همواره با فرض ثبات در سياستهای كلان كشور، زمانی كه فصل جديدی از ساختار اجرايی آغاز میشود از سوی مديران و مسئولان چيزی كه بارها شنيده میشود آن است كه عملكرد آنها به مثابه دوی امدادی در امتداد كوشش و فعاليت مديران قبلی بوده و آنها بخش ديگری از راه را طی خواهند كرد كه بيشتر قسمتی از آن پيموده شده است.
اين ادعا را البته در عرصه عمل و اجرا كمتر میتوان شاهد بود و طبيعتاً با تغيير در ساختار مديريتی، براساس نوع نگرش متفاوت و بيشتر به دليل تنوع سليقه مبنای امور اجرايی كشور در همه ابعاد از نو شروع میشود و مديران اجرايی در ساختار جديد مديريت اهدافی را دنبال میكنند كه معمولاً مغاير با اهداف پيشينيان خود بوده است.
اكنون در فصل انتقال قدرت از دولت دهم به يازدهم به سر میبريم؛ وقفهای كه گويا به دليل مطول شدن مراسم رسمی توديع و معارفه مديران، مقطعی را به وجود آورده است كه شايد تكليف بسياری از برنامهها صد در صد مشخص نباشد.
دولت يازدهم از زمان معرفی كابينه خود به مجلس شورای اسلامی به منظور رأی اعتماد وكلای مردم تا به اين لحظه قريب به 4 هفته و حتی كمی بيشتر از آن را فرصت برای احراز صلاحيت مديران سابق اجرايی با رجوع به كارنامه كاری آنها داشت و در برههای كه كشور از موقعيت حساسی برخوردار است شايد كمی دير باشد كه روند جاری امور به دليل بررسی و ارزيابی دولت يازدهم و خروج آمارها معلق نگاه داشته شود.
برای تقريب ذهن بيشتر دامنه مبحث مورد نظر از نگارش اين يادداشت را كمی بستهتر و معطوف به امور هنری میكنيم؛ اگر بررسی عملكرد مديران اجرايی امور هنری در دولت دهم مثبت ارزيابی شده باشد پس توجيهی برای تغيير افرادی كه در رأس آن امور هستند وجود ندارد و اگر اين اتفاق افتاده باشد دو حالت بيشتر نمیتوان برای آن متصور بود يا اينكه كارنامه هنری دولت دهم از نقطه نظر ارزيابی مديران جديد منفی بوده است و يا اين انتخاب جناحی و با در نظر قرار دادن برخی مصالح گرايشات سياسی صورت گرفته است.
در هر دو صورت چيزی كه انتظار میرود با وجود ادعايی كه مسئولان همواره از آن دم میزنند و استمرار كارهای گذشته است، همه چيز از نقطه صفر آغاز شده و انجام امور به خانه نخست خود بازمیگردد.
اين نگرش پيامد منفی در پی خواهد داشت چون با اين فرض كه امور بايد اصلاح شود و به وضعيت مطلوب بازگردد اما برنامههايی هر ساله در تقويم زمانی مشخصی براساس سنتی از پيش تعيين شده برگزار میشوند كه برگزاری آنها را نمیتوان به بهانه تغييرات در ساختار مديريتی و امور اجرايی معطل گذاشت.
امور هنری در ايران به شكل رسمی اغلب در قالب برگزاری جشنوار تعريف میشود؛ برگزاری جشنواره مقدمات و فراهم آمدن پيشزمينههای خود را داراست كه معمولاً از چند ماه پيشتر از برگزاری جشنواره برای آن برنامهريزی صورت میگيرد، گاه ممكن است همچون روزگاری كه در آن قرار داريم زمان برگزاری جشنواره از نقطه شروع تا پايان آن به دو بخش تقسيم شود و بخشی در زمان مديريت اجرايی دولت قبل و اجرای بخشی كه از قسمت اول نيز مهمتر است و به عنوان نتيجه از آن تعبير میشود به ساختار اجرايی دولت بعدی منتقل شود.
در زمانی كه همچون اكنون ابقا يا تغيير مديران اجرايی امور هنری در ابهام كامل قرار دارد، جريان جاری هنری كه به هيچ بهانهای نمیتوان آن را متوقف كرد بيشترين آسيب را خواهد ديد؛ چرا كه تا اينجای كار كه مسئوليت اجرای آن به عهده مدير قبلی بوده است، كادر مديريتی با جديت و دلسوزی به كار و تلاش میپردازند اما چون قرار است از جايی به بعد مسئوليت به گروه ديگری منتقل شود لذا هيچ اهتمام و تلاش ساعی برای ادامه كار رخ نمیدهد و نتيجه آنكه تضمينی برای كيفيت برگزاری رويداد هنری تا نقطه پايانی آن وجود ندارد.
روی صحبت اين يادداشت در امور هنری بيشتر به عرصه تئاتر مربوط میشود؛ تئاتری كه جشنوارهمحور است و شايد تنها دلخوشی فعالان در آن، شركت قوی در جشنواره و عرض اندام در آن باشد و البته توقع بهحقی كه از جشنواره دارند و بايد با تحقق وعده و وعيد مسئولان و برگزاركنندگان علاوه بر اعتبار و اعتماد هنرمندان، هر ساله اين انگيزه به وجود آيد كه با خلاقيت و نوآوری نمايشگران، كيفيت جشنواره ارتقا يابد.
چيزی كه در عرصه تئاتر همواره به عنوان نقطه ضعف جريان اجرايی از آن ياد میشود فقدان آئيننامه مدون و ثابت اجرايی است كه بتوان با استناد به مفاد آن در هر دوره صرفنظر از اينكه چه مدير و ساختار اجرايی با چه طرز تفكر، سليقه و نگرشی میخواهد بر سر كار آيد، برنامهها منطبق با اصول هنری و حرفهای و طبق زمانبندی مشخص شده به پيش رود.
مسئولان هنرهای نمايشی دولت دهم در ماههای اخير حداقل در مورد برگزاری جشنواره بينالمللی «تئاتر فجر» قول تدوين آئيننامهای اجرايی را داده بودند كه زين پس براساس آن جشنواره از ساختار و محتوايی منسجم برخوردار باشد كه اين امر همچون همه ادوار ديگر امور اجرايی در دولتهای پيشين محقق نشد و نتيجه آنكه در فصل انتقال قدرت و در شرايطی كه در آستانه برگزاری جشنوارههای مهم تئاتری به سر میبريم، مديران قبلی كه هنوز سر كار هستند چون تكليف آينده كاری خود را نمیدانند لذا در مورد جزئيات برنامههای مورد نظر در قالب برگزاری جشنوارهها پاسخی دو پهلو میدهند.
به نظر میرسد حال كه شعار دولت تدبير و اميد انجام اقداماتی فراجناحی است حداقل در زمانی كه به قولی مشغول استخراج دادهها برای تنظيم و بسامان كردن امور جاری كشور هستند، اين اعتماد را به ساختار اجرايی مديران قبلی و اعضای ستادی برگزاری جشنوارههای تئاتری و يا هر جشنواره هنری كه ممكن است به سرنوشتی همچون تئاتر مبتلا میشوند داشته تا همانها بالای سر اين رويدادهای هنری كه از ابتدا مسئوليت آن را عهدهدار بودند باشند تا از صفر تا صد آنها با همان نظارت قبلی به انجام برسد.
سجاد دبيريان