کد خبر: 4366632
تاریخ انتشار : ۰۸ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۱۱
حجت‌الاسلام پیروزمند تشریح کرد

«مردم» در اندیشه رهبر شهید؛ از مقبولیت تا مشروعیت حکومت

عضو هیئت علمی دانشگاه عالی دفاع ملی با تشریح سه رویکرد درباره جایگاه مردم در نظام سیاسی، گفت: دیدگاه رهبر شهید از یک سو با دموکراسی لیبرال و از سوی دیگر با نظریه محدود شدن نقش مردم به مقبولیت حکومت متفاوت است؛ چراکه ایشان مردم را در مشروعیت و مقبولیت نظام سیاسی نقش‌آفرین می‌دانست.

حجت‌الاسلام والمسلمین علیرضا پیروزمند، عضو هیئت علمی دانشگاه عالی دفاع ملیجایگاه مردم در نظام اسلامی و نسبت آنان با حکمرانی دینی، از مهم‌ترین مباحث اندیشه سیاسی اسلام و از مؤلفه‌های اساسی منظومه فکری «رهبر شهید انقلاب» است. ایشان در طول دوران زعامت خود، همواره بر نقش مردم در شکل‌گیری، استقرار و پیشرفت نظام اسلامی تأکید داشتند و مشارکت آگاهانه مردم را نه صرفاً یک سازوکار اجرایی، بلکه بخشی از هویت و کارآمدی مردم‌سالاری دینی می‌دانستند. این در حالی است که برخی دیدگاه‌ها در تبیین حکومت دینی، نقش مردم را محدود یا صرفاً تشریفاتی تلقی می‌کنند. بر همین اساس، این پرسش مطرح می‌شود که ریشه این تأکید رهبر شهید بر اصالت نقش مردم در حکمرانی دینی چیست و این نگاه بر چه مبانی دینی و فکری استوار است؟

ایکنا در گفت‌وگو با حجت‌الاسلام والمسلمین علیرضا پیروزمند، عضو هیئت علمی دانشگاه عالی دفاع ملی، به واکاوی جایگاه مردم در اندیشه سیاسی رهبر شهید و نسبت آن با الگوی مردم‌سالاری دینی پرداخته است که متن آن را در ادامه می‌خوانیم:


بیشتر بخوانید:


ایکنا ـ رهبر شهید انقلاب در دوران زعامت و رهبری خود همواره بر نقش مردم در حکمرانی دینی تأکید داشتند. این در حالی است که برخی از فقها، عالمان دینی و شخصیت‌های سیاسی، جایگاه چندانی برای مردم در حکومت دینی قائل نیستند و نقش آنان را بیشتر تشریفاتی یا تزئینی می‌دانند. ریشه این تأکید رهبر شهید بر اصالت نقش مردم در حکمرانی چیست؟

مسئله «مردم» در همه نظام‌های سیاسی، به‌ویژه در دوران معاصر، مسئله‌ای تعیین‌کننده است اما هر مکتب سیاسی از زاویه‌ای خاص به این موضوع می‌نگرد. برای روشن شدن تفاوت دیدگاه رهبر شهید و امام راحل(ره) درباره جایگاه مردم، باید رویکردهای موجود را با یکدیگر مقایسه کنیم تا تفاوت دیدگاه رهبر شهید و امام راحل به این ترتیب بهتر مشخص شود. 

نخستین رویکرد، نگاه نظام‌های سیاسی سکولار و به‌ویژه لیبرال‌دموکراسی است. طرفداران این دیدگاه معتقدند مشروعیت هر نظام سیاسی باید به مردم بازگردد و از همین رو، دموکراسی را بهترین الگوی حکمرانی می‌دانند. بر اساس این نگاه، سایر تجربه‌های بشتری در نظام‌های سیاسی، از جمله نظام‌های سلطنتی و حتی حکومت‌های دینی، اعم از الگوی خلافت در میان اهل سنت یا نظریه ولایت فقیه در اندیشه شیعه، نظام‌هایی غیردموکراتیک تلقی می‌شوند؛ زیرا معتقدند این نظام‌ها نقش واقعی مردم را در شکل‌گیری و استمرار حکومت به رسمیت نمی‌شناسند و نگاهی از بالا به پایین یا قیم‌مآبانه به مردم دارند.

