کد خبر: 1290012
تاریخ انتشار : ۲۷ شهريور ۱۳۹۲ - ۱۱:۲۲
تجلی حماسه و جهاد در قاب هنر / 38 پرويز شيخ طادی

توجه به فرهنگ جهادی در سينما مستلزم بازگشت شخصيت «قهرمان» به فيلم‌هاست

سينمای ايران ساختار و قالب خود را از سينمای اروپا وام گرفته است؛ سينمايی كه قهرمان ندارد و آدم‌ها خاكستری هستند، پس در وضعيتی كه ما قهرمان را از فيلم‌های خود حذف كرده‌ايم، نبايد به دنبال آرمان‌هايی چون جهاد و حماسه بود.








«پرويز شيخ طادی»

پرويز شيخ طادی، كارگردان سينما و تلويزيون در گفت‌وگو با خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا) درباره جايگاه مفاهيمی چون حماسه و جهاد در هنر هفتم اظهار كرد: برای اينكه به اين موضوع نگاهی دقيق داشته باشيم، ابتدا بايد به نقش قهرمان در سينمای كشورمان بپردازيم؛ سينمايی كه امروز عاری از قهرمان شده است. اين وضعيت در شرايطی است كه در دهه 60 سينمای ما مملو بود از قهرمان؛ قهرمانانی كه، هم در فيلم‌های دفاع مقدسی وجود داشتند هم در ديگر گونه‌های سينما، اما در زمان حال سينما پر شده از به اصطلاح قهرمانانی كه سفيد نيستند، بلكه شخصيتی خاكستری و روشنفكرزده دارند.


وی افزود: در اين شرايط وقتی قهرمان واقعی در سينما وجود ندارد اين توقع كه در فيلم‌های سينمايی حماسه و جهاد شكل بگيرد، بی‌جاست، البته اين نوع گرايش هم از سينمای اروپا وام گرفته شده است؛ سينمايی كه برخلاف هاليوود كه سرشار از قهرمانان‌های مختلفی است خود را به يك عزلت‌نشينی نادرست سوق داده است. برای همين هم می‌بينيم فيلم‌های اروپايی به شكل گسترده قادر نيستند، رقيبی جدی برای سينمای هاليوود باشند.


اين فيلمساز ادامه داد: در اين ميان ممكن است فيلم‌هايی به صورت استثنا وجود داشته باشند كه خارج از اين قاعده باشند، اما تعداد اين دست آثار بسيار انگشت‌شمار است. برای نمونه می‌توانم به فيلم «آژانس شيشه‌ای» اشاره كنم كه در آن حاج كاظم به عنوان قهرمان حضور داشت.


كارگردان فيلم سينمايی «روزهای زندگی» درباره چرايی به وجود آمدن اين نوع نگرش در سينما گفت: از نگاه من وضعيت پيش آمده از آنجا بر سينمای ما حاكم شده كه در آن رقابت وجود ندارد، بدين معناكه در سينمای فعلی هم فيلمساز خوب قادر است كار كند هم فيلمساز بد، بنابراين رقابتی وجود ندارد و انديشه‌ها نيز يكدست شده است. اين وضعيت تبعات ديگری هم با خود در پی داشته كه مركزنشينی و انحصارگرايی دو شاخصه اصلی آن است.


شيخ طادی در تكميل توضيح فوق بيان كرد: مركزنشينی و انحصارگرايی سبب شده كه سينمای بومی و ملی نابود شود، زيرا هر آنچه كه روی می‌دهد در تهران است، پس در اين وضعيت انتظار نمی‌رود بخش‌های مختلف كشور را در آثار سينمايی مشاهده كرد. در كلامی ديگر، فيلم‌های سينمايی ما خلاصه شده در يك طبقه خاص كه دغدغه‌هايشان تنها در يك آپارتمان می‌گذرد؛ شاخصه‌ای كه با هيج يك از اصول كلاسيك سينما كه همان جذابيت و رؤياسازی است، هماهنگ نيست.


وی در پاسخ به اين پرسش كه آيا فيلم‌های حماسی و جهادی تنها آثار دفاع مقدسی و انقلابی را در برمی‌گيرد؟ توضيح داد: همانگونه كه شناخت ما از ايران تنها به تهران خلاصه شده، سينمای ما نيز شناختش از موضوعات مختلف مختص به يك ديدگاه شده است، به همين دليل هم تصور می‌كنم فيلم‌‌های جهادی و حماسی تنها در فيلم‌های دفاع مقدسی و تاريخی خلاصه شده‌اند، درصورتی كه قادريم با به تصوير كشيدن پدری كه با تلاش نان حلال بر سر سفره‌اش می‌برد، فيلمی جهادی بسازيم.


در تربیت مدیر موفق نبوده‌ایم


كارگردان فيلم «شكارچی شنبه» در پايان سخنان خود خاطرنشان كرد: دليل به وجود آمدن چنين وضعيتی در سينما نشئت گرفته از آن است كه در سه دهه گذشته نتوانسته‌ايم به درستی مديری خوب و كار كشته برای سينما تربيت كنيم، پس زمانی كه در حوزه مديريت فرهنگی به خشكسالی رسيده‌ايم، طبيعی است كه هدف‌گذاری صحيح در سينما انجام نشود و موضوعاتی چون حماسه و جهاد نيز در اين ميان مغفول بماند.

captcha