|
سالهاست كه سينمای دفاع مقدس، ديگر گونهای پرمخاطب در سينمای كشورمان نيست؛ سينمايی كه روزگاری از ژانرهای اصلی سينمای ايران محسوب میشد، بهنحویكه هميشه چند فيلم جنگی در صدر جدول، پرفروشها قرار داشتند. فيلمهايی نظير «عقابها»، «گذرگاه»، «هراس»، «دوئل» و... از جمله اين توليدات بودند.
اينكه چرا چنين وضعيتی بر سينمای دفاع مقدس حاكم شده، بحثی است كه بارها از سوی كارشناسان و سينماگران مطرح شده و درباره آن نيز سخن بسيار گفتهاند، اما در اين ميان كمتر نظر مردم به بوته نقد گذاشته شده است. در اين گزارش سعی شده از نظر سه نفر از تماشاگران حرفهای سينما برای اين بحث، استفاده شود تا بتوان به يك ارزيابی نسبتا درست از اين موضوع رسيد.
اولين نفر در اين گزارش مهندسی 32 سالهای با نام حسن معتمدیراد است كه سينما را به صورت جدی دنيال میكند، وی در پاسخ به اين سؤال كه تماشاگر از فيلم دفاع مقدسی چه میخواهد، میگويد: تماشاگر امروز سينما از فيلم دفاع مقدسی انتظار دارد تا تصويرگر واقعيتها باشد، چون هر آنچه كه با دروغ يا اغراق آميخته شود، سبب دوری تماشاگر خواهد شد، البته در دهه 60 فيلمهای دفاع مقدسی به شكلی حماسی به موضوعات مورد نظر میپرداختند؛ رويكردی كه در آن دوران جواب میداد، چون كشور در حال جنگ بود و مردم نيازمند يك حس حماسی بودند.
وی میافزايد: اما امروز ديگر نبايد همان رويكرد دو دهه پيش را در فيلمهای دفاع مقدسی لحاظ كرد، بلكه بايد در فيلمهای معاصر نگاهی منطبق بر واقعيت به دفاع مقدس داشت. برای مثال میتوانم به فيلمی چون «روز سوم» اشاره كنم كه برداشتی زيبا از دفاع مردم خرمشهر داشت، بدون اينكه بخواهد قهرمانسازی خارج از عرف كند.
معتمدی تصريح میكند: نكته ديگر به زيبای بصری اين دسته توليدات بر میگردد، بدين معناكه در فيلمهای دفاع مقدسی معمولا شاهد تصاويری محدود هستيم كه هيچ نشانی از جنگ در آن موجود ندارد. فقط برخی مواقع صدای چند شليك يا انفجار شنيده میشود، درصورتیكه فيلمی چون «دوئل» میتواند آنچه در جنگ روی داده را به درستی تصوير كند، پس زمانی كه تماشاگر يك فيلم جنگی، پروداكشنی كوچك میبيند ديگر نمیتواند ان را به درستی باور كند، چون در زمان حال آثار خارجی با جلوههای ويژه بسيار عظيم میبيند و ديگر با فيلمهای كم هزينه ارتباط برقرار نمیكند.
در ادامه اين گزارش حسن بايرامی 45 ساله و پزشك، درباره چرايی افت كمی و كيفی سينمای دفاع مقدس میگويد: برخیها متصورند كه گذشت زمان سبب شده از كميت و كيفيت فيلمهای دفاع مقدسی كاسته شود. اين ادعا تا حدودی درست است، چون ذات فراموش كار انسان، چنين تبعاتی را در پی دارد، اما شدت اين فراموشی نگرانكننده است. منظور از اين گفته نيز اين است كه شايد ديگر نتوان در سال 20 يا 30 فيلم دفاع مقدسی توليد كرد، اما میشود حداقل به ساخت ساليانه 3 يا 4 فيلم آبرومند در اين حوزه، ادای دين مناسبی به اين گونه گردد.