ایکنا ـ آیا این ادعا با واقعیت عملکرد نظام‌های دموکراتیک نیز همخوانی دارد؟

باید میان ادعاهای نظری و تجربه عملی نظام‌های دموکراتیک تفاوت قائل شد. اگر عملکرد این نظام‌ها را در دنیای امروز ارزیابی کنیم، درمی‌یابیم که مردم در بسیاری از موارد بیش از آنکه نقش واقعی در تصمیم‌گیری داشته باشند، به ابزاری برای مشروعیت‌بخشی به ساختار قدرت تبدیل شده‌اند. در ظاهر، از مراجعه به آرای مردم، احترام به افکار عمومی و مشارکت همگانی سخن گفته می‌شود، اما در عمل، آنچه رخ می‌دهد حاکمیت یک اقلیت بر اکثریت است.

ایکنا ـ منظورتان از «حاکمیت اقلیت بر اکثریت» چیست؟

این اقلیت در دوره‌های مختلف شکل‌های متفاوتی به خود گرفته است. گاهی سرمایه‌داران، گاهی صاحبان قدرت سیاسی، زمانی نخبگان و امروز نیز صاحبان فناوری و مدیران شبکه‌های اجتماعی در شمار این اقلیت قرار می‌گیرند. ممکن است مصادیق این اقلیت در طول زمان تغییر کند و حتی گروه‌های جدیدی به آن افزوده شوند اما یک ویژگی ثابت باقی می‌ماند و آن این است که قدرت واقعی در اختیار اقلیتی محدود قرار دارد؛ اقلیتی که در ظاهر از اراده مردم دفاع می‌کند اما در عمل، مسیر تصمیم‌گیری و اداره جامعه را تعیین می‌کند.

ایکنا ـ شما در نقد رویکرد نخست، به فاصله میان ادعای دموکراسی و واقعیت عملکرد نظام‌های لیبرال‌دموکراتیک اشاره کردید. آیا می‌توان گفت این نظام‌ها در عمل نیز مردم را منشأ اصلی قدرت نمی‌دانند؟

بله، دقیقاً همین‌طور است. بنابراین تعبیری که در سؤال شما درباره بی‌توجهی به نقش مردم مطرح شد، ناظر به این گروه است و نه علمای دینی. جریان‌های مدافع لیبرال‌دموکراسی از نظر تبلیغاتی خود را بزرگ‌ترین مدافع مردم معرفی می‌کنند اما در واقعیت، کمترین نقش واقعی را برای مردم قائل هستند. البته مقصود این نیست که این نظام‌ها هیچ توجهی به مشکلات و مطالبات مردم ندارند؛ طبیعی است که برای حفظ ثبات و استمرار قدرت خود، تا حدی به نیازهای مردم رسیدگی می‌کنند اما این توجه از سر اصالت دادن به مردم نیست، بلکه در راستای حفظ ساختار قدرت و استمرار قدرت است.

به همین دلیل، در تجربه نظام‌های مختلف سیاسی مشاهده می‌کنیم حتی جریان‌هایی که با شعار دفاع از طبقات محروم و ضعیف به قدرت می‌رسند، پس از استقرار در قدرت، گاه از مدافعان سنتی سرمایه‌داری نیز در حمایت از صاحبان ثروت و قدرت پیشی می‌گیرند. نمونه آن را می‌توان در تحولات سال‌های اخیر انگلستان مشاهده کرد؛ جایی که حزب کارگر پس از سال‌ها به قدرت رسید اما در عرصه سیاست خارجی و حتی سیاست داخلی، رویکردی متفاوت از ساختارهای قدرت و ثروت، چه در داخل انگلستان و چه در مقیاس جهانی، از خود نشان نداد و نتوانست اولویت را به طبقات ضعیف و محروم بدهد.

