به دنبال تحولات گسترده در سوريه و تهديدات اوباما در زمينه دخالتهای نظامی در اين كشور با هدف تضعيف حكومت سوريه در راستای منافع مخالفان مسلح، صاحبنظران ديدگاههای مختلفی در اين زمينه دارند و بسياری از آنان معتقدند برخلاف ادعای واشنگتن مبنی بر انجام حملات محدود عليه نظام دمشق، هدف حملات آمريكا به اين كشور، سرنگونی حكومت سوريه خواهد بود.
خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) برای تحليل حمله احتمالی آمريكا به سوريه مصاحبهای با حسين رويوران، كارشناس مسائل خاورميانه و معاون سياسی جمعيت دفاع از ملت فلسطين انجام داد و ابعاد مختلف اين موضوع همچون اهداف آمريكا از اين طرح استعماری و نقش اسرائيل به عنوان عامل اصلی ترغيب آمريكا در اين حمله را بررسی كرد كه حاصل آن از نظر میگذرد:
ايكنا: در ابتدا بفرماييد تصميم آمريكا برای حمله به سوريه را چگونه ارزيابی میكنيد؟
ـ آمريكا به دنبال سقوط نظام بشار اسد است تا بتواند جانشينی همپيمان خود را در اين كشور روی كار آورد، اين كشور با شروع بحران در سوريه تصور میكرد كه اين هدف را ظرف دو ماه يا حتی شش ماه محقق كند، اما با گذشت دو سال و نيم از بحران نتوانست به هدفش برسد، اين مسئله نشان میدهد كه آمريكا در محاسبات خود دچار اشتباهات بزرگی شده است و اكنون به دليل نوع سرمايهگذاری كه در سوريه كرده است، میخواهد كه اين نظام را سرنگون كند.
همپيمانان آمريكا ميلياردها دلار را برای سقوط نظام اسد هزينه كردهاند و عدم تحقق اين خواسته آمريكا نوعی سرشكستگی را برای سردمدارن آمريكايی را به دنبال داشته، لذا بحث جنگ را به ميان آورده است تا اعاده حيثيت كند و به گونهای قدرت خود را به رخ جهانيان بكشد و اعلام كند كه همچنان از قدرت برخوردار است و میتواند بر بحران سوريه تأثيرگذار باشد و ناكامیهايش در اين كشور را تا حدودی بپوشاند.
تا اين لحظه هم اين گونه نبوده است كه جنگ در سوريه وجود نداشته باشد، بلكه جنگ به صورت غير مستقيم در ابعاد اقتصادی، سياسی و نظامی و با حضور قطر و عربستان، تركيه، اردن و شيخ نشينهای خليج فارس به نيابت از آمريكا در سوريه جريان داشته و امروز نقطه تحول در اين مسئله بحث جنگ مستقيم است كه در حال حاضر آمريكا آن را مطرح كرده است.
بايد دانست كه سرنگونی نظام اسد كه آمريكا در پی آن است، تنها و تنها از طريق حمله زمينی امكانپذير است، لذا آنچه اكنون مطرح است، به عنوان حمله هوايی و موشكی توان سرنگونی نظام سوريه را نخواهد داشت، بنابراين آمريكا با اين حمله نهايتا میخواهد برتری دولت و ارتش سوريه در شكست تروريستها و معارضان در «قصير»، «حمص» و مناطق ديگر را از بين ببرد و نوعی تعادل را در صحنه نبرد بين حكومت سوريه و معارضان ايجاد كند.
ايكنا: همانطور كه میدانيد ما در تصميم آمريكا برای جنگ در سوريه نوعی عقبنشينی را شاهد بوديم و اين عقبنشينی با استفاده از واژه «حمله محدود نظامی» به جای نبرد زمينی و گسترده و اعلام اينكه باراك اوباما آغاز جنگ را به اجازه كنگره محول كرده است، خود را نشان داد، نظرتان در اين زمينه چيست؟
ـ عرصه جنگ يك عرصه عقلانی است و كسانی كه وارد اين عرصه میشوند، همه محاسبات را انجام میدهند، از سوی ديگر آمريكا در صورت حمله به سوريه، بايد منتظر چهار واكنش از جانب دولت سوريه، روسيه، ايران و حزبالله باشد و بايد بداند اين واكنشها در چه حدی و چگونه خواهد بود و نتايج و پيامدهای آن را پيشبينی كند، بنابراين امروز چون مجهولاتی را در اين واكنشها پيدا كرده است، عقبنشينیهايی را صورت داده و اين عقبنشينی به مجهولات نشأتگرفته از واكنش اين كشورها و گروهها بر میگردد.
