|
| «سعيد سيدزاده» |
سعيد سيدزاده، تهيهكننده سينما و تلويزيون در گفتوگو با خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) سينمای پس از انقلاب را آنچنان كه بايد همسو با آرمانهای انقلاب ندانست و اظهار كرد: ارزيابی من از سينمای پس از انقلاب اين است كه اين هنر صنعت نتوانسته آنگونه كه انتظار میرفت بازوی مناسبی برای تبليغ انديشههای انقلاب باشد و اين وضعيت را هم منوط به چند دليل میتوان دانست؛ اول اينكه سياستگذاریها باعث چنين مسئلهای شده است.
وی افزود: مطلب ديگر اينكه تجربه ثابت كرده، معمولا آثاری كه در اين زمينه توليد شدهاند، عمدتا فيلمهايی بودهاند كه از شاخصههای يك كار فاخر بیبهرهاند.
سيدزاده اضافه كرد: آرمانهای ما متكی به ارزشهای اسلامی و ايرانی است؛ ارزشهايی كه در آن به اعتقادات مردم توجه میشود، اما آيا اين سينمايی كه ما هم اكنون شاهدش هستيم، آثاری را به نمايش میگذارد كه دردهای مردم را نشان دهد؟
اين تهيهكننده تفاوت نگرش به سينما در غرب و ايران را اينگونه توصيف كرد: تصور رايج در سينمای غرب اين است كه سينما تنها وسيلهای برای سرگرمی و تفنن است، نگاهی كه نشئتگرفته از باورهای اومانيستی است، اما متأسفانه چنين باوری در فرهنگ ما نيز رسوخ كرده و میبينيم برخی از كارشناسان و سينماگران ما سينما را تنها ابزاری برای سرگرمی میدانند پس جای تعجب نيست در چنين وضعيتی سينما همسو با آرمانهای انقلاب نباشد.
سيدزاده ادامه داد: برای رويكرد صرفا گيشهپسند سينما نيز توجيهاتی چون اينكه سينما بايد هزينههای خودش را تأمين كند، وجود دارد؛ توجيهاتی كه عذر بدتر از گناه است، زيرا آنچه ما برايش انقلاب كرديم، زنده نگاه داشتن اسلام و آرمانهايش است، پس در چنين شرايطی توجيهات افتصادی نبايد سد راه توليدات ارزشی شود.
وی يادآور شد: البته توضيحات فوق به اين معنا نيست كه طی اين سالها هيچ فيلم خوبی توليد نشده، چون هستند فيلمسازانی كه در كشور ما دغدغه كار ارزشی دارند، اما اين معدود كارها دليلی بر خود بدون كليت آثار سينما نيست، بلكه تنها استثنائات را در بر میگيرد.
تهيهكننده فيلم سينمايی «زيباتر از زندگی» در پاسخ به سؤال پايانی مبنی بر اينكه آيا افتخارآفرينی سينمای ايران در جشنوارههای خارجی را نمیتوان دليلی برای موفقيت سينما ايران دانست؟ خاطرنشان كرد: من در بسياری از جشنوارههای خارجی حضور داشتهام و میدانم كه خيلی از اين فستيوالها بر مبنای سياستهای خاص، جوايزش را به فيلمها اهدا میكند، زيرا ممكن است در فيلمی به تمام ارزشهای انسانی پشت شود، اما جشنوارهای چون آن كار با سياستهايش همسو است به فيلم مورد نظر جايزه دهد، پس كسب جوايز را نمیتوان دليلی بر موفقيت سينما دانست. در ضمن مگر ملاك ما از موفقيت اهدای جوايزی است كه غربیها به ما میدهند!؟