كاپيتان خللبان ظهرابی، از فرماندهان خلبانان نيروی هوايی ارتش جمهوری اسلامی ايران، در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) اظهار كرد: در شهريور سال 59 ما وارد جنگ ناخواستهای شديم كه فكر میكرديم چند روز بيشتر طول نمیكشد. حفظ تماميت ارضی در زمين، هوا و دريا هدفی بود كه برای ارتش در نظر گرفته شد. جنگ ويرانگر است، ولی ما در هر شرايطی قرار بگيريم میتوانيم از آن به نحو احسن بهرهبرداری كنيم.
فرمانده شهيد عباس دوران اذعان كرد: انقلاب، دستاورد نسل ماست و پاسداری از آن وظيفه جوانان است. بايد فضا را به گونهای طراحی كنيم كه ثمره آن برای همه شيرين و گوارا باشد.
ظهرابی ابراز كرد: من افتخار دارم به عنوان يك سرباز قديمی متولد سال 25 در كرمان كه 28 سال در نيروی هوايی خدمت كرده است، در خدمت ملت ايران باشم. من از ابتدا تاكنون تمام پروازهای خود را با هواپيمای اف 14 انجام دادم و با همان هواپيما كار خلبانیام را به پايان رساندهام.
اين خلبان گفت: يك دوره سه ساله كوتاه، وابسته نظامی ايران در چين بودم و دو سال نماينده نيروی هوايی در ارتش جمهوری اسلامی ايران در ستاد مشترك اداره چهارم بودم كه مركز لجستيك ارتش و اداره دوم كه مركز اطلاعات نظامی ارتش است.
| كاپيتان ظهرابی: |
| گروههای سياسی و نظامی میگفتند بايد ارتش توحيدی داشته باشيم كه نوعی از كمونيست است كه هيچ گونه رتبهبندی در آن وجود ندارد. امام(ره) در جواب اين افراد گفته بودند كه ارتش توحيدی، اجتماع خران است |
خلبان ظهرابی با بيان اينكه جنگ در تاريخ 31 شهريورماه سال 59 عملاً در ساعت 14:30 آغاز شد و تهران، تبريز، همدان، دزفول و بوشهر مورد تجاوز هوايی قرار گرفتند و پايگاههای آنان بمباران شدند، اظهار كرد: من در آن زمان در پايگاه بوشهر مشغول به خدمت بودم. يكی از دوستانم زنگ زد كه در مهرآباد بمب انداختهاند و ما كه ناخواسته وارد جنگی شده بوديم كه شش كشور بزرگ صنعتی جهان آن را با حمايت مستقيم آمريكا هدايت میكردند و میخواستند ايران بعد از انقلاب را به گونهای منقرض كنند.
حماسه كمان 92 در ابتدای جنگ
وی عنوان كرد: ما دقيقاً از فردای آن روز با 140 فروند هواپيما، طی حماسه جاويدان كمان 92 از كل پايگاههای ايران به خاك عراق حمله كرديم. عراق فكر كرده بود میتواند ملتی را كه تازه 20 ماه از انقلابش میگذرد، نابود كند.
ظهرابی تصريح كرد: وضعيت در آن هنگام به گونهای بود كه تمام سران ارتش و نظاميان يا اعدام شده يا فرار كرده بودند. گروههای سياسی و نظامی میگفتند بايد ارتش توحيدی داشته باشيم كه نوعی از كمونيست است كه هيچ گونه رتبهبندی در آن وجود ندارد. امام(ره) با اين مسئله مخالفت كردند.
معمار كبير انقلاب آنچه را كه ما در آئينه نمیديديم، در خشت خام میديدند
وی عنوان كرد: معمار كبير انقلاب آنچه را كه ما در آئينه نمیديديم در خشت خام میديدند. امام فرمودند بايد در ارتش، سلسله مراتب وجود داشته باشد؛ درجه و دستور و ... باشد.
ظهرابی ادامه داد: در حقيقت آنان میخواستند با ارتش توحيدی بنای انقلاب و مقاومت و سد دفاعی ايران را ضعيف كنند تا به راحتی انقلاب اسلامی را منقرض كنند.
ارتش به نيروها آموزش میداد
خلبان كهنهكار ارتش تصريح كرد: در آن زمان سپاه تازه شكل گرفته بود. شهيد چمران نيز ستاد جنگهای نامنظم را تشكيل داده بود و از تمام اقشار مردم كرد و لر و بلوچ و ترك، رزمنده داوطلب وارد آن عرصه میشد تا از دستاوردهای انقلاب دفاع كنند.
وی عنوان كرد: ما يك ارتش كلاسيك، مدرن، مسلح و آماده رزم بوديم. ما نيروهای داخلی را آموزش میداديم چون خيلیها میخواستند وارد جنگ شوند، ولی اطلاعاتی نداشتند. پس ما هم آنان را آموزش میداديم و هم در جنگ شركت میكرديم.
| يك خلبان ارتش: |
| وقتی وارد جنگ ناخواستهای شديم كه میبايست از خاك و ملت و ناموس ايران دفاع كنيم، بايد ايرانی میبوديم و اين فقط از سرباز ايرانی برمیآمد و نه كس ديگر. يعنی ميثاق خون با خدا. جانت را بگذاری برای فدا كردن تا ملت بماند |
ظهرابی گفت: انقلاب دستاورد نسل ماست و پاسداری از آن وظيفه جوانان است. بايد فضا را بهگونهای طراحی كنيم كه ثمره آن برای همه شيرين و گوارا باشد. ما علاقهمند هستيم تا با دستاوردهای خودمان طوری برخورد كنيم و فضا را بهگونهای مهيا كنيم كه طراوت و شادابی را حفظ كنند و به نسلهای آينده انتقال دهند.
آموزش در زمان آسايش باعث كمتر شدن خونبها میشود
وی با بيان اينكه ما هر چه در زمان آسايش بيشتر آزمايش و تجربه كنيم و بيشتر آموزش ببينيم، در دوران جنگ خون كمتری بها خواهيم داد و سلاح كمتری خرج خواهيم كرد، تأكيد كرد: ما پيوسته بايد در حال فراگيری آموزش، گسترش فرهنگ مقاومت و پايداری باشيم.
ظهرابی اذعان كرد: ما كمبودهای كالايی خود و حتی كمبود فنی و تخصصی خود را میتوانيم وارد كنيم. حتی در صورت كمبود پزشك و يا نيروی متخصص، نيرو وارد كرديم، مهندس و كارگر وارد كرديم و وقتی در اين عرصهها خبره شديم، اكثر جايزههای جهانی را از آن خود كرديم. اما وقتی وارد جنگ ناخواستهای شديم كه میبايست از خاك و ملت و ناموس ايران دفاع كنيم، بايد ايرانی میبوديم و اين فقط از سرباز ايرانی برمیآمد و نه كس ديگر. يعنی ميثاق خون با خدا. جانت را بگذاری برای فدا كردن تا ملت بماند.
وی گفت: در سوره والعاديات، خداوند شش بار قسم ياد كرده است، قسمهايی كه برای تأكيد آورده شده. قسم به جرقه سم اسبهای جهادگران در راه خدا، سوگند كه آنها چيزی نمیخواستند مگر عزت اسلام و مسلمانان. آنها چيزی از ما نمیخواهند جز احترام. روزهايی كه ايران درگير جنگ بود و به رزمنده نياز داشت، شهدا و ايثارگران پا در ركاب كردند و راه افتادند. روزی نبود كه ما شهيد ندهيم.