به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن (ايكنا) حجتالاسلام والمسلمين محمدحسين نواب، مدير مدرسه اسلامی ظهر امروز 20 شهريور ماه در نشست علمی مبانی و روشهای هنر دينی و غير دينی گفت: در حوزه هنر اسلامی و فلسفه هنر اسلامی مستشرقان نيز مباحثی را مطرح كرده كه برخی از آنها متاسفانه در اين بين شيطنتهايی را نيز داشتهاند از جمله شرح تعاريف فارابی در حوزه انديشه هنر اسلامی كه مثلا او را نه فيلسوف بلكه يك هنرشناس نام برده است.
وی افزود: در بين مسلمانان بسياری از اين هنرهايی كه غرب آنها را دستهبندی كرده به عنوان صنعت ذوقی نام برده میشود؛ مثلا معماران كه مسلمانان آنها را يك صنعتگر میدانستند تا يك هنرمند در حالی كه غربیها آنان را هنرمند مینامند.
نواب تصريح كرد: تفاوت مصداق هنز در غرب و شرق باعث شد كه پس از حضور جدی هنر غربی ما هم مجبور شويم كه مثل آنان بگوييم كه هنر، تنها به 7 رشته تقسيم و محدود میشود كه از نظر اسلام چنين نيست؛ زيرا بلاغت در اسلام يكی از مهمترين و بالاترين هنرهاست در حالی كه در ميان غربيان چنين مفهومی وجود ندارد.
وی گفت: مبحث زيبايیشناسی در اسلام از زمان پيامبر اكرم(ص) شروع شده است و هرجا كه صحبتی از صفات الهی شده يكی از مهمترين صفات الهی، بحث جمال بوده است.
نواب تصريح كرد: زيبايی غير حسی يا معنوی باعث شد كه زيبايیهای ديگر ديده نشود و وقتی كه اين بحث در حوزه فلسفه اسلامی مطرح شد در اين سطح بحث شد و مسلمانان به طور كلی در اين عرصه كار جدی نكردند و هنر در فلسفه اسلامی راه زيادی نيافت كه البته اين مسئله يك مزيت است زيرا مسلمانان خيلی از صنعتها را به طور كلی هنر نمیدانستند و به همين دليل بود كه طبقه هنرمندان در جامعه مسلمانان تعريف نشده بود.
وی گفت: يكی از دلايل ترقی هنرهای تجسمی در غرب به دليل تصور مسيحيان نسبت به معجزه الهی يعنی حضرت عيسی(ع) كه تجسم خداوند روی زمين است بود ولی مسلمانان به واسطه اينكه معجزه بزرگ الهی را قرآن میدانند كه قرآن نيز كلام است به همين دليل كلام در ميان هنرمندان اسلامی محور شد و بسياری از هنرها در اين حوزه نزج يافت.