حجتالاسلام و المسلمين مهدی اميدی، مدير گروه قرآن و علوم پژوهشگاه بينالمللی جامعةالمصطفی(ص) العالميه، در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن (ايكنا)، به بيان نكاتی درباره تمدنسازی و تمدن اسلامی پرداخت و با اشاره به دو بعد تمدن گفت: اگر در زندگی سياسی و مدنی جامعهای از يك سو ساخت بيرونی و مادی، مانند آبادی سرزمينها و عمران و پيشرفت مورد توجه قرار گيرد و از سوی ديگر تعالی اخلاق و فرهنگ انسانی و در واقع تعالی علمی و ايدئولوژيك مدنظر باشد، مدنيتی شكل میگيرد كه با توسعه و پيشرفت تدريجی میتواند در مناطق پيرامون آن جامعه سياسی نيز اثرگذار شده و الگويی منطقهای را ارائه دهد.
اميدی افزود: با ارائه الگوی منطقهای، آن مدنيت از حالت بسته خارج شده و به فضای بازتری راه پيدا میكند كه با گسترش در اين فضا، تلطيف شده و انسانیتر و متعالیتر میشود و طبيعتاً میتواند در عرصه جهانی هم مطرح و به تدريج به يك الگوی جهانی تبديل شود.
| مهدی اميدی: |
| آن كسی كه بنيان تمدن را و يا بنيان تفكر و انديشهاش را «علی شفا جرف هَارٍ»(بر لب پرتگاهی مشرف به سقوط در جهنم) تأسيس میكند در مسيری قرار گرفته كه احتمال سقوط او در دريايی از مصيبتهای متعدد كه ناشی از نگرش اشتباه به مسير و نگرش اشتباه به بنياد است، زياد است |
3 الگوی مدنی و تمدنی در جهان اسلام
وی با اشاره به وجود الگوهای مدنی متعدد در چنين رويكردی به تمدنسازی، بيان كرد: به عنوان مثال در فضای اسلامی در همين دوره شاهد سه الگوی اسلامی ـ تمدنی هستيم كه از مدنيتهای مختلف برمیآيد؛ الگوی اسلام القاعدهای و سلفی در عربستان، الگوی اسلام سكولار در تركيه و الگوی اسلام انقلابی در ايران. در واقع هر مدنيتی در درون خود مؤلفههايی دارد كه وقتی حالت برونزايی پيدا میكند، ممكن است نقدهايی بر آن وارد شود و در نتيجه اين انتقادات و به علت ضعفهای درونی خود، نتواند در سطح منطقهای بروز و ظهور پيدا كند و به علت موفق عمل نكردن در برونزايی در درون هم با مشكل مواجه شود.
عضو هيئت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمينی(ره) اين مواجهه را نوعی رويكرد خاص به بحث تمدن خواند و با اشاره به رويكرد عام به اين بحث، گفت: براساس آن چه بيان شد يعنی بر اساس الگوی خاص، هر الگوی تمدنی ابتدا مدنيتی را شكل میدهد و بعد در منطقه و بعد به شكل جهانی ممكن است مورد توجه قرار گيرد، اما در يك نگاه نيز كه نگاهی عام به تمدن است، میتوان تمدن را عبارت از تمامی مظاهر مادی و معنوی يك مكتب در عرصه جهانی دانست.
اميدی ادامه داد: اگر يك مكتب خاص مانند اسلام را در نظر بگيريم كه در عرصه جهانی مظاهر مادی و معنویای داشته است، اين مظاهر مادی و معنوی در تلقی ديگر از تمدن و در حيطه كلان به نحوی ديگر بررسی و ارزيابی میشود و در اين بررسی به كشور خاص يا الگوی خاصی از درون جامعه اسلامی توجه نمیشود، بلكه به كل جهان اسلام و به اينكه اسلام در عرصه مدنيت در عرصه جهانی چه سير تحولی را پشت سر گذاشته است و الان در چه موقعيتی قرار دارد، توجه میشود. بنابراين معنای عام تمدن میتواند تمام مظاهر مادی و معنوی يك مكتب طی دورههای مختلف را در بر بگيرد.
| مهدی اميدی: |
| هم از نظر عقلی، هم از نظر هستیشناختی، هم از نظر زيباشناختی و هم از نظر دين مبين اسلام اين بهتر است كه شما از ابتدا بر اساس نظام تكوين كه يك نظام مبتنی بر توحيد است، نظام بايدها را و نظام زندگی انسانی را بنا كنيد |
مقومات تمدن در رويكرد عام به آن
مدير گروه قرآن و علوم پژوهشگاه بينالمللی جامعة المصطفی(ص) العالميه، در ادامه با اشاره به مقومات تمدن در معنای عام آن، بيان كرد: آن چه كه باعث شكلگيری و قوام يك تمدن میشود عناصر متعددی مانند علم، هنر، فنون و مهارتها، رسانهها، آداب و رسوم و ... هستند كه جزء عناصر مشترك در بين همه تمدنها هستند، اما در همين عناصر نيز ممكن است در يك فرهنگ و در يك مكتب به گونهای متفاوت از ديگر مكتبها تعريف شوند و نگرش متفاوتی نسبت به آنها وجود داشته باشد.
