کد خبر: 1295256
تاریخ انتشار : ۰۸ مهر ۱۳۹۲ - ۱۴:۵۹

«فراق و اشتياق» يك شاعر معاصر به مناسبت بزرگداشت مولوی منتشر شد

عبدالمجيد فرائی، شاعر معاصر كشورمان به مناسبت هشتم مرداد و روز بزرگداشت مولوی، شعری با عنوان «فراق و اشتياق» را سرود و برای انتشار در اختيار ايكنا قرار داد.









به گزارش خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا)، عبدالمجيد فرائی، شاعر معاصر كشورمان به مناسبت فرا رسيدن هشتم مرداد، روز بزرگداشت مولانا جلال‌الدين محمد بلخی‌رومی، شعری با عنوان «فراق و اشتياق» را سروده است كه در ادامه می‌خوانيم:


«پا نهادم نردبان مثنوی


پر كشيدم آسمان مثنوی


موج ديدم، اوج ديدم در عروج


سرّ پنهان در نهان مثنوی


او ز رمز و راز سرالله گفت


ساده، در شعر روان مثنوی


هر كلامش چشمه جوشان عشق


درّ سفته در زبان مثنوی


گاه می‌گفت از فراق و اشتياق


گه حديث و داستان مثنوی


گاه نی، می‌گفت با ما سرِّ يار


از كران تا بيكران مثنوی


ديده حق‌بينِ خود را باز كرد


شيخ پيرِ مهربانِ مثنوی


ز انبيا و اوليا نيرو گرفت


تا بگويد: آرمان مثنوی


گاه از موسی حديثی می‌سرود


ای بنازم بر شبان مثنوی


از محّمد نكته‌های ناب داشت


رهنمون شد كاروان مثنوی


از علی(ع) گفتا، ز اخلاص علی(ع)


جان فدای پهلوان مثنوی


حكمت لقمان مكرر باز گفت


تا بيايی ارمغان مثنوی


گفت: از عيسی از آن روح خدا


داستانِ راستان مثنوی


الله الله ذكر يار آشناست


از دهان دوستان مثنوی


ارزشِ يك آه را كرد آشكار


گر شنيدی، از دهانِ مثنوی


كودك حلوا فروشش آيتی است


از برای آب و نان مثنوی


گاه طوطی بود، حكمت آشنا


رهنمای بوستانِ مثنوی


جان نهادم در طبق بی‌گفتگو


تا شدم، از كودكان مثنوی


راه جستم در ميان عارفان


ميهمان در آستان مثنوی


هشتم از تن جان، تهی گشتم ز خود


متصل گشتم، به جان مثنوی


شعر جوشيد از سرای اندرون


گاهگاهی از لسانِ مثنوی


تشنگی آمد سراغم، با عطش


خود كشيدم سايبان مثنوی


لذتی حاصل شد از ابيات او


مست شد جان، از بيان مثنوی


گفت: از اسّ و اساس عاشقی


نيستی، در كهكشانِ مثنوی


نيستی كه هستی از او پا گرفت


گفت دايم، باغبانِ مثنوی


پس(فرايی) نيستی را برگزين


تا بقا يابی ميان مثنوی»

captcha