کد خبر: 1287451
تاریخ انتشار : ۲۳ شهريور ۱۳۹۲ - ۱۰:۱۸
به بهانه فرارسیدن میلاد امام هشتم(ع)/

همه‌جا در پناه بازوان مهر حبيبی هستی كه می‌گويند ضامن آهو شده است

راه و رسم عرض ارادت هم كه ندانی، دست راستت ناگاه بر سينه می‌رسد و تنها يك جمله ديگر كافی است «السلام عليك ايها‌الامام الرئوف علی‌بن موسی‌الرضا»، هيچ‌كجای اين صحن و سرا، غربت معنا ندارد، همه‌جا در پناه بازوان مهر حبيبی هستی كه می‌گويند ضامن آهو شده است ...









سفر، گام‌های راسخ می‌خواهد و از آن مهم‌تر، مقصدی كه نور دل باشد و پرده عقل! و چه بهانه‌ای بهتر از ضامنی كه پرده بر عقل دنيايی‌ات می‌كشد و تنها به نور دل، تو را می‌خواند؟


برای آغاز اين سفر، نه چرخ گردون يارای توست و نه ديناری از انبان دنيايت كم می‌شود. تنها يك دل بی‌قرار می‌خواهی و يك دنيا شوق پابوسی آقا! آقايی كه بی هيچ بهانه‌ای ضمانت آهو می‌كند و گره از دخيل پير و جوان بر ضريح مطهرش می‌گشايد.


زمینه مساعد پذیرش رهنمودهای علویان در ایران


تاريخ، گويای محبت سرشار مردم ايران نسبت به خاندان اهل بيت عصمت و طهارت(ع) است و در جای جای آن بيان شده كه در اين خطه، مردم به آل على(ع)، علاقه و محبتى خاص داشتند و زمينه مساعدى از نظر معنوى در دل‌هاى آنان برای پذيرش رهنمودهای علويان وجود داشته است.


مأمون می‌خواست ضمن استفاده از موقعيت علمی و اجتماعی امام رضا(ع)، كارهای ايشان را تحت نظارت كامل خود قرار داده و از طرفی نيز با اين كار، می‌توانست محبوبيت قابل ملاحظه‌ای ميان مردم بسياری كه مخلصانه امام را دوست می‌داشتند، به دست آورد؛ از اين‌رو ايشان را با اصرار و تأكيد فراوان به مرو دعوت كرد.


آغاز سفر علی‌بن موسی‌الرضا(ع)، بی‌گمان به اذن و اراده عظيمی انجام شد كه مصداق آن را در آيه 35 سوره مباركه مريم می‌خوانيم: «إِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا یَقُولُ لَهُ كُن فَیَكُونُ؛ چون كارى را اراده كند همين قدر به آن می‌‏گويد موجود شو پس بی‌درنگ موجود می‌شود». ايشان هيچ‌يك از افراد خانواده را در سفر به مرو همراه نبرد، حتى يگانه فرزند عزيز خود محمد، ملقب به جواد را هم در مدينه گذاشت و خود به تنهایى راهى سفر به ايران شد.


حضور امام هشتم(ع) در ايران، سرچشمه بركات فراوانی بود؛ چراكه ايشان در طول راه حجاز تا بصره، در هر شهرى به مناسبتى، با مردم مذاكراتى داشته و از بصره تا خرمشهر و از خرمشهر به اهواز و سپس از راه اراك، رى و نيشابور، مسافرت ادامه يافت و سرانجام، همزمان با 10 شوال 201 هجرى قمرى، قافله به مرو رسيد.


با پای دل به مرز خراسان می‌رسی


بركات حضور خورشيد هشتم در سرزمينی كه هزاران قلب بی‌تاب برای پذيرش چشمه جاری معارف دينی می‌تپيد، بر هيچ‌كس پوشيده نبود؛ همچنان‌كه «احمد شبلى» مى‌‏گويد: … چه بسا انگيزه بيعت گرفتن مأمون براى ولايتعهدى امام رضا(ع) آن بود كه مى‏‌خواست‏ به آمال اهل خراسان پاسخ بدهد؛ زيرا آنان به اولاد على(ع) تمايل بيشترى داشتند.


با پای دل كه به مرز خراسان می‌رسی، چنان كه شاه خراسان در نيشابور توقف كرده و عالمان آن شهر از ايشان درخواست نقل حديثی از پدران ايشان را داشتند و ايشان حديث «سلسلة‌الذهب» را بر آنان قرائت فرمود؛ بر بی‌شريك بودن معبودت گواهی می‌دهی و تنها يك جمله كافی است: «لا إِلَهَ إِلا اللّه».


تازه اين‌جاست كه بی‌تاب خورشيد می‌شوی! مهم نيست كه شب باشد يا روز؛ اين‌جا هميشه روشن است به نور خورشيدی كه نور گنبد و ايوان طلايش، به نور خورشيد عالم می‌رسد و انوار چهره زائرانش، شبيه يك فروغ زمينی است. اين جا هميشه متبرك است به نور مهربانی شاه خراسان! «طوس اين يا وادی ايمن كه می‏‌بينم ز دور/ گنبد شاه خراسان يا رب اين يا، نخل طور»


گسترش فرهنگ توسل و ولايت به برکت حضور امام رضا(ع) در ایران


راه و رسم عرض ارادت هم كه ندانی، دست راستت ناگاه بر سينه می‌رسد و تنها يك جمله ديگر كافی است: «السلام عليك ايها‌الامام الرئوف علی‌بن موسی‌الرضا» ... و محو مهربانی امام رئوف می‌شوی. هيچ‌كجای اين صحن و سرا، غربت معنا ندارد، همه‌جا در پناه بازوان مهر حبيبی هستی كه می‌گويند ضامن آهو شده است ...


هدايت مردم به مطالعه تاريخ اسلام و ايجاد شناخت بيشتر نسبت به فرهنگ اهل بيت(ع)، گسترش فرهنگ توسل و ولايت، وجود هزاران امامزاده واجب‌التعظيم در ايران و تبديل شدن آن‌ها به قطب فرهنگی، ترويج فرهنگ شهادت و ظلم‌ستيزی از جمله بركات حضور امام رضا(ع) در ايران به‌شمار می‌رود.


چند سالی است كه به بهانه فرا رسيدن دهه مبارك كرامت، استان‌های مختلف كشور اسلامی‌مان، معطر می‌شود به قدوم خادمان بارگاه مطهر علی‌ بن موسی‌الرضا(ع) و پرچم سبزی كه به نام «رضا» زينت بخشيده شده است. امروز، زنجان ميزبان پيام‌آوران ششمين جشن «زير سايه خورشيد» است و چه پيامی بهتر از اين كه هر كجای اين خاك مهرآگين كه باشی، زائر كوی خراسانی به صلواتی و سلامی: «اللهّمَ صَلّ عَلی عَلی بنْ موسَی الرّضا المرتَضی الامامِ التّقی النّقی و حُجَّّتكَ عَلی مَنْ فَوقَ الارْضَ و مَن تَحتَ الثری الصّدّيق الشَّهيد صَلَوةَ كثيرَةً تامَةً زاكیَةً مُتَواصِلةً مُتَواتِرَةً مُتَرادِفَه كافْضَلِ ما صَلّیَتَ عَلی اَحَدٍ مِنْ اوْليائِكَ».

captcha