بنابراین، این گروه در مقام نظر، مشروعیت حکومت را به مردم نسبت می‌دهد، اما در مقام عمل، قدرت واقعی در اختیار همان اقلیت‌های اثرگذار باقی می‌ماند.

ایکنا ـ در برابر این رویکرد، دیدگاه دوم درباره جایگاه مردم در حکومت دینی چیست؟

رویکرد دوم، متعلق به بخشی از اندیشمندان و علمای دینی است؛ به‌ویژه کسانی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی دیدگاه‌های خود را در این زمینه تبیین کرده‌اند. این گروه برای مردم جایگاه بسیار مهمی قائل هستند و نقش آنان را نیز کاملاً واقعی می‌دانند اما معتقدند نقش مردم در «مقبولیت» نظام سیاسی است، نه در «مشروعیت» آن.

از منظر این دیدگاه، مشروعیت حکومت از جانب خداوند و رسول اکرم(ص) سرچشمه می‌گیرد و مردم حق اعطای مشروعیت ندارند. البته این به معنای بی‌اهمیت بودن مردم نیست؛ زیرا تحقق و استقرار حکومت بدون پذیرش مردم امکان‌پذیر نخواهد بود.

ایکنا ـ این دیدگاه برای تبیین تفاوت میان مشروعیت و مقبولیت به چه نمونه‌ای استناد می‌کند؟

مهم‌ترین نمونه، حکومت امیرالمؤمنین علی(ع) است. بر اساس این تحلیل، حضرت علی(ع) از همان ابتدا به نصب الهی و معرفی پیامبر اکرم(ص) دارای مشروعیت بودند اما تا زمانی که مردم با ایشان بیعت نکردند، حکومت ایشان مقبولیت اجتماعی پیدا نکرد و امکان تشکیل حکومت فراهم نشد. طرفداران این دیدگاه همین منطق را به عصر غیبت نیز تعمیم می‌دهند و معتقدند در دوران تصدی ولایت فقیه نیز مشروعیت از ناحیه شارع مقدس است و مردم در اصل مشروعیت نقشی ندارند، بلکه نقش آنان در مقبولیت، پذیرش، استقرار و تحقق حکومت و نظام است.

این دیدگاه، استدلال‌های فقهی و کلامی خاص خود را دارد که اکنون قصد ورود به آن‌ها را ندارم اما برای تبیین دقیق دیدگاه رهبر شهید، لازم است ابتدا این دو رویکرد از یکدیگر تفکیک شوند.

ایکنا ـ با این توضیحات، جایگاه نظر رهبر شهید در میان دیدگاه‌های موجود درباره نقش مردم در حکومت دینی چگونه قابل تبیین است؟

رهبر شهید بی‌تردید در شمار اندیشمندان اسلامی قرار می‌گیرند اما دیدگاه ایشان درباره نقش مردم، از برخی دیدگاه‌های رایج در میان اندیشمندان اسلامی متمایز است. ایشان علاوه بر اینکه برای مردم در «مقبولیت» نظام سیاسی نقش قائل هستند، معتقدند مردم در «مشروعیت» نظام سیاسی و نیز مشروعیت ولی‌فقیهی که عهده‌دار این مسئولیت می‌شود نیز نقش دارند. این دیدگاه، نشان‌دهنده عمق توجه ایشان به جایگاه و نقش مردم در اندیشه سیاسی اسلام و مردم‌سالاری دینی است.

ممکن است این پرسش مطرح شود که این دیدگاه چه پشتوانه‌ای دارد و چگونه قابل تبیین است. به اعتقاد من، باید میان دوران حضور ائمه معصوم(ع) و عصر غیبت تفکیک قائل شد.

