کد خبر: 1291469
تاریخ انتشار : ۳۱ شهريور ۱۳۹۲ - ۰۹:۳۹

توصيه‌های آيت‌الله‌العظمی صافی به دانش‌آموزان و معلمان در آغاز سال تحصيلی

آيت‌الله‌العظمی صافی گلپايگانی در نوشتاری به دانش‌آموزان، دانشجويان، اساتيد و معلّمان در آغاز سال تحصيلی جديد پند و اندرزهايی را ارائه داد.









به گزارش خبرنگار افتخاری خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا)، متن كامل نوشتار آيت‌الله‌العظمی صافی گلپايگانی را در زير می‌خوانيد:


«بسم ‎الله الرحمن الرحيم


قال رَسُول الله صَلّی الله عليه و آله: «أَلا اِنَّ اللهَ یُحِبُّ بُغاةَ الْعِلْمِ؛ آگاه باشيد كه خداوند، طالبان علم را دوست دارد.»[1] به اخلاق خدا آراسته شويد.


نشان‌يافتن و نشان‌ داشتن از خدا، همان دارا بودن اخلاق كريمه الهی است كه مهمترين و سرآمد آنها علم و قدرت، دانايی و توانايی است. اين دو صفت با هم ملازمت و مصاحبت ضروريه و تنگاتنگ دارند و افتراق و جدايی آنها از يكديگر ممكن نيست.


در روايات آمده است كه «تَخَلَّقُوا بِاَخْلاقِ اللهِ»؛[2] يعنی به اخلاق خدا، خود را آراسته كنيد و خود را به صفات خداوند بيارائيد. در بين صفات خداوند متعال، صفت علم، اشرف صفات و اسم «العالم» اعظم اسمای صفاتيه است. بيشتر اسما و صفات جماليه و جلاليه، به اين اسم و اسم «القادر» و صفت قدرت برمی‎گردد. بنابراين تزیّن به زينت و زيور علم و آراسته شدن به اين صفت، از اخلاق ديگر بالاتر و ارزنده‎تر است.


هر كجا دانايی باشد، توانايی هست و هر كجا توانايی باشد، دانايی نيز هست. پس در ميان آنچه بشر می‌خواهد و می‎جويد و مطالب و خواسته‎هايی كه دارد، خواسته و مطلوبی از علم بالاتر نيست كه هر چه طالب آن، به مطلوب می‎رسد، باز طلبش بيشتر و آن را بيشتر و بهتر می‌خواهد.


بايد درس خواند تا ... بايد فرصت علم‌آموزی را غنيمت شمرد، درس خواند تا آگاهی و معرفت پيدا كرد. درس خواند تا خود و جامعه و اسلام را عزيز و سربلند نمود. درس خواند تا خود و ديگران را از ظلمت جهالت نجات داد.


بايد درس خواند، برای اينكه مشكلاتی را كه در رشته‎های گوناگون علمی تاكنون لاينحل مانده، حل نمود و با سرپنجه بينش و دانش گره‎های باز نشده از كار بشر را باز كرد.


بايد درس خواند تا دانشمند شد؛ بايد فهميد كه دانش‌آموزان و دانشجويان ما از ديگران در استعداد و نيل به مدارج عاليه كمال و معارج ساميه ابتكار و اختراع كمتر نيستند، بلكه قوی‎تر و رشيدترند.


علم‌آموزی، جهاد در راه خدا


آينده برای ملت‌های عالم و داناست. در اسباب و وسايل ظاهری، هيچ وسيله‎ای بر غلبه و پيروزی بر استكبار و استبداد قوی‎تر از علم نيست. بايد دانست كه دنيا و آينده آن برای ملت‌های عالم و دانا است و اين دانش‌پژوهان هستند كه بايد ملت اسلام را به مجد و عزت ديرين و بيشتر از آن برسانند.


خداوند متعال به بشر و اين مخلوق هنوز هم ناشناخته، لياقت تسخير كائنات زمينی و آسمانی را عطا كرده، يا به بيان ديگر، آنها را مسخّر او گردانيده است. بايد پيش رفت و اسرار كائنات و آيات علم و قدرت خدا را كشف كرد. عزّت و قوّت و استقلال و هر چيز خوبی كه فطرت سالم و پاك بشر، طالب آن است، با علم فراهم می‎شود و ذلّت و ضعف و زبونی، نتيجه جهل و ناآگاهی است.