جهانبينی؛ جهتدهنده مقومات تمدنی/ سه رويكرد كلان در مبانی تمدن
وی با اشاره به جهانبينی يا مبانی تمدن به عنوان يكی از مقومات اصلی تمدن و جهتدهنده به ساير عناصر آن، گفت: در بحث مبانی تمدن ما با سه رويكرد كلان مواجهيم، يكی ديدگاه الحادی كه به منابع فراطبيعی اهميتی نمیدهد و آن را پوچ و بیمعنا میداند و آن را انكار میكند. رويكرد ديگر رويكرد سكولار است كه به هست و نيست آن چه كه در ماوراء طبيعت وجود دارد توجه و تفطنی ندارد و خود را بینياز میداند از اين كه واقعيتهای هستی را در عالم ماوراء طبيعت بررسی كند و خود را از اين حيث مستغنی میداند و مستقل میداند و تفكر و رويكرد بعدی نيز تفكر توحيدی است كه نوع نگاه به جهان و انسان را بر اساس انديشه توحيدی دنبال میكند.
اميدی افزود: در بين كسانی كه قائل به توحيد هستند نيز بين آن جهانبينیای كه تمام اركان و زوايای تمدنی را بر اساس همين تفكر توحيدی شكل میدهد و آن جهانبينیای كه توحيد را فقط در عرصه خالقيت ممكن است بپذيرد و در عرصه تشريع نپذيرد، يا در عرصه تشريع بپذيرد و در عرصههای ديگر نپذيرد، تفاوت وجود دارد. در هر صورت جهانبينیای كه در فضای اسلامی وجود دارد اين است كه از اساس و از بنيان توجه به توحيد در رأس امور باشد و در همه اركان نفوذ و ظهور داشته باشد.
| مهدی اميدی: |
| در بين كسانی كه قائل به توحيد هستند نيز بين آن جهانبينیای كه تمام اركان و زوايای تمدنی را بر اساس همين تفكر توحيدی شكل میدهد و آن جهانبينیای كه توحيد را فقط در عرصه خالقيت ممكن است بپذيرد و در عرصه تشريع نپذيرد، يا در عرصه تشريع بپذيرد و در عرصههای ديگر نپذيرد، تفاوت وجود دارد |
مبنایی قرآنی برای تأسیس تمدن
وی با اشاره به تعبيری كه در قرآن در باب ساخت مسجد بيان شده است، آن را مبنای مناسبی برای تأسيس تمدن دانست و بيان كرد: خداوند در قرآن میفرمايد «أَفَمَنْ أَسَّسَ بُنْیَانَهُ عَلَى تَقْوَى مِنَ اللّهِ وَرِضْوَانٍ خَیْرٌ أَم مَّنْ أَسَّسَ بُنْیَانَهُ عَلَىَ شَفَا جُرُفٍ هَارٍ فَانْهَارَ بِهِ فِی نَارِ جَهَنَّمَ؛ آيا كسى كه بنياد [كار] خود را بر پايه تقوا و خشنودى خدا نهاده بهتر است يا كسى كه بناى خود را بر لب پرتگاهى مشرف به سقوط پیريزى كرده و با آن در آتش دوزخ فرو میافتد»(توبه/109) در اين جا كاملاً مشخص است كه بيان شده كه اگر كسی بخواهد فكری، بنيان يك مسجد، بنيان يك تمدن يا ... را تأسيس كند، راه آن اين است كه بايد بر مبنای «تقوا من الله» باشد.
اين عضو هيئت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمينی(ره) اظهار كرد: اين بدين معناست كه در آن بنا بايد توحيد را در همه عرصهها سريان بدهد و از آن سنگ بنای اوليه كه میخواهد بگذارد تا مراتب بالا و بعدیای كه میخواهد دنبال كند و نقش و نگاری كه میخواهد به اين تمدن بدهد بر اساس «تقوا من الله» و مبتنی بر توحيد باشد.
وی با اشاره به انطباق كامل نظام تكوين و نظام تشريع در منظر توحيدی اسلام، بيان كرد: هم از نظر عقلی، هم از نظر هستیشناختی، هم از نظر زيباشناختی و هم از نظر دين مبين اسلام اين بهتر است كه شما از ابتدا بر اساس نظام تكوين كه يك نظام مبتنی بر توحيد است، نظام بايدها را و نظام زندگی انسانی را بنا كنيد؛ و طبيعتاً با پيش گرفتن چنين مسيری است كه انسان میتواند به سعادت هم مادی و هم معنوی راه پيدا كند. اما آن كسی كه بنيان تمدن يا تفكر و انديشهاش را «علی شفا جرف هَارٍ»(بر لب پرتگاهی مشرف به سقوط در جهنم) تأسيس میكند در مسيری قرار گرفته كه احتمال سقوط او در دريايی از مصيبتهای متعدد كه ناشی از نگرش اشتباه به مسير و نگرش اشتباه به بنياد است، زياد است.
اميدی افزود: اين مسيری است كه شامل حال كسانی میشود كه بخواهند تمدن را بر پايههای غيرمبتنی بر واقعيتهای هستی و بر پايه امور اعتباری صرفی كه هيچ پايهای در واقعيتهای هستی نداشته باشد، بنا كنند.
ادامه دارد ...