بيش از دو سال است كه سوريه به كشوری بحرانزده مبدل شده است؛ گروههايی به بهانه ايجاد تغيير در سياستهای سوريه به آشوبهای خيابانی دست زدند و به همين بهانه گروههای تكفيری به منظور تغيير در حاكميت مبارزات خيابانی را در شهرهای مهم اين كشور آغاز كردند.
هر چه درگيریها و جنايتها بيشتر میشد، ذات و درونمايه اقدامات بيش از پيش ظاهر میشد؛ كشتار مردم بیگناه، اختلافافكنی ميان مسلمانها، برهم زدن نظم جامعه و نهايتاً حمله به زينبيه نشان میداد هدف آنها هر چه هست، غير از ايجاد اصلاحات در يك كشور است.
هر چند درگيریهای سوری در راستای بيداری ملتهای مسلمان تفسير میشد، اما آنچه به عنوان كشتار بیرحمانه مردم در نگين مقاومت در منطقه رخ میداد، نشان از به خواب رفتن وجدان انسانها دارد.
در اين صحنه افرادی كه آغازگر فاجعه مسلمانكشی در سوريه شده بودند، تبديل به سياهیلشگرهايی برای ورود بازيگران اصلی جنگ و التهاب در جهان به ويژه در كشورهای اسلامی شدند؛ آمريكا كه خود را عصاره جهان میداند، بی هيچ دليل و دعوتی وارد اين كارزار شد تا همچون عراق و افغانستان بتواند با تكيه بر مشی قلدرمآبانه خود به بهانه خاموش كردن آتشی در منطقه، ويرانهای به يادگار بگذارد.
اما نمايشی كه سالهای گذشته در عراق و افغانستان از سوی سران آمريكا ظاهراً با موفقيت اكران شد، به دليل فرش قرمزی بود كه پيش از آن برخی گروهها و يا شخصيتهای مؤثر در اين كشور برای حضور و دخالتهای آشكار غرب پهن كرده بودند؛ مردم نيز ناخواسته برای تماشای چنين نمايشی جان خود را از كف میدادند؛ اتفاقی كه هنوز گاه و بیگاه در گوشه و كنار عراق و افغانستان مشاهده میشود.
اما پيشتوليد نمايش جديد آمريكا با موضوع سوريه طی ماههای گذشته برخاسته از توهمی است كه عملكرد سالهای گذشته آمريكا در منطقه با حمايت برخی سران كشورها و يا گروههای فعال منطقه و عدم مخالفت صريح ديگران به وجود آورده است.
با نگاهی به گذشته در میبابيم مداخله صريح آمريكا در مسائل مختلف منطقه مخالفت عملی كشوری را در بر نداشت؛ صدور بيانيه، برپايی راهپيمايیهايی عليه جنگافروزیهای آمريكا و اظهار تأسف مسئولان ردههای مختلف كشورها از جمله اقداماتی بود كه مانع سياستهای آمريكا در قبال عراق و افغانستان نشد.
امروز سوريه به كابوسی برای آمريكا تبديل شده است؛ هر چند آمريكا پس از اقدامات خود در اين دو كشور نتوانست به اهداف خود برسد، اما نهايتاً توانست اين نكته را اثبات كند كه ايالات متحده در تصميمات خود مصمم است و هر چه بخواهد، انجام میدهد، حتی اگر سازمانهای بينالمللی و كشورهای همپيمان مخالف اين اقدام باشند، لحظهای ترديد برای سران اين كشور به همراه نخواهد آورد.
حال آمريكا تنها مانده است؛ نه كنگره و نه كشورهای همپيمان موافق با دخالت نظامی آمريكا در سوريه نيستند. جنگی كه به بهانه مقابله با مقاومت اسلامی در برابر رژيم صهيونيستی و قطع ارتباط ايران با مقاومت و نهايتاً تضعيف تفكر جمهوری اسلامی در منطقه قرار بود رخ دهد، امروز به چالشی بزرگ برای آمريكا تبديل شده است.
توهمی كه اين سالها ايالات متحده را در برگرفته ريشه در فروپاشی نظام دوقطبی داشت كه امريكا خود را پس از آن دوره قدرت مطلق جهان قلمداد می كرد اما حوادث گوناگون در اين دوران نشان داد كه نظام تك قطبی وجود خارجی ندارد و عدم حمايت كشورهای اروپايی از حمله به سوريه بيش از پيش گويای اين واقعيت است؛ در واقع حمله احتمالی آمريكا به سوريه خارج از قواعد و مقررات بينالمللی و بدون تاييد شورای امنيت نه تنها نشان از قدرت امريكا نخواهد داشت بلكه بيش از گذشته انزوای جهانی آمريكا را نشان میدهد، انزوايی كه تنها به دليل قدرت نظامی و رسانهای آمريكا پنهان مانده بود.
محمود قرهداغی