|
محدثان بزرگ و علمای عاليقدر، افتخار كسب علوم از آن حضرت را داشته و در دشوارترين مسائل علمی، او را حلال مشكلات میيافتند. روايات بسيار در فضائل و كرامات و نصوصی كه دلالت بر امامت آن حضرت میكند، وجود دارد. با اينكه مدت زندگی امام جواد(ع) ديری نپاييد و عمر شريفش به 26 سال نرسيد، علوم بسياری از آن بزرگوار صادر شد و مجالس بحث و مناظراتی بين آن حضرت و علمای بزرگ آن زمان صورت میگرفت.
از اين مجالس میتوان به مناظره علمی و مباحثهای كه با «يحيیبناكثم» قاضیالقضاة در حضور مأمون، خليفه عباسی و جمعی از بنیعباس و ديگران داشتند و در پاسخ به مسئله او شقوق آن را چنان بيان كرد كه قاضیالقضاة، حيران و خجل گشت و حكم تمام آن شقوق را بيان فرموده. سپس از يحيی ـ طبق پيشنهاد مأمون ـ مسئلهای پرسيد كه از جواب آن عاجز شد و حل آن مسئله را از شخص امام درخواست كرد و حضرت پاسخ فرمود و بر همه بنیعباس واضع شد كه طبق گفته مأمون، آن حضرت با وجود كمی سن، افضل و اعلم از همه علما است.
خداوند متعال او را به اين فضيلت و كمال مزين كرده بود و از جمله مناظرات و مباحثات آن حضرت، مباحثهای است كه بر حسب روايت «ابن شهر آشوب» از كتاب «الجلاء والشفاء» در سن هشت سالگی با جمعی از دانشمندان فرمود و مسائل مشكل آنها را به طور علمی پاسخ داد.
دست يافتن بر امامت، پيش از سن بلوغ گرچه تا آن زمان به طور رسمی سابقه نداشت و در بين امامان هيچ يك در اين سن بر مسند امامت ننشسته بود، ولی در بين ساير انبيا و پيامبران سابقهدار است. حضرت عيسی و يحيی(ع) در كودكی به مقام نبوت رسيدند و قرآن درباره حضرت عيسی(ع) میفرمايد «اِنّی عَبْدُ اللهِ آتانِی الْكِتابُ وَ جَعَلنی نَبِیّاً؛ منم بنده خدا، به من كتاب داده و مرا پيامبر قرار داده است».
درباره حضرت يحيی میفرمايد «وَ آتَیْناهُ الْحُكْم صَبِیّاً؛ و از كودكی به او نبوت داديم». اين مسئله كه علوم و دانشهای امامان و قوت فهم و كثرت معارف آنان به واسطه آموزش و گذشت زمان و رشد جسمانی نيست، همواره مقبول خواص و عوام بوده است.
از دوران كودكی هر يك از ايشان، حكايات و داستانهای شگفتانگيز بسياری كه حاكی از نبوغ فوقالعاده و فعليت كمالات و فضائل آنهاست، نقل شده است. حتی معاويه، يزيد و عبداللهبنعمر نيز از علم لدنی آنها سخن میگفتند، چون ابوحنيفه كه وقتی حضرت موسیبنجعفر(ع) در سن هفت سالگی به سر میبرد، از ايشان مسائل فقهی میپرسيد و پاسخ میشنيد.
هركس در حالات آن بزرگواران مطالعه كند و علومی را كه در دوران كودكی و بعد از بلوغ از آنها صادر شده را ملاحظه كند، میفهمد كه اين همه علم و معرفت از راه تحصيل فراهم نمیشود.
علوم بیپايان اميرالمؤمنين(ع) را در همه رشتههای علوم اسلامی، حقوق، معارف، الهيات و ...، چگونه میتوان با تحصيل به دست آورد و كدام مكتب و مدرسه غير از مكتب خاص حضرت خاتمالانبيا(ص) میتوانست در آن زمان چنين فارغالتحصيل داشته باشد و كدام استاد میتوانست اين شاگرد بینظير را تربيت كند و غير از علی(ع) چه كسی میتوانست علوم نبوت را حمل كند و باب مدينه علوم نبی شود؟
علوم تمام اصحاب و شاگردان مكتب پيامبر(ص) در برابر علوم علی(ع) قطرهای در مقابل دريا بود. اين علوم از فضل خدا و ميراث آنان از رسول خدا(ص) است و صدور اين علوم اگر از خردسالان تعصب داشته باشد، از سالمندان نيز متعصب كننده است. مگر سالمندان ديگر ظرفيت اين همه علم را دارند؟ و مگر دانشمندان سالمند، اين گونه بدون سابقه و بالبداهه به مسائل مردم پاسخ دادهاند؟
در اين باب فرقی ما بين كودك هفت ساله و مرد 70 ساله نيست، هر دو بايد استوار خاص و صلاحيت تمام و كمال داشته باشند كه بتوانند اين علوم را اخذ كرده و مُلْهَمْ، مُفَهَّمْ و محدث به آن شوند.
همانگونه كه منصور(خليفه) در مورد امام جعفر صادق(ع) گواهی داد كه آن حضرت، از كسانی بود كه خدا در شأن آن میفرمايد «ثُمَّ اَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذينَ اصْطَفَیْنا مِنْ عِبادِنا ...». هر يك از امامان نيز بنده برگزيده خدا بودند كه خدا كتاب و علم كتاب را برايشان عطا فرمود و هيچگاه امت، از چنين شخصيتی از اهل بيت(ع) محروم نخواهد شد.
احاديث «ثقلين»، «سفينة»، «امان» و حديث «فی كّل خلف من امتی» و روايات ديگر همه مبين و مؤيد اين موضوع است و مرور زمان نيز ثابت كرد، غير از اين ذوات مقدسه فرد ديگری مصداق اين احاديث نيست و ايشان هستنند كه علمشان از علم خدا و بصيرتشان موهبت خاص خدا است و مسلمانان به شرق بروند يا به غرب، علم صحيح را جز در نزد آنها نخواهد يافت.