به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) شعبه كرمان، حشمتالله قنبری، استاد حوزه و دانشگاه روز دوشنبه، 25 شهريورماه در جشن بزرگ زير سايه خورشيد در كرمان گفت: ماجرای امام رضا(ع) و حضرت معصومه(ع) از موضوعهای شگفتانگيز تاريخ اسلام است.
وی با اشاره به اينكه در برخی از مواقع تاريخی زندگی برخی از ائمه استثنائات خاص خودش را دارند، افزود: حضرت امام رضا(ع) دوران جامعی از دورانها را در خودش دارد، آن چه كه در اطراف خود امام رضا(ع) و خواهر بزرگوارش حضرت فاطمه معصومه(س) میگذرد، جنسی از حيات همه ائمه عصمت و طهارت(ع) است.
قنبری تصريح كرد: هر چقدر در بين اهل حق و در بين مكتب اهل بيت(ع) پيوستگی منسجم در سايه قرآن و سنت پيغمبر(ص) وجود دارد در بين جبهه باطل و برانداز ضد توحيد هم همين پيوستگی و انسجام قابل درك و فهم است.
وی عنوان كرد: در دوران حضرت علی(ع) و حضرت امام مجتبی(ع) يك شخصيت بسيار مغموم و پيچيده به نام معاويه وجود داشت كه بدون ترديد در ميان سلسله بنیاميه، بنیمروان و آلعباس نظير آن وجود ندارد.
قنبری بيان كرد: شخصيتی مانند مأمون در هوشياری، ذكاوت و سياست در امر مملكتداری وجود ندارد، شايد در تمام تاريخ بشر افرادی مانند معاويه و عبدالله مأمون در جبهه برانداز ضد توحيد قابل به نام بردن نباشد.
وی تصريح كرد: از همان صدر اسلام تا آخر دوران بنیعباس حتی تا به امروز يكی از اصلیترين گرفتاریهای دولتها و حاكميت دستگاههای جور بحران مشروعيت بوده و هست.
استاد حوزه و دانشگاه عنوان كرد: بحران مشروعيت بنیاميه در جبهه ضد توحيد از بين نرفت و با شهادت امام حسن(ع) به سرانجام رسيد و بعد به حادثه كربلا برخورد كرد و آن فاجعه، سرنوشت تاريخ را عوض كرد، اين شرايط ادامه پيدا كرد و استبداد، ديكتاتوری و بحران مشروعيت، كار را به جايی رساند كه در يك سراشيبی و در يك نزاع با خونريزی كم، حكومت طاغوت بنیاميه به بنیمروان و به بنیعباس منتقل شد.
وی بيان كرد: فرزندان عباس در خلق جنايت و فاجعه عملشان بدتر از بنیاميه شد به طوری كه عبدالله مامون به بزرگان بنیعباس نامه نوشت كه بنیاميهای كه شما كشتيد اگر از قبر بيرونشان بياورند و از شما بپرسند چه فاجعهای عليه پيغمبر و ائمه اطهار(ع) ما انجام داديم كه شما بدتر آن را انجام نداديد چه پاسخ داريد، بدهيد، اين به اين معنی است كه بنیعباس روی دوم سكه ضد توحيدی بنیاميه است و از يك قانون مجازی مديريت میشدند.
قنبری افزود: در عصر امام رضا(ع) برای مدينه پيامبر(ص) يك شرايط بسيار استثنائی به وجود آمد و اين شرايط جز در دوران پيامبر(ص) نبود و هيچ وقت مدينه محل اعتنای مردم قرار نداشت؛ مدينه پيغمبر(ص) با حضرت رضا(ع) قوميتی پيدا كرد كه حاكميت تباه بنیعباسيان در مرو يا بغداد نداشت و اين برای آنان قابل تحمل نبود.
وی بيان كرد: شرايط به گونهای شده بود كه فرقههای بنیعباس فهميده بودند با بودن امام رضا(ع) در مدينه اين بحران مشروعيت بنیعباس بدتر و مخوفتر از بنیاميه جريان پيدا میكند.
استاد حوزه و دانشگاه گفت: نخستين اقدامی كه انجام دادند اين بود كه اين نقطه كانونی تجمع اسلامی را به هم بزنند و به هم زدن آن يك راه داشت و آن جدا كردن حضرت امام رضا(ع) از مدينه پيغمبر(ص) بود.
قنبری عنوان كرد: امام رضا(ع) میدانست برنامه مامون چيست؛ لذا دست به يك ابتكار عجيب زد و زمانی كه چارهای نديد روش امام حسين(ع) را در پيش گرفت و در مقابل چشم همه مردم مدينه كنار قبر پيغمبر(ص) رفت و خداحافظی كرد و به همان روش امام حسين(ع) زنان و مخدرات را جمع كرد و بعد فرمود، زنان حرم، مخدرات و خاندان نبوت برای من گريه كنيد و برای من اقامه عزا كنيد و اين سئوال در ذهنها وجود آمد و بعضیها آمدند، گفتند آقا پشت سر مسافر گريه معنا ندارد، امام فرمودند، «مسافری كه اميد به برگشتنش وجود داشته باشد» و اين عبارت خود افشاگری و روشنگری بزرگی بود.
وی در پایان خاطرنشان كرد: امام رضا(ع) در هنگام حركت كسی را با خودش همراه نكرد و تنها راه افتاد تا به نيشابور رسيد كه مركز علم و دانش بود، اهل تاريخ مینويسند، 90 هزار نفر در آن زمان پشت سر امام رضا(ع) حركت میكردند كه بخش عظيم آنها راويان حديث بودند.