ايكنا: آیا اعتراضات جامعه بينالملل و تظاهراتهای اخير در عقبنشينی آمريكا و اعلام حمله محدود نظامی در سوریه تأثيرگذار بوده است؟
ـ نه نمیتوان اين اعتراضات را تأثيرگذار دانست، زيرا آمريكا اين گونه نيست و ما ديديم كه در عراق تظاهراتی گستردهتر از تظاهراتهای امروز برای اعلام مخالفت با حمله آمريكا به اين كشور صورت گرفت، اما آمريكا از اين تظاهرات عبور كرد و اين نشان میدهد كه آمريكا به افكار عمومی اهميت نداده و ارزشی برای ملتها و افكار آنان قائل نيست.
ايكنا: نقش مقاومت و محور مقاومت در اين برهه حساس چيست؟
ـ همانطور كه گفته شد واكنش ايران و حزبالله به عنوان دو محور اصلی مقاومت نسبت به اين حمله بسيار تأثيرگذار است و يكی از دلايل عقب نشينی و ترديد آمريكا به محور مقاومت برمیگردد، زيرا سردمداران آمريكايی نمیدانند كه مقاومت چگونه پاسخ خواهد داد واكنون ايران پاسخ شفافی نداده و حزب الله هم همين طور و اين يكی از مهمترين ترديدهای آمريكا است.
ايكنا: اسرائيل چه نقشی در تصميم آمريكا برای جنگ در سوريه داشته است؟
ـ كل اين جنگ به گونهای طراحی اسرائيل است و همه می دانند كه اسرائيل نقش اساسی در اين جنگ خواهد داشت، نقشی كه از سوی آمريكا و غرب در حال اجرا است، آمريكا از ارتش قدرتمند سوريه نگران است، به همين دليل از بينبردن اين ارتش را كه هدفی اسرائيلی است، دنبال میكند، جنگ داخلی و حمله احتمالی فعلی برای از بينبردن قدرت سوريه است و اسرائيل به دنبال اين است كه در پيرامون خود ارتش و قدرتی كه تهديدكننده اين رژيم باشد، وجود نداشته باشد، با توجه به چنين نقشی احتمال اين كه واكنش هايی عليه اسرائيل شكل بگيرد، وجود دارد.
ايكنا: با توجه به مخالفتهای جامعه بينالملل همچون شورای امنيت و ناتو و حتی مخالفت پارلمان انگليس با حمله به سوريه، پشتيبان آمريكا در اين حمله چه میتواند باشد؟
ـ اينها نشان میدهد كه افكار عمومی با جنگ آمريكا موافق نيست و در كنگره آمريكا مك كين، سناتور آمريكايی و چندين نماينده ديگر كنگره آمريكا اعلام كردند موافق چنين جنگی نيستند يا اين كه جنگ محدود را قبول ندارند و معتقدند جنگی بايد به وقوع بپيوندد كه كار نظام سوريه را يكسره كند، اينها نشان دهنده اختلافنظر جدی درباره جنگ عليه سوريه است.
درباره پشتوانه امريكا در اين جنگ نيز بايد به لابیهای صهيونيستی اشاره كرد، آمريكا اكنون برای عملیشدن اين حمله با فشار زيادی از سوی لابیهای اسرائيل مواجه است و اين گروه در واقع مهمترين محرك و پشتوانه آمريكا در اين حمله به شمار میآيند.
ايكنا: نتيجه جنگ را چگونه پيش بينی میكنيد؟
ـ ارتش ضامن استقلال و امنيت يك كشور است و از بينبردن ساختار نظامی يك كشور يعنی هرج و مرج و قطعا حمله آمريكا به سوريه با توجه به حضور تكفيریها در اين كشور، هرج و مرج را در سوريه به وجود خواهد آورد، هرج و مرجی كه نمیتوان ابعاد آن را حتی پيش بينی كرد.