در دوران حضور معصومان(ع)، امامت هر امام تنها از طریق نصب امام پیشین امکان‌پذیر بود. برای مثال، مردم نمی‌توانستند تعیین کنند که پس از امام رضا(ع) چه کسی عهده‌دار امامت شود؛ زیرا این امر، منصبی الهی بود و تنها از طریق امام معصوم تعیین می‌شد. این مبنا از استحکام و اتقان برخوردار است و محل بحث نیست.

اما در عصر غیبت، شرایط متفاوت است. در این دوره، امام معصوم حضور ظاهری ندارد تا جانشین خود را به صورت مشخص و مصداقی معرفی کند. حتی کسانی که مشروعیت را الهی می‌دانند نیز مدعی نیستند که امام عصر(عج) شخص خاصی را، مانند امام راحل یا رهبر شهید، به صورت مصداقی برای این مسئولیت منصوب کرده‌اند.

ایکنا ـ در این صورت، نقش مردم در عصر غیبت چگونه تبیین می‌شود؟

وقتی نصب مستقیم و مصداقی از سوی امام معصوم امکان‌پذیر نیست، راهی جز مراجعه به مردم باقی نمی‌ماند. در این چارچوب، مردم فرد واجد شرایط را انتخاب می‌کنند و از همین‌رو، مشروعیت تصدی او نیز به رأی و انتخاب مردم بازمی‌گردد.

البته این نکته بسیار مهم است که نقش مردم در مشروعیت، به معنای اختیار آنان در تعیین معیارهای ولایت نیست. مردم نمی‌توانند معیارهای شرعی این جایگاه را تغییر دهند یا بر اساس سلیقه و خواست خود شرایط جدیدی تعریف کنند؛ برای مثال، نمی‌توانند بگویند فقیه بودن شرط نباشد یا به جای فقاهت، داشتن مدرک دکترای اقتصاد یا هر ویژگی دیگری ملاک تصدی این مسئولیت قرار گیرد.

ایکنا ـ بنابراین، نقش مردم در مشروعیت از نگاه رهبر شهید چه حدود و ثغوری دارد؟

از منظر رهبر شهید، مردم در انتخاب فرد واجد شرایط نقش دارند اما معیارهای احراز این جایگاه را شریعت تعیین کرده است، نه آرای عمومی. به تعبیر دیگر، مردم در چارچوب ضوابط و معیارهای دینی، فرد اصلح را برمی‌گزینند، نه اینکه خود معیارهای ولایت را تغییر دهند.

دقیقاً در همین نقطه است که تفاوت بنیادین مردم‌سالاری دینی و نگاه اسلامی با دموکراسی لیبرال آشکار می‌شود. در دموکراسی، مردم می‌توانند معیارها و قواعد را نیز بر اساس خواست اکثریت تغییر دهند اما در اندیشه اسلامی، چارچوب‌ها و معیارهای مشروعیت از شریعت اخذ می‌شود و نقش مردم در انتخاب مصداق، درون همین چارچوب معنا پیدا می‌کند.

ایکنا ـ با این توضیح، تفاوت دیدگاه رهبر شهید با دموکراسی غربی و همچنین با برخی دیدگاه‌های رایج در میان اندیشمندان اسلامی را چگونه می‌توان جمع‌بندی کرد؟

تفاوت دیدگاه رهبر شهید با دموکراسی لیبرال و برخی دیدگاه‌های رایج از این جهت روشن است که در دموکراسی، دست‌کم در مقام نظر، این مردم هستند که هم معیارها را تعیین می‌کنند و هم بر اساس همان معیارهایی که خود وضع کرده‌اند، مسئولان را برمی‌گزینند. به عبارت دیگر، مردم نه تنها انتخاب‌کننده افراد، بلکه تعیین‌کننده شاخص‌ها و ملاک‌های تصدی مسئولیت نیز هستند؛ هرچند معتقدم در عمل نیز این ادعا به‌طور کامل محقق نمی‌شود و اراده واقعی مردم نقش تعیین‌کننده‌ای ندارد.