توجيه تمامی سليقهها در سينمای دفع مقدس
وی ادامه میدهد: نكته ديگری كه در ساخت يك فيلم دفاع مقدسی بايد مد نظر قرار گيرد اين است كه در اين دسته توليدات، تمامی سلايق مد نظر باشد، در كلامی ديگر تنها شاهد يك نوع نگاه به جنگ نباشيم، بلكه بايد زمينهای فراهم باشد تا همه حرفها زده شود، البته اين آزادی بيان بايد تا جايی باشد كه به ارزشهای جنگ و خون شهدا خدشهای وارد نشود. با توجه به اين اصل نبايد از بيان نظرات مختلف ترسيد و اجازه داد تا فيلمسازان با فراغ بال در اين حوزه كار كنند.
بايرامی در بخش ديگری از سخنان خود با بيان اينكه فيلم دفاع مقدسی بايد از استانداردهای جهانی بهره برد، میگويد: فيلم دفاع مقدس در حقيقت همان ژانر جنگی است كه در سينمای جهان به عنوان يكی از گونههای اصلی از آن بهرهبرداری میشود. اين ژانر برای اينكه بتواند به مخاطبان لازم دست پيدا كند نيازمند سرمايهگذاری عظيم دولتی است تا كار خلق شده بتواند در جذب تماشاگر موفق باشد، خواستهای كه اگر مهيا نشود شاهد آن اتفاقی خواهيم بود كه هم اكنون شاهدش هستيم.
آخرين فرد اين گزارش نيز، سعيده شاهوردی است. اين فارغالتحصل سينما با بيان اينكه سينمای دفاع مقدس در انحصار هيچ گرروه خاصی نيست، میگويد: من آن دوران را به ياد ندارم، اما آنگونه كه از بزرگترها پرسيدم، در زمان جنگ رزمندگان محدود به قشری خاص نبودند، يعنی در ميان آنها هم دكتر و مهندس وجود داشت هم كارگر يا ورزشكار، پس با توجه به اين شرايط، چگونه میتوان انتظار داشت كه اين گونه تنها در اختيار فيلمسازانی خاص باشد؛ تفكری كه متاسفانه در سينمای ما ريشه دوانده است.
|
| نمايی از فيلم «چ» ساخته جديد ابراهيم حاتمیكيا |
وی متذكر میشود: نكتهای كه بايد به آن توجه داشت اين است كه مسلما فيلمسازانی چون حاتمیكيا میتوانند به شكلی زيباتر به موضوعات جنگ بپردازند، اما در كنار اين فيلمسازان بزرگ بايد به فيلمسازان جوان هم فرصت داد تا كارهای خوبی در اين عرصه توليد كنند، چون نتيجه اين آزادنگری فيلمهايی چون «سيزده 59» خواهد شد كه به شكلی زيبا و تاثير گذار به جنگ توجه دارد.
اين كارشناس سينما ادامه میدهد: من نقش مسئولان سينمايی را در اين زمينه بسيار مهم میدانم، مسئولانی كه هر گاه به حرف زدن میرسند، شعارهای فراوان سر میدهند، اما در عمل میبينيم كه فيلمسازان ما برای يك فشنگ با مشكلات فراوان رو به رو میشوند، پس بايد بخشی هم باشد تا به فعاليتهای مسئولان رسيدگی كند تا در صورت لزوم با كمكاریها برخورد شود.
شاهوردی در پايان خاطرنشان میكند: توجه به سينمای جنگ تنها اهميت دادن به يك گونه سينمايی نيست، بلكه توجه به هويت و افتخار ملی است، چون هر كشوری با اهميت دادن به افتخارات خود است كه میتواند برای برای آيندگان از افتخاراتش بگويد. امتيازی كه سبب شدهف هاليوود با گذشت بيش از يك قرن، هنوز هم درباره جنگ جهانی دوم فيلمسازای كند، اما ما تنها پس از از دو دهه اين گونه را به فراموشی سپردهايم.
از مجموع صحبتهايی كه مطرح شد اين نتيجه حاصل شد كه سينمای جنگ در كشور ما از نبود امكانات رنج برده و در انحصار بخشی خاص درآمده است؛ معضلاتی كه رفع ان بر عهده مسئولان است. خواستهای كه اگر مهيا شود میتوان از فيلمسازان توقع داشت در اين حوزه ورود كنند. درباره نقش تماشاگران سينما هم بايد به اين مهم توجه داشت كه كار خوب تدر اين حوزه مسلما در جذب مخاطب هم موفق خواهد بود.