|
| محمدرضا محقق، نويسنده و منتقد |
محمدرضا محقق، نويسنده و منتقد حوزه ادبيات و سينما در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، با اشاره به ويژگیهای ادبيات داستانی دينی گفت: تلقی افرادی كه در فضای ادبيات و هنر هستند از مفاهيم دينی، شايد تلقی درستی نباشد، به اين معنا كه ما نبايد فراموش كنيم كه تركيب ادبيات دينی همانند سينمای دينی نيازمند تعريف دقيق عناصر آن است؛ چرا كه گاهی اوقات ما در حوزه هنر و ادبيات به شكل سادهانگارانهای با اين مقوله روبرو میشويم و گمان میكنيم كه قصد داريم محصول دينی در اين ساختار توليد كنيم و كار به سرانجام خواهد رسيد؛ در حالی كه اين طور نيست.
وی افزود: نكته اصلی در اين باب اين است كه شناخت درستی از مقوله ادبيات به دست آوريم. اين شناخت درست به ما كمك میكند تا اگر يك مفهوم و مضمون دينی را در اين قالب به تجلی برسانيم و انعكاس دهيم، آن مفهوم در قالب ادبيات شكل درستی به لحاظ ساختاری پيدا كند.
محقق ادامه داد: يكسری از آثاری كه در قالب ادبيات دينی عرضه میشود، از وجه ادبيات دينی خالی است؛ همچنان كه بسياری از فيلمهايی كه ذيل عنوان سينمای دينی عرضه میشوند، از وجه سينمايی و دينی خالی هستند؛ چرا كه برخی گمان میكنند نمادها و تأويلهای دينی به ويژه نمادها در وجه ادبيات، به ظاهر بيشتر از بطن و عمق آن توجه میكند.
فرم و محتوا در هنر و ادبيات قابل انفكاك از هم نيستند
اين نويسنده با تأكيد بر شناخت ادبيات و ارائه مفاهيم دينی در قالبی متناسب با آن مفهوم، اظهار كرد: خيلی از اين تقسيمبندیها ناشی از تلقی غلط و نادرست است، مثل اينكه درباره فرم و محتوا بگوييم كه فرم ادبی را در قالب يك محتوای دينی میريزيم كه خود اين بيان، گويای تلقی نادرست از مقوله ادبيات است؛ چرا كه در هنر و ادبيات، فرم و محتوا قابل انفكاك از هم نيستند.
محقق در ادامه گفت: در واقع فرم و محتوا، يك سيستم يكپارچه هستند كه در اين سيستم بايد با يك پديده روبرو باشيم كه البته آن پديده، ساختار و مضامين محتوايی دارد، نه به اين معنا كه ما بتوانيم آنها را از هم منفك كنيم؛ از اين رو به نظر میرسد كه اصل، شناخت ادبيات است و از سوی ديگر، فرد بايد بتواند تلقی درستی از دين داشته باشد، نه به اين معنا كه اسلامشناس باشد، بلكه از يك فهم حداقلی از اين مقوله برخوردار باشد.
وی تصريح كرد: اگر در ادبيات داستانی، تصويری از شيطان و امور ماورائی داشته باشيم متوجه میشويم كه اگر تلقی درستی نداشته باشيم نمیتوانيم آنها را به درستی نشان دهيم و نتيجه يك نگاه كلی به فضای هنر و ادبيات اين میشود كه ما تلقی درستی از ادبيات نداريم و وقتی اين دو با هم تلفيق میشوند، آثاری پديد میآيد كه نه دينی و نه ادبی است.
اين نويسنده در پاسخ به اينكه آيا ادبيات مدرن در تقابل با انديشه دينی قرار دارد يا نه، گفت: اين سؤال يك فلسفه ادبياتی به دنبال دارد و اگر الزاماً تقسيمبندی ادبيات كلاسيك و مدرن را داشته باشيم، اين سؤال پيش میآيد كه آيا كلاسيك بودن به معنای عرضه شدن مفاهيم دينی است يا مدرن بودن به اين معناست كه مفاهيم دينی نمیتواند در اين نوع ادبيات بيان شود.
لایههای جدیدی را در ادبیات مدرن برای بیان مفاهیم معرفتی و دینی استفاده کنیم
وی افزود: البته به لحاظ تجربی و محصولات توليد شده میتوان اين طور نگاه كرد كه مفاهيم دينی در ادبيات كلاسيك بيشتر بروز و ظهور دارد، اما اگر اين موضوع را از نگاه پديدهشناسی مورد بررسی و توجه قرار دهيم، لازم است كه پشتوانه فلسفی داشته باشد و به لحاظ ماهيت و ذات ادبيات دينی ما به اين نتيجه برسيم كه ادبيات مدرن اين قابليت را ندارد كه مفاهيم دينی را بهتر انتقال دهد.
محقق با بيان اينكه نمیتوان ادبيات مدرن و پستمدرن را ناديده گرفت، بيان كرد: بايد در اين صورت نگاه ايجابی و نه سلبی به موضوع داشته باشيم؛ به اين معنا كه لايهها و روزنههای جديدی را در ادبيات مدرن حتی برای بيان مفاهيم معرفتی و دينی استفاده كنيم، ضمن اينكه اين آسيبشناسی را میتوان هم در ادبيات كلاسيك و هم مدرن انجام داد.
| محقق: |
| نويسندگان ما نتوانستند از دو مقطع انقلاب اسلامی و دفاع مقدس به خوبی استفاده كنند و ما با گذشت بيش از سه دهه از انقلاب نتوانستيم در خلق آثاری كه قابليتهای جنگ و انقلاب را بازتاب دهند توفيق داشته باشيم |
انقلاب و دفاع مقدس باید در ادبیات و سینمای ما تبدیل به نقطه عطف و اوج شوند
وی ادامه داد: به نظر میرسد ادبيات مدرن چه به لحاظ ساختار و چه ابزار، به لحاظ ماهيت جديدی كه پيدا میكند بيشتر به عقبه خود و دوری گزيدن از مباحث وحيانی و نزديكتر شدن به ساحتهای مادی مربوط میشود.
اين نويسنده در پاسخ به سؤالی مبنی بر نقش وقوع انقلاب اسلامی و دفاع مقدس در دينی كردن ادبيات داستانی اظهار كرد: مقطع انقلاب و دفاع مقدس دو رويداد مهم در تاريخ معاصر كشور هستند و ما در سينمای خود يك ژانر بومی و اصيل داريم كه مفهوم ژانر در آن، قابل انطباق است و آن ژانر جنگی است و در عرصه ادبيات هم شاهد ايجاد يك بستر غنی و گسترده هستيم كه توانسته يك ژانر جديدی در ادبيات ما به وجود آورد و هر دو اين رويدادها، هم پشتوانه ملی دارند و هم پشتوانه غنی معرفتی.
محقق در ادامه بيان كرد: پديد آمدن ژانر اصيل و به وجود آمدن ميدان برای نويسندگان و توليد محصولات جديد، محصول همين دو رويداد مهم هستند و مدلهای وارداتی و جعلی به خاطر مخاطبشناسی و ماندگاری نتايج خوبی نمیدهند؛ از اين رو اين واقعه به خاطر انقلاب و دفاع مقدس كه نقاط طلايی ملی ما هستند بايد در ادبيات و سينمای ما تبديل به نقطه عطف و اوج شوند و نويسندگان ما نتوانستند از اين دو مقطع به خوبی استفاده كنند و ما با گذشت بيش از سه دهه از انقلاب، نتوانستيم در خلق آثاری كه قابليتهای جنگ و انقلاب را بازتاب دهند توفيق داشته باشيم.