اما در اندیشه رهبر شهید، چنین برداشتی وجود ندارد. مردم در مشروعیت حکومت نقش دارند اما این به معنای آن نیست که بتوانند معیارهای شرعی ولایت و حکمرانی را تغییر دهند. معیارها از سوی دین تعیین شده است و مردم در چارچوب همین معیارها، فرد واجد شرایط را برمی‌گزینند.

ایکنا ـ بنابراین، تفاوت دیدگاه رهبر شهید با برخی دیدگاه‌های فقهی درباره مشروعیت حکومت در چیست؟

تفاوت اصلی در این است که برخی از علما معتقدند مردم تنها در «مقبولیت» نظام سیاسی نقش دارند و مشروعیت حکومت به طور کامل از ناحیه شارع مقدس ناشی می‌شود اما رهبر شهید بر این باورند که در عصر غیبت، نظر و رأی مردم در مشروعیت نظام سیاسی نیز دخالت دارد؛ به این معنا که اگر مردم نسبت به فردی که عهده‌دار مسئولیت ولایت و رهبری می‌شود اقبال و پذیرش نداشته باشند، تصدی این مسئولیت نیز مشروعیت نخواهد یافت.

البته در نظام جمهوری اسلامی، این نقش مردم بر اساس سازوکار قانون اساسی اعمال می‌شود. از آنجا که شناسایی فرد واجد شرایط برای رهبری، امری تخصصی است، مردم اعضای مجلس خبرگان رهبری را انتخاب می‌کنند و خبرگان نیز به عنوان نمایندگان مردم، ولی‌فقیه را برمی‌گزینند. بنابراین، اراده مردم در این فرآیند حضور دارد، هرچند به صورت غیرمستقیم و از طریق نمایندگان منتخب آنان اعمال می‌شود.

از این جهت، اگر به نتیجه عملی نگاه کنیم، میان دیدگاهی که مشروعیت را صرفاً الهی می‌داند و دیدگاه رهبر شهید، در چارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی اشتراکاتی وجود دارد؛ زیرا در هر دو دیدگاه، انتخاب رهبر از طریق مجلس خبرگان صورت می‌گیرد. اما در سطح تحلیل نظری و تبیین علمی مسئله، این دو دیدگاه با یکدیگر متفاوت‌اند و در واقع می‌توان از سه رویکرد متمایز درباره جایگاه مردم در نظام سیاسی سخن گفت: نخست، رویکرد دموکراسی لیبرال؛ دوم، دیدگاهی که مردم را تنها منشأ مقبولیت می‌داند؛ و سوم، دیدگاه رهبر شهید که برای مردم، در چارچوب ضوابط شرعی، علاوه بر مقبولیت، در مشروعیت حکومت نیز نقش قائل است.

ایکنا ـ با این توضیحات، اگر بخواهیم جایگاه مردم را در اندیشه سیاسی رهبر شهید جمع‌بندی کنیم، مهم‌ترین ویژگی این نگاه چیست؟

اگر بخواهیم عمق نقش‌آفرینی مردم را در اندیشه و دیدگاه رهبر شهید تبیین کنیم، باید به این نکته اساسی توجه داشته باشیم که ایشان، برخلاف دو دیدگاه دیگری که به آن‌ها اشاره شد، برای مردم هم در مشروعیت و هم در مقبولیت، نظام سیاسی و شخص ولی‌فقیه نقش قائل هستند.