بايد دانش‌آموزان خود را برای اسلام و برای اعلای كلمه ‎الله و حصول اهداف الهی، قرآنی و برای خدمت به محرومان و نجات مستضعفان آماده كنند و هر رنج و تلاشی را كه در تحصيل علم متحمل می‎شوند، با نيت خالص و پاك آن را فی سبيل‎الله و در راه خدا و راه آسايش خلق خدا محسوب دارند، تا از اجر و ثواب بسيار برخوردار شوند.


بايد اين عزيزان بدانند كه همه در انتظار آنها هستند؛ خداوند متعال از آنها سعی و عمل و مجاهدت می‎خواهد. اسلام و پيامبر عظيم‎الشأن در انتظار تحصيلات دبستانی و دبيرستانی و دانشگاهی، و بعد هم تحقيقات علمی آنها هستند. ائمه طاهرين(ع) بخصوص حضرت بقية‎الله، امام عصر ارواح العالمين له الفداء از آنها انتظار دارند.


نظر همه و تمام جامعه به اين مراكز علمی و كلاس‌های تعليماتی و درس دوخته شده كه آنها چگونه عمل می‎كنند، چگونه تلاش می‎كنند و چگونه خود را برای خدمت به انسان‌ها آماده می‎كنند؟


لزوم اجتناب از آسيب‌های علم‌آموزی


دانش‌پژوهان عزيز بايد سعی نمايند چنان باشند كه از فهم و بينش بيشتر و آگاهی زيادتر لذت ببرند؛ اوقات خود را به بطالت، معاشرت‌های بيهوده و بعضی بازی‌ها و مسابقات بيهوده، كه كمالی از آن نه برای روح و نه برای جسم حاصل نمی‎شود، و ارزش حقيقی انسان‌ها را بالا نمی‎برد، تلف نكنند.


در پی كسب كمالات حقيقی و سير الی‌‎الله باشند. آيه كريمه: «اَفَحَسِبْتُمْ اَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً»[3] و «ما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا اِلّا لَهْوٌ وَ لَعِبٌ»[4] و مضامين بلند تعاليم نورانی قرآن را فراموش نكنند. از ملاهی و مناهی پرهيز نمايند و از سرگرم شدن به بازی‌های وقت بر باد ده خود را دور نگهدارند. بعضی از بازی‌ها موجب افت تحصيلی جوانان و دانش‎آموزان می‎شود گرچه با نام تقويت فكر و ذهن باشد.


اگر می‎خواهند در تحصيل كمالات حقيقی موفق شوند و اگر مدرسه و محيط خانواده علاقه به توفيق آنها دارند، همه بايد در دور بودن از ملاهی و مناهی، با آنها همراهی و همكاری كنند و خلاصه تلاش كنند عمر، وقت، حيات و فرصت‌هايی را كه دارند و همه خواه و ناخواه از دست خواهد رفت، به رايگان با بهای كم از دست ندهند.


برای اين نعمت‎های بزرگ الهی، بها و ارزشی، غير از علم، معرفت، رضای خدا، ثواب خدا و سير الی الله نيست، كه حضرت اميرالمؤمنين، عليه‎السلام، می‎فرمايد «اَلا حُرٌّ یَدَعُ هذِهِ اللُّماظَةَ لاَِهْلِها اِنَّهُ لَیْسَ لاَِنْفُسِكُمْ ثَمَنٌ اِلَّا الْجَنَّةَ فَلا تَبيعُوها اِلّا بِها؛ آيا آزاده‎ای نيست كه اين دنيا را كه در كم‎ارزشی، همچون ته‎مانده طعامی است كه در دهان باقی می‎ماند، به اهلش واگذارد. به راستی كه جز بهشت، هيچ ارزشی برای جان‌هايتان نيست؛ پس جان‌هايتان را به غير از بهشت، نفروشيد».[5]


معلمان متعهد، هدايتگران راه سعادت


خود را متعهد بدانند و متعهد بسازند كه از كارهای زشت و ناشايست و حرام اجتناب كنند و واجبات و فرايض را انجام دهند و مخصوصاً به نماز، كه معراج مؤمن است، اهميت بدهند. در جمعه و جماعات شركت نمايند و وقار دانش‎آموزی و دانشجويی را پاس دارند.


