کد خبر: 1291498
تاریخ انتشار : ۰۲ مهر ۱۳۹۲ - ۱۱:۰۱
گريزی به خاطرات جنگ/

مردم گيلانغرب، در سخت‌ترين شرايط هم شهر خود را رها نكردند

روزهای آغاز جنگ كه بود، پدرم راهی جبهه شد و به مادرم گفت كه شايد رفتنش برگشتی نداشته باشد. سال‌ها از آن روزها می‌گذرد و افتخار مردم گيلانغرب كه در هر وجبش لاله‌ای به خون آغشته شده اين است كه در شرايط سخت جنگ، شهر خود را رها نكردند.



يكی از آن شب‌های آغازين جنگ، پدرم كه 50 سالگی را پشت سر گذاشته بود از مادر و خواهرانم و من خداحافظی كرد و به مادرم گفت: «شايد اين رفتن ما برگشتی نداشته باشد. بچه‌ها را اول به خدا و بعد به تو می‌سپارم، هر چه خدا بخواهد همان خواهد شد.»


در ضمن ياد دارم يك روز قبل، پدرم من را با خود به سپاه پاسداران برده بود كه فرمانده سپاه گيلانغرب، اگر اسمش درست يادم باشد؛ آقای ابراهيم‌زاده، چند داستان كودكانه به من داد و گفت: «پسرم ما می‌ريم به جنگ دشمنان، ولی شما درس را رها نكنيد.»


آری به به همراه تنی چند از مردان دلير اين ديار، از جمله كرم‌رضا عيسی‌پور، عزت‌الله دوله، برادران كوه‌پيكر، علی داد شاهمرادی، علی‌اكبر شهبازی، مرحوم حاج ماشالله عزيزی و چند نفر ديگر كه متاسفانه اسم‌شان يادم نيست، سوار بر چند جيپ از محل كنونی سپاه پاسداران شدند برای شبيخون به دشمن بعثی حركت كردند.


حضور شهيد شيرودی در منطقه


آنها در ميدان مقاومت كنونی كه نقطه آغاز حركت به سمت قصر شيرين است، با يك دستگاه جيپ عراقی‌ها برخورد كردند كه بعد از تيراندازی دو طرف به همديگر، جيپ عراقی متواری ‌شد. از آن تاريخ به بعد، مردم غيور اين ديار از جان خويش مايه گذاشتند و نگذاشتند دشمن، ايران را به خانه امن خويش تبديل كند و شب و روز امان از آنها بريدند تا اينكه با آمدن قوای كمكی و دلاوری شهيد شيرودی، فرمانده هوانيروز وقت كرمانشاه در 4 مهرماه 59، دشمن را از خاك خون‌رنگ و مقدس گيلانغرب بيرون راندند.


ولی بايد بگويم به دليل نزديك بودن گيلانغرب به مرزهای غربی كشور، از آن روز به بعد شهر ما هميشه آماج حملات هوايی، توپخانه و موشكی دشمن قرار داشت و در هشت سال جنگ تحميلی، در حالی كه شهرهای ديگر كشور در حال پيشرفت و ترقی و ايجاد تأسيسات زيرساختی و كارخانجات صنعتی بودند، مردم گيلانغرب آواره دشت و بيابان شدند و با ساختن آلونك‌هايی در حاشيه شهر و دل شيار كوه‌ها در مسير موسوم به تق و توق در شش كيلومتری شهر، به جای زندگی كردن، ادای زندگی را در می‌آوردند؛ زيرا زندگی در آن شرايط، سخت و نفس‌گير بود.


زمستان‌های سخت بدون امكانات گرمايی و تابستان‌های گرم بدون داشتن امكانات سرمايشی شرايط سختی را برای مردم اين سامان رقم زده بود. تازه بايد به اين مشكلات بمباران‌های گاه و بی‌گاه دشمن بعثی را هم اضافه كرد.


اما بايد درود فرستاد بر اين مردان و زنانی كه نخواستند با كوچ به ديگر شهرها، سربار دولت و ملت شوند و به كم قناعت كردند و روی پای خود ايستادند و مدال دومين شهر مقاوم را از دستان رهبر معظم انقلاب آذين سينه خويش كردند.


مين‌های زمين‌های كشاورزی، آفت جان مردم شده است


در اين هشت سال جنگ تحميلی، تنها امرار معاش مردم يعنی زمين‌های كشاورزی و مراتع دامپروری هم شده بود جايگاه جولان تانك و مكان رزمايش و تمرين بمباران دشمن بعثی؛ زيرا در ايام جنگ هشت ساله، هر هواپيمای دشمن بعثی كه نتوانسته بود شهرهای مركزی را بمباران كند، بمب‌های خويش را بر سر مردم بی‌دفاع گيلانغرب خالی می‌كرد.


خوب به ياد دارم روزی از روزها از يكی از ارتفاعات مسلط به شهر گيلانغرب از درون شياری به گيلانغرب نظاره می‌كردم كه هواپيماهای عراقی شهر گيلانغرب را ضربدری بمباران و تلفات بی‌شماری را به مردم اين سامان وارد كردند، مردان و زنان و كودكان بسياری را به شهادت رساندند.


متاسفانه امروز هم می‌بينيم كه مين‌گذاری دشمن در زمين‌های كشاورزی و مراتع غنی، اين زمين‌ها را به خطرناك‌ترين مناطق دنيا تبديل كرده است و هر روز شاهد شهادت يا قطع شدن دست و پای دامپروران ايل كلهر اين ديار هستيم.


گليلانغرب؛ شهری كه هر وجبش بوی شهادت می‌دهد


اما اگر بخواهم خاطرات جنگ را بنويسم بايد برای هر روز چندين صفحه تايپ كنيم، اين مسايل مشتی بود از خروار و مصايبی كه بر سر مردم اين سامان آمد و خدای را شكر كه مردم غيور گيلانغرب، سواران و مرزداران ديروز و رزمندگان غيور امروز، از اين آزمايش بزرگ سربلند و با افتخار بيرون آمدند و برای حفظ وطن و آئين اسلام و دفاع از انقلاب سختی‌ها را به جان خريدند و ما به عنوان فرزندان آنان و پدران امروز مفتخريم به زندگی در اين ديار كه هر وجب آن جايگاه رستن لاله‌ای از خون شهيدی است. كوچه به كوچه اين شهر بوی شهيد و شهادت می‌دهد و به حق برای ورود به آن بايد با وضو وارد شد.


ما كه 24 ساعت شبانه‌روز را زير شديدترين بمباران‌های دشمن قرار داشتيم، به اندازه عزيزی كه چند روز مهمان اين ديار به عنوان رزمنده بود، از امتيازات جنگ تحميلی بهره‌مند نشديم. حتی برای رزمندگان با بيش از 60 ماه جبهه گيلانغرب، طرح شهيدكاظمی اجرا نشده است، اين در حالی است كه ديگر شهرستان‌ها از اين طرح برخوردار شده‌اند.


مسئولان جبهه‌رفته خوب می‌دانند كه زندگی در مناطق جنگی عواقب بسيار ناگواری را به همراه دارد. ما متأسفانه امروز آمار بالايی از سكته و بيماری‌های قلبی را در اين شهرستان شاهد هستيم كه اين مشكلات بی‌ربط با زندگی در مناطق جنگی آن هم برای هشت سال نيست.

captcha