کد خبر: 1295001
تاریخ انتشار : ۰۷ مهر ۱۳۹۲ - ۰۹:۱۶

«تحول بنيادی فلسفه يونانی در شيوه انديشه اسلامی» منتشر می‌شود

رساله فوق دكترای مرحوم فلاطوری با عنوان «تحول بنيادی فلسفه يونانی در شيوه انديشه اسلامی» با ترجمه سيدمحمدباقر تلغری‌زاده پس از 40 سال منتشر می‌شود.



به گزارش خبرگزاری بين‌المللی قرآن (ايكنا) به نقل از پايگاه‌اطلا‌ع‌رسانی مؤسسه پژوهشی حكمت و فلسفه ايران، رساله فوق دكترای مرحوم عبدالجواد فلاطوری با عنوان «تحول بنيادی فلسفه يونانی در شيوه انديشه اسلامی» كه در سال 1973 ميلادی برابر با 1352 هجری شمسی برای احراز مقام استادی تسليم دانشكده فلسفه دانشگاه كلن (آلمان) شده است، به‌زودی با ترجمه سيدمحمدباقر تلغری‌زاده پس از 40 سال منتشر خواهد شد.


بنا بر اين گزارش، در دانشگاه‌های آلمان رسم بر اين است كه صاحب رساله، پس از پذيرش آن، خود رأساً به چاپ آن اقدام كند، اما به عللی كه معلوم نيست، مرحوم مؤلف بدين كار دست نيازيده‌اند و اين ترجمه نيز از روی نسخه كپی آن رساله كه به همت جناب آقای دكتر فرزانه‌فر و خانواده آن مرحوم در اختيار مترجم قرار داده شده، صورت گرفته است.


موضوع و محتوای رساله


موضوع اين رساله چنان‌كه از عنوانش پيداست، بررسی و ريشه‌يابی علل دگرگونی فلسفه يونانی پس از ورود آن به عالم اسلامی است و پرسش‌هايی از اين دست می‌پردازد كه آيا آنچه امروزه از آن به نام‌های مختلفی، از جمله فلسفه اسلامی، فلسفه عربی، فلسفه عربی ـ اسلامی و ... ياد می‌شود، برگردان ساده و بعضاً نارسای فلسفه يونانی است كه به مرور زمان توسعه و تكامل يافته و به‌صورت كنونی آن درآمده است؟ آيا اين فلسفه حاصل تلاش‌های آشتی‌جويانه ميان عقل و ايمان است؟ آيا اگر ترجمه‌های آغازينی كه از متن‌های يونانی صورت گرفته كاملاً دقيق و مطابق با اصل می‌بودند، اين فلسفه به گونه‌ای ديگر از آن‌چه امروز هست می‌بود؟ آيا نوافلاطونی خواندن اين فلسفه ـ چنانكه بسياری از پژوهشگران از اين نامگذاری جانبداری می‌‌كنند ـ به‌راستی حق مطلب را درباره آن ادا می‌كند؟ و سرانجام اينكه آيا نظر آنان كه اطلاق پسوند «اسلامی» به اين فلسفه را مفيد معنايی نمی‌دانند و آن را از قبيل افزودن اين پسوند به علوم ديگر مثلاً شيمی (اسلامی)، فيزيك (اسلامی) و ... به‌شمار می‌آورند درست است يا نه؟





برخلاف زمان‌نگری يونانی، كه بر شالوده زمانی سامان‌بخش، بی‌آغاز و بی‌انجام شكل گرفته است، كه آنات آن با همديگر نسبت تقدم و تأخر دارند ـ به‌گونه‌ای كه نمی‌توان آن‌ها را به دلخواه جابجا كرد ـ زمان قرآنی چونان ظرفی است كه ويژگی مكان‌گونگی دارد و حوادث درون آن به دلخواه (به اراده الهی) جابجا می‌شوند

فلسفه اسلامی حاصل برخورد دو جهان‌بینی یونانی و قرآنی است


پاسخ مؤلف به همه پرسش‌های بالا منفی است. از نظر وی اين فلسفه حاصل برخورد دو جهان‌بينی از اساس متفاوت، يعنی جهان‌بينی حاكم بر فلسفه و علوم يونانی و جهان‌بينی قرآنی است. آنچه از برخورد اين دو جهان‌بينی به‌وجود آمد فلسفه‌ای بود كه اگر چه در صورت بيشتر يونانی ولی در محتوا عمدتاً قرآنی بود.


به عقيده مرحوم فلاطوری، اين فلسفه ديگر نه يونانی صرف بود و نه قرآنی صرف و نه آميزه و يا التقاطی از آن دو، بلكه يك جريان فكری مستقل و ويژه‌ای بود كه از برآيند (سنتز) آن دو به وجود آمده بود و از نظر مرحوم فلاطوری اصالت اين فلسفه را هم دقيقاً بايد در همين نكته جستجو كرد.


شایستگی اسلامی خواندن فلسفه اسلامی برآمده از تأثر عمیق آن از قرآن است


از نظر مرحوم فلاطوری اما اطلاق پسوند اسلامی بدان فلسفه از اين رو شايسته است كه نوع نگرش و شيوه برخورد آن با مسائل و دگرگونی‌ای را كه براساس اين نگرش در فلسفه يونانی پديد آورد، شديداً متأثر از قرآن بود.


زمان‌نگری یونانی و زمان‌نگری قرآنی


مؤلف برای نشان دادن تفاوت اين دو جهان‌بينی از شيوه تحليل زبانی استفاده می‌كند. در اين ميان تكيه اصلی او بر تفاوت بنيادين زمان‌نگری قرآنی با زمان‌نگری يونانی است. برخلاف زمان‌نگری يونانی، كه بر شالوده زمانی سامان‌بخش، بی‌آغاز و بی‌انجام شكل گرفته است، كه آنات آن با همديگر نسبت تقدم و تأخر دارند و رويدادها و پديده‌های درون آن چونان حلقه‌های زنجيری به‌هم پيوسته‌اند، به‌گونه‌ای كه نمی‌توان آن‌ها را به دلخواه جابجا كرد، زمان قرآنی چونان ظرفی است كه ويژگی مكان‌گونگی دارد و حوادث درون آن به دلخواه (به اراده الهی) جابجا می‌شوند. بر مبنای اين زمان‌نگری همه مقولات فلسفه يونانی، آمده در فلسفه اسلامی به‌ويژه علت و معلول، شكل ويژه‌ای به خود می‌گيرند كه با صورت يونانی‌شان بسی متفاوتند.


گويا مرحوم مؤلف، چنان كه از نام فرعی اين رساله برمی‌آيد، قصد داشته است تا رد پای اين نگرش و دگرگونی حاصل از آن را در كليه معارف اسلامی، از فقه و اصول گرفته تا تفسير و زبان‌شناسی و...، پی‌جويی كند، اما متأسفانه به چنين توفيقی دست نيافته است. با اين همه به‌نظر می‌رسد كه نظريه مطرح شده در اين رساله آن اندازه جالب و در عين‌حال از برخی جهات عجيب باشد كه توجه صاحب‌نظران فلسفه اسلامی و آشنايان با معارف قرآنی را برانگيزد.

captcha