به گزارش خبرنگار افتخاری خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) به نقل از پورتال خبری تبيان، آيتالله سيدرضی شيرازی، از علمای بزرگوار فقه و فلسفه در پاسخ به اين پرسش كه چرا گاهی در توكل به خدا جواب نمیگيريم، توكل را قدم گذاشتن در مسير درست ناميد و گفت: هر چيزی قانون و اندازهای دارد، دلخواه نيست. در عالم هرج و مرج نيست، عالم بر پايه قانون و علم استوار شده، دين نيز بر پايه قانون استوار شده است و هيچ چيز بدون قانون نيست.
وی افزود: قدر يعنی اندازه، يعنی هرچه را كه می خواهی، مثلاً میخواهی زيبا شوی، فقير شوی، فيلسوف شوی ... حساب دارد، قانون دارد. پيامبر اسلام(ص)، 1400 سال پيش همان پيامبری كه امی بوده يعنی درس نخوانده بود میفرمايند «قد جعل الله لكل شی قدرا» يعنی هر چيزی اندازه و مقياس دارد، هيچ چيز تصادفی نيست زيرا تصادف در مقابل قانون است، در حالی كه قانون در عالم حكومت میكند.
آيتالله سيد رضی شيرازی با بيان اينكه میگوييم هر چيزی را خدا میخواهد به اين معناست كه در عالم قانون قرار داده است و قرآن كتاب عقل است و دين هم بر پايه عقل بنا شده است، عنوان كرد: دنيای امروز نيز میگويد همه چيز بر پايه قانون استوار است، قرآن 1400 سال پيش به اين مطلب اشاره كرده و میگويد هيچ چيز تصادفی نيست بلكه بر پايه قانون است.
وی در ادامه اظهار كرد: اما توكل يعنی انسان در مسير اسباب موجود در عالم قدم بگذارد و با اعتماد بر خدا كار خويش را انجام دهد نه اينكه سستی و تنبلی كرده و وظيفه خود را انجام ندهد و تنها بگويد توكل برخدا، مثلا شب درب منزل را نبسته و بخوابد و بگويد توكل برخدا و بعد دزد بيايد، اين هرج و مرج است نه توكل، اسلام اين را نمی پسندد.
| آيتالله سيدرضی شيرازی: |
| توكلكنندگان درجاتی دارند، قطعا توكل پيامبر(ص) با اصحابش متفاوت است و اگرچه قانون يكی است و تا شخص به اسباب دست نزند و از آنها استفاده نكند توكل بیمعناست |
اين استاد فلسفه افزود: مردم معنای واقعی توكل را نفهميدند در حالی كه توكل همانطور كه گفتيم اين است كه به اسباب عالم و به آنچه كه سبب و علت كارهاست دست بزنی، مثلا میخواهی عالم بشوی راهش را بايد طی كنی زيرا هر چيزی مقدماتی دارد پس مقدمات را بايد انجام داد آن وقت به خدا توكل كرد، خدا هم كمك میكند.
آيتالله شيرازی با اشاره به اينكه توكل در مسير قوانين خلقت است، گفت: قوانين را هم خدا گذاشته و اين معنای توكل بر خداست. بنابراين آنچه كه دين به آن خلقت و قانون میگويد اگر پيروی كردی يعنی توكل كردهای، مثلا اگر مريض شدی بايد معالجه كنی و اين معالجه در واقع توكل است زيرا برای معالجه بايد به طبيب مراجعه كرد، بايد دارو خورد بعد گفته شود خدايا من به تكليف عمل كردم هر چه تو صلاح بدانی، اين معنای حقيقی توكل است.
وی ائمه هدی(ع) را نيز متوكل دانست و افزود: همه انبيا و اوليا الهی از اسباب موجود در عالم استفاده میكردند. پيامبر اكرم(ص) به همه اسباب در راه رسالت و تبليغش توجه كرده و از آنها استفاده میكردند.
به گفته اين استاد عرفان اسلامی توكل معنايش اين نيست كه اسباب نباشد اين تفكر غلطی است. قرآن كريم توصيه میكند كه از تمام اسباب استفاده شود و در باطن از خدا بخواهيم كه اين اسباب اثر كند.
وی بيان كرد: در داستان حضرت ابراهيم(ع) نيز بايد گفت، عمل حضرت ابراهيم(ع) عمق توكل و كمك از خداست و حضرت میخواهد به همه انسانها در طول تاريخ بفهماند كه جبرئيل به خودی خود اثر ندارد و علت نيست، بلكه واسطه است و با وجود خدا و احاطه او بر همه چيز، جبرئيل كارهای نيست بلكه خدا همه كاره است. در واقع حضرت ابراهيم(ع) يك پيام به جامعه بشری میدهد و در توكل تكيهگاه فقط خداست و شخص و همه اسباب مستقل در وجود نيستند و انسان خود را متصل به خدا میداند و تنها به پشتيبانی او توجه دارد و باور دارد كه بدون پشتيبانی او هيچ است.
آيتالله شيرازی شرايط توكلكنندگان را متفاوت دانست و خاطرنشان كرد: توكلكنندگان درجاتی دارند، قطعا توكل پيامبر(ص) با اصحابش متفاوت است و اگرچه قانون يكی است و تا شخص به اسباب دست نزند و از آنها استفاده نكند توكل بیمعناست. اما آنچه كه مسلم است در اعتماد به خدا، افراد در درجات متفاوتی قرار میگيرند كه اين خود تعيينكننده درجه توكل آنهاست و معيار شناخت درجه توكل آن است كه به احكام دينی عمل كنيم و اهل تلاش و كوشش باشيم.
وی افزود: قرآن نيز میفرمايد «و ان ليس للانسان الا ماسعی» پس همه چيز تلاش میخواهد و نتيجه تلاش در آينده ديده میشود و محال است كسی بیتلاش به جايی برسد، پيامبر(ص) شب و روز فعاليت میكردند. حالات پيامبر(ص) را بخوانيد چقدر به او سنگ میزدند، كتك میزدند، اما پيامبر(ص) دست از تلاش برنداشت و 23 سال زحمت كشيد و توكل به خدا داشت.
اين استاد فقه و فلسفه اظهار كرد: ما بايد آن مقدار اسباب كه در اختيار داريم به كار ببريم و تلاش هم بكنيم، زيرا بدون سعی و تلاش نمیشود «و ان ليس للانسان الا ماسعی»، سپس دعا كنيم و دعا مرحله بعد از اسباب است، اگر اسباب و وسائل را بهكار نبريم دعا بیمعناست، مثل اينكه كسی مريض شود و دكتر نرود و فقط دعا كند يا درس نخواند و دعا كند عالم شود اين شيوه غلط است. البته در برخی مسائل زندگی اسبابها دست ما نيست و در آن شرايط فقط بايد دعا كرد و گاهی اسبابها ممتنع است كه هيچ، در اين شرايط فقط بايد دعا كرد.
وی با بيان اينكه اما گاهی اين اسباب مشكل بهدست میآيد كه بايد تلاش كرد، گفت: اگر غير اين بود تلاش و امر به تلاش كردن بیمعنا بود و اگر اسباب در دست باشد كه ديگر سعی و تلاش لازم نيست.