کد خبر: 1298790
تاریخ انتشار : ۱۴ مهر ۱۳۹۲ - ۱۰:۰۹
به مناسبت شهادت امام جواد(ع)؛

مشهدالرضا در سوگ غريب‌تر از غريب/ اينجا اشك‌ها سخن می‌گويند

اين روزها مشهد حال و هوای ديگر دارد؛ اينجا اشك‌ها سخن می‌گويند همه جا سياه‌پوش است؛ همه آمده‎اند تا شهادت جوان‌ترين شمع هدايت و نهمين بحر كرامت را به ولی نعمتشان تسليت عرض كنند.



به گزارش خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا) شعبه خراسان رضوی، اين روزها مشهد حال و هوای ديگر دارد؛ همه جا سياه‌پوش است و صدای طبل و سنج، موسيقی حزن‌انگيزی است كه از خيابان‎های منتهی به حرم شنيده می‎شود، همه آمده‎اند تا شهادت جوان‌ترين شمع هدايت و نهمين بحر كرامت را به ولی نعمتشان تسليت عرض كنند، همان كه به كينه دشمن در خانه خويش غريب‌تر از هر غريبی به شهادت رسيد.


اين روزها باز هم خيابان‎های منتهی به حرم عشق شلوغ است و عبور و مرور در آن سخت، هر چه نزديك حرم می‎شوی خيابان‌ها شلوغ‌تر و رفت و آمد سخت‌تر می‌شود.


از زائران و مسافران چمدان به دست، می‌شود فهميد كه به حرم نزديك شده‌ای. بعضی‌هايشان خسته از سفر و زيارت همان جا نزديك حرم گوشه‎ای نشسته‌اند و مرغ نگاهشان پر زده به سمت و سوی حرم. اينجا می‌توانی دنيا را يك جا ببينی، ترك، عرب، شرقی، غربی، اروپايی و آسيايی، همه و همه از جای جای اين دنيای بزرگ به مشهدالرضا(ع) آمده‌اند، زيرا همه می‌دانند اين روزها آقا بيشتر از هميشه عنايت دارند.


اين روزها همه می‎دانند اگر او را به جان جوادش قسم دهند، دست خالی باز نخواهند گشت، فقط كافی است دلشان را از سياهی‎ها و غبار زندگی با باران اشك‎هايشان بشويند و استغفار كنند تا پاك شوند، همچون كودكی كه از مادر متولد می‌شود.


زمزمه دعا و نياش از گوشه، گوشه‎ حرم به گوش می‎رسد، هر كس كه خود را از هر جای اين دنيای بزرگ به مشهدالرضا(ع) رسانده، برای خود خلوتی يافته و در حال راز و نياز با مولايش است.


اينجا درهای آسمان به روی بندگان باز است و امروز به مظلوميت يگانه فرزند ولی نعمتمان، فرصتی برای ما بندگان سرا پا تقصير فراهم شده تا به واسطه‌ اين امام مظلوم، اشك‎هايمان، ناپاكی‌های دلمان را بشويد؛ اين روزها مشهد شلوغ‌تر از هميشه است، چون اينجا قلب تپنده جهان تشيع است و همه اين روزها آرزو دارند سفر و مقصدشان مشهدالرضا(ع) باشد و حرم دوست...


دسته‌های عزداری از دور و نزديك وارد حرم می‎شوند، با ورود هر دسته موجی تازه در حرم راه می‌افتد، كسی در گوشه‌ای از حرم روضه جوادالائمه(ع) را می‌خواند و صدای ناله‌ها و اشك‌ها مثل نيلوفر درهم تنيده به آسمان می‌رود، اينجا فرشته‌ها، گل‌های نيلوفری می‌چينند و به سوی خدا می‌برند.


كمی آن طرف‌تر مردی درشت اندام، بی‌توجه به مردم رو به پنجره فولاد ايستاده و به پهنای صورتش اشك می‌ريزد، نمی‌دانم از امام رضا(ع) چه می‌خواهد كه اين گونه اشك می‌ريزد. جلوی پنجره فولاد لحظه‌ای خالی نمی‌شود، انگار همه می‌خواهند دلشان را به پنجره فولاد گره بزنند و می‌ترسند مشبكی برای گره زدن نيابند...


كنار ضريح كه ديگر جای سوزن انداختن نيست. همه زائران در اطراف ضريح همچون امواج خروشان در تلاطم‌اند، هر لحظه موجی می‌زند و يكی را با خود به سوی ضريح می‎كشاند.


اين روزها زمزمه همه زائران امام رضا(ع) يا جوادالائمه(ع) است. ذكر نام جوان‌ترين امام شيعيان اين روزها در حرم رضوی قلب‎ها را آرام می‌كند، نامی كه به عظمت آن نام، درهای بهشت گشوده می‌شود، زائران و مجاوران آمده‌اند تا امام مهربانی‌ها به مظلوميت شهادت يگانه فرزندش، حاجت آنها را از خدا بخواهد و ضامن آنها پيش خدا شود.


اميد كه دلتان به ضريح نگاهش گره بخورد...


نفيسه سليمانيان

captcha