سنت توليد و پخش برنامههايی اصطلاحاً با محوريت خاطرهبازی مخاطبان تلويزيون را نمیدانيم از كجا و توسطه چه كسی باب شد اما قطعاً آغاز رسمی توليد و پخش برنامههايی با چنين ماهيت وجودی برمیگردد به 6 سال پيش كه شبكه اول سيما پيش از ظهر جمعه اقدام به پخش برنامهای با نام «نقره» با تهيهكنندگی و اجرای منصور ضابطيان و البته بعدها اجرای احسان كرمی كرد.
بعدها اين ايده نو و گيرا از سوی شبكه 5 سيما نيز البته اينبار در قالب برنامه كودك و نوجوان «بچههای ديروز» مورد توجه و تقليد قرار گرفت كه بيشتر به پخش انيميشنهايی میپرداخت كه كودكان و نوجوانان گذشته كه اكنون بزرگ شده و اغلب خود جزء والدين محسوب میشوند با آن خاطرات دوران بچگيشان را زنده میكردند.
«بچههای ديروز» البته موفقتر از برنامه «نقره» ظاهر شد به شكلی كه مسئولان را بر آن داشت تا در قالب جشن و همايشی با حضور هنرمندان برنامههای نمايشی و پيشكسوتان عرصه صدا و گويندگی برنامههای كودك و نوجوان از دوران طلايی تلويزيون در پخش برنامههای مناسب حال كودك و نوجوان تشكر و قدردانی كنند.
اين ايده همچنان نو كه با بازخورد خوبی از سوی مخاطبان مواجه شد سپس به شبكه دو سيما نيز تسری پيدا كرد و دوستان تهيهكننده برنامه تركيبی خانوادگی «تصوير زندگی» بخشی از برنامه خود را در روز پايان هفته با اجرای مارال دوستی، اختصاص به آيتمی به نام «خاطرهبازی» دادند كه بيشتر به مرور توليد سينمای ايران و فيلمهايی كه مردم با آنها خاطره داشتند پرداخت.
اما بايد گفت كه اين طرح نو در تأمين برنامه برای پخش از شبكههای مختلف صدا و سيما كه البته گاهی برنامه «راديو هفت» كه باز تهيهكننده آن منصور ضابطيان است به بهانههای مختلف به آن میپردازد، به دليل تكرار ساختاری آن، دمدستی شده است و ديگر جذابيتی برای مخاطبان تلويزيون ندارد.
در چنين شرايطی شبكه سوم سيما دومرتبه به همان ايده كهنه در زمينه تأمين برنامه تلويزيونی متوسل شده است و اكنون چند صباحی است كه بينندگان اين شبكه برنامهای تحت عنوان «يادگاری» را با اجرای مسعود فروتن، از اين شبكه مشاهده میكنند كه اينبار ملغمهای از همه برنامههايی است كه البته به تشخيص دوستان توليدكننده و نه نظرسنجی از سوی مردم، ممكن است خاطراتی را در ذهن بينندگان زنده كند.
اين يادداشت تلاش دوستان را در توليد و پخش اين برنامهها نفی نمیكند همچنان كه شايد در ميان بينندگان تلويزيونی باشند درصد قليلی باشند كه واقعاً با آن برنامه ارتباط خوب و عاطفی برقرار میكنند اما توليد و پخش اين برنامه ها زنگ خطری است برای توليدكنندگان تلويزيونی و آن اينكه در عين حاليكه آرشيو صدا و سيما مملو از برنامههای توليدی اعم از مجموعههای نمايشی و تركيبی است اما گويا طراحی ايدههای نو و خلاقانه برای توليد برنامههايی كه وصف حال امروز مردم باشد ته كشيده است.
به نظر میرسد كه دوستان در رسانه ملی به جای پخش تكراری مجموعههای تلويزيونی و مرور خاطراتی كه مردم از اين برنامهها داشتند كه بيشتر از آنكه آنها را به خاطرات گذشته ببرد، موجب میشود آنها حسرت خورده و شرايط آن زمان را با شرايط حال خود مقايسه كنند، به منظور توليد برنامههايی جامع و فرهنگساز با صرف هزينههای مناسب توليد، نظر به افق آينده داشته باشند.
سجاد دبيريان