خداوند متعال را در همه حالات فراموش نكنند و درس و تدريس و تعليم و تعلّم را برای رضای او و اتصاف به صفت الهی علم قرار دهند و از او استعانت و كمك بخواهند.


به مولی الوری حضرت بقية‌‎الله مولانا المهدی ارواح العالمين له الفداء متوسل باشند و بدانند كه وجود مقدس و بزرگوار آن حضرت، كه امروز در اين عالم، آيتی اعظم و اكبر از وجود او برای خدا نيست، از موفقيتی كه نصيب آنها می‎شود، بيشتر مسرور و خوشحال می‎گردند و همه بدانند كه فرزندان روحانی آن حضرت‌اند و آن حضرت بيش از هر پدری توفيق فرزند را در علم، و عمل و كسب كمال، دوستدار و خواهانند.


نكته ديگری هم كه لازم است آن را مطرح كرد، نقش ويژه معلمان و استادان در هدايت‌گری برای پيمودن اين راه بزرگ سعادت است. شغل شريف معلمی از مشاغلی است كه عقل و شرع بر احترام آن اتفاق دارند و علوّ منزلت و رتبه معلّم در بين تمام ملل و امم همواره مورد تصديق و تأييد بوده و هست.


خداوند متعال طبق فرموده خود، در قرآن مجيد، معلم كل انسان‌ها و معلم آدم ابو البشر و معلم حضرت رسول خاتم(ص) است و تمام ممكنات، زير پوشش تعليم و تربيت تكوينی، تشريعی و فطری او قرار دارند.


انبيای عظام يكی از بزرگترين وظايفشان، تعليم و تربيت است و حضرت رسول اكرم(ص) افضل مخلوقات و خواجه كاينات در تقدير و تعظيم مقام معلم طبق فرموده خودشان، «اِنَّما بُعِثْتُ مُعَلِّماً»[6]، معلم كتاب و حكمت بود.


اميرالمؤمنين(ع) و ساير ائمه اطهار(س) مظاهر صفت تعليم و تربيت جامعه الهیّه هستند. مدرسه تعليم و بيان علوم و معارف و احكام آن بزرگواران، از همان صدر اسلام گشايش يافت و تا به امروز، يگانه مدرسه جهانی است كه هزاران معلم در آن پرورش يافته و در اطراف و اكناف جهان، شهر و روستا، مساجد و حسينيه‎ها، مدارس و دانشگاه‌ها و منازل، شغل مقدّس آموزگاری دارند.


معلم قرآن، معلم احكام، معلم اخلاق، معلم اعتقادات و اصول دين، معلم خط و نگارش، معلم تاريخ و سرگذشت عبرت‌انگيز گذشتگان، معلم علوم ادب، معلم علوم پزشكی، معلم فيزيك، شيمی، رياضيات، هيئت و نجوم، معلم انواع صنايع، معدن‌شناسی، زمين‌شناسی، گياه‌شناسی و ... همه فضيلت دارند و تعليم همه را می‎توان به عنوان خدمت به جامعه و عزت و شوكت اسلام و مسلمين و رفع نياز از بيگانگان، برای كسب ثواب و رضای خداوند متعال انجام داد. البته بديهی است كه در اينجا مقصود از تعليم و معلم، تعليم علوم مشروعه و كمالات مفيده است.


در صورتی كه معلم با اين شعور و ادراك عالی و هدف مقدس، علومِ مذكوره را تعليم دهد، هيچ يك از متاع‌های دنيوی را نمی‎توان با ارزش كار او برابر شمرد. هرچه خلوص نيت معلّم، در اين راه بيشتر و اهتمام او در تربيت افراد مفيدتر و كامل‌تر باشد، ارزش معنوی كار او بيشتر می‎شود.


