به گزارش خبرنگار افتخاری خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، نسرين ارتجاعی، از نويسندگان جوان كشور، خبر از اتمام نگارش جديدترين داستانش داد و گفت: «كنار رود ماين» عنوان رمان جديدی است كه قرار است به زوردی منتشر شود.
وی افزود: اين رمان، حول يك شخصيت واقعی، شماری از رويدادهای واقعی و غير واقعی را بازنمايی میكند و آميزهای است از تخيل و الگوهای واقع گرايانه كه شخصيت محوری آن واقعی است.
ارتجاعی اظهار كرد: قهرمان اين رمان سردار شهيد علی آزادپور آرانی، قائم مقام طرح و عمليات تيپ ويژه كردستان است كه در عمليات والفجر 9 در ارتفاعات هزار قله مريوان به شهادت رسيد.
| ارتجاعی: |
| اين رمان در دو بخش «هيس! من يك داستان بلند مینويسم» و «از عشق و هی! برو جلو! عاشقانهتر میشود» نوشته شده است |
اين نويسنده با بيان اينكه اين سردار شهيد فرزند پهلوان آزادپور از پهلوانان صاحب زنگ خطه آران و بيدگل است، درباره بخشهای رمان نيز اظهار كرد: اين رمان در دو بخش «هيس! من يك داستان بلند مینويسم» و «از عشق و هی! برو جلو! عاشقانهتر میشود» نوشته شده است.
علی آزادپور در سال 1342 در يك خانواده مذهبی و معتقد به آئين مذهب مولا علی(ع) در آران و بيدگل ديده به جهان گشود. دوران ابتدايی و راهنمايی را با موفقيت پشت سرگذاشت. دوران دبيرستان او مقارن با فرارسيدن بهاری جديد و شروع انقلاب شكوهمند اسلامی ايران بود كه در دبيرستان شهيد بهشتی كاشان در رشته حسابداری شروع به تحصيل كرد.
وی علاوه بر تحصيل به پدرش نيز كمك میكرد و در تظاهراتهای مردمی عليه ظلم و استبداد حضوری فعالانه داشت و در اين راستا در كارهای فرهنگی توان خوبی داشت و يكی از مؤسسان و اعضای فعال كتابخانه محله خود بود.
پس از گذشت چند سال از پيروزی انقلاب اسلامی، جنگ تحميلی عراق عليه ايران آغاز شد، اينجا بود كه تحرك ديگری در علی به وجود آمد و او را بر آن داشت كه از نظر جسمی و رزمی خود را آماده كند تا در هر مكان وهر زمان كه رهبرش فرمان دهد با جان و دل لبيك بگويد. علی پس از فراگيری آموزشهای مقدماتی از پادگان شهيد حجازيان قمصر حضور فعال خود را با پذيرفتن مسئوليت گروه مقاومت منتظران شهادت در بسيج آران و بيدگل نشان داد.
علی در خرداد سال 61 موفق به أخذ ديپلم حسابداری شد و در شهريور همان سال با توجه به نياز سپاه پاسداران انقلاب اسلامی خواستار اعزام به كردستان، اين خطه محروم و ستمديده شد. بعد از گذراندن يك دوره آموزش نظامی سه ماهه در پادگان امام حسين(ع) تهران به آن منطقه محروم اعزام شد و به عنوان يكی از بنيانگذاران تيپ ويژه قدس، خدمت كرد. ابتدا به عنوان مسئول دبيرخانه تيپ انتخاب شد، سپس، با توجه به شوق و علاقه وافری كه در كار از خود نشان داد فرمانده تيپ در شهريورماه 63 وی را به عنوان مسئول دفتر فرماندهی معرفی كرد.
در اسفندماه 63 به واحد طرح و عمليات معرفی و برای گذراندن يك دوره آموزشی به تهران اعزام شد كه پس از آموزش به عنوان قائممقام طرح و عمليات تيپ معرفی شد و همگام با ساير رزمندگان در عمليات داخلی كردستان شركت كرد.
در سال 1364 در كنكور سراسری شركت و در رشته كاردان فنی برق و الكترونيك دانشگاه شيراز پذيرفته شد ولی به علت نياز جبهه به ايشان از رفتن به دانشگاه امتناع كرد. در همان سال با دختر دايی خود ازدواج كرد ولی تمام اين موانع او را از هدف الهی باز نمیداشت تا اينكه در ارديبهشتماه 65 در عمليات والفجر 9 در ارتفاعات هزار قله مريوان براثر اصابت گلوله خمپاره دشمن به لقاءالله پيوست و پيكر پاكش بر روی دستان مردم شهيدپرور آران و بيدگل تشييع و در جوار آستان مقدس حضرت محمد هلال بنعلی(ع) آرام گرفت.
دارالشهدای آران و بيدگل با تقديم 840 شهيد، 2هزار جانباز و 83 آزاده به ميهن اسلامی و اعزام 6هزار و هفتصد رزمنده به جبهههای نبرد حق عليه باطل، رتبه نخست ايثارگری را به نسبت جمعيت در سطح كشور را داراست.