطقه میشود، اوباما كه با شعار مقابله با جنگ و پيوستن به روند صلح وارد عرصه سياسی شد و جمهوریخواهان را كنار زد، اكنون در مسيری گام بر میدارد يا در مسيری لابیها وادارش میكنند كه مسير بوش است.
عضو هيئت علمی دانشگاه علامه طباطبايی عنوان كرد: اكنون چند لابی طرفدار جنگ هستند؛ لابی جمهوریخواهان طرفدار جنگ و دموكراتهای طرفدار جنگ به همراه صهيونيستها به شدت تلاش میكنند كه جنگی را به منطقه تحميل كنند كه بدون شك اوضاع را آشفتهتر میكند.
وی افزود: كشورهای غربی و عربی تا به حال در قبال كشته شدن بيش از 100 هزار انسان سوری مسئول بودند و در شعلهور شدن آتش سوريه و گداخته شدن آن به سمت ديگر كشورها مسئول خواهند بود، اوباما افتخارش اين بود كه میگفت پايتخت جهان من سازمان ملل متحد است به اين سازمان رجوع نمیكند و به دنبال گرفتن اختيارات ويژهای به عنوان اختيارات فورس ماژور است و حتی برای اقدام نظامی سعی دارند او را قانع كنند كه حتی از كنگره هم مشورت نخواهد.
عضو هيئت علمی دانشگاه علامه طباطبايی عنوان كرد: در قبال موضوع ايران چند نكته ضروريست؛ اول يك سری اقدامات مثل بهكارگيری سلاح شيميايی توسط هر گروه و دولتی كه شكل گرفته باشد غير قابل توجيه است، ايران همين الان 38 هزار جانباز شيميايی و شهيد زنده دارد و بيش از همه كشورهای امروز دنيا قربانی داده است و به شدت مخالفت سلاح شيميايی است.
وی گفت: هر كشوری يا طرفی از آن استفاده كرده بايد طبق مقررات بينالمللی تاوان پس دهد، اما اين به معنای ايجاد بهانه برای شكلگيری جنگی در منطقه نيست، ايران حلقه مفقوده تحولات منطقه است، پس از انتخابات معنادار ايران، حضور گسترده مردم نشان داد ايران با ثباتترين كشور منطقه است و به عنوان تأثيرگذارترين كشور منطقه خود را به رخ كشيد، در اين شرايط سران انگليس، فرانسه و آلمان خواهان حضور ايران در ژنو 2 شدند.
عضو هيئت علمی دانشگاه علامه طباطبايی اظهار كرد: طبق تجريه تاريخی آمريكايیها آنها استاد بهكارگيری جنگهای مديريت نشده هستند، جنگهايی را راه میاندازند و برای تأمين بنگاههای توليد سلاح و خريد و فروش آن به جنگ میپردازند و بزرگترين خريداران آنها دولت امريكا و ناتو است و اهداف آنها را تأمين میكند زيرا به دنبال جنگ بی پايان و سود كلان هستند.
وی با اشاره به حوادث منطقه افزود: در عراق و افغانستان هنوز مديريت تحولات صورت نگرفته است، در سوريه ما جنگ مديريت نشده را مشاهده خواهيم كرد، اقدامات نظامی صورت میگيرد، احتمال اينكه گروههای مختلف به اين جنگ كشانده شوند وجود دارد، اما تكفيریها در هيچ جای دنيا نمیتوانند يك حكومت را تشكيل دهند؛ قضيه افغانستان در نيمه اول دهه 70 هجری نماد واقعی اين موضوع بود، در مورد سوريه همينگونه است و فقط اوضاع را پيچيدهتر میكند.