در جامعه اسلامی، وقتی سخن از تعليم و معلم و شئن و مقام معلّم به ميان می‎آيد، تعليم و تعلم در رشته‎های مذكور است، هر چند تعليم علوم اسلامی و علوم قرآن و شرعیّات را موقعيتی خاص است، امّا چون همه اين علوم برای كمال دين و آخرت و نظام معاش و معاد و نفی فقر و جهل لازم است، و از طرفی معلّم در همه اين رشته‎ها می‎تواند در ضمن تدريس، دانش‌آموزان را با اسلام و معارف و مكتب حق اهل بيت(ع) آشنا سازد، شغل معلم فرصت بسيار خوبی برای او است كه دانش‎آموزان را به راه راست اسلام هدايت نمايد، و بالعكس، چنانچه خدای ناكرده، معلّم، متعهد نباشد و سلامتی اخلاقی و عقيدتی نداشته باشد، در هر رشته‎ای كه تدريس كند، ممكن است بر افكار و عقايد و اخلاق دانش‎آموز، اثر سوء بگذارد.


لزوم قدردانی واقعی از مقام معلّم


در اين ميان هم، رشته‎هايی از آداب و فنون فسادانگيز است كه آموزش و تعليم آنها جايز نيست و حساب معلمان حقيقی، كه با انبيا و ائمه(ع) همكاری دارند و از مكتب آنها الهام می‌گيرند، از كسانی كه به آموزش اين فنون مبتذل و حرام عمر خود و ديگران را ضايع می‎كنند، جداست.


و معلمانی كه با اين خصوصيات در راستای ترويج دين به اين شغل شريف پرداختند بايد قدردانشان بود؛ چرا كه در روايات از معلم به پدری و ابوت تعبير شده است؛ شأن معلم و متعلم، همان شأن مولی و عبد است؛ اگر چنان كه بايد قدردانی از معلم نشود كفران نعمت، و اگر در جامعه چنان باشد كه از بازيگر و بلكه خواننده و نوازنده بيش از معلم يا هم طراز با معلم احترام كنند و جوائز كلان را به اصطلاح به هنرمندان و اصحاب ملاهی بدهد، علامت انحطاط اخلاقی است.


اساتيد و معلمان بزرگوار و محترم، بايد اهتمام داشته باشند تا كار خود را برای خدا و در راه خدا قرار دهند و با دانش‎آموزانی كه در كلاس آنها هستند، با كمال مهر و محبت و فروتنی رفتار كنند؛ مسئولانه در كلاس حاضر شده و از امانت‌هايی كه به آنها سپرده شده و می‎شود، خوب نگهداری كنند كه عمر و وقت آنها، كه نه فقط به خودشان، بلكه به كل جامعه مربوط است، تلف نشود.


آينده جامعه مرهون اخلاق معلمان


بدانند كه اخلاق، آداب، روش و گفتار و كردار معلم، حتی ظاهر لباس و سر و صورت او، بر دانش‎آموز تأثير می‎گذارد و بعد از خانه و محيط منزل، يا مهم‌تر از خانه، محيط انسان‎ساز، محيط مدرسه و كلاس درس و اخلاق معلّم است. «وَالْبَلَدُ الطَّیِبُ یَخْرُجُ نَباتُهُ بِاِذْنِ رَبِّهِ وَالَّذی خَبُثَ لایَخْرُجُ اِلّا نَكِداً؛ زمين پاك گياهش به اذن پروردگارش می‎رويد و آنچه پليد است جز [حاصلی] ناچيز نمی‌پروراند.»[7]


*پی‌نوشت:


[1]. كلينی، محمّد؛ كافی، ج 1، ص 30، ح 1.


[2]. علامه مجلسی؛ بحار الأنوار، ج 61، ص 129.


[3]. مؤمنون، آيه 115؛ آيا چنين پنداشتيد كه ما شما را بيهوده آفريديم؟


[4]. عنكبوت، آيه 64؛ اين دنيا، چيزی نيست، مگر لهو و لعب.


[5]. نهج‌البلاغة، حكمت 456.


[6]. سنن دارمی، ج 1، ص 100؛ تنها برای تعليم، برانگيخته شدم.


[7]. اعراف، آيه 58.

captcha