این دیدگاه از یک سو با دموکراسی لیبرال تفاوت دارد؛ زیرا هرچند دموکراسی در ظاهر همه امور را به رأی مردم بازمی‌گرداند اما در عمل چنین نیست و اراده واقعی مردم تعیین‌کننده نیست. از سوی دیگر، با دیدگاه برخی از علمای دینی نیز تفاوت دارد؛ زیرا آنان اگرچه برای مردم جایگاه مهمی قائل هستند اما این جایگاه را در مقبولیت حکومت می‌دانند، نه در مشروعیت آن. در حالی که رهبر شهید معتقد بودند مردم در هر دو ساحت، یعنی هم مشروعیت و هم مقبولیت، نقش‌آفرین هستند.

ایکنا ـ آیا این نگاه صرفاً یک مبنای نظری بود یا در سیره عملی رهبر شهید نیز نمود داشت؟

این موضوع صرفاً یک بحث نظری و علمی نبود، بلکه در سیره عملی رهبر شهید نیز شواهد و قرائن فراوانی بر آن وجود دارد. ایشان حقیقتاً مردم را باور داشتند، به مردم اعتماد می‌کردند و در همه بزنگاه‌های حساس، ظرفیت و توان مردم را عامل اصلی عبور از مشکلات می‌دانستند.

هرگاه در شرایط دشوار، برخی نخبگان این‌گونه تحلیل می‌کردند که دیگر امکان ادامه مسیر وجود ندارد، نمی‌توان در برابر دشمن ایستاد، نمی‌توان مقاومت کرد یا کشور را با این شرایط اداره کرد، پاسخ رهبر شهید همواره این بود که «مردم را باور کنید و به مردم تکیه کنید، می‌توانید». ایشان یقین داشتند که اگر ظرفیت‌های مردمی به میدان آورده شود، می‌توان از سخت‌ترین بحران‌ها نیز عبور کرد.

در سیره عملی ایشان نیز، پس از اتکال به خداوند متعال و اعتماد به وعده‌ها و تفضلات الهی، مهم‌ترین پشتوانه، اعتماد به مردم بود. در مقاطع مختلف که دشمنان تصور می‌کردند می‌توانند کار جمهوری اسلامی را یکسره کنند، رهبر شهید با مردم سخن می‌گفتند، روشنگری می‌کردند، مطالبه‌گری داشتند، مردم را هدایت و به حضور در میدان دعوت می‌کردند و همواره بخش عظیمی از مردم نیز این دعوت را اجابت می‌کردند. نتیجه همین اعتماد متقابل، عبور کشور از بحران‌های مختلف بود. ان‌شاءالله این مسیر با زعامت شایسته جانشین ایشان، حضرت آیت‌الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای نیز با قوت بیشتری ادامه خواهد یافت و همان‌گونه که تاکنون دشمنان را ناامید کرده است، در آینده نیز به همین صورت خواهد بود.

ایکنا ـ بر این اساس، می‌توان گفت از منظر رهبر شهید، مردم صرفاً صاحبان حق تعیین سرنوشت نیستند، بلکه «فاعل حکمرانی» به شمار می‌روند و در تحقق و استمرار حکومت اسلامی نیز مسئولیت دارند؟

بله، این تعبیر، تعبیر درستی است. در اندیشه رهبر شهید، مردم نقش ابزاری ندارند و نگاه ابزاری به مردم اساساً نادرست است. مردم صرفاً تماشاگر یا جمعیتی نیستند که حکومتی بر آنان حاکم باشد و برای آنان تصمیم بگیرد. بلکه مردم در فرآیند حکمرانی نقش واقعی و فعال دارند؛ آنان در مشروعیت‌بخشی به حکومت نقش دارند، در تحقق و استقرار آن نقش‌آفرین هستند، در استمرار آن مسئولیت دارند، بر عملکرد مسئولان نظارت می‌کنند و در سرنوشت جامعه دخالت دارند؛ البته همه این نقش‌آفرینی‌ها در چارچوب معیارها و ضوابطی است که شریعت مقدس تعیین کرده است.

انتهای پیام
خبرنگار:
سمیرا باباجهد انصاری
دبیر:
مهدی مخبری
captcha