خدايا شكر؛ به اينكه میدانم هستی، خيلیها نمیدانند، خيلیها میدانند اما باور ندارند؛ خيلیها میدانند، باور دارند، اما باورشان وارد قلبشان نشده؛ خيلیها میدانند، باور دارند، باور وارد قلبشان شده اما میلغزند، میترسند و باورشان زندگيشان را مستحكم نمیكند، قلبشان را آرامش نمیبخشد.
شكر كه میدانم حتی برگی به نسيمی نمیلرزد، مگر تو بخواهی و شكرتر آنكه میدانم نمیتوانم شكرت را به جای بياورم، اما خوشحالم چرا كه وقتی خداوند به موسی(ع) وحی كرد: حق شكر مرا به جای بياور، موسی گفت: امكان ندارد. زيرا هر كلمه شكر نيز شكر ديگری لازم دارد. وحی آمد كه همين اقرار تو و اينكه میدانی هر چه هست از من است، بهترين شكر من است.
امام صادق(ع) نيز فرمودهاند: شكر نعمت دوری از گناه است و شكر آن است كه انسان نعمت را از خدا بداند (نه از زيركی و علم و عقل و تلاش خود يا ديگران) و به آنچه خدا به او داده راضی باشد و نعمتهای الهی را وسيله گناه قرار ندهد و شكر واقعی آن است كه انسان نعمت را در مسير خدا قرار دهد.
بنده همان به كه ز تقصير خويش / روی به درگاه خدا آورد ـ ورنه سزاوار خداونديش / كس نتواند كه به جای آورد
و يك قانون اصلی و مبدأ در خصوص شكر اين است كه خداوند فرمود: «وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِن شَكَرْتُمْ لأَزِيدَنَّكُمْ وَلَئِن كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِی لَشَدِيدٌ؛ و آنگاه كه پروردگارتان اعلام كرد كه اگر واقعا سپاسگزارى كنيد [نعمت] شما را افزون خواهم كرد و اگر ناسپاسى نماييد قطعا عذاب من سخت خواهد بود». (آيه هفت سوره ابراهيم). يعنی همانی كه گفتهاند شكر نعمت، نعمتت افزون كند/ كفر، نعمت از كفت بيرون كند.
گاهی ما به دنبال روشهای عجيب و سخت برای نزديكی به خدا میگرديد، اما راه آن بسيار ساده است؛ شكر كنيم به زبان و دل و عمل، آنوقت است كه داشتههايمان را خواهيم ديد.